رفتن به بالا
  • سه شنبه - 8 اسفند 1391 - 19:45
  • کد خبر : ۱۲۷۶۵
  • مشاهده :19 بازدید
  •   
  • Print Friendly
deffult

از اين فاجعه تاريخي جلوگيري کنيد

اشاره: آنچه در ادامه می‌آید مشروحی است از مناظره محمد سعید احدیان، سردبیر روزنامه خراسان و محمد مهدی برادران، معاون برنامه‌ریزی و توسعه شهردار مشهد پیرامون «مسایل اجتماعی فرهنگی پایتخت معنوی ایران اسلامی» می‌باشد. خلاصه گزارش را میتوانید در این لینک مطالعه کنید. سالن اجتماعات دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد مشهد عصر سه شنبه ميزبان مناظره محمدمهدي برادران معاون برنامه ريزي شهرداري مشهد ...
جنبش عدالتخواه دانشجویی: 

اشاره: آنچه در ادامه می‌آید مشروحی است از مناظره محمد سعید احدیان، سردبیر روزنامه خراسان و محمد مهدی برادران، معاون برنامه‌ریزی و توسعه شهردار مشهد پیرامون «مسایل اجتماعی فرهنگی پایتخت معنوی ایران اسلامی» می‌باشد.
خلاصه گزارش را میتوانید در این لینک مطالعه کنید.

سالن اجتماعات دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد مشهد عصر سه شنبه ميزبان مناظره محمدمهدي برادران معاون برنامه ريزي شهرداري مشهد و محمدسعيد احديان سردبير روزنامه خراسان بود.اين مناظره را که به همت مجمع اسلامي دانشجويان دانشکده حقوق و علوم سياسي برپا شد در موضوع «اولين» و «متفاوت» بود. اگرچه پيش از اين موارد متعددي شامل گزارش ها و گفت وگوها درباره دغدغه ها ومسائل پايتخت معنوي ايران در عرصه رسانه ها جريان داشته و دارد مي توان اين مناظره را به ويژه به دعوت دانشجويان و در جمع آنان مبارک قلمداد کرد. به هر روي مشهدالرضا(ع) که اکنون پايتخت معنوي ايران مي نامندش، امروز به واسطه ميزباني سالانه بيش از ۲۵ميليون زائر و مسافر اقتضائات و ساحت هاي جديدي يافته است که به طور قطع غفلت از تدبيرانديشي براي آن آينده اش را با چالش هاي جدي و خسارت هاي جبران ناپذيري مواجه خواهد کرد. از اين رو توجه به مسائل پايتخت معنوي ايران ابتدا در حوزه نوع «نگاه» و سپس اجرا و تبادل ديدگاه ها پيرامون آن جدا از ساحت هاي ساختاري، سازماني و نخبگاني بي شک مشمول اجر معنوي خدمت به زائران امام علي بن  موسي الرضا(ع) خواهد بود. در اين رهگذر دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد بر آن شدند تا در نشستي با حضور کارشناسان مسائل و اقتضائات پايتخت معنوي ايران را به تبادل نظر و بحث و خود نيز نظراتشان را با اين کارشناسان در ميان بگذارند. آن چه در ادامه مي آيد مشروح اين مناظره است که البته در بخش هايي نيز با حاشيه هايي خارج از موضوع همراه شد. محمدسعيد احديان معتقد است آن چه اکنون در مشهد در حوزه توسعه شهري در حال انجام است به «فاجعه اي تاريخي» مي ماند که اگر امروز برايش نگاه جامع در بستر پيوست هاي فرهنگي تدبير نکنيم با آينده اي غيرقابل جبران مواجه خواهيم شد. او همچنين معتقد است مشهدالرضا(ع) به عنوان پايتخت معنوي ايران با توجه به ظرفيت هايي که داراست مي تواند بهترين و برترين نماد تمدن نوين اسلامي باشد. محمدمهدي برادران نيز با اين ديدگاه احديان مبني بر «فاجعه تاريخي» مخالف و معتقد است نبايد به بهانه نداشتن برنامه جلوي پيشرفت را سد کرد. او همچنين از توسعه رويکردهاي اقتصادي، تفريحي و اقامتي در مشهد دفاع و درباره «پيوست فرهنگي» اين طرح ها نيز مطالبي را مطرح مي کند. در اين نشست تعدادي از دانشجويان نيز ديدگاه هايشان را داخل و خارج از موضوع بيان مي کنند.

برادران: اگر بخواهيم به وضعيت موجود مشهد نگاهي اجمالي داشته باشيم مي توان شاهد قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهديدهايي در محيط شهري آن بود.

بالطبع مطلق نگري و اين که ما يک شهر مطلوب داريم نمي تواند شناختي دقيق به ما ارائه کند. اين که نسبت به فضاي پيراموني مان بتوانيم عرصه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، محيط زيستي را رصد و فرصت ها و تهديدهاي آن را تبيين کنيم به ما کمک مي کند تا در فرآيند توسعه و آن چه به عنوان الگوي پيشرفت صحيح از آن ياد مي شود به سر منزل مقصود برسيم. در عرصه مديريت شهري همواره بر اشتراک نظر رسانه ها، گروه هاي مدني، سازمان هاي دولتي و غيردولتي تأکيد مي شود تا بتوان بر اين اساس موضوع رقابت شهرها و کلان شهرها را که امروز محل اشتغال زايي است در مسير پيشرفت قرار دارد. امروز مسائل گوناگوني در عرصه هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي و ابعاد توسعه داريم که مي توانيم آن ها را پيگيري کنيم.

واقعيت اين است که مشهد در عرصه هايي ضعف هايي دارد. براي نمونه در عرصه هاي فرهنگي و اجتماعي ضعف هايي داريم که بر کسي پوشيده نيست؛ اعتياد يکي از پديده هايي است که در کشور با آن روبه رو هستيم، هم چنين بي عدالتي، تبعيض و فقر که درباره آن ها با شکافي ۱۰ برابري در کشور مواجهيم که البته به طور خاص اين شکاف در مشهد ۱۷برابر است.در مشهد با مواردي هم چون مهاجرت، نبود برنامه ريزي در عرصه هاي شهري، مسائل اتباع بيگانه و تبعات حضورشان و هم چنين در ديگر عرصه ها هم چون حوزه هاي فکري خاصي که در مشهد با برخي نحله هاي نامناسب فکري، مخالفان تفکر انقلاب اسلامي و حضرت امام خميني(ره) مواجهيم و از سويي ديگر نحله هاي روشنفکري غيرديني يا متحجرانه وجود دارد.در کنار اين موارد علاوه بر فرهنگ و مزيت هاي ارزشمند ساکنان مشهد مثل همجواري با بارگاه مطهر حضرت علي بن موسي الرضا(ع)، فرهنگ هاي ضعيفي هم پيش رو داريم؛ که نبود فرهنگ ترافيک و رانندگي و کار جمعي نمونه اي از اين موارد است.بد نيست از شهيد مطهري ياد کنيم آن جا که مي گويد قطار تا ايستاده است کسي به آن سنگ نمي زند اما حرکت که مي کند سنگ ها از اطراف به سوي آن پرتاب مي شود. گمان مي کنم اين مثال شهيد مطهري شايد بخشي از آن ناظر به فضاي شهر مشهد باشد. البته در کنار اين نکات چنان چه در آمار آمده است مشهد بيشترين مطالعات در بخش آي تي را دارد يا اين که موسيقي هاي نامناسب کم ترين تقاضا را در مشهد دارد.

احديان:من به عنوان يک روزنامه نگار علاقه مندم همين ابتدا براي مطالبي که بدان اشاره خواهم کرد، يک عنوان انتخاب کنم؛ اين که «از يک فاجعه تاريخي جلوگيري کنيم».

معتقدم و مدعي هستم يک فاجعه تاريخي در مشهد در حال رخ دادن است، فاجعه اي که ظاهراً اراده اي هم بر اصلاح آن وجود ندارد، در دهه هاي آينده عده اي مي آيند و اين دوره ما را به نقد جدي خواهند کشيد و ما را در برابر پرسش هايي قرار خواهند داد که چرا از بروز اين فاجعه جلوگيري نکرديم.

من در اين باب به دو محور کلي اشاره خواهم کرد؛ محور اول که توصيف وضعيت موجود است با اين عنوان: «مشهد به کجا مي رود؟»

محور دوم نيز با اين عنوان که «مشهد به کجا بايد برود؟»

اگر بتوانيم اين دو محور را در بستري عقلاني تبيين و مقايسه کنيم، خواهيم توانست نمايي کلي از اين «فاجعه تاريخي» را ترسيم کنيم.

بالطبع اگر اين فاجعه تاريخي شکل گيرد هر فردي از جمله من به عنوان يک روزنامه نگار تا هر مسئولي در هر رده اي، مقصر محسوب مي شود. اين که من خودم را هم مقصر مي دانم به اين دليل است که ما هم از طريق رسانه مي توانيم از اين فاجعه جلوگيري کنيم اگرچه تاکنون با همه تلاش هايي که کرده ايم، نتوانسته ايم.

معماري بدون هويت

در ابتدا تصريح کنم اگر به شرايط موجود نقدهايي وارد مي کنيم به اين دليل است که حرکتي جدي در سطح شهر شروع شده است قبلا ما هيچ حرکتي نداشتيم طبيعتا نقدي هم به وجود نمي آيد ما اين حرکت را به فال نيک مي گيريم اما در عين حال معتقديم اگر اين حرکت در جهت درست پيش نرود بهتر است اکنون متوقف شود.

در ادامه بايد بگوييم که آن چه ما در سطح شهر مي بينيم ساخت و سازهايي است در بستر يک معماري بدون هويت، در اين باره گفته شده و من فقط چند مثال مي زنم از داشتن هويت در معماري شهري. در اين باره اگر بخواهم به نمونه هايي اشاره کنم از معماري حال حاضر بافت پيراموني حرم مطهر پيامبر(ص) ياد مي کنم به هيچ عنوان نمي خواهم اين معماري را تأييد کنم اما يک واقعيتي در اين معماري موجود است و آن «هويت واضح و مستقلي» است که با خود يدک مي کشد. اين هويت به گونه اي است که اگر ما امروز در مشهد ساختماني با الگوي آن ها بسازيم آنان که مدينه را ديده اند بلافاصله آن الگو و معماري به ذهن شان خطور مي کند اين يعني داشتن هويت مستقل در معماري شهري.

همچنين شهر پاريس نيز در بخش اصلي آن، هويت خودش را در حوزه الگوي معماري حفظ کرده است . براي حفظ اين هويت بخش هاي توسعه اي را با توجه به فرهنگ خودشان دور از بافت اصلي به عنوان بخش مدرن شهر ايجاد کرده اند.

در لندن و آلمان و به طور کل کشورهاي اروپايي که داراي پيشينه تاريخي اند با موضوع معماري همين گونه برخورد کرده اند. يعني حداقل به هويت شان در بخش کالبدي توجه کرده و بدان پايبند بوده اند.

 توسعه با رويکرد اقتصاد گردشگري

غير از موضوع معماري، ساختمان هايي که در حال ساخت است کاملا رويکرد «اقتصاد گردشگري» در حال ساخت است شما به تمام اين ساختمان ها دقت کنيد يا تجاري اند يا اقامتي – خدماتي اند و يا تفريحي گردشگري.

حال با اين رويکرد اين پرسش پيش مي آيد که براي پايتخت معنوي ايران جاي مجموعه هاي فرهنگي در اين توسعه کجاست؟

اساساًَ آيا به ايجاد مجموعه ها، موزه ها و مراکز ترويج فرهنگ شيعي به ويژه فرهنگ رضوي انديشيده ايم؟ البته کارهايي انجام شده است مثل احياي ۲ مسجد در طرح ميدان شهدا که در اصل همه کاري که صورت گرفته اين است که در اين طرح اين دو مسجد را از بين نبردند و جايش را حفظ کردند و اقدامات کوچک ديگر مثل ايجاد چند فرهنگسرا که جز فرهنگسراي زيارت مابقي اتفاق مهمي محسوب نمي شود.

در واقع آن چه امروز به وجود آمده و در حال شکل گيري است اگر مضجع شريف حضرت امام رضا(ع) و زائران ايشان را حذف کنيم، تفاوتي با دبي در رويکرد توسعه شهر ندارد.

اشکال بعدي در بافت پيراموني حرم مطهر است که از نظر شکلي با ديگر نقاط شهر هيچ تفاوتي ندارد. آيا واقعاً نبايد حداقل ساخت و سازهاي پيراموني حرم نسبت به ديگر نقاط شهر متفاوت باشد؟

 نبود نگاه جامع ريشه اي ترين ضعف

آسيب ديگري که مشهد مبتلاي آن است نبود يک نگاه جامع است. به طور کلي براي يک بار بررسي نکرده ايم که در اين حوزه، کاربري هاي مورد نياز اين شهر در مناطق  گوناگون از جمله اطراف حرم مطهر، سطح شهر و حتي مناطق گردشگري مثل طرقبه شانديز، توس و… چيست؟ در واقع مشهد در مسير توسعه هيچ گاه به عنوان يک «مجموعه جامع» لحاظ نشده است. براي نمونه اگر طرح «مکه ۲۰۲۰» را بررسي کنيد با وجود آن که ايرادهاي جدي دارد اما يک نقطه قوت دارد و آن، اين که کل شهر مکه را با نگاهي جامع ديده است.

بي توجهي کامل به موضوع پيوست فرهنگي

در محور اول و در ترسيم «مشهد به کجا مي رود؟» آسيب ديگري که توسعه مشهد با آن مواجه است، بي توجهي کامل به موضوع پيوست فرهنگي است. معتقدم براي بسياري از اتفاقات توسعه اي که در مشهد در حال رخ دادن است به طور اساسي نينديشيده ايم که به چه سمت و سويي مي رويم.

در واقع براي بسياري از پرسش ها هيچ پاسخي را تدبير نکرده ايم.

آيا به آثار اجتماعي افزايش فضاهاي تجاري اطراف حرم که جايگزين بافت سنتي شده است انديشيده ايم؟

آيا موافقيم عده اي با نيت گردشگري يا براي تفريح يا براي خريد يا براي سياحت به مشهد بيايند نه با نيت زيارت؟ من نمي گويم با اين مخالفم و نمي گويم هم موافقم چون اين بحث بايد کارشناسي شود ممکن است کسي بگويد اين که ما مردم را با نيت گردشگري جذب کنيم و با امام رضا(ع) آشنا کنيم اقدام بسيار خوبي است و ممکن است ديگري بگويد که نوع اين گردشگران فضاي معنوي مشهد را تحت الشعاع قرار مي دهد.

حرف من اين است که استان و کشور ابتدا بايد به اين سوالات پاسخ دهد و بعد اجازه دهد شهر رويايي شانديز ساخته شود يا در چهارراه خيام ساختمان تجاري مخصوص بهترين برندهاي دنيا ساخته شود.

چون وقتي اين کار اجرايي شد ديگر نمي توان از تبعات آن جلوگيري کرد ولي اکنون مي توان آن ها را به سمت درست سوق داد. همه حرف اين است، اين پروژه هاي عظيم بايد پيوست فرهنگي داشته باشد.

 جلوي پيشرفت را نگيريم

برادران:من هم با مطالب آقاي احديان موافقم همين طور که آقاي احديان گفتند، دغدغه ديني داشتن درباره مسائل مشهد بايد دغدغه اول ما و تمام مسئولان در عرصه هاي برنامه ريزي باشد.

اما اجازه بدهيد من با اين تيتر و عنوان آقاي احديان که فاجعه اي تاريخي در مشهد در حال رخ دادن است مخالفت کنم.

چرا که در اين صورت فرض اين است که يعني فاجعه تاريخي اکنون رخ داده و قطعي است.

علاوه بر دو محوري که آقاي احديان اشاره کردند من نيز محور سومي را اضافه مي کنم که چگونه اين مسير را بايد طي کرد؟

قطعا همه ما به اين موضوعات کمتر انديشيده ايم.

اما نکته اي وجود دارد و اين که گاهي ما احساس مي کنيم برخي مخالف اصل پيشرفت هستند که البته آقاي احديان نيز بر اصل پيشرفت تاکيد داشتند و اين اولين نقطه اشتراک ماست. به هر روي امروز واقعاً نمي توان جامعه فعلي را با نوع نيازهاي جامعه ۵۰ سال گذشته اداره کرد.

ضمن اين که يک مجموعه نمي تواند سليقه خودش را به تمامي جامعه تسري دهد.

امروز تمام مجموعه شهرداري ساختن و پيشرفت شهر را به عنوان اصلي ترين وظيفه خودمان برمي شماريم. به طور قطع براي شهر امام رضا(ع) مطلوب نيست که در شاخص هاي شهري از ديگر شهرها عقب باشد.

مسائل شهر را بايد در کنار هم ديد و معتقديم پيشرفت ضرورت دارد ضمن اين که شهر بايد نشاط و حرکت داشته باشد اگر بخواهيم با اين دليل که چون برنامه اي نيست کار را متوقف کنيم يعني بايد جلوي پيشرفت را بگيريم.

در حال حاضر در حوزه مجموعه مديريت شهري يک هزار و ۸۸ پيمانکار مشغول انجام وظيفه اند. همچنين ۳هزار و ۱۲۵ قرارداد عمراني و يک هزار و ۸۸۶ قرارداد جاري و ۲هزار و ۱۲۱ زير پروژه و نيز ديگر آماري از اين دست که در مجموع ۱۹ برنامه، ۶۸ فعاليت و ۲۷۰عمليات اکنون در مشهد در ابعاد مختلف فرهنگي، اقتصادي، سرمايه گذاري، حمل و نقل عمومي و … توسط شهرداري در حال هدايت و انجام است که البته از نظر شاخصي هرکدام وضعيت هاي مختلفي دارد.

«برادران» در اين بخش در پاسخ به برخي نقدهاي احديان اين طور گفت: تفاوت عمده اي ميان شهر مشهد و نمونه هايي که آقاي احديان در حوزه معماري برشمردند وجود دارد. در مشهد چون حرم مطهر قطب اصلي شهر است و بيشتر سفرها به اين مسير ختم مي شود و زائران نيز علاقه مند هستند در همين محدوده اسکان يابند، نمي توان قطبي ديگر در اين شهر به وجود آورد و بين مکان اسکان و حرم مطهر فاصله زياد ايجاد کرد چرا که اين موضوع خود باعث تدابير و هزينه هاي ديگر مثل حمل و نقل مي شود.

در مشهد نمي توان حرم مطهر را جا به جا کرد و اگر بخواهيم قطبي ديگر ايجاد کنيم باعث دوقطبي شدن مشهد و تضاد مي شود.

بيشترين آمار ناهنجاري ها در بافت فرسوده اطراف حرم بوده است.

از سويي ديگر اگر بخواهيم عنوان کنيم چون برداشت ما از معماري اسلامي اين است که به بافت فرسوده دست نزنيم، به طور قطع با اين نظريه مخالفيم اما مي شود در کنار قطب اصلي شهر کانون هاي ديگري مثل کانون هاي اداري و … به وجود آورد.

برادران در پاسخ به نقد احديان درباره رويکرد تجاري، تفريحي و اقامتي و شباهت آن به دبي و کيش، گفت: حرف من اين است که يک زائر جز زيارت، اقامت و خريد سوغات چه نياز ديگري دارد که ما بايد در اين کاربري تعريف مي کرديم. از اين رو اين دليلي نمي شود که بگوييم ما راه دبي را رفته ايم شايد آن ها راه ما را رفته اند.

اين که بگوييم هر جا هتل و مراکز تفريحي ايجاد شده اين شبيه دبي شده است، حرف درستي نيست. معتقديم هر زائري که به مشهد مي آيد بايد بهترين امکانات و خدمات را به او ارائه داد. در حال حاضر يک ميليون مسافر خارجي به مشهد مي آيد با اين تفکر يعني اگر او بخواهد سوغات تهيه کند بايد برود در يک مغازه قديمي به مقصودش برسد و کالايي را که مي خواهد تهيه کند.

اين که مي گوييد در اين بافت تجاري سازي صورت نگيرد، مگر در گذشته اين بافت تجاري نبوده است، ضمن اين که زائر هميشه پس از زيارتش به سراغ تهيه سوغات مي رود و سوغاتي يک امر مستحب است. در دين ما معنويات و ماديات با هم گره خورده است.

و اين که با ايجاد اين امکانات رفاهي در اطراف حرم بگوييم «وا اسلاما» و عنوان کنيم اجر زيارت زائراني که از آن امکانات استفاده کردند از دست رفت.

من با رويکرد تجاري بودن، تفريحي بودن و اقامتي بودن موافقم.

البته در حوزه مجموعه هاي فرهنگي بايد بيش از پيش بيني هايي صورت بگيرد. البته ساختارهاي فرهنگي و موضوع پيوست فرهنگي در تمام کشور ما با چالش هاي جدي مواجه است.از داشتن هويت معماري صحبت کردم معماري آنها را تاييد نکردم .

احديان: من هم کليات مطالب آقاي برادران را قبول دارم اما نقدهاي من ناظر به اين مطالب نبود و ايشان اصلا درباره عرايض من سخن نگفتند و من مجبورم مطالبم را دوباره مرور کنم.

آن چه درباره معماري گفتم ناظر بر نبود يک «هويت» مشخص در معماري در حال شکل گيري در مشهد است. نمونه هايي را که از مدينه، پاريس و اروپا سخنش را به ميان آوردم، شاهد مثالي براي روش اجراي ايده و انگيزه حفظ «هويت» معماري بود. در واقع اين شهرها همگي با معماري هاي متفاوتي که دارند يک عزم مشترک دارند. آن ها هويت مشخصي را براي معماري شان ايجاد کرده اند. ما معماري مدينه را قبول نداريم ولي نمي توانيم کتمان کنيم که اين معماري از يک «هويت» برخوردار است در عين حال آن چه در مشهد در حال رخ دادن است به نظر هيچ هويت مشخصي ندارد؛ هر فرد و نهادي با هر سليقه اي دستي در اين معماري دارد و هيچ نگاه مشخص و مدوني براي اين توسعه کالبدي وجود ندارد. به طور قطع من اعتقاد ندارم و نمي گويم بايد از آجر سفال و کاشي در معماري مشهد استفاده شود و بايد در معماري قرن ۲۱ از مصالح و فناوري روز بهره برد اما مبتني بر هويت مشخص و مبتني بر فرهنگ خودمان.

 کسي مخالف هتل سازي نيست اما چرا فقط هتل سازي

نکته بعد ناظر بر ضرورت نگاه جامع بود؛ به طور قطع ما مخالف ايجاد هتل ها نيستيم اصلاً  مگر بدون هتل مي توان به زائران خدمات رساني کرد. چه اشکالي دارد آنان که تمکن مالي دارند از مراکز اقامتي و هتل هاي گران قيمت استفاده کنند. ما مي گوييم بايد در نگاهي جامع هم اين نوع اقامتگاه را ديد هم اقامتگاه براي زائران معمولي و هم مجموعه هاي فرهنگي، معنوي و هم مجموعه هاي تفريحي و… اما همه را به اندازه و براساس نگاهي جامع.

هم چنين نداشتن برنامه و پيوست فرهنگي اين طرح ها در واقع محل بحث رويکرد «اقتصاد گردشگري» است، آيا در اين نگاه توسعه اي «زائر» اولويت دارد يا رويکرد اقتصاد گردشگري؟

اگر ما و شهرمان بايد خادم الرضا(ع) باشيم بنابراين نبايد روح حاکم بر توسعه شهر در حوزه ظاهر و محتوا، به سوي اقتصاد گردشگري سوق يابد. همانگونه که مثلاً دبي عمل مي کند ما مي گوييم آنچه در مشهد بايد اتفاق بيفتد نبايد همان چيزي باشد که در دبي يا کيش اتفاق افتاده است.

البته ارائه خدمات به «زائر» به عنوان اصل و محور، توسعه اقتصادي و پيشرفت را نيز به همراه خواهد داشت و اين مسئله اتفاقاً اقتصاد پايدارتر و پررونق تري نيز به همراه خواهد آورد.

و ديگر نکاتي که آقاي برادران درباره عملکرد شهرداري مطرح کرد بايد بگويم که نگاه کلي من نيز به شهرداري مثبت است و به نظرم تا جايي که سن و اطلاعاتم اجازه مي دهد مي توان اين دوره شهرداري را بهترين دوره دانست. من معتقدم شهرداري طي اين سال ها کارهاي مهمي در شهر انجام داده است از جمله اين که احساس تعلق به مشهد تقويت شده است و امروز مشهدي ها از اين که شهرشان رشد يافته است افتخار مي کنند و خود را در برابر اصفهان و شيراز و… برتر مي بينند.

 اگر شهرداري سند چشم انداز را قبول ندارد اصلاحش کند

احديان در ادامه اين قسمت به سند چشم انداز مصوبه شوراي شهر مشهد در سال ۱۳۸۳ اشاره و عنوان کرد: شنيده ام شهرداري اين مصوبه را قبول ندارد و سوال اين جاست اگر اين سند را قبول ندارند چرا اصلاحش نمي کنند؟ بالاخره سند رسمي توسعه شهر همين است. البته که اين سند با نقص هاي زيادي همراه است از جمله اين که در اين سند «زائر» جايگاه ويژه اي ندارد و «زائر» در کنار ديگر موارد مثل صنعت و… مورد توجه قرار گرفته است.

مشهد به کجا بايد برود؟

اجازه دهيد به ادامه بحث اصلي ام بپردازم. ما گفتيم «مشهد به کجا مي رود؟» حال اگر بتوانيم بگوييم «مشهد به کجا بايد برود» خواهيم توانست فاجعه تاريخي را توضيح دهيم.

احديان در بخشي ديگر از سخنانش به موضوع تمدن سازي نوين اسلامي و جايگاه مشهد در اين عرصه اشاره و عنوان کرد: اگر به ضرورت ايجاد تمدن نوين اسلامي که رهبر معظم انقلاب در سفر اخيرشان به خراسان شمالي، از آن ترسيم جديدي ارائه کردند باور داريم پس جايگاه مشهد به عنوان پايتخت معنوي در اين تمدن سازي کجاست؟

 مشهد بايد نماد تمدن نوين اسلامي شود

به نظر اين اولين پرسشي است که نگاه جامع و سند چشم انداز مشهد بايد به آن پاسخ دهد. البته اين نقد تنها به شهرداري مشهد معطوف نيست. بلکه در استان و سطح ملي بايد درباره آن اقدام شود موضوع جايگاه مشهد در تمدن نوين اسلامي دو محور سخت افزاري و نرم افزاري دارد که در بخش سخت افزاري آن شهرداري مي تواند نقش ويژه اي ايفا کند.

ما که در موضوع جايگاه و نقش مشهد در تمدن نوين اسلامي مطالب گسترده اي را در روزنامه خراسان منتشر کرديم و علاوه بر مطالب روزانه به صورت هفتگي نيز در صفحه اي به نام «پايتخت معنوي ايران» به اين موضوع مي پردازيم اما هنوز نتوانسته ايم مسئولان را در اين باره متقاعد کنيم و از همين جهت هنوز به خود نقد داريم و بايد بيشتر تلاش کنيم تا از فاجعه تاريخي جلوگيري شود، معتقديم در آن نگاه مطلوب، مشهد بايد به نماد تمدن نوين اسلامي تبديل شود. به طور قطع به سبب وجود بارگاه مطهر امام رضا(ع) اين ظرفيت و امکان در اين شهر وجود دارد. در واقع تصويري که از اين نماد پديدار مي شود ذيل تدوين يک بستر و «نگاه جامع» به وجود مي آيد بستري که هر موضوعي در اين شهر در جاي خودش قرار دارد و زائر و مجاور اين شهر، در تعامل و بهره برداري از آن، پيام و مظاهر فرهنگ شيعي و انقلاب اسلامي را مشاهده کند. يعني از کالبد شهري شامل معماري و خدمات شهري گرفته تا مجموعه هاي فرهنگي که مکان ترويج فرهنگ ناب شيعي است در اين شهر فضايي از تمدن ايراني اسلامي را به مخاطب ارائه کند. هم چنين اگر نگاه جامعي در اين زمينه وجود داشته باشد حومه شهر تعريف مشخص خود را خواهد داشت و به طور قطع در اين نگاه ايجاد شهر رويايي شکل و محتواي ديگري دارد و به طور قطع در اين نگاه تکليف ما با شهر توس و آرامگاه فردوسي به مثابه ظرفيتي خواهد بود که مي تواند نگاه ايراني- اسلامي را در اين تمدن سازي نوين مدد رساند.

 تجارت در پايتخت معنوي ايران نسخه الگويي مي خواهد

علاوه بر اين موارد در «نگاه جامع» مراکز تجاري تعريف و جايگاه مشخصي خواهند داشت؛ چه بسا لازم باشد براي مراکز تجاري اين شهر مراکز توليد محصول با رويکرد خاص ايجاد شود.

در اين شهر مطلوب که نماد تمدن نوين اسلامي است بايد بتوانيم بازتعريفي از تجارت در پايتخت معنوي ايران ارائه کنيم.

در اين شهر مطلوب و آرماني بايد براي مجاور به عنوان کسي که تعامل رودر رو با زائر دارد تعريف و الگوي مشخصي تدوين کرد. از سويي ديگر براي «زائر» نيز بايد برنامه ها و ساحت هاي ويژه اي در اين شهر در نظر گرفت تا پس از اين که از مشهد خارج مي شود بهترين مبلغ و مروج فرهنگ شيعي و حامل پيام انقلاب اسلامي باشد.

 سه گام آغازين چيست؟

احديان درباره اين که راه اجرايي تحقق و رسيدن به اين شهر مطلوب که به نماد تمدن نوين اسلامي تبديل شود چيست، ادامه داد: ما در اين شهر براي بافت اطراف حرم به جاي اين که مجموعه اي از ساختمان هاي تجاري و اقامتي کوچک با سبک معماري متناسب با سليقه هاي شخصي داشته باشيم، مجموعه اي يکپارچه را خواهيم داشت که از معماري باهويتي مستقل که مي تواند معماري عصر انقلاب اسلامي لقب گيرد برخوردار خواهد بود.

در اين مجموعه يکپارچه همه چيز به اندازه خودش است، مجموعه هاي فرهنگي با استفاده از هنر و تکنولوژي به ترويج فرهنگ رضوي و تبيين مباني انقلابي مي پردازند.

موزه هاي مدرن، مجموعه هاي تفريحي متناسب با فرهنگ رضوي براي کودکان و فضاهاي سبز، محيط زيبا و خلاصه همه نکاتي که معرف تمدن نوين اسلامي باشد، ديده مي شود.

گام اول تدوين چشم اندازي جامع، عملياتي و اجرايي است. در اين چشم انداز تمام سوالاتي که تکليف رويکردها را معلوم مي کند بايد روشن شده باشد.

گام دوم گرفتن رهنمودهاي رهبري، اصلاح و نهايي کردن اين سند است. گام سوم تبديل شدن آن بايد «سند» به ميثاق نامه تمامي مسئولان استان و کشور شود و مسير اجرايي را طي کند. تأکيد مي کنم که همه اين فرآيند از تدوين سند تا مراحل نهايي اش بايد در استان صورت گيرد چرا که به طور قطع اين کار را هيچ گاه فردي يا نهادي در پايتخت براي مشهد انجام نخواهد داد.بالطبع اگر بتوان طرح و سندي جامع و قوي بدين منظور تهيه کرد که مشهد را قامتي براي نماد تمدن سازي نوين اسلامي معرفي و عملياتي کند قطعاً مي توان در سطح کشور نيز براي آن مطالبه ايجاد کرد و همت همه مسئولان اجرايي و قانون گذاري را براي ساختن نمادي براي تمدن  نوين اسلامي عزم کرد و البته مسئولان کشور در اين شرايط حتما حاضر خواهند بود به صورت ملي براي چنين نگاهي بودجه هاي ملي را فراهم کنند تا نياز نباشد به خاطر سرمايه گذار و اقتصادي بودن کار از ضرورت هاي کار بگذريم.

 مشهد چشم انداز فرهنگي مي خواهد

برادران: من به عنوان يک کارشناس و مدير شهري با تمامي مواردي که آقاي احديان گفتند و تصوير ذهني مناسبي که از شهرمان بيان کردند، موافقم. فکر مي کنم ما بايد اميدوار باشيم که اين مسير به همت ايشان و رسانه اي که آن هم جزو سرمايه هاي اين شهر است طي شود. ما نيز خودمان را در اين مسير داناي کامل نمي دانيم. به طور اساسي دليل اين که چشم اندازها و برنامه ريزي هايي نوشته مي شود و در رويکرد برنامه ريزي شهري امروز توجه به سوي برنامه ريزي غلتان و نگاه ها به تدوين راه بر اساس شرايط محيطي است، اين است که حرکت بايد با بيشترين سرعت ممکن انجام شود؛ اما در کنارش بايد مدام کنترل کنيم که به خطا و بيراهه نيز نرويم.

