رفتن به بالا
  • سه شنبه - 28 بهمن 1393 - 18:01
  • کد خبر : ۱۴۳۶۵
  • مشاهده :23 بازدید
  •   
  • Print Friendly
deffult

ملزومات نرم افزاری کار دانشجویی

پس از چندی که از عمر فعالیت های دانشجویی ما میگذرد ، بر خود فرض دیدم ، آن چه به لحاظ نرم افزاری لازمه ی فعالیت میباشد را به استناد اندک تجربه ی موجود ، با همسنگران و فعالان دانشجویی  به اشتراک بگذارم ، باشد که دوستان باسوادتر و با تجربه تر ما مفصل تر به این مقوله مهم بپردازند. متوقف ...
جنبش عدالتخواه دانشجویی: 

پس از چندی که از عمر فعالیت های دانشجویی ما میگذرد ، بر خود فرض دیدم ، آن چه به لحاظ نرم افزاری لازمه ی فعالیت میباشد را به استناد اندک تجربه ی موجود ، با همسنگران و فعالان دانشجویی  به اشتراک بگذارم ، باشد که دوستان باسوادتر و با تجربه تر ما مفصل تر به این مقوله مهم بپردازند.

متوقف به تهیه سخت افزار نشویم

تهیه و آماده سازی مقدمات لازم برای انجام کار ، از بدیهیات کار است اما بیش از حد ضرورت ، اگر در محیا شدن درجا بزنیم غلط است.

و افرادی که چنین هستند ، معمولا کار را متوقف میکنند ، کسانی که امروز انجام کار را مشروط به ثبت تشکل میکنند ، فردا یقینا فعالیت را معطل به خرید اسکنر خواهند کرد و بی شک پس فردا همه جریان باید علاف بشود تا …. هر روز بهانه ای جدید و موکول شدن کارها به بعد…

مانند عروسی که آنقدر در آرایش کردن خویش ماند که پس از عروسی آماده شد!

….

افزایش تعداد نیرو اصل نیست؛ افزایش کیفیت و گستره اثر اصل است

در مبارزات آرمان خواهانه از آفات شایع میشود به معضل ِ (جذب نیرو ) اشاره کرد.

اگر در تشکیلات معاونت نیروی انسانی داریم برای ساماندهی نیروهای جذب شده است نه برای جذب نیرو به هر خواهش و روش.

نیروهای سرگردان و غیر توجیهی که نمیدانند چرا آمده اند و بالاخره باید چه بکنند و برادرانی که سخت غرق در شادیند که پنجاه نفرشان شده پانصد نفر و در این اندیشه مستغرقند که پانصد نفر به چه شیوه ای باید بشود پنج هزار نفر

همنینطور به تعداد افرادی که در دفتر و در کنار ما چای میخورند اضافه کنیم و در دفتر ِ بیلانه کاری و در قسمت جذب نیرو تیک بزنیم و به خودمان افتخار کنیم 

کار  باید با نیروهای توجیه ، داوطلب و با کیفیتی بسته شود که عزمشان جدی است. 

4 نفر توجیه > 400 نفر غیر توجیه + 4 نفر توجیه

بی خبر از این که همین جذبِ کور آفت جان و سرعت گیر اصلی کارهای آینده خواهد شد و به چاق شدن و تنبل شدن تشکیلات خواهد انجامید.

فعالیت دانشجویی عموما ناظر به لحظه ها و تصمیم گیری های سریع و فوری است ، و شما تصور کنید زمانی که مجبورید به سرعت وارد عمل بشوید چه مصیبت بزرگی گریبانتان را خواهد گرفت اگر بخواهید همه ی آن چهارصد و چهار نفرِ اخیرالذکر را توجیه کنید که تازه اگر موفق بشوید هیچ معلوم نیست تا شما بخواهید چهارصد و چهارمین نفر را قانع بفرمایید سوژه فعالیت چند بار شهید شده…

به نظر میرسد نگاه ما به مقوله جذب نیرو قدری نیاز به باز نگری دارد.

شاید اگر ما بر انجام فعالیت متمرکز شویم ، نیروهای همسو حین عملیات و با تصور دقیق تر و برداشت منطقی تری به جمع ما خواهند پیوست.

به جای آن که به فکر افزودن به سیاهه ی لشکر (چای خورها) باشیم ، خوب است که به فکر افزودن دامنه اثر فعالیت ها و ازآن مهم تر و بسیار مهم تر افزایش عمق اثر و نفوذ فعالیت ها باشیم.

آرمان خواهی ، یک سبک زندگی

زندگیِ پس از مبارزه نداریم!

آرمان ها و ارزش ها برای عده ای ژست هستند برای عده ای نان هستند و برای عده ای یک جور حساسیت فصلی که در فصول بعدی رفع خواهند شد…

بعدا خواهند گفت که شرایطم دیگر عوض شده ، دیگر دنیادیده شده ام! بدبخت خبر ندارد که دنیا زده شده…

اصلا چه کسی گفته آرمان خواهی الآن یک اولویت است؟!

آینده ی ما نشود، ((الآن))ِ برخی که قبلا مثل (الآن)) ما بودند…

عدالتخواهی و آرمان طلبی اگر محصول جوشش ما و برخواسته از زلال اعتقاداتمان نباشد ، فردا ،اگر نه، پس فردا حتما تغییر حالت خواهیم داد

برای تنوع عدالتخواه شده ایم(که حقیر نشده ام هنوز) ، درست به همین دلیل نیز از آن دست خواهیم کشید…

درست مثل کفشی که امروز میپوشیم و سال بعد ، جلوی در میگذاریم تا ببرندش….

و فردا که یک دل سیر با آرمان ها حال کرد و از قبل آن ها آبرو و شهرت یافت یک تیپا به آن ها بزند و به ریش مبانی دیروزش بخندد و دیگران را بخنداند….

آینده ی تلخ برخیمان همین است رفقا….

جو گیر شده ایم ، زرق و برق و زیبایی عدالتخواهی و حرف های قشنگ آرمانی ( و نه محتوایشان) ما را جذب بکند ، چهار تا کار جزئی امروز انجام میدهیم و فردا صد بار به عجز و لابه بابت امروزمان توبه خواهیم کرد…

بنابر این هر آنچه انجام میدهیم در بستر زندگی مبارزاتیمان تعریف و تحلیل کنیم که مبارزه فعالیت همیشگی ماست ؛ تا کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم

کارهای بزرگ و ریشه ای تعطیل!

همیشه بهانه هایی بوده اند برای فرار کردن از انجام مسئولیت و خب طبیعی است کسی که نمیخواهد به هر دلیلی تن به کار درستی بدهد صراحتا نمیگوید ، این کار را نمیخواهم انجام بدهم

لهذا باید به دنبال بهانه های خوش رنگ و لعاب و درعین حال پوچی بگردد که به کمک آن بتواند شانه از زیر بار بیرون بکشد

بنابه قواعد قرآنی هر کس به قدر توانش (و لا یکلف ا..) موظف به انجام وظیفه است هرچند کوچک( فمن یعمل مثقال…)

اما حتما مشاهده کرده اید افرادی را که تا بسم ا… میگویید که کاری را شروع کنید ، ناله ی اعتراض سر میدهند که ای آقا! این کار ریشه ای نیست، ما باید با علت ها و علت العلل مواجه شویم ، چرا خلاصه در مصادیق میشوید؟ چرا انرژی فراوان و با ارزش ما را به خاطر این کارهای بیهوده تلف میکنید؟ چرا؟؟؟؟

مطمئن باشد از هر کار ریشه ای که نام ببرید یک کار ریشه ای تر میشود معرفی کرد ، و به همین ترتیب از هر کار ریشه ای تری میشود کارهای ریشه ای تر تری…

اما مساله مهم این است که شما به هیکل خودتان و داشته هایتان خوب واقف باشید و با اطلاعات عملیات کامل در مورد این که کدام کار را انجام بدهید تصمیم بگیرید.

مروارید کف اقیانوس هر چقدر هم که بزرگ باشد ، اگر اکسیژن موجود در کپسول کفاف ندهد باید مشمول بی توجهی بشود

عمر و توان دانشجویی محدود است و این یک واقعیت مهم برای انجام کارهاست.

 شعار ، مشروط به عمل

زمانی که  بشویم تریبون تکرار شعائر و فقط از شعار ها پرچم بسازیم و بکوبیم بر سر ابنیه ، بدون آن که خودمان را در عمل مقید به آن ها کرده باشیم ، ناخود آگاه داریم به فرآیند کلیشه سازی شعارهای بزرگ و اساسی انقلاب سرعت میبخشیم؛ و از کلیشه شدن به بعد،  دیگر شعارها فقط به درد همایش ها خواهند خورد به صرف آبمیوه و کیک! شعارهایی که به خاطرش شهیدها داده شده ، آبروها معامله شده ، نان ها آجر شده را حقیر ابزار جذابیت حرف هایم قرار بدهم و دیگر هیچ

برای شعارهایی که ما در خلا پرتاب کرده ایم یقینا کسانی با نیت های غیر خالص ، مصادیق بیربط معرفی خواهند کرد.

لهذا برماست که برای هر شعار و آرمان بزرگی که به زبان می آوریم ، مصادیق صحیح و درست نیز معرفی کنیم.

تا خدای ناکرده بلایی که انقلابیون حراف و بی عمل بر سر بسیاری از شعارهای انقلاب آورده اند بر سر شعارهای دیگر نیاید.

نه هزینه محور ؛ نه هزینه گریز

 هزینه دادن ، فی نفسه برای کسی مدال افتخار نیست اما قطعا آنجا که نیاز به هزینه دادن باشد به پیروی از امام شهیدمان(ع) ، حتی اگر شده به خانواده، حتی اگر لازم بود به فرزند ، لازم اگر شد به برادر ( که فرمود : کمرم شکست…) ، به آواره شدن زن و فرزند و خواهر و خاندان…الله اکبر

آن جا که دهان ها یخ میزند و سر ها پایین می افتد و هر بی جربزه ای به دنبال چراغ خاموش میگردد تا از میدان بگریزد ، یا لیتنا کنا….

آن یگانه مردهایی که در پهنه تاریخ شاید نشود هفتاد دو تایشان را یک جا جمع کرد…

این که فلانی پایه همراهی نیست و کار سخت است و هزینه زیاد است ، بهانه ی خوبی برای دفع تکلیف نیست …

انجام فرائض انقلابی متوقف به اطوارهای حزب اللهی های سوسول نشود بهتر است

حسین شهبازی زاده

انتهای پیام /

لینک کوتاه این مطلب: http://edalatkhahi.ir/?p=14365

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه