رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 6 اسفند 1393 - 00:09
  • کد خبر : ۱۴۳۸۴
  • مشاهده :34 بازدید
  •   
  • Print Friendly
deffult

اگر ظن فساد بردید…

یادداشت/حسین شهبازی-دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی کشور رهبری _دام ظله الشریف_ : هر جوان‌ معتقد به‌ عدل‌ اسلامی‌ ذهن‌ و دل‌ خود را به‌ آن‌ متوجه‌ می‌یابد و از کسانی‌ که‌مظنون‌ به‌ چنین‌ تخلفاتی‌ شناخته‌ می‌شوند پاسخ‌ می‌طلبد و همچنین‌ در کنار آن‌ از دولت‌ و مجلس‌ و دستگاه‌ قضایی‌ عملکرد قاطعانه‌ برای‌ ریشه‌کن‌ کردن‌ این‌ فسادها را مطالبه‌ می‌کند. هرکسی از جوانان معتقد به عدل ...
جنبش عدالتخواه دانشجویی: 

یادداشت/حسین شهبازی-دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی کشور

رهبری _دام ظله الشریف_ : هر جوان‌ معتقد به‌ عدل‌ اسلامی‌ ذهن‌ و دل‌ خود را به‌ آن‌ متوجه‌ می‌یابد و از کسانی‌ که‌مظنون‌ به‌ چنین‌ تخلفاتی‌ شناخته‌ می‌شوند پاسخ‌ می‌طلبد و همچنین‌ در کنار آن‌ از دولت‌ و مجلس‌ و دستگاه‌ قضایی‌ عملکرد قاطعانه‌ برای‌ ریشه‌کن‌ کردن‌ این‌ فسادها را مطالبه‌ می‌کند.

هرکسی از جوانان معتقد به عدل اسلامی اگر ظن تخلف و فساد برد از تمام قوای حاکم برای ریشه کردن فساد را با تکیه بر نص کلام رهبری مطالبه خواهد کرد.

محاسباتی برای اختلال در محاسبات:

به رغم پیام مشهور رهبری ، آن چه شواهد امر نشان میدهد این است که متغیرهایی وارد معادله ی مطالبه گری میشوند که مقابل گفتن ها و نوشتن ها و تحرکات مطالبه گرانه را میگیرند.

به حسب فرمایش رهبری درستش این است که بگوییم : ظن فساد بردم پس به هر شیوه ی مشروعی به مطالبه خواهم ایستاد.

اما گاهی این گونه است : ظن فساد بردم ؛ مطمئن هم شدم ؛ کاملا موضوع روشن است ،اما مظنون به فساد ریش دارد! نکند بگویند چپ هستم ؟! نکند تهمتم بزنند که راست هستم؟! نکند دوستانم ناراحت بشوند ؟؟ رفقایم در ستادش فعال بودند..نکند؟؟! …. پس سکوت میکنم ، یک فنجان چای هندی میخورم و به خدا توکل میکنم!

متغیرهای غیرضروری اگر وارد معادلات دانشجویی بشوند ،آن بلای مهلک و در عین حال غم انگیزی بر سر جریان دانشجویی خواهد آمد که در بسیاری از موارد آمده.

مطالباتی که میتوانسته سوپاپ اطمینان و راهکار جلوگیری از انحراف و فساد سیستم بشود تبدیل به مطالبات و موضع گیری های خنثی و کم ارزشی شده که فقط بیلانه کاری و رفع تکلیف است.

به جای آن که علم های بر زمین ماند ه برداشته بشود ، یخ حرف های نگفتنی شکسته بشود و امنیت مفسدین پرده نشین به خطر بیافتد ؛ جریان دانشجویی حرف هایی بزند که دیگران بارها و به ابزارهای بسیار پیشرفته تر و با بلندگوهای رساتری گفته اند .

مظنونین به فسادی که قرار بود تیغ مطالبه را حس کنند و فضا برایشان نا امن بشود ، در کنار جریان دانشجویی قرار خواهند گرفت و با هم و یکصدا مجرمین مشهوری که عالم از فسادشان باخبرند را به باد انتقاد خواهند گرفت.

و بعد از این خوشحال و با خیالی آسوده از انجام تکالیف خطیر دانشجویی ، سجده شکر…

این یکی از بدترین انواع انحراف در مسیر جنبش های مطالبه گر اعم ازدانشجویی و غیر دانشجویی است.

جنبش دانشجویی برای کاری که نکرده خوشحال باشد ، و این پیام غلط را مخابره کند که مطالبه گری یعنی همین که من انجامش دادم ، اتفاق دردناک و انحراف خطرناکی است که میتواند مسیر روشن اما پرخطر عدالتخواهی را به کج راهه ببرد.

و اما بعد :

اخیرا تجمعی در اعتراض به شیوه غلط مدیریت شهر تهران برگزار شد.

تجمع گرچه در مقابل شهرداری تهران بود اما ذر مقابله با مدیریت غلطی که بر کلان سیستم شهری کشور حاکم است برگزار شد.

آن چه به واسطه مدیریت غلط ، در طول قریب به دو دهه گذشته برسر تهران آمده گرچه دردناک است اما همه ی مشکل همین نیست، که این شیوه ی غلط مدیریت به شهرهای دیگر نیز سرایت کرده و به شدت شیوع یافته.

مشهد به سرعت در حال تبدیل شدن به یک پاساژ خرید بزرگ است که حرم شریف حضرت رضا _علیه السلام_ نمازخانه آن است.

امروز ،شیراز(حرم سوم اهل بیت _علیهم السلام) به تصریح آیت الله ایمانی امام جمعه شیراز شش برابر نیازش واحد تجاری دارد…

گذشته از مصائب ترافیکی و زیست محیطی و انحراف شدیدی که در مسیر سرمایه گذاری در شهرها ایجاد شده(که دیگر نباید نام این تجاری سازی ها را حتی سرمایه گذاری گذاشت! چرا که سرمایه گذاری منطقی آن است که منجر به تولید و اشتغال و….بشود نه این که کسی بدون اندکی آورده در کمترین زمان به یک رقم نجومی از سود دست یابد) و حتی گذشته از آثار تورمی این مدیریت و تاثیر آن بر قیمت زمین و مسکن…

گذشته از همه این ها اگر به اثر شهر بر شهروند اعتقاد داشته باشیم، به راستی از چنین شهری ، چگونه شهروندی انتظار میرود؟؟

مردمانی که در چنین شهرهایی زندگی میکنند تحت تاثیر چنین شهرهایی ، چگونه خواهند شد؟؟

این شیوه غلط مدیریتی که روشن است و از حوزه ظن نیز پیش تر رفته در ما چه تکلیفی ایجاد میکند؟!

برای ما کاملا روشن است که این افزایش غیر منطقی بودجه در کلان شهرهای کشور به ویژه در تهران چگونه قرار است کسب شود ، و قراراست چه بلایی بر سر شهر ها و بعد بر سر شهروندان بیاورد.

در اعتراض به این موضوع و با استناد به مستندات شفافی که در دسترس عموم است و بر خروجی سایت های خبری و خبرگزاری ها قرار دارد ، چند مورد را به شیوه استفهام انکاری و بر روی کاغذی با عنوان ((آیا میدانید؟)) در تجمع هفتم بهمن ماه ، مقابل ساختمان شورای شهر تهران که در همان روز در حال تعیین تکلیف برای بودجه ی چند هزار میلیاردی سال آتی بود پخش کردیم.

بخشی از مستندات که مربوط به اعداد و ارقام بود ، عینا از روی صحبت های افشاگرانه ی آقای حافظی (عضو محترم شورای شهر تهران کپی برداری شده بود ، برای مثال رجوع شود به (اینجا) و (اینجا) و (اینجا)

که بخش شبهه آفرین ،بیشتر مربوط به اعداد و ارقام بود.

یا برای مثال کسی پرسیده بود که در جایی ،گفته ایم ساخت و سازهای غیر مجاز مردم را می آزارد ،استنادتان چیست؟!

در پاسخ باید بگویم اتفاقا ما اینجا با مسامحه گفته ایم مردم را می آزارد که نه تنها آزار میدهد بلکه جان مردم را به خطر می اندازد (اینجا)

یا جای دیگری پرسیده بودند بر چه اساسی گفته اید ، آقای مسجد جامعی به جای بااغ گردی و گشت و گذار به امور مهم تر بپردازد که دوستان را ارجاع دادیم به یک سرچ ساده در موتور جستجوگر گوگل (اینجا)

و موارد دیگر که هر کدام مستند به استنادات متعدد و قابل توجیهی هست.

این ها نشان دهنده این موضوع مهم است که ما حتی (( افشاگری هم نکرده ایم)) بلکه چکیده ای از مسائلی که پیشتر (( افشا شده بوده )) روی یک برگه کاغذ آورده ایم.

و انصافا اگر این واقعیات تلخ و تکان دهنده است خب تقصیر ما چیست؟

آیا ظن فساد برده ایم؟ مسئولیت ما چه بوده و هست؟

این جا که بنا به همین چند خط و با یک گذر ساده از معابر شهر همه چیز روشن است و ظن جای خود را به یقین داده چه باید کرد؟؟

بنا به مسئولیت دانشجویی و عدالتخواهی تکلیف چیست؟

چرا نباید سخن از اشتباهات متعدد آقایان که مصادر رفیع مدیریتی را در اختیار دارن به میان بیاید اما اگر یک فروشنده بیچاره کنار خیابان سد معبر کرد به صد روش امنیتی از صحنه روزگار محو شود؟؟

سنجه ی عدالت خواه بودن بنا به صراحت آقا که در بالا اشاره شد همین جا هاست.

وگرنه فریاد زدن حرفهای تکراری و خنثی که همه را به وجد می آورد و مثل فال حافظ حال همه را خوب میکند چه دردی را دوا میکند؟

آن جا که گفتن حرف حق سنگین میشود و یاران نزدیک و دوستان صمیمی را مردد میکند ، گفتن حق ارزشمند است.

آن جا که جان و مال و آبرو در معرض خطر قرار میگیرد انجام فرائض گواراتر است.

که امام شهیدمان _ علیه اسلام _ فرمود :

پس ای علمای الهی تا دیر نشده جانتان را در خطر بیاندازید و از حیثیتتان در راه دین و ارزش ها مایه بگذارید و فداکاری کنید.

انتهای پیام /

لینک کوتاه این مطلب: http://edalatkhahi.ir/?p=14384

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه