رفتن به بالا
  • یکشنبه - 13 مهر 1393 - 23:47
  • کد خبر : ۱۴۰۰۹
  • مشاهده :33 بازدید
  •   
  • Print Friendly
deffult

جایگاه مردمی که نمی بینیم شان!

یادداشت/علیرضا کمیلی-از فعالین جریان عدالتخواه در سال های اخیر   ”انا ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط”   ”ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم”   اینها و دهها آیه دیگر قرآن باید برای ما بازخوانی و تفسیر شوند. ما گرچه اینها را می‌دانیم ولی در عمل، رفتارهای ما ناشی از باور به اصل ”مردم محوری” نیست. هنوز ...
جنبش عدالتخواه دانشجویی: 

یادداشت/علیرضا کمیلی-از فعالین جریان عدالتخواه در سال های اخیر

 

”انا ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط”

 

”ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم”

 

اینها و دهها آیه دیگر قرآن باید برای ما بازخوانی و تفسیر شوند. ما گرچه اینها را می‌دانیم ولی در عمل، رفتارهای ما ناشی از باور به اصل ”مردم محوری” نیست. هنوز که هنوز است کفه حقانیت و جنبه انتساب به خداوند برای ما سنگین است و این دغدغه را هم نداریم که آن ارزشها و مطلوبیت‌ها چگونه باید محقق شوند و توجه نداریم که اساساَ توجه به مردم در دستگاه قرآنی، جزئی از مقام تحقق دین است نه یک انضمام صوری!

 

برخی هم که نگاه‌شان به مردم، رسماَ ”و اکثرهم لایعقلون” است! و این نگرش بالا به پائین و حتی باید گفت حق و باطلی به خود و مردم، ما را به این شرایطی که هستیم رسانده که دغدغه و توان رساندن حرف‌مان به مردم را نداشته‌ایم و از همین رو مجبوریم از ابزارهای قهری و قانونی برای تحقق خواست‌مان استفاده کنیم! مساله حجاب و اینترنت و… در جامعه ما نشانه‌های خوبی از این مساله اند.

 

مشکل تا حدی عمیق است که برخی ”اصل رجوع به مردم” را مساله‌ای وارداتی و غربی می‌پندارند! یا تصور این است که مردم صرفا در امر انتخابات باید نقش داشته باشند. حال آن است که بخاطر ابتناء مشروعیت نظام بر دو اصل حقانیت و مقبولیت‏، باید همواره ”آگاه‌سازی” مردم را مد نظر داشت و بعلاوه مردم را در عرصه‌های مختلف به ”میدان” آورد چرا که حق هم که باشی حق نداری به اجبار بر مردم حکم برانی لذاست که باید بتوانی مردم را همراه حرف حق خود سازی.

 

اگر این اصل در قلب و عقل ما به یک باور تبدیل شده بود، حالا وضعیت بدنه‌های حزب‌اللهی فرق می‌کرد. هم از حیث ارتباط با مردم و یافتن راههای گفتگو و ارتباط با بدنه جامعه و نیز توجه به مسائل واقعی آنان و همچنین ایجاد روحیاتی چون سعه صدر و تحمل دیگری و آزاداندیشی و… که از مقتضیات این مساله است و هم از حیث استفاده از بدنه های مردمی و همراهی اکثریت با مسائلی که دغدغه‌ها و اولویت‌های نظام اسلامی در داخل و خارج است.

 

ولی با کمال تأسف شاهدیم که فضای دغدغه‌های ما نوعاَ با مسائل واقعی جامعه و حتی نیازهای کشور فرق دارد. ما بشدت بر مسائل سیاسی و درگیری‌های این و آن متمرکزیم و نیاز جامعه اشتغال و مصرف و… است و رهبری انقلاب هم که بر مسائلی چون اقتصاد مقاومتی تاکید می‌کنند، بازتاب عملی در میان ما ندارد!

 

بعلاوه، کارهای فرهنگی مان نیز نوعا مناسب مخاطب‌های خاص‏ است و زبان عامه مردم را نیافته‌ایم. مسائل را نیز دقیق و عینی از بطن جامعه نشناخته‌ایم و برخورد ما با آنها سطحی است. از همین روست که تشکلهای فرهنگی و دانشجویی ما کم تعداد و اقدامات‌شان نوعا کم استقبال است.

از آنجا که باور قلبی به یک مساله به عمل و اقدام در ذیل آن و ملزوماتش منجر می‌شود، تاکید می‌کنم که باور به این امر، خود به خود فتوحاتی در مساله ارتباط ما و جامعه ایجاد خواهد کرد. تغییر نگرش ریشه تحول است و البته ملزومات عملی آن نیز بتدریج تمهید خواهد شد.

به امید آن روزی که باورمندان به یک حرف حق، توان تبدیل آن به گفتمان و باور عمومی را نیز داشته باشند. آن روز است که پیام این انقلاب به زودی جهانی خواهد شد.

منبع: وبلاگ آرمانخواهی

انتهای پیام /

لینک کوتاه این مطلب: http://edalatkhahi.ir/?p=14009

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


Comments are closed.