رفتن به بالا
  • دوشنبه - 23 تیر 1393 - 11:09
  • کد خبر : ۱۳۸۹۰
  • مشاهده :16 بازدید
  •   
  • Print Friendly
question1-1-155x40

بررسی یک مشکل همیشگی

بسیاری از مشکلات آن­چنان در روزمره ما تکرار می­شوند که گویی بدل به بایسته­ها و حقایقی می­گردند که نبودشان آزاردهنده است. وقتی سخن از کار اداری پیش می­آید ناخودآگاه ذهن به سوی اتلاف وقت و هزینه و نیز عدم پیشرفت کار گرایش می­یابد. گویی این عدم پیشرفت کار برای ما بدل به امری جاری شده است. متاسفانه رویه­ای که همه­هنگام ...
جنبش عدالتخواه دانشجویی: 

سوال اقتصادی پرسشبسیاری از مشکلات آن­چنان در روزمره ما تکرار می­شوند که گویی بدل به بایسته­ها و حقایقی می­گردند که نبودشان آزاردهنده است. وقتی سخن از کار اداری پیش می­آید ناخودآگاه ذهن به سوی اتلاف وقت و هزینه و نیز عدم پیشرفت کار گرایش می­یابد. گویی این عدم پیشرفت کار برای ما بدل به امری جاری شده است. متاسفانه رویه­ای که همه­هنگام پدیده­ها و مشکلات را با آن می­سنجیم و سعی در حل آنان داریم نادرست است. در بسیاری مواقع ما به جای برخورد با علت، برخورد محکمی با معلول می­کنیم؛ غافل از این­که این مشکل، باز هم تکرار خواهد شد چراکه علت را ریشه­یابی و درمان نکرده­ایم.

در این زمینه نیز کمتر کسی به بررسی چرایی مشکلات اداری و راه حل برخورد و برطرف ساختن علل به وجود آورنده آن، پرداخته است. شاید برایتان جالب باشد که از سوی مسئولان نیز هیچ­گاه قدم مثبت و موثری در جهت برطرف ساختن آن، برداشته نشده است. اما این مسئله از کجا آب می­خورد؟

علل به وجودآورنده یک پدیده می­تواند بسیار زیاد باشد. اما بررسی، یافتن و نیز برطرف ساختن همه علل امکانپذیر نیست. ما در اینجا تنها به یکی از علل به وجودآورنده می­پردازیم. پرداختن به دیگر علل، شاید در هنگامی دیگر. فرض بفرمایید اداره­ای برای جذب نیرو اطلاعیه می­دهد. کار توسط دو نفر قابل اجرا است؛ ولی کار را به سه نفر می­سپارند. حتی ممکن است شخصی خارج از روند جذب نیروی انسانی، جذب سازمان شود. این موضوع که چرا خارج از روند، جذب صورت می­گیرد را رها می­کنیم. شاید دلیل آن رابطه­های فامیلی یا پایین آوردن میزان آمار بیکاری یا جلب محبت کسانی و یا هر چیز دیگری باشد. بگذریم. به مشکلاتی که روند ناصواب جذب ایجاد می­کند می­پردازیم.

اشخاص به موجب شور و نشاطی که بدوا در کار دارند، تمام تلاش را در جهت به انجام رساندن هر چه بهتر وظایف، به کار می­بندند؛ بی­توجه به نظراتی که همکاران با سابقه بیان می­دارند. آن­ها بدون توجه به تمامی توصیه­ها، کارهای ارباب رجوع را به هنگام و در وقت مقتضی انجام می­دهند. هفته به نیمه می­رسد. کارهایی که باید در طول آن هفته، صورت می­پذیرفت، همگی انجام شده است. در حالی که همکاران او، زمان­هایی را اضافه کار می­ایستند تا بتوانند کارهایی را که از اول هفته انبار کرده­اند را انجام دهند، شخص تازه­ استخدام­شده، کاری برای انجام ندارد. این وضعیت می­تواند چهره­ای تنبل از او به مدیر بالادستی­اش نشان دهد و حتی می­تواند موید این مسئله باشد که وجود شغل شخص تازه استخدام­شده، ضرورتی ندارد و باید حذف گردد. فرد، به مجرد آن­که این مطالب را می­شنود دلیل همکارانش را برای پشت­گوش انداختن کارها متوجه می­گردد و …

یکی دیگر از دلایل می­تواند نبود فرهنگ سازمانی مناسب باشد. در یک فرهنگ سازمانی غنی، افراد خود را در برابر پیشرفت سیستم مسئول می­دانند و تمام همّ و غم خود را برای  جلوگیری از رکود و عقب­گرد و نیز پیشرفت سیستم به کار می­بندند. در یک فرهنگ سازمانی بیمار، شرایط کمی تفاوت دارد. افراد خود را از سیستم طلب­کار می­بینند و سیستم را مسئول تمامی مشکلات زندگی خود. در آن فرهنگ، کارکنان به همکاران خود، به دیده یک رقیب می­نگرند؛ رقیبی که اگر نتوانند او را مهار کنند ممکن است پست، پاداش و حقوقی بیشتر دریافت کند. آن هنگام که رقابت از بیرون سازمان و میان دو سازمان، به درون آن سازمان راه یابد و افراد جنگی را برای تصاحب امکانات بیشتر آغاز کنند، دیگر مسئله و هدف اصلی سازمان گم می­شود. افراد وظیفه خدمت­رسانی خود را از یاد می­برند. وضعیت هنگامی بدترمی­شود که مدیر بالادستی، درک درستی از شرایط موجود نداشته باشد. در آن­هنگام نه تنها کارکنان برای اعتلای سازمان تلاشی نمی­کنند بلکه در جهت ضربه­زدن به آن گام برمی­دارند. ارباب رجوع بدل به فردی مزاحم می­شود، کسی که تنها موجب آزار و دردسر است. صحبت­های میان کارکنان از صحبت برای چگونگی ارتقا خدمات، به چگونگی دریافت پاداش و وامِ بیشتر تغییر می­یابد و دیگر باید آن سازمان را یک مرده دانست.

کمی این وضعیت آشنا به نظر می­رسد! کارکنان بی­انگیزه، از زیرکار در رو، بداخلاق و در نتیجه ارباب رجوع­هایی ناراضی.

می­توان دلیل بیان­شده را نادیده گرفت و از کنار آن به سادگی گذشت، چون ما هم ساخته­شده توسط یک فرهنگ سازمانی بد هستیم. تنها یک اداره، سازمان نیست بلکه جامعه نیز یک سازمان بزرگتر است. فرهنگ کار جاری در آن سازمانِ بزرگتر نیز به دلایلی فاجعه­بار به نظر می­رسد. بنا بر بررسی فرهنگ سازمانی موجود در جامعه نداریم؛ پس می­گذریم.

چنانچه تمایلی برای برطرف ساختن دلیل مطرح شده داشته باشیم، می­توان امیدی به بهبود فضای سازمان­ها و اداره­ها داشت. بسیارخب! نخستین و بدیهی­ترین امری که می­بایست اتفاق بیفتد کارشناسی دقیق و حقیقی کار است. می­بایست یک کارسنجی جامع و دقیق صورت پذیرد و در آن مشخص گردد که چه زمان و چه تحصیلاتی برای پیشبرد یک فرآیند لازم و ضروری است. باید دقت شود که اگر شغل نیازمند فردی با تحصیلات دیپلم است به هیچ عنوان آن را به فردی با تحصیلات کارشناسی نسپارند. این امر دلایل خود را دارد لکن این نوشته فضای کافی برای طرح آن دلایل را دارا نیست.

پس از آنکه مشاغل، دقیق و بی­نقص تعیین گردید نوبت به تهییه برنامه­ای در جهت ایجاد فرهنگ سازمانی غنی و موثر می­رسد. دلیل مطرح ساختن این موضوع پیش از موضوع استخدام افراد، آن است که تا سر حد امکان می­بایست افراد را با روحیاتی نزدیک به آن فرهنگ جذب کرد.

جذب افراد و نیز آموزش آنان به اندازه جذب یک مدیر کاردان دارای اهمیت است. برگزاری دوره­های آموزشی صحیح، نه آنچه امروز متداول است، نیز می­تواند تا حدی به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مناسب یاری رساند.

دلایل طرح شده بخشی از دلایل موجود است. از طولانی شدن این یادداشت عذرخواهی می­کنم. سپاس

انتهای پیام /

لینک کوتاه این مطلب: http://edalatkhahi.ir/?p=13890

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه