پایگاه‌های دفاتر استانی جنبش عدالتخواه دانشجویی
۲۵ شهریور ۱۳۹۳

اعتراض مجمع دانشجویان عدالتخواه قوچان به افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت خوابگاه

مجمع دانشجویان عدالتخواه قوچان پیرامون افزایش اجاره بهای خوابگاه های دانشجویی، نامه ای سرگشاده خطاب به ریاست این دانشگاه منتشر نموده است. در این نامه با نگاهی تحلیلی، به آسیب های این مسئله پرداخته شده و از مسئولین تقاضا شده است به این مسئله رسیدگی کنند. متن نامه به این شرح است: ریاست محترم دانشگاه […]

اساتید جنبش
  • آدرس غلط!

    این روز ها فضای سیاسی کشور را که رصد می کنم همه را درگیر آدرس غلط می بینم!

    آدرس های غلط این روزها جامعه را به دنبال خود به بیراهه می کشنانند. آدرس های غلط، تحلیل های غلط تر! انگار همه عزم فراموشی دارند. تیترها را که مرور میکنم مطمئن تر می شوم. استیضاح وزیر علوم! «بهارستان» روی موج «پایداری»! «نه» مجلس به افراط! و…

    خنده دار است. چقدر این هفته هوا داغ بود! و مطبوعات داغ تر. انگار همه می خواهند با دست خود چشم هایشان را بگیرند. و مسائل را جابجا به چشم مردم بکشانند. انگار دستی در غیب گوش ها را می گیرد، که مبادا از کرسنت و افتضاحات! وزیر اعظم سخنی به میان بیاید! انگار می خواهند «دانا»ی شان را فدای «اعظم» شان کنند! انگار مستر پرزیدنت هم بدش نمی آید! سری به اردبیل بزند.

    اما این همه ی ماجرا نبود. «برنامه ی دولت برای خروج غیرتورمی! از رکود» را مهم تر از همه دو هفته ی پیش لابه لای خبرها یافته بودم! این هم شاهکاری ست برای خودش! در حدی که کف و سوت و تشویق مسئولین صندوق بین المللی پول (imf) را به دنبال داشته است. همان سیاستی که دکتر نیلی بزرگ در برنامه پایش به سان یک کلاس درس ارشدش در دانشگاه شریف، آنقدر ساده و روان! ارائه اش داد که هر بچه ی دبستانی هم می فهمدش!!! ولی نمی دانم تا چه حد این «اقتصاد کتابی» توانسته مشکلی از این مملکت حل کند؟! البته اگر نخواهیم افتضاح دهه ی ۷۰ و دولت سازندگی را در اجرای این «اقتصاد کتابی»! دوباره به یاد بیاوریم.

    گذشته از همه ی اینها تعجبم را اما برخی تشکل های «شبه تشکل!» عجیب بر می انگیزند که از یک سو آنچنان بر طبل مخالفت با دولت می کوبند که هر روز باید طبلی عوض کنند! و از سوی دیگر به دلیل آنچه رهبری نظام «تحلیل های روزنامه ای» می نامند، آن چنان کدگیر! می شوند که عقل سلیم یک دانشجوی انقلابی را کنار می گذارند و بازیچه ی «جنگ زرگری» اصولگرا و اصلاح طلب می شوند! ۱۸ میلیارد دلار خسارت کرسنت را فراموش می کنند، مهم تر از آن درکی از «برنامه ی خروج غیرتورمی! از رکود» دولت ندارند و ایضا تحلیلی از این موضوع! اما بحث فتنه و دانشجوی ستاره دار و بورسیه های غیرقانونی که شروع می شود تا فردا صبح برایش روضه می خوانند. نکته ی خنده دارش این جاست که روضه شان هم غیر منطقی و کلی گویی ست!

    می خواستم از درک ناصحیح تشکل ها از فضای سیاسی کشور، از تحلیل های سطحی و روزنامه ای، از بازیچه ی احزاب شدن ها، از عدم اصلی و فرعی کردن مسائل و… بگویم. بگویم که این روزها دلم خون است، اما یاد تمجیدهای قلیل! رهبر انقلاب از وضعیت امروز جنبش دانشجویی که می افتم، امیدم را باز می یابم. آنگاه به یاد امام عظیم الشانمان می افتم که روزگاری انقلاب جنبش دانشجویی را انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول ذکر می کردند! برقی چشمانم را فرا می گیرد و ناگاه رد می شود. امیدم به آینده تثبیت می شود و…

    مطالب مرتبط:
  • سیاسی کاری یعنی مرگ جنبش دانشجویی

    یاداشت/ سلمان کدیور- دبیر جنبش

    « اخیرا مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید، پیرامون فضای حاکم بر دانشگاه‌ها و وضعیت مطلوب آن، از اینکه دانشگاه تبدیل به باشگاه سیاسی شود، هشدار دادند.

    قدر مسلم آن است که جنبش  دانشجویی پیش و پس از انقلاب اسلامی در تحولات تاریخی جامعه ایرانی نقش بسیار گسترده‌ای داشته است، به حدی که امام راحل (ره) از آن به عنوان مبدأ تحولات یاد کرده‌اند.

    دانشجو و جریان دانشجویی به عنوان وجدان آگاه جامعه و صدای آزاد اجتماع نتوانسته است هیچگاه خودش را از آنچه در بطن تحولات سیاسی اجتماعی جامعه می‌گذرد بی‌تفاوت ببیند امّا فهم یک مسئله مهم برای این جریان همیشه حیاتی بوده‌است و چه بسا در مقاطعی عدم درک درست از این موضوع باعث تصمیمات احساسی و تشکیل بحران‌های اجتماعی شده‌است و آن نکته چیزی نیست جز تشخیص فعالیت سیاسی سازنده.

    چند ویژگی را می‌توان ذکر کرد که زیر سوال رفتن آنها به مفهوم انحراف در جنبش دانشجویی محسوب می‌شود، استقلال و عدم وابستگی به منابع قدرت، عدم منفعت طلبی، آرمان خواهانه بودن، ظلم ستیز بودن، مخلصانه بودن مطالبات دانشجویی نه مغرضانه بودن آن، از جمله این ویژگی ها است.

    جریان دانشجویی نشأت گرفته از احساسات پاک جوانانی است که خود را حنجره‌ای برای مردم و تاریخ می‌دانند، نه ابزاری در دست کارتل‌های قدرت و ثروت و وقتی مقام معظم رهبری سخن از این باب می‌کنند که دانشگاه‌ها نباید تبدیل به باشگاه احزاب شوند، دقیقا توجه به حفظ این ارزش‌ها است نه اینکه ایشان مدافع رکود فعالیت سیاسی در دانشگاه باشند.

    حضور فعالانه جنبش دانشجویی در عرصه سیاست ضرورتی غیر قابل انکار است اما نکته قابل توجه و تامل در این عرصه، قرائت‌ها و برداشت‌های مختلف از مفهوم «دانشجوی سیاسی» است که باعث انحرافات و آسیب‌هایی بر تشکل‌های دانشجویی می‌شود.

    «دانشجوها باید سیاسی بشوند؛ یعنی فهم سیاسی پیدا کنند، فهم سیاسی غیر از سیاسی کاری و سیاسی بازی است، غیر از دست‌خوش جریان‌های سیاسی شدن است، اتفاقا فهم سیاسی باعث می‌شود آدم دست‌خوش جریان‌های سیاسی نشود…من همیشه روی این حرفم تکیه می‌کنم که دانشگاه باید سیاسی باشد تا فریب نخورد و وسیله‌ای برای کسانی نشود که می‌خواهند سر به تن نظام نباشد.» ( مقام معظم رهبری۲۷ شهریور ۷۸) ‬‬‬‬‬‬

    گرفتار شدن در دام جریانات و احزاب سیاسی به حدی برای حیات و ذات جنبش دانشجویی خطرناک است که مقام معظم رهبری از آن تعبیر اختاپوس می کنند:

    «یکی از آفات جریان دانشجویی، به دام گروه ها و احزاب افتادن است، مواظب باشید اختاپوس احزاب و سازمان ها به سراغتان نیاید»

    ( بیانات امام خامنه‌ای ۱ آذر ۷۶)

    متأسفانه یکی از آسیب‌های همیشکی جنبش دانشجویی همین نکته بوده‌است، با روی کار آمدن هر دولت و هر حزبی بر ساختار اجرایی و سیاسی کشور، این گروه‌ها و احزاب سعی بر شبکه سازی حزبی تحت لوای جریان دانشجویی را داشته‌اند تا از طریق آن اهداف و منافع حزب و جریان خودشان را پیگیری کنند، نه آن حقیقتی را که روح جوان مومن و معتقد دانشجو به دنبال آن است و به تبع این فرایند، ما شاهد این قضیه بوده‌ایم که برخی تشکیلات‌های دانشجویی عملا و علنا تبدیل به پیاده نظام برخی احزاب شده‌اند.

    این ابزار قرار گرفتن جریان دانشجویی همیشه منتسب به یک حزب خاص نبوده و ما می‌بینیم در هر دو طیف جریان اصلاح طلب و اصولگرا، جریانات دانشجویی وابسته و ابزار شکل گرفته است.

    جریان دانشجویی در مقاطعی از این نکته غافل شد که دعوای اصلاح طلب و اصولگرا، دعوای چپ و راست و سایر دعواهای جناحی رایج در کشور هیچ‌گاه اصالت نداشته است بلکه یک دعوای زرگری برای انحراف اذهان توده‌ها بوده است.

    جریان دانشجویی بعضا از این نکته غفلت کرده‌است که چپ و راست علی رغم اینکه در بلندگوها و تریبون‌های اجتماعی سیاسی با هم رقابت شدید دارند، امّا در پشت پرده یا زیر میز بر سر مسائلی چون تقسیم قدرت و منافع اقتصادی با هم رفاقت نزدیکی داشته‌اند و آن جنجال‌ها برای احساسی کردن فضای سیاسی و استفاده ابزاری از احساسات پاک جوانان و دانشجویان به عنوان ابزار بوده‌است.

    برای همین است که می‌بینیم برخی مقاطع خواست و مطالبه جنبش دانشجویی، نه خواست و مطالبه مردم، انقلاب و اسلام است، بلکه دغدغه جریان دانشجویی چیزی جز دغدغه‌های احزاب و سازمان‌ها نیست.

    وقتی چنین آسیبی رخ دهد و حرف و کلام دانشجویان با مرام و مقصد احزاب و سازمان‌ها یکسان بشود، خصوصیت استقلال گفتمانی از جریان دانشجویی سلب می‌شود و این جریان که باید در خدمت مردم و مستضعفین باشد و مشکلات و مسائل جامعه را در محیطی علمی طرح و حل کند، به ناگاه در دام مطالبات و نگاه‌های منفعت طلبانه گروه‌های سیاسی قرار می گیرند.

    یکی دیگر از آسیب‌های تبدیل جنبش دانشجویی به ابزار سازمان‌ها و دولت‌ها این است که مسائل مربوط به تقسیم و تسهیم قدرت بین احزاب برای دانشجویان اصالت پیدا کرده و تبدیل به دغدغه می‌شود اینجاست که احزاب و گروه‌های سیاسی برای کسب قدرت بیشتر در عرصه سیاسی کشور، دانشگاه‌ها را ابزار و اهرم فشار قرار می‌دهند.

    آنچه در واقعه ۱۸ تیر رخ داد تبلور همین امر بود، استفاده از جنبش دانشجویی به عنوان اهرم فشاری علیه حاکمیت برای کسب قدرت سیاسی، اجتماعی.

    با توجه به شرایط امروز انقلاب و جهان اسلام دانشگاه‌های ما باید دو رسالت مهم را به انجام برسانند که تحقق این دو هدف در فضایی آرمان‌خواهانه و انقلابی محقق می‌شود، نه فضایی سیاست زده و ابزاری.

    اولین محوری که جریان دانشجویی باید خود را نسبت به آن حساس نشان دهد، مسئله انقلاب اسلامی و حراست از آن است.

    این امر نیاز به گفتمان‌سازی عمیق توسط جریان دانشجویی دارد، گفتمانی که به روح و آفات انقلاب واقف باشد و هر گاه احساس خطری برای آرمان‌ها و اهداف این انقلاب حس کرد، وارد صحنه شده و با فریاد کردن آرمان‌ها، مانع از انحراف انقلاب شود.

    در نگاه جریان دانشجویی باید میان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تفاوت قائل شد انقلاب اسلامی روحی واحد و ثابت و ساکن است که فقط یک قرائت از آن صحیح است و آن قرائتی بر مبنای اسلام ناب است.

    امّا جمهوری اسلامی با روی کار آمدن هر حزب یا گروه، رنگ و بویی متفاوت می‌گیرد و هر دولتی به نوعی متفاوت با سایرین از آن تعریف ارائه می‌کند.

    در نگاه جریان دانشجویی، جمهوری اسلامی، کالبدی برای انقلاب اسلامی است، دانشجوی مومن و معتقد باید نگاهش به تمام جریانات سیاسی و اجتماعی؛ به تمامی دولت‌ها و احزاب و عملکردشان، بر مبنای انقلاب اسلامی باشد، یعنی از دریچه انقلاب اسلامی به کشور و نیازهایش توجه کند، نه از زاویه سیاست و سیاست زدگی.

    دومین رسالت، رسالت تولید علم برای رفع نیازهای کنونی انقلاب و جهان اسلام است، جمهوری اسلامی به عنوان کشوری که برآمده از اراده آزاد مردم بوده و در وادی نوع زندگی و نوع جهان بینی، عقیده‌ای مخالف عقیده رایج در جهان دارد، باید برای اثبات این ادعاها به تولید علم پیرامون نظرات راهبری خویش مبادرت کند.

    به عبارت صحیح‌تر باید چنین گفت که با تحقق انقلاب اسلامی، کشور ما در زمینه‌های مختلف از شئونات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شعارهایی را سر داده است که اگر این شعارها به تحقق نرسد، انقلاب در آینده‌ای نه چندان دور با بحران کار آمدی روبرو خواهد شد.

    هدف از روی دادن انقلاب تاسیس یک حکومت با تابلوی اسلام شیعی نبوده است، بلکه هدف آن تحقق تمدن اسلامی است.

    تمدنی با اقتصادی متفاوت از اقتصاد لیبرالی، سیاستی فارق از نگاه قدرت و استعمار، فرهنگی عاری از برهنگی و اباحه.

    جامعه دانشگاهی باید نرم افزار تحقق چنین تمدنی را تهیه کند و علت تاکید بسیار زیاد رهبری بر مسئله تولید علم و حرکت علمی دقیق نیل به این اهداف است.

    امروزه جهان اسلام با پدیده بیداری اسلامی روبرو شده است که نشأت گرفته از انقلاب ایران بوده است.

    هدایت و برنامه دادن به این جریانات به این نیازمند است که جمهوری اسلامی از لحاظ علمی و تجربی به یک الگوی بالنده برای سایر ملّت ها تبدیل شود، این رسالت بی شک بر عهده دانشجو و جامعه دانشگاهی است.

    با روشن شدن این دو هدف کلان استراتژیک به خوبی روشن می‌شود که سیاسی شدن و در دام احزاب و دولت‌ها افتادن چه سم مهلکی برای بقا و امتداد انقلاب است.

    سیاسی شد و دستمایه احزاب شدن، و فارغ گشتن از نگاه کلان به مقوله انقلاب اسلامی و نیازهای آن، باعث می‌شود جنبش دانشجویی به مسائل دست چندم قشری سرگرم شده و زمینه تشویش و بی ثباتی در دانشگاه‌ها را فراهم آورد و وقتی چنین شد، تولید علم برای نیازهای امروز و فردای انقلاب، از اولویت افتاده و به حاشیه می‌رود.

    پیامد سیاسی شدن جریان دانشجویی چیزی جز محافظه کاری و مصلحت سنجی های کاذب در صحنه داخلی و بین الملل نخواهد بود، همان چیزی که به تعبیر رهبری انقلاب، به عنوان قتلگاه انقلاب اسلامی معرفی شده‌است، اینجاست که مطالبات جنبش دانشجویی مطالباتی فرمایشی و غیرضروری می‌شود که نه اصلاحی را ایجاد می‌کند و تغییری را در وضع موجود ایجاد می‌سازد و این چیزی نیست جز مرگ جنبش دانشجویی.»

    مطالب مرتبط:
  • دموکراسی؟ اینجا نه!

     

    نویسنده : محمدمهدی فروزان­فر

    هرگاه واژه دموکراسی به گوش می­رسد، ناخودآگاه ذهن درگیر انتخابات ریاست جمهوری می­گردد. گرچه این سوگیری ذهنی به دور از حقایق نیست، چنانکه برخی تاریخچه دموکراسی را مربوط به قرن پنجم میلادی و نظریه­های افلاطون و ارسطو در خصوص حاکمیت عوام که مدلی برای حکومت اکثریت بر جامعه بوده است، می­دانند؛ اما با گذر زمان این واژه بسط معنایی بیشتری یافته است.

    فارغ از تاریخچه دموکراسی، دموکراسی با همان معنای نخستین خویش دارای اشکالات فراوانی است. آن­هنگام که مسئله، تصمیم­گیری است، بسیاری از مردم حقیقتن قدرت تمییز درست از نادرست را ندارند؛ دچار تعصبات پنداری و یا اسیر جوسازی­های محیطی می­گردند. همه ما کم و بیش همین خصایص را در خود احساس می­کنیم. گرچه عوامل تشدیدکننده و یا تحدیدکننده­ای چون سن، سطح تحصیلات، جنسیت و… بر این خصایص اثرگزارند؛ اما در هر اندازه، این خصایص از ما جداناشدنی و تفکیک­ناپذیر به نظر می­رسد. برخی عوامل تاثیری دوسویه دارند. به طور مثال گرچه با افزایش سن، چارچوب­های فکری شکل یافته و فرد دچار شانتاژهای خبری و جوسازی­های محیطی نمی­گردد اما همین چارچوب­های بسته می­تواند زمینه تعصبات فکری را پدید آورد.

    تنها عوام، مسئول تصمیمات نادرست نیستند. بسیاری از تصمیماتی که عوام می­گیرند تحت تاثیر جریان­های فکری تحمیل­شده و رپرتاژهای خبری از سوی خواص جامعه است. در بسیاری از موارد عدم درک صحیح موقعیت، ناشی از عدم وجود اطلاعات کافی و حقیقی و حتی عدم وجود منابع اطلاع­رسانی بی­طرف و راستگو است.

    بنا بر نقد نظریه خواست اکثریت نداریم، چرا که به هر تقدیر این نظریه تقریبن در تمام جهان اجرا می­شود. بسیار خب! این نظریه را پذیرفتیم! اما از نگاه نویسنده، بسط نظریه از خود آن می­تواند مثمر ثمرتر باشد.

    آنچه متاسفانه رویه جاری در انتخاب ریاست دانشگاه­ها می­باشد، فاجعه­انگیز است. جدا از این موضوع که چه حزب یا گروهی متولی وزارت علوم گردد و چه کسانی را به ریاست دانشگاه­ها برگزیند این مسئله فاجعه­انگیز است. تنها چندی از مشکلات حاصل از این نوع انتصاب را مورد بررسی قرار خواهیم داد. مجددن تاکید می­کنم که این موضوع می­بایست بدون موضع­گیری­های سیاسی بررسی شود.

    نخستین و بدیهی­ترین مشکلی که این انتصاب پدید می­آورد، موضوع منشا قدرت و وابستگی است. آن­هنگام که رئیس یک دانشگاه، توسط کسی غیر از دانشجو انتخاب گردد، خود را به هرکس پاسخگو می­بیند به غیر از دانشجو. رئیس یک دانشگاه می­بایست برای دانشجو باشد و نه بر او. در این نوع به­کارگماری شخص منتصب به واسطه آن­که منشا و منبع قدرت خود را خارج از دانشگاه می­بیند، تمام تلاش خود را در جهت رضایت عامل خارجی قدرت، به عمل می­آورد. این او را از خدمت به دانشجو بازداشته و وادار به انجام اعمال تبلیغاتی و ظاهری می­نماید.

    دومین مشکل ایجادشده به واسطه این نوع انتصاب، اهداف شخص منصوب­کننده از نصب آن منصوب است. اگر شخص منصوب­کننده هدف­های پنهانی را دنبال کند و نه رشد علمی دانشگاه­و دانشجو، این امر نیز می­تواند فاجعه­انگیز باشد. آن­هنگام که فرد منصوب­شده، دلیل نصبش را پیشبرد اهداف سیاسی افرادی بداند، طبیعتن و باید تلاش خود را در جهت برطرف ساختن آمال و خواست­های سیاسی به کار بندد. این امر، شدیدن موجب کاهش رشد علمی و تردید برای گام نهادن در فضای مترقی علمی می­گردد. بودجه­ها جای آن­که در راه علم هزینه شود، در راه سیاست­بازی مصرف می­گردد. ضرر دیگر در همین راستا خفقان حاصل، برای اندیشه­های سیاسی موجود اما متفاوت است. منصوب خود را موظف به آرام ساختن سخنان متفاوت و حتی سرکوب اندیشه می­داند. و نمی­توان این مشکل بزرگ را تنها متوجه او دانست.

    سومین مشکل ایجاد شده حاصل این انتصاب، دور شدن دانشجو، از فضای موجود دانشگاه است. اگر شما در انتخاب فردی سهم نداشته باشید، در کمک به او نیز سهمی برای خود قائل نیستید. دانشجو خود را مسئول وضع موجود دانشگاه نمی­داند و برای برطرف ساختن مشکلات همتی به خرج نمی­دهد. در چنین شرایطی اصلن عجیب نیست که دانشجو نه تنها رئیس دانشگاه را یک بار از دور ندیده باشد، بلکه حتی از روی ظاهر او را نشناسد و حتی نام او را نداند. این اصلن عجیب نیست.

    موارد بیان­شده، تنها چندی از مشکلات حاصل از این نوع نگاه به دانشگاه را نشان می­دهد. حال سوالی که  مطرح می­شود این است: راه حل در کجاست؟ جواب ساده است! وقتی مدل دموکراسی را با همه ایراداتش برای جامعه به اجرا در می­آوریم، چرا این مدل را در دانشگاه­ها پیاده نکنیم؟ دانشجوها قشر باسواد و فهمیده این جامعه هستند و اگر حق انتخاب را برای آنان قائل نباشیم، برای هیچ کس نمی­توان این حق را قائل شد.

    پیاده­سازی این رویه در دانشگاه می­تواند موجبات فعال­سازی دانشجوها و زنده شدن روحیه همکاری، مسئولیت­پذیری و نیز بیدار شدن روحیه مطالبه­گری شود. آن­هنگام، دانشگاه برای دانشجو است؛ و این دانشجو است که برای خود تصمیم می­گیرد و نه کس دیگری.

    مطالب مرتبط:
  • اقتصاد مقاومتی یعنی ایستادگی بر آرمان‌های انقلاب

    حسن رحیم پور ازغدیعضو شواری عالی انقلاب فرهنگی گفت: اقتصاد مقاومتی سیاست‌های اقتصادی را به گونه ای تنظیم‌ می‌کند که کمترین وابستگی را به خارج و بیشترین تمرکز را در نیروها و پتانسیل‌های داخل کشور دارد و در عین حال پای آرمان‌های انقلابی و مقاومت اسلامی محکم و استوار ایستاده باقی می‌ماند.

    حسن رحیم‌پور ازغدی در دوره تمهیدی حج روحانیون اهل‌سنت در بندرعباس با اشاره به تلاش استکبار در انحراف و نابود کردن بیداری اسلامی خطاب به روحانیون اهل‌سنت، اظهار داشت: استکبار هر کدام از کشورهایی که در آن بیداری اسلامی شکل گرفت را از راه‌های جنگ مذهبی، قبیله‌ای، حزبی و غیره از مسیر اصلی خود منحرف کرد.

    وی با بیان اینکه بیداری اسلامی در مصر توسط یک کودتا منحرف شد و بیداری اسلامی در لیبی را با جنگ قبیله‌ای روبرو کردند زیرا از ایجاد جنگ مذهبی در این کشور ناتوان بودند، تصریح کرد: به گونه‌ای جنگ و خونریزی راه‌ انداخته‌اند که مردم از انقلاب متنفر شوند زیرا قبل از این امنیت و آسایش داشتند اما حالا امنیتشان سلب شده است.

    این استاد دانشگاه با اشاره به اسناد و مدارک در کتب تاریخی مبنی بر وحدت مستحکم شیعه و اهل‌سنت در طول تاریخ افزود: نهادینه کردن فرهنگ وحدت در جامعه بزرگترین خدمت به اسلام است.

    وی با اشاره به بدعت‌های وهابیت در اسلام همچون جهاد نکاح و عملیات‌های انتحاری گفت: آنها معتقدند شیعه مشرک است اما چرا کمربندهای انتحاری وهابیت برای اسرائیلی‌ها منفجر نمی‌شود و اینجاست که به مزدور بودن وهابیت پی می‌بریم.

    رحیم‌پور ازغدی با اشاره به تعریف اقتصاد مقاومتی تشریح کرد: کارشناسان به دو نوع سبک و روش اقتصادی جهت حل مشکلات اقتصادی کشور تقسیم می‌شوند، عده‌ای معتقدند که باید فیتیله شعارها و آرمان‌های انقلابی پایین کشیده شود به این معنا که دیگر از مردم ستمدیده فلسطین حمایت نکنیم و سکان امورات مملکت را از جمله انرژی هسته‌ای، سیاست‌گذاری وزارت خارجه، تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی و سایر موارد را به دستان استکبار بگذاریم و به شکلی با این حقارت‌ها خود را به چند کشور اروپایی نزدیک کنیم تا شاید دلشان برایمان بسوزد و اگر صلاح دیدند مقداری از فشار تحریم‌ها را علیه ما کم کنند.

    وی ادامه داد: اما در نقطه مقابل برخی کارشناسان نوع دیگری از راه‌حل مشکلات اقتصادی تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» را معرفی می‌کنند که حل مشکلات اقتصادی کشور را در داخل کشور می‌داند نه خارج کشور و سیاست‌های اقتصادی را به گونه ای تنظیم‌ می‌کند که کمترین وابستگی را به خارج و بیشترین تمرکز را در نیروها و پتانسیل‌های داخل کشور دارد و در عین حال پای آرمان‌های انقلابی و مقاومت اسلامی محکم و استوار ایستاده باقی می‌ماند.

    منبع: تربیون مستضعفین

    مطالب مرتبط:
کلیه حقوق محفوظ است.
طراحی و تولید در شبکه اردی‌بهشت