رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 23 مهر 1393 - 11:58
  • کد خبر : ۱۴۰۴۰
  • مشاهده :38 بازدید
  •   
  • Print Friendly
deffult

بیانیه تحلیلی جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون وضعیت اسف بار سیستان و بلوچستان

منطقه سیستان به عنوان یکی ازمناطق حساس ژئوپولوتیک ایران که ازسوی رهبرانقلاب؛ "تنگه احد جمهوری اسلامی" نام گرفته است، امروزدرآتش مثلث؛ "ندانم کاری مسئولین کلان، بایکوت رسانه ایوبی توجهی مسئولین استانیمیسوزد و اگر فریاد همیشه ناجی امت بصیر حزب الله و دانشجویان مطالبه گر و دغدغه مند بر نخیزد در آینده ای که بسیار نزدیک است ، دارالولایه ی سیستان ...
جنبش عدالتخواه دانشجویی: 

منطقه سیستان به عنوان یکی ازمناطق حساس ژئوپولوتیک ایران که ازسوی رهبرانقلاب؛تنگه احد جمهوری اسلامینام گرفته است، امروزدرآتش مثلث؛ندانم کاری مسئولین کلان، بایکوت رسانه ایوبی توجهی مسئولین استانیمیسوزد و اگر فریاد همیشه ناجی امت بصیر حزب الله و دانشجویان مطالبه گر و دغدغه مند بر نخیزد در آینده ای که بسیار نزدیک است ، دارالولایه ی سیستان خالی از سکنه میگردد و بالتبع مشکلات عظیم امنیت ملی دامن کشور را خواهد گرفت.

 

جنبش عدالتخواه دانشجویی ضمن ابراز تاسف از وضع موجود و نگرانی از ادامه چنین روندی در جمهوری اسلامی، در این نامه با خطاب قرار دادن رسانه های مختلف، خصوصا صدا و سیما، خواهان توقف این ظلم رسانه ای است و پشتیبانی خود را از تمام رسانه هایی که این سکوت مرگبار را می شکنند اعلام می دارد.

 همچنین جنبش عدالتخواه به دلیل پرداختن به سیستان غریب ،در برنامه تلویزیونی “ثریا” از دست اندرکاران و تهیه کنندگان این برنامه تقدیر و تشکر کرده و خواهان این است که دیگر رسانه ها نیز در راستای برقرای عدالت رسانه ای ، شفاف و صادقانه به مسئله سیستان پرداخته و واقعیتی که اکنون در آن منطقه در حال رخ دادن است را به مردم نشان داده و در این راه از ملامت هیچ ملامت گری هراسی به خود راه ندهند.

و اما بعد

امیدواریم آنچه ذیلا به استحضار میرسد ،سوی توجه رسانه ها را ، از تهران به نقاط دیگری معطوف کند :

خشکسالی بی سابقه منطقه که از 15 سال پیش آغاز شده است، با سیاست های غلط و نا به جای مسئولین شدت گرفت و موجب مشکلات عدیده امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در منطقه شد که در سایه بی توجهی مسئولین کلان نظام در سال های اخیر، به بالاترین حد خود رسیده، اقتصاد منطقه که بر پایه کشاورزی است را فلج کرده و مهاجرت بخش عظیمی از مردم منطقه را بدنبال داشته است.

به نظر می رسد که منشا این نا به سامانی ها و بی عدالتی ها در سیستان، به بی تدبیری های استانی محدود نشده و بی توجهی مسئولین ارشد کشور، این وضع رقت بار را در “تنگه احد جمهوری اسلامی” رقم زده است.دولت باید توجه داشته باشد که ادامه روند کنونی، نظام را با بحران ناکارآمدی روبرو خواهد نمود.

در ادامه در راستای رسالت دانشجویی خویش، جنبش عدالتخواه دانشجویی به مهم ترین مشکلات سیستان اشاره کرده و اعتراض خود را به روند موجود (که معلول تنها یک و یا دو دولت نیست) اعلام می دارد.

تالاب هامون

 

 امسال بنا به گفته مدیرکل محیط زیست سیستان و بلوچستان بین 20 تا 30 درصد از وسعت تالاب آبگیری شده است، یعنی بیش از سه میلیارد مترمکعب آب وارد تالاب شده. ابتدا با توجه به برگزاری چند جلسه از کارگروه استانی احیای تالاب در سال گذشته هیچ  مناطقی از تالاب برای هدایت آب پیش بینی نشده بود.

به واقع طی 15 سال گذشته  مقداری از حق آبه ایران از افغانستان دریافت می شده که در تقویم زمانی مناسب و مشخصی رها نمی شده است ولی برخی سالها حتی ورود آب به اندازه ای بوده که می شده به تالاب هم هدایت شود،  با این تفاسیر هیچ پیش بینی ورود آب از افغانستان به ایران نشده بود.

در این باره رسانه ها بارها از وقوع سیل های مرکز و غرب افغانستان خبر می داده اند و ریزش های امسال را بی سابقه می خواندند، ولی هرگز مسئولین استانی در سیستان و بلوچستان آمادگی و پیش بینی لازم برای مدیریت ورود یک آب عظیم به آنجا را نداشته اند.  

 یکی از خبرگزاری ها در گزارشی با عنوان: “تکرار اشتباهات گذشته مدیریت آب در سیستاننوشت: «حجم ورودی آب تا روز جمعه گذشته(22 فروردین) 650 متر مکعب در ثانیه بود و امروز(25 فروردین) به 1200 متر مکعب در ثانیه افزایش یافته است و گزارشات حاکایت از افزایش بیشتر آن در روزهای آتی دارد.

از طرفی رودخانه‌های پریان داخلی، سیل‌بند مشکی و مخصوصا رودخانه‌ی سیستان در گذشته لایروبی نشده‌اند و برای این حجم آب آمادگی ندارند و همین باعث شده است بدترین گزینه‌ی ممکن، یعنی انتقال آب به چاه‌نیمه‌ی چهارم انتخاب شود

 جالب اینجاست که استاندار محترم سیستان بارها و بارها به برنامه ریزی در مورد آب ورودی به  سیستان اشاره کرده اند ولی در زمان عمل ، بدترین کار ممکن یعنی آبگیری چاه نیمه ی چهارم را انجام دادند؛لازم به ذکر است در سال اخیر 700 میلیون لیتر مکعب در چاه نیمه ی چهارم ذخیره شد که به علت عدم خروجی مناسب ،500 میلیون لیتر مکعب آن تبخیر شد و 200 میلیون متر مکعب باقی مانده به علت افزایشpc آب و اسیدی شدن آن غیر قابل استفاده شد.

شاید جناب استاندار در پاسخ به این ان قلت بگویند که :”هفت دالان یا نقطه برای تثبیت شن های روان داریم” . ولی در اینجا جزئیات و میزانش مهم است تا نشان بدهد استان چقدر با کار کارشناسی جلو می رود.

مسئولین استانی سیستان پاسخگو باشند چرا با توجه به پیش بینی های صورت گرفته مبنی بر بروزسیل در کشور افغانستان هیچ تدبیری برای استفاده ی مناسب از این حجم عظیم  آب نشد و حتی مسیر رودها مورد لایروبی قرار نگرفت؟

 رود های خاش رود،فراه رود که به تالاب هامون سرازیر می گردند و با احتساب  بارندگی فراوان امسال آب این رودخانه ها به کجا هدایت گردید؟
بارندگی های که از کوه های پلنگان و سفید آبه به سمت تالاب هدایت می شده است هم اکنون چه شده است؟
با توجه به بررسی های به عمل آمده توسط دانشگاه های معتبر ایران، همچون تهران، اصفهان و شیراز؛در مسیر دوراهی دشتک تا خراسان جنوبی، دریایی از آب زیر زمینی وجود دارد که فقط با حفر چند حلقه چاه(با توجه به سراشیبی زمین) می توان تالاب هامون و دشت سیستان را احیا کرد.

مالچ پاشی:

تا سال 1386بسترهای شن و ماسه های روان توسط منابع طبیعی مالچ پاشی میشد،و این مالچ به صورت رایگان در اختیار این ارگان قرار میگرفت اما از سال 1387 وزارت نفت واگذار کردن مالچ رایگان را به اداره ی منابع طبیعی ممنوع کرد و قیمتی بالا برای آن ارائه نمود که منابع طبیعی توانایی خرید آن را نداشت.

پیشنهاد میشود که هم مالچ رایگان در اختیار اداره ی منابع طبیعی قرار گیرد و هم هزینه ی حمل ونقل آن کاهش یابد تا کمی از این گرد و غبارها کاسته شود.

مواد قانونی که در مورد احیای تالاب هامون از آن غفلت شده است

  بنا به گفته استاندار سیستان وبلوچستان، در کارگروه استانی احیای تالاب هامون اختیار  وزارتخانه و سازمان حفاظت از محیط زیست به وی تنفیذ شده و او اختیار کامل در دو حوزه آب و محیط زیست در تالاب را بر عهده دارد. از طرفی دو ماده قانونی 67 و 191 برنامه چهارم و پنجم توسعه زمینه قانونی را برای توجه بیشتر به همه زیست بوم های حساس کشور داده است، ولی اقدام قابل توجهی در این رابطه صورت نگرفته است.

چرا  برای احیای تالاب هامون مدیریت و عزمی مانند موضع دریاچه ی ارومیه وجود ندارد؟همه ی ما مشاهده کردیم که کارگروه استانی احیای دریاچه ارومیه بر اساس اعلام سخنگوی این کارگروه تا به حال به منظور احیای این دریاچه، ۲۵ مصوبه از هیئت دولت گرفته و از ۵۰۰ کارشناس ملی و بین المللی برای احیا استفاده کرده است، ولی در مورد تالاب هامون خلاء کار کارشناسی و پیگیری ملی بسیار مشهود است.

 حتی نارسایی های موجود در دبیرخانه استانی احیای تالاب هامون به گونه ای است که جلسات کارگروه احیای تالاب با صندلی های خالی برگزار می شود و در برخی از این جلسات که مرزبانی و منابع طبیعی دو ارگان دخیل در مدیریت تالاب هستند اصولا حضور ندارند! باید توجه داشت که کار گروه احیای دریاچه هامون بدون حضور معمرين و گاوداران و صیادان سیستان که ساکنین اصلی تالاب هامون می باشند هیچ ثمری ندارد

آیا مسئله ای مهم تر از تالاب هامون در سیستان وجود دارد؟ مگر بازگشت حیات به هامون زندگی را به سیستان باز نمیگرداند پس این همه سهل انگاری چه دلیلی دارد؟

حق آبه و  و ضعیت آبی سیستان

ق آبه ایران ازح افغانستان 850میلیون متر مکعب در سال است که ایران معتقد است که این آب باید از سد داده شود ولی افغانستان آبی که از سیلآب وارد ایران میشود را جزء حق آبه ایران میداند. طبق عهد نامه ی رامسر که بین ایران و افغانستان منعقد گردید مقرر شده است که در موارد خشکسالی 24 متر مکعب آب در ثانیه فقط جهت تالاب هامون که به عنوان تالاب بین المللي ثبت شده است وارد مرز ایران گردد.فقط و فقط در مواقع خشکسالی!!

کمبود آب شرب نیز  چند سالی است دامن گیر سیستان شده است…

 آقاینجاررئیس ستاد مدیریت بحران کشور در جلسه مدیریت بحران منطقه سیستان در استانداری سیستان و بلوچستان حاضر شد. در این جلسه آقای استاندار و معاون سازمان جنگلها به این نکته اذعان کردند که ما مشکل اعتباری نداریم و طرح لازم برای منطقه موجود نیست.

اما مسئولین و کارشناسان سیستان از طرح های آماده و مرتبط به شرایط بحرانی سیستان سخن می گویند.

نخست مدیرکل آب منطقه ای سیستان و بلوچستان در این باره گفت۲۵۰ هزار نفر از مردم سیستان در شش ماهه نخست هر سال با بحران کمبود آب مواجه هستند، مطالعات طرح بازنگری جامع آب منطقه سیستان کامل شده ولی تاکنون اعتباری برای اجرا تأمین نشده استتأمین ۳۰ درصدی اعتبار تا حدی مشکلات را حل می‌کند»

از سوی دیگر گزارش ها از کمبود شدید آب شرب در مناطق روستایی و شهری سیستان حکایت دارد. متاسفانه پس از قطع آب کشاورزی، آب شرب هم به روی مردم سیستان بسته شد. برای نمونه قبل از ماه مبارک رمضان امسال مرکز شهرستان هیرمند و تقریباً تمامی روستاهای شمالی آن (در جوار تالاب) نظیر (خاکسفیدی، کیخا، دراز، محمد حسین بارانی، کتمک، اکبرآباد و….)، علاوه بر مسائل اقتصادی و زیستی ناشی از خشکی تالاب، موضوع آب شرب نیز به مشکلاتشان اضافه شد.

عمق فاجعه تا اینجاست که محمد علی پیری فرماندار این شهرستان در 26 تیرماه گفت:” اوضاع آب شهرستان به تازگی کمی بهبود یافته و مردم حداقل دو ساعت در شبانه روز از آب بهره‌مند هستند.” در همین برهه برخی از ساکنان روستاهای دهستان اکبرآبادشهرستان هیرمند خبر از این معضل دادند که  آب شرب آنها از چند هفته قبل از آغاز ماه مبارک رمضان قطع شده و تاکنون نیز وصل نشده است.

 حال با این شرایط بحرانی استان، چرا در این زمینه از اعتبارات ماده 10 و 12 مدیریت بحران در سفر آقای نجار استفاده نشد؟

ضمن اینکه وقوع طوفان های شن بر فرسودگی تاسیسات آب سیستان که قدمت بالایی نیز دارد اثر گذاشته است.  با کمال تاسف و تاثر برای مسئولین استانی و کشوری، در حال حاضر بر اساس اظهارات اهالی منطقه ، روستاهای شمالی شهرستان هیرمند در روز فقط دو تا سه ساعت آب دارند که آن هم با افت شدید فشار همراه است.

این وضعیت اسفناک تا کی باید ادامه یابد؟آیا نباید تدابیری برای مردم سیستان اندیشیده شود؟آیا زمان افول وعده و وعید های واهی به پایان نرسیده و مسئولین امر بنای انجام کارهایی کارشناسی بر اساس نیاز ها و مزیت های منطقه را ندارند؟

 

 بالاخره مرز تهدید است یا فرصت؟

بازارچه های سیستان یکی در میان فعال اند، میلک به کندی و برای قشر خاصی خدمات می دهد و گمشادبعد از دو سال؛ هنوز تعطیل است، بازارچه چوتودر زهک بر دست دولت هزینه گذاشت ولی هرگز افتتاح نشد، بازارچه گلشاهنیز همچنان بازارچه موقت مرزی است و فعالیتش در هر چند سال فقط یک ماه خاص می باشد.

بازارچه هایی که برای افزایش توان اقتصادی مرزنشینان خسته از خشکسالی گشایش یافت، حالا خستگی مرزنشینان را چند برابر کرده است، جالب اینکه بعد از گذشت نزدیک به 15سال از گشایش بازارچه میلک و گذشت حدود 7 سال (86) از بازارچه مرزی گمشاد، هنوز هیچ تفاهم نامه ای برای فعالیت اقتصادی با افغانستان امضا نشده است. به عبارتی هر اراده ای از افغانستان به تعطیلی این بازارچه ها می انجامد؛ همان اتفاقی که برای بازارچه گمشادافتاده است.

در کل برای بازارچه های مرزی در سطح کشور هیچ برنامه ای وجود ندارد و عملکرد آن با گمرک تفکیک نشده است.

طرح شکست خورده فروش قانونی سوخت

گاهی طرح های شتاب زده برای همان هدفی  که اول به آن اشاره شد، یعنی افزایش توان اقتصادی مرزنشینانمصوب و اجرا می شود ولی چهار ماه هم دوام نمی آورند.

برای نمونه می توان به طرح صادرات قانونی سوخت توسط مرزنشینان که برای نخستین بار در کشور در بازارچهمیلکاستارت آن خورد، اشاره کرد. این طرح شکست خورده برای چهار ماه فعالیتش، تنها ده هزار تومان عاید هر فرد در شهرستان هیرمند کرد.

در این رابطه مسئولین باید توضیح دهند که چرا آمار کارت های صادر شده برای مشمولین این طرح از تعداد خود مشمولین در شهرستان هیرمند هم بیشتر است!!!

البته برای این طرح راستی آزمایی جهت احراز سکونت افراد  در مناطق مشمول طرح(ساکنین شعاع 20 کیلومتر از مرز)، انجام شده ولی به شکلی تازه.

برای این راستی آزمایی از شورای های اسلامی روستاهای هیرمند خواسته می شود تا به فرمانداری بروند و به قرآن مجید سوگند یاد کنند که آمار داده شده از سوی آنها در روستای تحت مسئولیتشان دقیق و مورد وثوق است.

عاقبت این راستی آزمایی این می شود که افرادی در استان مازندران، گلستان، مشهد، زاهدان و زابل نیز کارت مبادله سوخت دریافت می کنند!!

بسیاری از کارشناسان بومی به نحوه اجرای این طرح انتقاد داشتند. براساس رویه اجرایی طرح، نمایندگانی به اصطلاح انتخاب شده از سوی مرزنشینان، کار فروش را انجام داده و در نهایت سود حاصل را با همکاری فرمانداری و استانداری بعد از هر چند ماه به حساب مرزنشینان واریز می کنند. (تنها یک دوره بعد از حدود چهار ماه پرداخت شد که به همه خانوارهای 5 تا 10 نفره تنها 100 هزار تومان تعلق گرفت، از این مبلغ نیز بخشی توسط مرزنشینی قابل دریافت بود).

طرح واردات 54  قلم کالا

واردات 54 قلم کالا نیز توسط مرزنشینان شعاع 50 کیلومتر از مرز فرصت دومی بود که در مصوبه 90/6/8 هیئت دولت برای چهار استان کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و سیستان و بلوچستان پیش بینی شده بود. سیستان و بلوچستان به زحمت در چهار ماه قبل توانست این طرح را اجرا کند ولی اکنون طرح با کند ترین روند ممکن در حال اجراست.

نکته بعدی این طرح؛ در مورد تعداد اندک کالاهایی است که اکنون از بازارچه میلک وارد می شوند، یعنی تنها چند کالا نه 54 مورد. ضمن اینکه نوسانات ارز شکست این  طرح را از قبل مورد پیش بینی قرار می داد. که این عدم اطلاع رسانی به مردم باعث عدم استفاده از عفو مالیاتی توسط مردم شده است.

 تعطیلی بازارچه مرزی گمشاد با اشتباه محض مرزبانی:

اکنون حدود دو سال است این بارازچه ابتدا از طریق مرزبانی و سپس از سوی افغانستان تعطیل شده است و حالا بیش از 200 کارگر بیکار شده اند و در قبال بی‌توجهی مسئولان به شرایط زندگیشان معترض‌اند. این کارگران کماکان منتظر بازگشایی این بازارچه هستند؛ ما از مسئولین انتظار داریم، گلایه هم داریم، مسئولین به این موضوع فکر کرده‌اند که این کارگران در حال حاضر چگونه زندگی می‌کنند؟ یک روز از پشت میزهای میلیونیشان و از زیر باد کولرهای اتاق هاشان بیرون بیایند، سری به این منطقه بزنند و بعد ببینند که آیا میتوانند حتی یک روز طاقت بیاورند؟ باید هر چه سریعتر چاره ای اندیشیده شود؛ گرما و طوفان و سختی و خشکسالی کافی نیست؟ تا کی این وضع ادامه دارد؟

دلایل مرزبانی برای تعطیلی بازارچه

فرماندار هیرمند نیز پافشاری مرزبانی بر دیواركشی بازارچه را علت طولانی شدن تعطیلی بازارچه مرزی گمشاد می‌خواند و می‌گوید: «در هر زمانی که مرزبانی آمادگی خود را برای گشایش مجدد بازارچه اعلام کند، فرمانداری آماده است که فعالیت بازارچه از سر گرفته شودمرزبانی معتقد است که حدود بازارچه نباید با فنس حصار کشی شود، بلکه باید دیوار شود،

دلیل دوم آن‌ها این است که دولت افغانستان هم باید پای کار باشد و فعالیت بازارچه با تفاهم نامه دو طرفه انجام شد، متاسفانه با این کار‌ها، ۱۵۰ کارگر و ۷۰ راننده  بیکار شده‌اند، در این مورد ما جلسات فراوانی در داخل شهرستان و مرکز استان برگزار کرده‌ایم، ولی باز هم دوستان زیر بار نمی‌روند، با همه این موارد فرمانداری آماده است به محض توافق مرزبانی این بازارچه را مجدد بازگشایی کند

مهاجرت

متاسفانه از ابتدای سال تاکنون 2 تا 3 هزار خانوار از استان و به دلیل خشکسالی مهاجرت کرده اند. مقوله مهاجرت از سیستان بدلیل شرایط  خشکسالی، مشکلات ناشی از  روی کار آمدن طالبان، انحراف مسیر رودخانه و خشکی تالاب هامون رخ داد که  مواردی از این دست به همراه گسترش این گرد خاک ها و گرد غبارها و خشکسالی و مشکلاتی که ایجاد شد، شمال استان سیستان و بلوچستان (به خصوص منطقه سیستان) را دچار مشکلات عدیده ای نمود که به مهاجرت به استان خراسان جنوبی و استان خراسان رضوی و انجامید.  طبیعتا تبعات امنیتیملی بدلیل حساسیتی که منطقه زابل و سیستان در لولای دو کشور همجوار افغانستان و پاکستان برای ما دارد قابل انکار نیستگزارش ها از مهاجرت های گسترده در منطقه سیستان حکایت دارد. در آخرین گزارش اعلام شده بیش از پنج هزار خانوار از این منطقه طی امسال مهاجرت کرده اند. گفته می شود بیشتر مهاجرت ها مربوط به شهرستان هیرمند و روستاهای آن است.

خشکسالی 15 ساله مهمترین علت مهاجرت اعلام شده است. مهاجرتی که از سال 85 آغاز شده و تا سال 90 بیش از 9000 خانوار از روستاهای هیرمند را از منطقه خارج کرده است(مرکز آمار ایران). به گفته گری لوئیسکارشناس ارشد سازمان ملل، متوسط درآمد مردم این منطقه 20 دلار درماه است. درآمدی به مراتب پایین تر از خط فقر. به نظر می رسد این درآمد همان یارانه نقدی دولت باشد.

این دست و آن دست کردن مسئولین امر مردم را کلافه و مهاجرت را برای آنها اجتناب ناپذیر نموده است.

ریز گردها ومشکلات اشتغال:

 به نظر میرسد علی رغم اینکه گفته می شود منشاء ریزگردها بستر خشک تالاب هامون است؛ علت اصلی، مسائل داخلی نظیر روستاهای سیادک، تخت عدالت، گمشاد، ملادادی، تپه کنیزدر هیرمند،  روستاهای ده نوسردار، محمد شاه کرم، اطراف جاده روستای میلک به زهکو روستاهای دیگر حاشیه تالاب می باشند.

یادمان نرود که بخش قابل توجه وسعت تالاب (حدود یک سوم) در خاک کشور ماست. پس، بخش غالب کانون شن های روان نیز در سیستان است. اینکه مظلوم نمایی و یا سیاه نمایی شود که کانون ریزگرد بستر خشک تالاب هامون در افغانستان است، برای هیچ کس قابل پذیرش نیست. و این نکته شایان ذکر است که  منشاء ریزگردها فقط افغانستان نیست. 

 در ماده ۶۷ قانون برنامه چهارم توسعه آمده: « برنامه‌ مدیریت‌ زیست‌ بومی‌ در زیست‌ بوم‌های‌ حساس‌، به ‌ویژه‌ دریاچه‌ ارومیه‌ تهیه‌ و به‌ مرحله‌ اجرا درمی‌آید. سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ با همکاری‌ سازمان ‌مدیریت‌ و برنامه‌ریزی‌ کشور و وزارتخانه‌های‌ نیرو و جهاد کشاورزی‌، آیین‌نامه‌ اجرایی‌ این ‌ماده‌ را تهیه‌ و به‌ تصویب‌ هیئت‌ وزیران‌ می‌رسانند

جایگزینی برای اشتغال صیادان تالاب، آیا چاه نیمه چهارم بهتر است یا استخرهای آماده شیلات سیستان در نیاتکسیستان؟

چند بار در مورد چاه  نیمه چهارم برای تغییر کاربری آن بحث هایی شده است، یعنی اینکه بجای ذخیره برای آب شرب، به عنوان ذخیره ای برای آب کشاورزی باشد و شیلات سیستان در آب آن به فعالیت شیلاتی نیز بپردازند.

نکته اول:ایجاد چاه نیمه چهارم که به اندازه حق آبه ایران از افغانستان ظرفیت دارد یک سیاستی برای نابود کردن منابع طبیعی آب است، یعنی اینکه ما در این سال ها آب را از چرخه طبیعی آن خارج کرده و به صورت پراکنده در سطح سیستان توزیع کرده ایم، در حالی که می شده این ذخیره آب در خود تالاب صورت گیرد.

نکته دوم: بر اساس اعلام اداره کل شیلات سیستان اکنون بیش از 3700 نفر صیاد در سیستان  وجود دارند که با خشک شدن تالاب هامون بیکار می شوند، طرح شیلات سیستان برای تغییر کاربری چاه نیمه چهارم با دو دلیل 1: بلا استفاده بودن آب موجود در آن که مانند حوزه چه تبخیر عمل می کند2: بیکاری 3000 صیاد، مطرح شده است.

 در این باره کارشناسان مسائل سیستان معتقدند که اصلاً چاه نیمه چهارم  ظرفیت اشتغال برای 3000 نفر را ندارد، یعنی چاه نیمه چهارم قادر نیست به اندازه تالاب هامون ماهی در خود جای دهد، وسعت 5700 کیلومتر مربعی تالاب با حجم آبگیری 12 میلیارد متر مکعب آب به هیچ وجه قابل گنجایش در مساحت 9500 هكتاری و حجم آبگيري 820 ميليون متر مكعب چاه نیمه نیست.

نکته سوم:دهه 70 در منطقه نیاتکزابل چندین مجموعه استخر پرورش ماهی و تاسیسات اقامت و دفتر کار در وسعت زیاد احداث شده ولی اکنون بلا استفاده مانده است، این استخرها در یک کیلومتری از رودخانه نیاتکو با فاصله چند کیلومتری از تالاب هامون واقع شده اند که به عنوان یک ظرفیت شیلاتی می توان از آنها استفاده کرد. متاسفانه به علت عدم اطلاع رسانی از سوی شیلات سیستان، در این مورد آقای استاندار هیچ اطلاعاتی ندارند. در مجموع استخرها کانالیزه شده و با قابلیت اشتغال بیش از هزار نفر، می تواند دغدغه اداره کل شیلات را در مورد اشتغال صیادان رفع کند.

در مورد منبع تامین آب این استخرها با توجه به طرح مصوب شده در سفر آقای روحانی به سیستان برای انتقال آب با لوله به 46 هزار هکتار از اراضی دشت سیستان، می توان این نیاز آبی را تامین کرد.

بی توجهی به مصوبات سفر مقام معظم رهبری به سیستان که می توانست 40 هزار شغل در منطقه ایجاد کند …

مقام معظم رهبری سال 81 به سیستان و بلوچستان سفر کردند. ایشان در این سفر مصوباتی را داشتند که به گفته علیرضا کیخا مسئول اجرای فرمان مقام معظم رهبری در استان، 40 هزار شغل را می توانست ایجاد کند، اما آنقدر به این مصوبات بی توجهی شد که در نتیجه آن فقط هزار شغل در کل استان ایجاد گردید.

علیرضا کیخا در این مورد گفتاگر کمتر از یک ساعت کار کار‌شناسی توسط مسئولین سیستان و بلوچستان در مورد این مصوبات انجام می‌شد تاکنون کارهای بزرگی در استان انجام می‌شد.!

 در سال 81 تعهدی که به موجب آن شرکت اتکا (وابسته به وزارت دفاع) و سایر شرکت های زیرمجموعه این وزارت خانه داشتند، می بایست بین ۱۲۰ تا ۵۰۰ میلیارد تومان در سیستان و بلوچستان سرمایه‌گذاری می‌کردند؛ اکنون اگر ده دقیقه جلسه کار‌شناسی برای یکی از طرح‌هایی که خود جهاد کشاورزی استان پیشنهاد داده و زمین نیز برای آن مشخص کرده، گذاشته شود، مشکل طرح چرخه تولید مرغ یک میلیون قطعه اتکا حل خواهد شد».

بسته حمایتی در برابر ریزگردهای سیستان مفید است یا مضر؟

در مورد کار غیر کارشناسی که هنوز هم ادامه دارد به یک مطلب باید اشاره کرد؛ آقای هاشمی(استاندار) در هفته های گذشته از یک بسته حمایتی خبر دادند که بر اساس آن شیر، ماسک و پوشال کولر آبی بین مردم سیستان توزیع شود. دلیل توزیع پوشال کولر آبی، این است که در روزهای طوفانی که اغلب روزهای سال را نیز شامل می شود به ویژه فصل تابستان، این لوازم از کولر مورد آسیب جدی قرار گرفته و از کار می افتد و باید تعویض شود. اما در این زمینه کارشناسان و پزشکان معتقدند که اصولاً استفاده از کولر آبی به دلیل مکش هوای غبار آلود بیرون به داخل خانه ها یکی از علل  تشدید بیماری های تنفسی در سیستان است.

کلام آخر : با تمام تفاسیر فوق الذکر ، سیستان، پاره ی تن ایران ومردمان آن ( اعم از شیعه و سنی )، امروز در آتش بی توجهی مسئولین کشوری و بی تدبیری مسئولین استانی درحال سوختن است و رسالت انقلاب و پیام پیرجماران؛ که این انقلاب برای خدمت به مستضعفین آمده است زیرچکمه های بروکراسی فرتوت اداری و ماله کشی مسئولین میانی

گمشده است.

 

انتهای پیام /

لینک کوتاه این مطلب: http://edalatkhahi.ir/?p=14040

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه