رفتن به بالا
  • یکشنبه - 18 اسفند 1392 - 12:27
  • کد خبر : ۱۳۸۱۹
  • مشاهده :  56 بازدید
  • چاپ خبر : بانگ کن “بانگی”

بانگ کن “بانگی”

بانگ کن “بانگی”
نمی شنود صدای تو را
حیوانی حقوق بشر
و کور کرده است
چشم دوربین های بی خبر را
برق سکّه های “اولاند”

میانمار

شیپور جنگ صلیبی
از “واتیکان” بلند است!
بانگ کن “بانگی”
به یاد “پولوس”پدر مقدس
به کام موبدان مرموز کابالا!
بانگ کن “بانگی”
و روشن کن کودکانت را
در غربت خیابان های گرم
و بپاش
به صورت خواب زده بشر
مشتی از خون سینه خویش
و ناله کن
میان گوش هایی
که مست موسیقی “پاپ” مهربان است!
***
بانگ کن “بانگی”
تو لکه سیاهی واجب المحو
به ننگ دامن بشر
نه برای رنگ پوستت
نه برای بخت نگونت
که برای قبله نمازت “بانگی”!
***
بانگ کن “بانگی”
نمی شنود صدای تو را
حیوانی حقوق بشر
و کور کرده است
چشم دوربین های بی خبر را
برق سکّه های “اولاند”
***
بانگ کن “بانگی”
فریاد کش
نمی شنود صدای تو را آزاده ای
اینجا
اسلامی هست و
مسلمانی نیست
اذانی هست و
اذنی نیست
مسجدی هست و
محرابی نیست
نمازی هست و
تکبیری نیست!
***
بانگ کن “بانگی”
مثل حنجر خسته “میانمار”
که به فتوای بودا
دریده اند شکم زنانش را
مثل فاجعه خانه “فلّوجه”
که سلّاخان سفیانی
در آن می خرامند
مثل قنداقگان خونین “قطیف”
و بحر خونین “بحرین”
که زره پوش های مغیره
در کمین زنان هاشمی
رژه می‌روند هر شب!
***

بانگ کن “بانگی”
ما
در صف طویل سبدهاییم
ما
سرگرم هدفمندی خویشیم
ما
پی ارزانی دلاریم
پی قرارداد با “رنو”
که با هر بوق لوکسش
“فرانسوا” سوغات کند گلوله برایتان!
بانگ کن “بانگی”
سلمان کدیور- سلیم

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه