رفتن به بالا
  • دوشنبه - 25 دی 1391 - 12:49
  • کد خبر : ۱۲۵۵۳
  • مشاهده :  374 بازدید
  • چاپ خبر : نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی به حجت الاسلام رئیسی پیرامون طلبه سیرجانی

نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی به حجت الاسلام رئیسی پیرامون طلبه سیرجانی

جنبش عدالتخواه دانشجویی در نامه ای خطاب به حجت الاسلام رئیسی رئیس دادگاه ویژه روحانیت سوالات و مباحثی را پیرامون وضعیت حجت الاسلام جهانشاهی معروف به طلبه سیرجانی مطرح کرد.

جنبش عدالتخواه دانشجویی در نامه ای خطاب به حجت الاسلام رئیسی، رئیس دادگاه ویژه روحانیت، سوالات و مباحثی را پیرامون وضعیت حجت الاسلام جهانشاهی معروف به طلبه سیرجانی مطرح کرد.

متن کامل این نامه بدین شرح است:

بسمه تعالی

از: جنبش عدالتخواه دانشجویی
به: ریاست محترم دادگاه ویژه روحانیت؛ حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای رئیسی
همانطور که مستحضرید قریب به چهار ماه از زندانی شدن علیرضا جهانشاهی (معروف به طلبه سیرجانی) و همراه جوانشان می گذرد و هنوز هیچ خبر موثقی در مورد ایشان منتشر نشده است. این وضع نگران کننده در حالی است که در این مدت بسیار طولانی، نامبرده بدون هیچ تفهیم اتهام و یا محکومیتی در زندان اوین محبوس بوده اند. به راستی باید از دستگاه قضا که طبق قانون اساسی مجری عدالت در سطح جامعه است و از سوی دیگر باید ملجأ و پناه ضعیفان و ستمدیدگان باشد، از چنین اجحاف بزرگی پرسید که طبق کدام بند از قانون و شرع و به چه اتهام نامعلوم و نامفهومی چنین اقدامی صورت پذیرفته است؟

طبق کدام اصول فقهی و و کدام مبنای اجرای عدالت می توانید شخصی را بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشد دستگیر کرده و قریب به سه ماه او را از دیدار خانواده اش محروم کنید، بدون اینکه هیچ خبری از او منتشر نمایید؟

آیا مرخصی های پزشکی، حق استفاده از وکیل مخصوص، ارتباط با جامعه و دیدار با خانواده و سرکشی به آنان حق گروه خاصی از افراد هست ولی حق مظلومان و بی پناهان نیست؟

آیا اسلام آمده است تا حقوق از دست رفته آنان را بازگرداند یا رنج مستضعفین را مرهم بگذارد؟

جنبش عدالتخواه دانشجویی مدت هاست که به انحاء گوناگون با برخی گروه ها، افراد، شخصیت ها پیرامون حساس نمودن آنان به این واقعه تلاش نموده است و سعی نموده این درد بزرگ را درفضایی آرام و بدون تنش پیگیری نماید؛ امّا آنچه این روزها می بینیم و می شنویم حاکی از این است که برخی نهادها و جریان ها، مشغول تسویه حساب سازمانی با طلبه ای هستند که هنوز اتهام و جرمش معلوم و مشخص نیست.

اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی بنا بر رسالتی که بر دوش دارد و وظیفه ای که پیرامون دادخواهی از مظلومین بر عهده گرفته است به این وسیله از شما به طور جدی مطالبات زیر را بیان می کند:

1- هر چه سریعتر جامعه و اذهان مشوش شده مردم پیرامون این قضیه روشن کنید و اطلاعات موثقی از حال آقای جهانشاهی منتشر نمایید.

2 – قوه قضائیه باید به این پرسش مهم و امر نگران کننده پاسخ دهد که چرا شخصی را در عین بی عدالتی و مخالفت با قانون و شرع در حبس نگاه می دارد بدون اینکه دادگاهی برای او تشکیل دهد.

3- چرا از خانواده ایشان حق ملاقات را سلب نموده اید؟

در پایان جنبش عدالتخواه دانشجویی از شما درخواست ملاقات اعضای شورای مرکزی این اتحادیه دانشجویی با علیرضا جهانشاهی و همراه شان را دارد تا به این وسیله از سلامت روحی و جسمانی نامبرده مطلع و از چگونگی و چرایی وضعی که به آن دچار هستند، اطلاعات موثق به دست آورده و در اختیار مومنین به اسلام و انقلاب بگذارند.

به امید طلوع عدالت گستر گیتی

جنبش عدالتخواه دانشجویی

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


7 دیدگاه برای “نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی به حجت الاسلام رئیسی پیرامون طلبه سیرجانی”

  • یکی از همین حوالی says:

    یا غیاث المستغیثین

    سلام آقای جهانشاهی! سلام طلبه سوخته دلی که باور نکردی مردم کوفه اهل وفا نیستند و خودت را اینچنین گرفتار کردی، چنان که حیران شده ای اینجا کجاست و ما دیگر چه مردمانی هستیم! خُب مقصر خود شمایی عزیز دل برادر؛ چکار داشتی – و داری – که یک عده از فضل خدا، صاحب ثروت های نجومی شدند که جنابعالی اسم شان را گذاشتی زمینخوار و خواستی محاکمه شوند و پشت کفش ات را وَر کشیدی تا چنگ عدالت گریبان آنان را بگیرد! اصلا جنابعالی را سَنَنَه، سر پیازی یا ته پیاز ؟!! مملکت قانون دارد و ساربان می داند شترش را کجا بخواباند، جنابعالی نمی دانستی کجا بخوابی که آب نرود زیرت مومن!!

    چند سال است که اعوان و انصار عدلیه دارند می گردند پی نخود سیاهی که جنابعالی انداختی وسط گود و ادعا کردی زمینخواران سیرجانی هکتار هکتار زمین خورده اند (خوت زمین خورده ای برادر حواست کجاست؟!) و چنین و چنان کرده اند که بیا و ببین!! اگر راست می گفتی و ادعای واهی نکرده بودی، پس چرا برای خالی نبودن عریضه یک زمیخوار در سیرجان شناسایی و بازداشت نشد؟! برو خدا را شُکر کن آنهایی که آبروی شان را بردی (همان کسانی که ادعا کردی زمینخواران بزرگ اند!!!) علیه ات شکایت نکرده اند و شاکی خصوصی نداری پدر آمرزیده!

    جنابعالی یک نفره می خواستی شقّ القمر کنی و یقه کسانی را بگیری که هزاران مثل ترا می خرند و آزاد می کنند و برای همان حسین (ع) که پیامت را به نام پروردگارش آغاز کرده ای، کرور – کرور شام و ناهار نذری می دهند ؟! خُب این نتیجه همان کلّه شقّی جنابعالی است که فکر می کردی می توانی با آن جماعت در بیفتی و سر شاخ بشوی و آب هم از آب تکان نخورد و دست آخر هم بگویند؛ خیلی ممنون که پایت را کردی توی کفش ما!!! آبروی آن بیچاره ها را بردی و آنها هم بزرگواری کرده و یقه ات را نچسبیدند که نابودت کنند، فکر کردی علی آباد خرابه هم شهری است و به دنبال شهردار می گردند که داوطلب شدی ؟! مومن اگر نخورده ای نان و کالباس، ندیده ای هم دست اوستا عباس؟!!

    یک دفعه که با پیاده روی در حاشیه جاده ها، شان و شئون روحانیت را زیر پا گذاشتی و می خواستند حالت را جا بیاورند و به جنابعالی بفهمانند که؛ یک من ماست سه کیلو می شود، نورچشم ما فرمودند: سپاسگزار تلاش های خداپسندانه شمایند و دستور دادند آزادت کنند و آزاد شدی، اما آرام نشدی و همچنان بر طبل مبارزه با مفاسد اقتصادی کوبیدی و انگار که متولی شرعی قضیّه ای، ول کُن ماجرا نبودی!! به مجلس و قوه قضاییه و چه و چه نامه نوشتی و جوسازی کردی که امنیت ملی را به هم بزنی و آب بریزی به آسیاب دشمنان ؟!! چون عزیزانی که مخاطب نامه ات بودند بزرگواری کردند و یقه ات را نگرفتند؛ چرا دروغ سرهم کرده و با آبروی دیگران بازی نموده ای، گمان کردی ترسیده اند و سوءاستفاده ات از لباس روحانیت بیشتر شد؟!!

    به اسم مطالبه منویات حضرت سید علی (مدظله العالی) اسب ات را زین کردی و در حاشیه حرم امن حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) چادر زدی و باز هم بر ادعاهای واهی ات پای فشردی که عده ای دارند بیت المال را می خورند و باید یقه شان گرفته شود و به تیغ عدالت مجازات شوند تا مفهوم عینی عدالت علوی پدیدار گردد!! بدتر از این، در چادرت از برق همسایه و اینترنت هم استفاده کردی و یک وبلاگ قراضه راه انداختی تا باز هم کاری خلاف شئون روحانیت انجام بدهی و تقدس لباس ات را فدای ادعاهای واهی و من درآوردی ات کنی که؛ آی دزدیدند و بردند و خوردند و مسلمانان را تهمت زدی و افترا بستی که غارتگرند و مال مردم خور و خواستار مجازات بی گناهان شدی مرد حسابی!!!

    همانجا بود که امثال «سعید قاسمی» ها و «وحید جلیلی» ها و «مسعود دهنمکی» ها و «نادر طالب زاده» ها را اغفال کردی ( چون خام بودند فریب شان دادی) که حرکت ات را تایید کنند و با جنابعالی عکس یادگاری بیندازند و بیانیه بدهند که باید درخواست های طلبه سیرجانی – یعنی جنابعالی – مورد توجه قرار بگیرد و به جرایم ارتکابی عده ای که مدعی بودی مرتکب جرم شده اند، بر اساس قانون و بدون تبعیض رسیدگی شود و از این قبیل حرف های بی اصل و اساس!! پس کو آن مجرمانی که با سماجت از جرم شان دَم می زدی و خودت را آواره و دربدر کرده بودی تا ثابت کنی بیت المال مسلمین را چَپو کرده اند آقای جهانشاهی ؟!!

    چادرت را از بیخ کندند، خودت را هم دستبند زدند و چشم بسته بردند و سعی کردند به جنابعالی بفهمانند که خودتی و خودت و ادعاهای واهی ات که هیچ دادگاهی حاضر نیست درستی یا نادرستی آن را به محاکمه بنشیند، اما باز هم دو ریالی ات نیفتاد که بروی دنبال زندگی و زن و بچه ات و دست برداری از این اموری که در شان روحانیت نیست!!

    خیلی از خودت راضی بودی آقای جهانشاهی! برای همین، جوان های کم سن و سال را دور خودت جمع کردی و پیاده روی قم – جمکران و میدان قیام تا دانشگاه تهران را راه انداختی و موجب اختلال در امنیت کشور شدی تا دشمنان سوءاستفاده کنند و بگویند؛ یک روحانی، مدعی فساد مالی گسترده در کشور است و هیچکس حاضر نیست به این ادعا رسیدگی کند!! اگر با این حرکت ضدانقلابی ات برخورد نشد، دلیل نبود که حق با جنابعالی است، شاید مصلحت این بود که خودت سر عقل بیایی و دست برداری از این ستیز بی حاصل!

    دست بردار که نبودی هیچ، دیگر جدی جدی خیالاتی شدی که تکلیف داری از حرکت های مشروع و حق طلبانه دفاع کنی و بلند شدی رفتی بروجرد، در تحصن طلاب آنجا جلوی دادگاه ویژه روحانیت مشارکت کردی و باز هم آب به آسیاب دشمن ریختی و جنجال راه انداختی که؛ طلاب دستگیر شده بی گناه اند و باید آزاد شوند و از این قبیل حرف های بی ربط!! خُب روحانی اگر روحانی باشد، از این کارهای خلاف شئون روحانیت انجام می دهد آقای جهانشاهی ؟!! جلوی دادگاه ویژه پتو پهن می کنی و پاهایت را دراز کرده و معرکه حق طلبی می گیری و توقع داری نیایند بساط ات را جمع کنند و حق ات را بگذارند کف دست ات مرد حسابی ؟!

    حالا که چهار ماه است آب خنک نوش جان می کنی و هیچکدام از کسانی که فریب شان داده بودی، سراغت را نگرفتند و نپرسیدند چه بر سر آن طلبه سیرجانی آمد، تازه به صرافت افتاده ای آنان را با وجدان شان درگیر کنی و به یاد قیامت شان بیندازی که به یاری ات برخیزند و پیام دو خطی می دهی و تهدیدشان می کنی که؛ یادشان باشد تنهایت گذاشتند ؟!! مگر جنابعالی به خاطر یاری آنان، دست از سماجت بر نداشتی آقای جهانشاهی ؟!

    هنوز هم دیر نشده مومن، وقت هست که سرت را بیندازی پایین و به زندگی و زن و بچه ات برسی و بی خیال ادعاهای واهی بشوی و تهمت زدن به عده ای از مسلمانان را کنار بگذاری و بروی رد کار خودت و درس و بحث طلبگی و اینجور چیزها که خلاف شئون روحانیت نیست و کسی هم بابت آن، به جنابعالی توهین نمی کند و دستبند نمی زند و بلاتکلیف در «اتاق 1 بند ویژه روحانیت اوین» نگهداری نمی شوی !!

    راستی، سید حمید مشتاقی نیا در وبلاگ اش ( اشک آتش) از قول همسر درد کشیده و رنجدیده ات نوشته است؛ در تماس تلفنی با وی، اعلام نموده ای به اعتصاب غذا دست زده ای و وصیت نامه ات را نوشته ای و تا تکلیف ات روشن نشود اعتصاب غذایت را نمی شکنی! چه فکر کرده ای مومن، فکر کرده ای آنان که می خواهند ساکت ات کنند، ناراحت اند که اعتصاب غذا نموده ای و نگران سلامتی ات می شوند ؟!

    خیلی ساده ای آقای جهانشاهی، آنان از خدا می خواهند اعتصاب غذا کنی و انقدر سماجت به خرج بدهی که خود به خود ساکت شوی و بروی آن دنیا تا شّرت کم شود و موی دماغ شان نباشی مومن !!! پیام آقا سعید قاسمی خیلی واضح است؛ شهادت در انتظار جنابعالی لحظه شماری می کند، می گویی نه امتحان اش مجانی است، باش تا شهید شوی و خیال همه آنانی که ناراحت شان کرده بودی راحت شود و کسی نباشد بی خود و بی جهت به آنان تهمت سنگین بزند که زمینخوار اند و غارتگر بیت المال !!

  • طلبه سیرجانی می تونه یگانه نماد برخورد با عدالت خواهان باشه

  • تجمع با اعلام عمومی بگذارید. ماهم هستیم.

  • چرا سکوت کردید؟ چرا یه تجمعی برگزار نمی کنید . بهتر نبود انصار حزب الله به جای قشون کشی جلوی سینماها بیایند اینجا و اعتراضی بکنند؟؟!!!

  • لطفا اگه قرار شد تجمع برگزار کنید توی اصفهان هم باشه

  • یک سید همراه سابق says:

    چرا طلبه تبریزی از طلبه سیرجانی جدا شد؟ بخاطر گرایشات خاص طلبه سیرجانی….
    من با شناختی که از استاد بجانی یا همان طلبه تبریزی دارم اگر واقعا دغدغه این آقا انقلاب بود از وی راهش را جدا نمی کرد…
    شاید این نظرو منتشر نکنین. اما واقعا جواب بدین: روح الله بجانی کجاست؟ کمیل کاوه کجاست؟ خادملو کجاست؟ بچه های مشریه کجان؟ طلبه کلیبری کجاست؟

  • “یکی از دوستان میگفت اگر نا امید شدم بر له این نظام قیام میکنم یکی از دوستان میگفت من که همه چیز را گذاشتم کنار برای اسلام آمدم حوزه اگر ببینم به اسم اسلام قرار شود اسلام را ذبح کنند حوزه را هم کنار میگذارم و ریشه این چنین کسانی را میخشکانم”
    شما این نظر را تایید میکنید بعد نظر من را تایید نمی کنید
    ممنون از این همه عدالت!!!!