نکاتي که شما درباره پيوست فرهنگي مورد نظرتان گفتيد، صحيح است البته در واقع مشهد بايد يک چشم انداز فرهنگي داشته باشد زيرا ما خيلي وقت ها مي گوييم مشهد پيوست فرهنگي نمي خواهد، بلکه يک رويکرد فرهنگي بايد بر شهر حاکم باشد و در کنارش موارد ديگر نيز لحاظ شود.اولين نکته اين است که ما بايد تا حدي اساسا از حوزه نظري به سمت حوزه هاي عملي گام برداريم و به افرادي که سابقه اجرايي بيشتري دارند، حق بدهيم. افرادي که سابقه آکادميک،رسانه اي و پژوهشي دارند، بايد شکافي در ذهن شان متصور شوند. بعضي اوقات دوستان ما را دعوت مي کنند، چند جلسه اي صحبت مي کنند و يک دور نما نشان مي دهند. اما تجربه نشان داده است، بعد از اين که بحث عملياتي مي شود طرح مشخصي ارائه نمي دهند.

 دولت الگوي اسلامي و ايراني ارائه نکرد

ما بارها از شوراي عالي انقلاب فرهنگي درخواست کرديم و براي اجراي ماده يک قانون برنامه پنجم توسعه تفاهم نامه امضا کرديم.

اين ماده همان اصل مربوط به الگوي اسلامي و ايراني است که مي گويد دولت طي ۳سال ملزم است اين الگو را تدوين کند.

شما اشاره فرموديد ما بايد روي پاي خودمان بايستيم ما هم قبول داريم. ولي تکليف قانوني اين است که دولت اين (الگو) را آماده کند و ما از آن بهره برداري کنيم. يعني تشکل هايي مثل مديريت شهري ممکن است به واسطه علاقه در بعضي موارد کارهايي انجام دهند. اقداماتي مثل همين عرضه (الگوي اسلامي ايراني) که ما علاقه مند بوديم و تکليف هايي براي خودمان در نظر گرفتيم. با معاونت برنامه ريزي و نظارت رئيس جمهور تفاهم نامه امضا کرديم. گفتيم اگر به کمک ما نيازي هست تفاهم نامه امضا مي کنيم. بحث هايي هم مطرح شده است ولي هنوز در حوزه مديريت شهري نقشه مشخصي به ما ارائه نشده است. لذا اين گونه هم نبوده است که در اين مسير ما زائران کم درآمد را فراموش کرده باشيم. ما در مجموعه منطقه ثامن با اين فرض که شهرداري هيچ سودي نگيرد و هر چه درآمد دارد، صرف منطقه کند (ما به اين مي گوييم تراز صفر).

 احداث ۱۴مجتمع اقامتي ارزان قيمت

از سال ۸۷ نقشه اي را تدوين کرديم و بر اساس آن در حال اجراي عمليات هستيم. در خلال برنامه هم بر اساس توصيه هاي کارشناسي از طرف شما، طرح زيارت و… آن در حال اجراي عمليات هستيم.گفتيم حاضريم زمين ها را با هر قيمتي که خريديم، رايگان به افرادي بدهيم که قصد انتفاعي نداشته باشند و براي زائران کم درآمد با رويکرد عام المنفعه، زائرسرا بسازند. گفتيم زمين و پروانه از ما، ساخت از شما. من وقتي که اين پيشنهاد را به آقاي قرائتي ارائه دادم، گفتند: دوباره تکرار کن!!

الان ۱۴پروژه جانمايي شده و بخشي هم وارد فاز اجرايي شده است يک سوم از هزينه هاي اين کار را دولت در قالب مطالعات زيارت کمک کرده است که در اين زمينه رسانه شما خيلي نقش داشت.

مقداري هم ما همت کرديم و گفتيم يک سوم هزينه را اختصاص مي دهيم يک سوم باقيمانده را هم گفتيم افراد خير بدهند. شرط اش براي ساخت هم اين است که اگر خواستيم اين جا خدمتي ارائه دهيم، بايد با قيمت خيلي اندک باشد؛ حدود يک بيستم هزينه اقامت در هتل. اما به طور قطع عملياتي شدن موضوع زمان بر است. ولي در مجموع رويکرد اين است که اين نگاه صحيح است. اما همين جا هم اگر بخواهيم اين کار را انجام بدهيم، نمي توانيم ۲يا۳ طبقه بسازيم. بايد از حداکثر ظرفيت استفاده کنيم تا بتوانيم زائر بيشتري را پوشش دهيم.

 مي توانيم نماد تمدن اسلامي باشيم

من اصلاً معماري مدينه را اسلامي نمي دانم و از آقاي احديان هم مي خواهم که ما را با آن جا مقايسه نکنند. واقعا مشهد قابليت هاي بيشتري از مدينه دارد. همان طور که آقاي احديان گفتند ما مي توانيم نماد تمدن سازي نوين اسلامي باشيم.

 تجارت را خلاف دين و معنويت ندانيم

نکته ديگر اين که به تعريف تجارت اشاره شد. وقتي شغل پيامبر(ص) تجارت است، اين را نبايد خلاف دين و معنويت دانست و بايد تجارت را درست تعريف کنيم. اين هم برمي گردد به تشکل هاي فرهنگي که بايد نقش خود را ايفا کنند. ما بيشتر در حوزه سخت افزاري هستيم و بايد زيرساخت‌هاي شهر را نيز مهيا کنيم.

تجديدنظر درباره تشکل هاي فرهنگي

اما واقعا اين تشکل هاي فرهنگي که بسيار هم مدعي هستند در اين ميان چه نقشي دارند؟ در کشور ما مدعي ترين و کم کارترين تشکل ها، همين تشکل هاي فرهنگي هستند. يعني وقتي مي گويي رزومه بده، هيچ رزومه اي نيست. وقتي مي گويي چه کرده اي، هيچ نيست. ولي وقتي بحث ادعا مي شود، همه گونه ادعايي دارند. به نظر من بايد در حوزه تشکل هاي فرهنگي، تجديد نظر کنيم.

موزه بازار نيست که از چين برايش کالا بياوريم!

بحث موزه هم حرف بسيار درستي است. ما فقر شديد موزه داريم در اين شهر ۲۰ميليون زائر مي آيد و مي خواهد جايي را ببيند. فقط چند جا در حرم مطهر داريم. بعد از آن موزه بزرگ خراسان هم هست که شهرداري در محدوده کوهسنگي زمين رايگان به آن اختصاص داده است. (مجري) نيز به شوراي شهر دوم تعهد داد که طي ۴سال اين موزه ساخته مي شود. اما ساليان سال است اين موزه رها شده و هر روز روزنامه شما اين موضوع را پيگيري مي کند و وعده هاي گوناگون مطرح مي شود. تازه بعد از اين موضوع اصل مورد نظر من اين است که هيچ برنامه مشخصي درباره اين که چه چيزهايي در اين موزه اکران مي شود، وجود ندارد. يعني فرض کنيد موزه ۶ماه يا ۲سال ديگر بهره برداري شد. براي اين که ببينيم چه چيزهايي مي خواهيم در اين موزه نمايش دهيم، بايد از ۲سال قبل فکر مي کرديم. همين تشکل هاي فرهنگي بايد فکر مي کردند که اين موزه مي تواند چه برنامه هاي مشخصي داشته باشد. موزه که بازار نيست برويم از چين برايش کالا بياوريم. موزه داري که فقط مديريت ساختمان نيست. بايد از سال ها قبل فکر مي کرديم که با چه آثار و چيدماني مي خواهيم تمدن شيعه را نمايش بدهيم. اين کارها انجام شده است، زمين رايگان داده شد، تمام پارک کوهسنگي ساخته شد ولي اين مجموعه آن وسط رها شده است. خب اين نقد درست است و ممکن است خيلي ها هم اين موضوع را به ضعف مديريت شهري نسبت دهند. در حوزه هاي ديگر هم به همين صورت است.

 احساس هويت به مشهد شکل گرفته است

درباره بحث «احساس هويت» به مشهد هم بايد بگويم، امروز با يک همت جمعي اين احساس شکل گرفته است. ما خيلي نگرانيم اين احساس هويت با برخي نقدها از بين برود.من اين را صريح درخواست مي  کنم. الان يک فضايي ايجاد شده است که مردم به توسعه شهرشان اميدوار شده اند. امروز مقايسه مشهد با شهرهايي مثل تهران و اصفهان و… احساس عزتي براي مردم شهر به همراه دارد. اگر چه کار زيادي هم انجام نشده، ولي فضاي اميدواري براي مردم به وجود آمده است. ما بايد قدر و ارزش اين فضا را بدانيم تا بتوانيم در مرحله بعد به کمک هم اصلاحش کنيم. برخي نقدهاي مبهم ممکن است اين فضا را از بين ببرد.

شاهد مثال معاون شهردار درباره نقد مبهم

من يک اشاره مي کنم بحثي که مطرح مي کنم درباره رسانه شما نيست. خوشبختانه روزنامه شما منصف است و تدبيرتان هم به ما کمک مي کند. بحث درباره يک سايت خبري پايتخت است که هيچ کمکي به مديريت شهري نمي کند. تاکنون حتي يک بار هم نشده است که بگويد مثلا چرا گازوئيل کم گوگرد به مشهد نمي دهيد؟ چرا پول مشهد را نداديد؟ چرا ۹۰ درصد اعتبارات کمک دولت به مشهد از ابتداي سال جاري پرداخت نشده است؟

تا الي ماشاءا… درخواست و دغدغه و نگراني داريم. براي همين بحث اتوبوس الان نگرانيم که نتوانيم هزينه خدمات را بدهيم. الان ۲۰۰ تومان از هزينه يک اتوبوس بخش خصوصي را که شما سوار مي شويد، مردم مي دهند و ۱۰۰ تومان را مديريت شهري. اين موضوع سالانه ۱۲۰ ميليارد تومان براي مديريت شهري هزينه دارد که بايد براي آن يارانه پرداخت کنيم. ما سهم خودمان را کامل پرداخت کرده ايم اما دولت هنوز ۹۰درصد سهم خودش را پرداخت نکرده است. اين سايت مي گويد: ۴۸ پروژه که سيماي معنوي مشهد را نابود مي کند يعني سريع تير زد و نتيجه هم گرفت. بعد بعضي از مواردي را هم که شما اشاره مي کنيد و در حريم ما نيست نيز آورده است. آقاي احديان! همان طور که استحضار داريد ما حريم شهري نداريم. محدوده مشهد ما هم مشخص نيست، چه برسد به اين که حريم شهري مان کجاست و چه برسد به پروژه اي که در شانديز شما به آن اشاره مي کنيد که نه ما نفعي از آن مي بريم و نه اجازه اي براي ساخت آن از ما گرفته شده است. خيلي از پروژه ها که اين سايت به آن اشاره مي کند در محدوده ما نيست اما در همين مطلب به برخي پروژه هاي سطح شهر که کمي ظاهر امروزي دارد هم اشاره مي کند و مي گويد که اين پروژه ها مي خواهند سيماي معنوي مشهد را نابود کنند. اين را من يک توهين به مردم و فضاي معنوي شهر مي دانم که ما معنويت و دين را اين قدر سطحي ببينيم که با ۲ پروژه نابود شود! مثلاً اشاره مي کند يک استخر فلان جا ساخته شده که به نظر من کار بسيار مثبتي است، يکي از نيازهاي شهر را پوشش مي دهد، باعث شادابي و نشاط مي شود و همه اين ها جزو توصيه هاي دين است. اما اين سايت مي گويد، اين استخر باعث شده، معنويت شهر نابود شود. معنويتي که با يک استخر و آب نابود مي شود، چه معنويتي است؟! ما درباره اين گونه مسائل دغدغه داريم و احساس مي کنيم اگر در خلال مباحث نظري شما، چنين افرادي پيدا شوند که نمي توانند مسير را گام به گام در عرصه علمي و انديشه اي طي کنند و دچار افراط گري مي شوند (مشکلاتي ايجاد مي شود). همين گزارش سايت مشرق يکي از اين ۴۸ پروژه را ورزشگاه ثامن الائمه (ع) معرفي کرده و مدعي شده است اين ورزشگاه معنويت شهر ما را از بين مي برد. يک کلان شهري مثل مشهد آيا نبايد يک ورزشگاه داشته باشد؟! يعني ما اگر يک ورزشگاه بسازيم، ديگر معنويت مان از بين مي رود؟! اگر در حوزه نظري اين مسائل براي ما تبيين نشود، فرمايش شما درست است و هر کسي سليقه خود را دنبال مي کند و ما هم به عنوان مدير اجرايي هر روز پيگير جمع کردن زباله و درخت کاشتن و… هستيم. اين جا محل افتراق ماست. ما رويکردمان اجرايي تر است و ممکن است رويکرد دوستان پژوهشي باشد. ما يک چشم انداز نوشته ايم و مصوباتش را گرفته است. يک مصوباتي هم خود دولت دارد که مراحل قانوني اش طي شده است. به نظر من اگر ما اين ها را در کنار هم ببينيم مي توانيم به اين رويکرد اميدوار باشيم که با مشي واحد دنبال شود.

نگاه کم رنگ يا بي رنگ چشم انداز مشهد به موضوع زيارت

احديان: من توضيحات کوتاهي درباره بحث هاي آقاي برادران ارائه مي دهم. اصلاً بحث ما فراتر از بحث نظري يا اجرايي است. اتفاقاً ما بحث را اجرايي مي بينيم. آن نکته و نگاهي که ما درباره بحث شهرداري داريم، يک رويکرد، نگاه و دغدغه است. ما درباره رويکرد، نگاه و دغدغه بحث مي کنيم و محل بحث ما اين هاست. اگر اين دغدغه وجود داشته باشد، خودش را در مسائل اجرايي نشان مي دهد و اگر وجود نداشته باشد، خودش را در همه بخش هاي اجرايي نشان مي دهد آن گونه که در حال حاضر مشاهده مي کنيم وجود ندارد باعث مي شود در اجرا شرايطي پيش آيد که ما به آن فاجعه تاريخي مي گوييم، يعني اتفاقي که دارد رخ مي دهد و شهرداري در حال انجام بخش مهمي از آن است. (نمي گوييم همه آن مربوط به شهرداري است) اجازه دهيد براي اثبات اين که نگاه و دغدغه در مجموعه شهر مشکل مبنايي دارد به سند چشم انداز مصوب شوراي شهر اشاره کنم. در سند چشم انداز شهرداري آمده است: «شهر مشهد در افق ۱۴۰۴ شهري زيارتي، سياحتي و مذهبي، آرامش دهنده، فرح بخش با اقتصاد خدماتي و صنايع برتر مبتني بر فناوري و با امنيت مناسب در سطح جهاني است». شما به خوبي مي بينيد اهميتي که به زيارت در اين سند داده شده است چقدر است. يک موضوع هم تراز بسياري از موضوعات حتي صنايع برتر. در ادامه اين سند مسائل در بحث هاي مختلف تقسيم و درباره هر کدام توضيح داده شده است. اما درباره موضوع مهم زيارت فقط در يک بخش بحث شده است. در اين بخش هم به عنوان «ابعاد استراتژي هاي محور استراتژيک زيارتي، سياحتي و مذهبي» مطرح شده است. اين يعني حتي «زيارت» را مستقل نکرده اند که چند زيرشاخه درباره آن طرح کنند و توضيح دهند. بلکه همه اين مباحث را در يک بخش آورده و ذيل آن چند نکته مطرح شده است. نکاتي که ذيل اين عنوان مطرح شده هم اين هاست:

* الهام بخش در کلاس جهاني

* اعمال مديريت زنجيره اي صنعت گردشگري

* ايجاد زيرساخت ها و تأسيسات گردشگري

* بهره گيري از فناوري اطلاعات (IT)

خيلي روشن مي بينيد که در اين سند چقدر کم به محور اصلي آينده مشهد يعني زيارت و امام رضا(ع) توجه شده است. يعني فناوري اطلاعات يک بند دارد، گردشگري دو بند دارد اما زيارت به صورت صريح هيچ بندي ندارد يعني اين موارد را مي توان براي چشم انداز کيش هم ذکر کرد.

سوال من اين است که نسبت اين سند با نماد تمدن نوين اسلامي چيست؟ما بايد توجه داشته باشيم اگر اين نگاه محقق شود، مي توان ديگر مسائل را برطرف کرد. اما اگر نگاه درست نباشد ممکن است کارهايي مثل احداث چند اقامتگاه انجام شود، ولي در نهايت اتفاقي رخ نمي دهد. از نظر اسلامي مدينه را مطرح نکردم بلکه گفتم بالاخره آن ها فکر کرده اند، برايشان مهم بوده است و در نهايت يک هويت مستقل را هر چند اشتباه براي خودشان تعريف کرده اند.

 نگاهمان کاملاً اجرايي است

در حوزه اجرايي هم که آقاي برادران اشاره داشتند بايد بگويم ما به موضوعات، کاملاً اجرايي نگاه مي کنيم. من در اولين سالي که آقاي مهندس پژمان شهردار شده بودند، براي مصاحبه ويژه نامه نوروزي خدمت ايشان رسيدم و درباره معماري ميدان شهدا سوال کرديم. ايشان در پاسخ توضيحي شبيه همين حرف هاي آقاي برادران ارائه دادند و گفتند: مهندسان معماري کار مناسبي در حوزه معماري اسلامي ارائه نمي دهند.ما هم درک مي کنيم، چرا که خودمان هم درگير هستيم و از نزديک دشواري کار را حس کرده ايم. ما حدود ۳ سال براي ساختمان موسسه خودمان پيگيري کرديم تا بتوانيم آن را با يک معماري ايراني اسلامي بسازيم. گفتيم: ما که به موضوع معماري تأکيد داريم، حداقل خودمان ساختمان موسسه را خوب بسازيم. بنابراين مي دانم که براي تحقق اين امر چقدر مشکل وجود دارد، هر چند اکنون خيلي پيشرفت کرده ايم و اميدواريم. اما آن جا من به آقاي پژمان گفتم: شما مي توانيد. چون شما کارفرما هستيد و پول دست شماست. شما مي توانيد نگاه مهندسان معماري و مشاوران را فعال و مجبورشان کنيد در قالب نگاه شما فکر کنند و فقط شما و امثال شما کارفرمايان مي توانيد. شما بايد شرايطي فراهم کنيد که خروجي هايشان را ارائه دهند و اگر مشکل داشت دوباره تلاش کنند. اين يک نگاه کاملاً اجرايي است. شهرداري در وهله اول بايد آن بخش از کار را که به خودش مربوط است اصلاح کند. مثلاً طرح «تاش» را تعطيل کند و آن را دوباره با رويکردي جديد بنويسد. اين طرح به طور کامل و ذاتي اشتباه است چون در آن نگاهي جامع نيست و رويکرد نيز اقتصاد گردشگري است و بايد دوباره تدوين شود. در مرحله بعد بايد سند چشم انداز مربوط به خودش را اصلاح کند و آن بخشي که به عهده اش است را با رويکرد صحيح پيگيري کند. اين سند نشان دهنده نگاه شهرداري است. شهرداري که مي تواند نگاه خودش را اصلاح کند

و آن بخشي که به عهده اش است را با رويکرد صحيح پيگيري کند. علاوه بر اين مديران قدرت چانه زني دارند و مي توانند مديران بالاتر هم چون استاندار و رئيس جمهور را همراه کنند مخصوصاً اکنون که شهرداري مشهد در دوره جديد پيشرفت عظيمي کرده است و از وزن بالايي حتي در سطح کشور برخوردار شده است. مي توانند طرح پخته ارائه دهند و مديران را همراه کنند. اين موضوع يعني چانه زني در همه دنيا وجود دارد و در کشور ما خيلي تأثيرگذارتر از ديگر کشورهاست. يعني شهرداري مشهد (به ويژه با توجه به قدرتي که اکنون يافته است) مي تواند خيلي فراتر از سطح خودش تأثيرگذار باشد.

 تصميم پژمان براي پايان فعاليت در مسند شهردار

برادران: در پاسخ به نکته اي که درباره آقاي مهندس پژمان مطرح کردند بايد بگويم بالاخره هر آمدني رفتني دارد. اين موضوع به ويژه در شهر مشهد که ما قدر مديرانمان را نمي دانيم جدي تر است و از همين رو شاهد حضور پررنگ مديران مشهدي در بخش هاي گوناگون کشور هستيم. آن چه از آقاي مهندس پژمان نقد شد و ما هم به ايشان نقد کرديم، اين بود که تصميم گرفتند بعد از پايان شوراي شهر اين دوره در عرصه ديگري فعاليت کنند. آن عرصه هم هنوز مشخص نيست. با توجه به اين که خانواده شهرداري مشهد آقاي پژمان را جزو خود مي داند و ايشان تجربه هاي بسيار ارزشمندي هم دارد، دغدغه خانواده شهرداري اين است که حضور ايشان مستمر باشد و فرآيند سريعي که در توسعه و پيشرفت شهر شکل گرفته، ادامه داشته باشد.يک نگراني من که قصد دارم در اين فرصت به آقاي احديان منتقل کنم اين است که مباحث نظري طرح شده توسط ايشان مسائل خوبي است و ما مي پذيريم.اما تيتر مبحث را ما نمي پذيريم. ما در پيوست فرهنگي پيش قدم شديم. اولين شهري هستيم که به معماري اسلامي بودجه ويژه اي اختصاص داده ايم و گفته ايم هر کس نظري دارد، بيايد و براي ما تبيين کند.پس از نظر مباحث نظري ما با هم همسو هستيم.

 خودمان له شويم نمي گذاريم پروژه متوقف شود

اما از سوي ديگر اين که ما در سال حمايت از کار و سرمايه ايراني کار مي کنيم که سرمايه گذار کارش متوقف شود درست نيست. سرمايه گذار مجوز گرفته است و ما اگر خودمان «له شويم» اجازه نمي دهيم پروژه متوقف شود.

تورم ۳۵۰ ميليارد توماني هزينه پيش بيني نشده به شهرداري تحميل کرد

در همين تورم ايجاد شده که ناشي از فعاليت هاي دولت بود، ما توانستيم با همراهي شوراي شهر کارمان را ادامه بدهيم. طبق محاسباتي که داشتيم اين تورم ۳۵۰ ميليارد تومان هزينه پيش بيني نشده به شهر تحميل کرد.اما تصميم گرفتيم هر طور شده است، با صرفه جويي، مهندسي ارزش، برخي اصلاحات، افزايش راندمان توليد و … هيچ کدام از پروژه هاي خودمان را تعطيل نکنيم و اجازه هم نمي دهيم هيچ کدام از پروژه هاي بخش خصوصي و دولتي در شهر تعطيل شود.

فضاي رسانه اي مشهد مساعد نيست

(من از شما مي خواهم) چشم انداز و قوانيني که مصوبه دارد را محترم بشماريد و فضاي نامناسبي را در عرصه رسانه اي شهر ايجاد نکنيد.من مي توانم ۱۰ مورد افتخار کسب شده توسط معاونت خودمان طي همين هفته گذشته را برشمارم. همين ديروز ما عنوان کتاب اول کشور در زمينه برنامه ريزي شهري را کسب کرديم، ولي خبرش را منتشر نکرديم؛ چرا که احساس مي کنيم فضاي رسانه اي مساعد نيست. آقاي پژمان با هزينه ميزبان ۲۴ ساعت در گوانگجو حضور پيدا کرده و به نمايندگي از کلان شهرهاي جهان سخنراني کرده است. اين تيتر يک روزنامه خراسان نمي شود. اما در بين چندين هزار قرارداد اگر يک مورد داراي مشکل باشد آبروي تمام مديراني که من به سلامتشان قسم مي خورم، مي رود.

 پاسخگو هستيم

من پرونده هايي دارم که به خاطر مبالغ بسيار جزئي مديران ارشد شهرداري به دادگاه احضار شده اند، رفته اند و پاسخ داده اند.مديريت مسئوليت حقوقي است و ما هم پاسخگو بوده ايم.نکته جالب توجه اين است که مدير ما در شرايطي به دادگاه رفته که قرارداد مذکور در دوران قبل از مديريت او امضا شده است.ولي ما پاسخگو بوده ايم و اين روال دستگاه حقوقي است. اما من از شما درخواست دارم که اگر ما در حوزه نظري با شما هماهنگ هستيم در حوزه عملي هم شما اجازه بدهيد، سرعت اين قطار حفظ شود. فضاي موجود در مشهد زمينه هاي زيادي براي متوقف کردن اين قطار دارد.

 رويکردي حاکم نباشد که سرمايه گذار فراري شود

بياييد در مسائل مختلف کمک کنيد، اما رويکردي حاکم نباشد که سرمايه گذار فراري شود. يک سرمايه گذار هست و مي تواند سرمايه اش را در دبي و استامبول سرمايه گذاري کند، اما مي خواهد سرمايه اش را به مشهد بياورد. ما در سال حمايت از توليد ملي، از هر سرمايه گذار داخلي و خارجي که بخواهد در شهرمان شغل ايجاد کند، استقبال مي کنيم؛ هزينه اش را هم مي پردازيم، چون باور داريم اين موضوع براي شهرمان ضرورت دارد.

 برخي انتقادها از شهرداري ناشي از انگيزه هاي سياسي است

حالا هر کسي هر طور که مي خواهد و با هر هدفي حرفش را بزند. البته درباره شما مي دانم که نيتي جز دغدغه هاي ديني نداريد. اما مي دانيم در اين شهر افراد بسياري هستند که انگيزه هاي سياسي و «نگاه هاي مخالف حرکت» دارند و نبايد اجازه بدهيم نگاه اين ها حاکم شود. همين امروز خود شما نوشتيد که مشهد رتبه اول کشور در حمل و نقل را به دست آورده اين که در زمينه پژوهش ما رتبه اول دستگاه هاي اجرايي را کسب کرده ايم که نظر خودمان نيست، حاصل بررسي استادان دانشگاه زير نظر استانداري است. ما در حوزه سلامت اداري رتبه اول را کسب کرديم. در زمينه روابط بين الملل در حال حرکت به سمتي هستيم که با تاکيد بر ارزش هاي معنوي و ديني به شهرهاي مختلف الگو بدهيم.

 طرح تاش و چشم انداز را کنار نمي گذاريم

برادران ادامه داد:آقاي مهندس مي گويند طرح تاش را بگذاريد کنار ما نمي گذاريم. مي گويند چشم انداز را بگذاريد کنار، ما نمي گذاريم. اصلا ما مجري قانون هستيم، احترام به قانون همين جا نمايان مي شود. مگر چشم انداز مشهد را من نوشته ام. پيش نويس اين چشم انداز سال ۸۳ توسط شوراي شهر دوم نوشته شده است. ما چشم انداز را ننوشتيم، ولي از  آن حمايت مي کنيم.

دانشجو: من وکيل مدافع شهرداري نيستم. ولي به عنوان يک ناظر بي طرف و يک شهروند مشهدي که در اين شهر زندگي مي کنم، مي خواهم بگويم از سال ۸۶ و ۸۷ با رويکردي که آقاي مهندس پژمان داشتند و نيروهاي متخصصي که گرفتند سنگ بناي عظيمي در شهرداري گذاشته شد و بر هيچ کس پوشيده نيست. مجموعه شهرداري مشهد تا پيش از اين دغدغه برنامه ريزي شهري نداشت. اما امروز شرايط خيلي متفاوت است، هر چند با شرايط مطلوب فاصله داريم. بنابراين من تأکيد دارم اين ها را ببينيم. اما درباره نقدهايي که آقاي احديان به معماري اطراف حرم مطهر کردند، مي خواهم بگويم طبق مطالعاتي که من داشتم دريافتم تاکنون هيچ اجماع و تفسير واحدي درباره هويت معماري اسلامي و ايراني وجود ندارد. شهرداري مشهد اين جا مظلوم دارد واقع مي شود. در توسعه اطراف حرم شهرداري نقش نظارتي دارد و نهادهاي قدرتي وجود دارند که ساخت و سازها را انجام مي دهند. آيا رانت هايي که اين ها مي گيرند را پيگيري کرده ايد؟! اي کاش همه چيز را معطوف به شهرداري نکنيم. يک سوال هم از آقاي برادران دارم درباره شهردار بعدي مشهد. اکنون با توجه به نزديک بودن انتخابات شوراي شهر زمزمه هايي مطرح مي شود. آيا امکان ابقاي مهندس پژمان وجود دارد؟ما هم عملکرد شهرداري را مزيت مي دانيم اما…احديان در پاسخ به سوال اين دانشجو چنين گفت: ما هم باور داريم که در دوره کنوني مديريت شهري اقدامات ويژه اي در شهر انجام شده است. به نظر مي آيد مجموعه عملکرد اين دوره قابل مقايسه با ديگر دوره ها نيست. به ويژه اين که شهرداري در بخش اقتصادي مجبور بوده است بيشتر با درآمدهاي خودش هزينه ها را مديريت کند. اما اصل بحث ما و بخش هايي که از آن انتقاد مي شود بدين دليل است که معتقديم «شهرداري» کارفرمايي بزرگ و ناظر اصلي در عمده بخش هاي مورد بحث ماست. از اين رو اگر اين نهاد در مديريت شهري مشهد نگاه هايش را مبتني بر اين دغدغه ها اصلاح کند مي تواند آن را اجرا کند که اگر هم نخواهد و اراده نکند اين مطالبات هيچ گاه اجرا نخواهد شد. علاوه بر اين شهرداري به عنوان يک نهاد مهم و تأثيرگذار مي تواند در زمينه مطالبه گري و چانه زني با نهادهاي فرادستي و نهادهاي همکار عمل کند.

 اين نقد را مي پذيريم

احديان درباره اين که چرا روزنامه خراسان در مقابل برخي نهادهاي قدرت که در بافت پيراموني حرم مطهر بلندمرتبه سازي کرده اند واکنش نشان نمي دهد، گفت: اين نقد را مي پذيرم و براي اصلاح آن تلاش مي کنيم اما اين موضوع نافي نقص و ضعف شهرداري نيست که مجوز احداث چنين بناهايي را صادر کرده است.

 اگر از اين فاجعه تاريخي جلوگيري نکنيم بعدا قابل جبران نيست

احديان در بخش پاياني سخنانش ضمن تشکر از بيان مطالب توسط حجت الاسلام دکتر غمامي از استادان دانشگاه آزاد مشهد و وعده در نظر گرفتن نکات مطرح شده توسط ايشان تأکيد کرد: مي توانيم و بايد از رخ دادن يک فاجعه تاريخي در مشهد جلوگيري کنيم که اگر امروز در خصوص آن اقدام نکنيم، سال هاي بعد هيچ کاري از دست هيچ فردي برنخواهد آمد.درباره عملکرد آقاي پژمان هم معتقدم با کارهاي درستي که در اين مجموعه انجام شده است موافق هستيم و از آن حمايت مي کنيم. وي تصريح کرد: اگر از من درباره شهردار آينده بپرسند، آقاي پژمان را پيشنهاد مي دهم.به طور قطع اگر شهرداري در مسير اصلاح نگرش حرکت کند و نگاه هاي جزمي را کنار بگذارد ما نيز حاضريم اين نهاد را در زمينه امور کارشناسي و رسانه اي ياري دهيم.

نقدها را مي پذيريم اما…

برادران نيز در بخش پاياني مطالبش چنين يادآور شد:در حوزه برنامه ريزي شهري نقدها را مي پذيريم اما در حوزه اجرا اجازه دهيد که روند کنوني ادامه پيدا کند.در عين حال اين گونه کرسي ها در نقد عملکردها بايد با حضور استادان حوزه و دانشگاه و دانشجويان و رسانه ها برگزار شود. ما اعلام آمادگي مي کنيم که در چنين جلساتي نقدها را بشنويم و درباره آن به بحث بنشينيم.احديان نيز در بخش پاياني سخنانش تأکيد کرد: آن چه مشهد بايد باشد با آن چه در حال حرکت به سمت آن هستيم خيلي فاصله دارد و اين يک فاجعه تاريخي است و بايد از آن جلوگيري کنيم. اگر امروز اقدام نکنيم سال بعد هيچ کاري از دست کسي برنمي آيد.

منبع: روزنامه خراسان

انتهای پیام /

لینک کوتاه این مطلب: http://edalatkhahi.ir/?p=12765

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه