رفتن به بالا
  • یکشنبه - 17 آبان 1394 - 21:18
  • کد خبر : ۱۶۴۷۳
  • مشاهده :  28 بازدید
  • چاپ خبر : اقتصاد مقاومتي تنها راه سد کردن اتوبان نفوذي است که اقتصاد نئوليبرال ايجاد کرده است

اقتصاد مقاومتي تنها راه سد کردن اتوبان نفوذي است که اقتصاد نئوليبرال ايجاد کرده است

برنامه ثريا همزمان با 13 آبان روز ملي مبارزه با استکبار جهاني با موضوع بررسي مدل هاي نفوذ آمريکا براي استحاله انقلاب اسلامي با حضور دکتر شهريار زرشناس، عضو هيئت‌علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و منتقد و پژوهشگر غرب و مدرنيته به روي آنتن رفت.

به گزارش عدالتخواهی، برنامه ثريا اين هفته و همزمان با 13 آبان روز ملي مبارزه با استکبار جهاني با موضوع بررسي مدل هاي نفوذ آمريکا براي استحاله انقلاب اسلامي با حضور دکتر شهريار زرشناس، عضو هيئت‌علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و منتقد و پژوهشگر غرب و مدرنيته به روي آنتن رفت. ويژه برنامه ثريا به مناسبت سيزده آبان با توجه به صحبتهاي بي پرده و صريح استاد شهريار زرشناس که پرده از نفوذ برنامه ريزي شده عناصر غرب در حوزه فرهنگ، اقتصاد و سياست ايران پس از انقلاب اسلامي آن هم با کمک عوامل نفوذي در دولتهاي مختلف پس از انقلاب برداشت، بسيار متفاوت و متمايز بود. زرشناس در ثريا گفت کار از روزنه هاي نفوذ گذشته است، امروز بايد از اتوبان هاي نفوذ سخن گفت، اتوبانهايي که با کمک دستگاه هاي مختلف دولتي براي نفوذ فرهنگي، اقتصادي و سياسي دشمن ساخته و آماده شده است.

در ابتداي برنامه مجري ثريا به تاليفات دکتر زرشناس در زمينه هاي مختلف اشاره کرد و گفت:  استاد زرشناس تا کنون 49 کتاب در زمينه‌هاي  فلسفه، مدرنيته، غرب‌شناسي و مسائل سياسي و شناخت روشنفکري ايران و…  تاليف کرده اند و تاليفات ايشان مي تواند براي دانشجويان و پژوهشگران بسيار مفيد و راهنما باشد.

زرشناس در پاسخ به سوال اول مجري برنامه مبني بر اينکه تاريخچه نفوذ، از ابتداي انقلاب اسلامي چه بوده و آمريکا چه طرح‌ها و مدل‌هايي را تا به امروز پياده کرده است؟ گفت: براي پاسخ به اين سوال بهتر است به صورت فشرده مروري بر حرکت جريان استحاله طلب از فرداي پيروزي انقلاب داشته باشم چون آمريکا و خود نظام جهاني سلطه و کل استکبار غرب مدرن نمي‌خواستند و نمي‌توانستند بپذيرند که ايران به عنوان يک کشور از مجموعه اقماري اين کشورها و جايگاهي که اين‌ها برايش تعريف کرده بودند به عنوان يک کشور وابسته، خارج شود.

وي ادامه داد: بنابراين تمام سعي خود را کردند تا ايران را به شرايط قبل از انقلاب بازگردانند و سيطره غرب‌زدگي شبه مدرن را در کشور مستولي کنند .

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه تصريح کرد: براي انجام اين کار در هر مقطع با توجه به شرايط، وضعيت و توازن قوا استراتژي و تاکتيک خاصي انتخاب مي‌کردند، از همان ابتداي شروع تأسيس جمهوري اسلامي سال 57-58 مي‌بينيم که يک جناح ليبرال در کشور حضور فعال دارند و در همان ابتدا مهندس بازرگان، نهضت آزادي و بسياري از سران جبهه ملي و اين‌ها که در دولت موقت بودند و وضعيت روشن بود.

اين منتقد و پژوهشگر حوزه غرب و مدرنيته افزود: بعد از واقعه بزرگ 13 آبان و تسخير لانه جاسوسي بني‌صدر از داخل کشور نقش جريان ليبرالي را که اين جريان خط استحاله را دنبال مي‌کند، بر عهده گرفت.

وي بيان داشت: بعد از سال 60 و به بن بست رسيدن جريان بني‌صدر، روند حرکت جريان استحاله طلب که اين بار ذيل  ايدئولوژي نئوليبرال خود را معرفي مي‌کرد تغيير کرد؛ به اين معني که در حدود سال‌هاي 60 تا 68  مهره آشکار سياسي و تابلوي آشکار سياسي نداشتند اما يک فعاليت بطئي، جدي، پيچيده، خطرناک و تأثيرگذار داشتند.

زرشناس در ادامه اظهار داشت: در اين مقطع ما نشانه‌هاي زيادي داريم که اين‌ها جريان سازي در حوزه فرهنگ، وزارت ارشاد، وزارت آموزش عالي و حتي در شورايعالي انقلاب فرهنگي جريان سازي جدي داشت و با هدف ترويج و نهادينه کردن علوم انساني و ترويج جهان‌بيني برآمده از علوم انساني که يک جهان بيني کاملا  سکولاري که بخصوص بعد از 1980 به بعد مستحيل در نئوليبراليزم بود و از طريق ايجاد تحرک و افزايش ميدان عمل و تحرک براي روشن‌فکري معاندي در آنها سالها انجام شد.

وي ادامه داد: برخي از اين روشنفکران معاند در سال‌هاي 57 تا 60 در عرصه مطبوعات و در عرصه بازار نشر کتاب به خارج از کشور رفته بودند و حالا با ميدان دادن به اينها درحوزه مطبوعات و نشر کتاب دقيقاً روندي را شروع مي‌کنند که مي‌توان آن را فاز اول تهاجم فرهنگي دانست،که در دهه 60 رخ مي دهد.

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه اظهار داشت: ما نشانه‌هاي زيادي در اين خصوص داريم که سياست‌گذاري‌هاي  وزارت ارشاد آن زمان کاملاً در جهت تقويت جرياني است که اين جريان هدفش ترويج پشيماني از انقلاب و اين که هر نوع حرکت انقلابي به استبداد و توتاليتاريسم منجر خواهد شد، و در واقع يک نوع القاي احساس ياس از هر نوع حرکت انقلابي است. مانند نوشته هاي حاتم قادري در اين دوره در کتاب “انقلاب در جهان به هم پيوسته” مي بينيم.

اين منتقد و پژوهشگر حوزه غرب و مدرنيته با بيان اينکه همان طور که مشاهده مي‌کنيد در مقطعي از سال 67-68 روشن‌فکران معاند داخلي توليدات زيادي  ندارد  اما کوراني از ترجمه به راه مي‌اندازند، کتابهاي از هانا آرنت، مانس اشمربر، جرج اورول، کارلوس کاستاندا و…. ترجمه و منتشر مي شود. وي گفت: تک‌تک اين افراد از اعضاي ناتوي فرهنگي هستند و آن‌ها در زماني که جنگ سرد بين آمريکا و شوروي و بلوک شرق و غرب به منظور مبارزه با هر نوع آرمان‌گرايي و ايده انقلابي از هر سنخي چه اسلامي و  چه غيراسلامي صورت گرفت دقيقاً يک ذراتخانه تئوريک ايجاد کرده بودند.

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه بيان داشت: خانم هانا آرنت رئيس جامعه زنان صهيونيست است و کتاب‌هاي زيادي از جمله کتاب انقلاب، خشونت، توتالتريزم، امپرياليزم توتاليتر و غيره در سال‌هاي مختلف از وي منتشر شده است که محور اصلي اين کتاب  اين  است که هر نوع رويکرد انقلابي محکوم به ايجاد يک استبدادي بدتر از شرايط قبل است و بايد دور انقلاب را خط کشيد و هر نوع انقلابي به خشونت مي‌انجامد و اساساً آرمان‌گرايي اشتباه است و اين که دعوت به پيوستن به فضاي موجود عالم و نظام جهاني، نرم‌ها و باورها مي‌کند.

اين منتقد و پژوهشگر حوزه غرب و مدرنيته خاطرنشان کرد: مانس اشمربر يکي ديگر از کساني است که از جريان انقلابي دست کشيده است و به ترويج ايده‌هاي نئوليبرالي پرداخته و کتاب معروفش خشم اقيانوس است که در سال 62 يا 63 به فارسي ترجمه مي‌شود و به فاصله دو سه کتاب ديگر مجموعه مصاحبه‌ها و گفتگوها چاپ مي‌شود که ناشرين خاصي دارند. نشر خوارزمي و نشر نو در اين زمينه بسيار فعال است.

زرشناس در ادامه گفت: يک جريان نفوذ فرهنگي در بازار کتاب شروع مي‌شود و به موازات اين مسئله، جرياني خاص در حيطه مطبوعات شروع مي‌شود که همه شاگردان عبدالکريم سروش هستند و آن‌ها بدون اين که تابلوي خودشان را بالا ببرند در مطبوعات اصلي آن زمان يعني کيهان، اطلاعات، مجله زن روز و کيهان فرهنگي کاملاً يک خط ستيز با آرمان‌گرايي، انقلابي‌گري و القاي پشيماني نسبت به اين آرمانها را تقويت مي‌کنند .

اين عضو هيئت‌ علمي دانشگاه بيان داشت: همين خط در سال 64 و65 منجر به اين مي‌شود که دو ترجمه از کتاب “جامعه باز و دشمنانش” پوپر به فارسي منتشر مي‌شود و بزرگترين اقتراح را در مورد کتاب، کيهان فرهنگي سامان مي‌دهد و در سال 65  اين جريان با نفوذ در وزارت ارشاد به کتاب “بچه‌هاي نيمه شب” سلمان رشدي جايزه کتاب سال را مي‌دهد! دو سال قبل از حکم امام در خصوص سلمان رشدي.

شهريار زرشناس ادامه داد: همين جريان در عرصه سينمايي نيز ورود پيدا کرده و سينماي تارکوفسکي و سينماي پاراجونف را ايجاد مي‌کند و فضا براي عباس کيارستمي و بيضايي فراهم مي‌کند و فضاي روشن‌فکري و شبه مدرنيته را احياء مي‌کند که هنوز به صورت خزنده و بطئي اين کارها مي شود، اما اين جريان در سال 67  که با مقالات عبدالکريم سروش تحت عنوان “قبض و بسط تئوريک شريعت” تابلوي خودش را بالا مي‌برد و علني مي‌کند.

** محوريت سروش موجب مي‌شود، شورايعالي انقلاب فرهنگي عقيم شود

زرشناس تصريح کرد: يک حرکت خزنده اما بسيار فعال در عرصه فرهنگي که در شورايعالي انقلاب فرهنگي آن زمان نيز حضور دارند، با محوريت سروش است که موجب مي‌شود شوراي عالي انقلاب فرهنگي عقيم شود و  مسير انقلاب فرهنگي در واقعي دانشگاه‌ها متوقف مي‌شود و در مقابل به سمتي مي رود که جريان علوم انساني غرب وسعت و گسترش فوق‌العاده در نظام دانشگاهي پيدا مي‌کند و جريان منبعث از فلسفه غرب پوزيتيوسيتي که که بعد از دهه 50، 60 در خود غرب دارد منسوخ مي‌شود اين جريان در اينجا کاملاً جا مي افتد و نظام دانشگاهي ما به سمت ترويج پوزيتويسم و ترويج مجهولات نئوليبراليستي از طريق علوم انساني پيش رود و  بعد نظام دانشگاه آزاد در اقصي نقاط کشور گسترش پيدا مي‌کند و اين فضا را در جامعه براي اينکه جريان فکري فرهنگي ايجاد کنند و بعدها نتيجه سياسي هم  بگيرند در جامعه گسترش مي دهند.

** چرايي هشدار رهبر انقلاب در اواخر دهه 60 در خصوص شبيخون فرهنگي

شهريار زرشناس در ادامه گفت: برنامه جريان نفوذ و استحاله طلب در دهه 60 تنها در يک بال ماجرا يعني بال فرهنگي است و روي آن بال فعال‌اند و در حوزه اقتصادي يا سياسي فعاليت آشکار ندارند. از سالهاي 69-70  مقام معظم رهبري هم در مورد دو موضوع به کرات هشدار مس دهند، يکي تجمل‌گرايي مسئولين و ديگري مسئله تهاجم فرهنگي است که با تعابير مختلف مانند شبيخون فرهنگي حتي بعدها  از آن به عنوان جنگ نرم ياد مي‌کنند.

اما اين دو بال نفوذ (فرهنگي و اقتصادي) کاملاً به هم پيوسته است يعني از  سال 68 به بعد تهاجم فرهنگي که بطئي و خزنده بوده و خيلي رسمي نبود اما با روي کار آمدن دولت کارگزاران کاملاً رسمي مي‌شود. در دهه 70 بال اقتصادي هم به اين جريان اضافه مي شود و آن را تقويت مي کند، که در ادامه توضيح مي دهم.

** سيد محمد خاتمي وزير ارشاد آن زمان رسماً افتخار مي‌کند که جريان گردون را ما ايجاد کرديم

اين منتقد و پژوهشگر حوزه غرب و مدرنيته بيان داشت: علني شدن اين جريان در دولت سازندگي در حدي است که شما مي بينيد در دهه 70 معاون رئيس‌جمهور وقت، عطا‌الله مهاجراني حامي علني و رسمي مجله گردون عباس معروفي مي‌شود، سيد محمد خاتمي وزير ارشاد آن زمان رسماً افتخار مي‌کند که عباس معروفي و جريان گردون را ما ايجاد کرديم؛ جريان گردون جرياني است که شديداً خط روشن‌فکري را احيا مي‌کند و بعد از آن بازار کتاب به شکلي درمي‌آيد که امکان مانور به جريان روشن‌فکري مي‌دهند.

** غربت جريان انقلابي در برابر حمايت دولت وقت از جريان روشنفکري

 وي با بيان اين که حمايت از جريان روشنفکري از سوي دولت سازندگي در حالي است که از طرف ديگر جريان انقلابي را مورد حمايت قرار نمي‌دهند، افزود: جريان انقلابي نه پول دارد و نه امکاني براي انتشارات زياد و نه امکان براي مانور دارد؛ کل دارايي و امکاناتش در دو نشريه حوزه هنري خلاصه مي‌شد. غربت شهيد آويني در اين دوره مربوط به همين عملکرد است، که مي بينيد شهيد آويني سرسختانه جلوي اينها ايستاد . شهيد آويني جلوي معاونت سينمايي ارشاد در آن دوره که در خدمت جريان روشنفکر بود سرسختانه ايستاد.

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه ادامه داد: از دل آن جريان روشنفکري وزرات ارشاد در دهه 60 و 70 ، مخملباف در آمد. از دل آن عروس خوبان،  نوبت عاشقي و زاينده‌رود در مي آيد و اين مسير طي شد.

در دولت سازندگي، بال اقتصادي نئوليبرال، به کمک بال فرهنگي نئوليبرال شکل گرفته در دولت موسوي آمد

اين استاد دانشگاه بيان داشت: اتفاقي که بعد از سال 68 در دولت سازندگي افتاد اين است که تيمي از بوروکرات‌هايي که در دولت مهندس موسوي حضور داشتند و آن زمان مدعاهاي خيلي تند چپ هم داشتند، حالا نسخه‌هاي اقتصادي نئوليبرالي را ترجمه و اجرايي مي‌کنند که يک بال اقتصادي تشکيل مي‌شود که به کمک بال فرهنگي روشنفکري شکل گرفته در دهه 60 مي آيد. که اين بال اقتصادي، سرمايه‌داري شبه مدرن ايران راکه بر اثر انقلاب اسلامي لطمه و ضربه خورده بود و سرمايه‌دارنش فرار کرده بودند و عده‌اي نيز کشته شده بودند و امولشان مصادره شده بود و…  آن‌ها را به صورت جديدي بازسازي مي‌کند و بدين ترتيب هسته مرکزي سرمايه‌گذاري به صورت جديدي بازسازي مي‌شود.

وي اظهار داشت: هسته مرکزي اين سرمايه داري جديد، همان تيم بروکرات – تکنوکراتي است که در دولت موسوي حضور دارد و اين بار دارد نسخه نئوليبرال مي‌پيچد و يک رويکرد اقتصادي نئوليبرال به موازات يک رويکرد فرهنگي نئوليبرال شکل مي‌گيرد که اين دو جريان خيلي خوب همديگر را تکميل و تقويت مي کنند. يعني در دولت سازندگي جريان اقتصادي شکل مي‌گيرد که پشتوانه عظيمي براي حرکت فرهنگي جريان روشنفکري مي شود و از طرف ديگر اين جريان فرهنگي نئوليبرال ها يک پشتوانه عظيمي است براي طبقه اجتماعي که اين‌ها ايجاد مي‌کنند.

اين عضو هيئت‌علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي تصريح کرد: در اين دوره اينها دو کار انجام مي دهند، يک اينکه آن‌ها يک طبقه مدرن سرمايه‌دار سکولار در ايران تأسيس مي‌کنند و ديگر اينکه يک طبقه متوسط مدرن را ايجاد مي کنند و پر و بال مي دهند. که در همه دنيا اين طبقه متوسط مدرن، نوعاً سکولار است و اساسا ساخته مي شود براي اينکه مقوم رژيم هاي غربگرا در کشورهاي جهان سومي و حتي در بعضي موارد در کشورهاي متروپل اصلي باشد.

اغراض سياسي جريان کارگزاران با يک حرکت سازمان يافته فرهنگي، اقتصادي

دکتر شهريار زرشناس بيان داشت: پس دراين دوره آن‌ها يک طبقه متوسط مدرن را پر و بال مي دهند و به صورت وحشتناکي گسترش مي‌دهند، طبقات متوسط مدرن حاصل سياست‌گذاري اقتصادي نئوليبرال کارگزاران در عرصه اقتصاد است و از کجا به لحاظ فرهنگي تغذيه مي شود؟ اين طبقه متوسط مدرن از فرهنگي که جريان فرهنگي نئوليبرال به موزاتش ايجاد مي‌کند تغذيه مي‌کند. هم در حوزه مطبوعات، در حوزه کتاب، نمايش و سينما و… و بعد چيزي که به عنوان لولا آن‌ها را به هم وصل مي‌کند و به اقصي نقاط مي‌برد نظام آموزش عالي است که با محوريت ترويج جهان‌بيني علوم انساني حرکت مي کند. يعني ما کاملاً با يک حرکت سازمان‌يافته فرهنگي اقتصادي روبرو هستيم که اغراض مشخص سياسي دارد و وقتي که قوه مجريه دست عده‌اي مي‌افتد که خودشان را ليبرال دمکرات‌هاي مسلمان مي‌دانند، و اين را رسما هم مي گويند، اين حرکت از سال 68 ابعاد فوق‌العاده‌اي پيدا مي‌کند. در اينجاست که مقام معظم رهبري مکررا نسبت به تهاجم فرهنگي و تجمل‌گرايي مسئولين هشدار مي دهند. تجمل گرايي در واقع ناشي از همان حرکت اقتصادي مسئولين به سمت سرمايه‌داري است، مسووليني که دارند از ساده زيستي دور مي شوند و مي بينيد در اين دوره فردي مطرح مي کند بحث مانور تجمل را در کشور مطرح کرد و گفت ما بايد به سمت اين مساله برويمو دفاع صريح اينها از سرمايه داري.

** سياست‌هاي اين آقايان کاري کرد که خصوصي‌سازي بازتاب‌هاي تند اجتماعي ايجاد کرد

وي ادامه داد: سرمايه‌داري شبه مدرن ايران اولاً موجب وابستگي مي‌شود، ثانياً در تضاد تمام‌عيار با عدالت و با آرمان‌هاي مستضعف‌گرايانه انقلاب و با شعارهاي عدالت طلبانه انقلاب است؛ سياست‌هاي اين آقايان کاري کرد که تحت عنوان تعديل و خصوصي‌سازي بازتاب‌هاي تند اجتماعي ايجاد کرد.

زرشناس گفت: نحوه خصوصي سازي اينها اساساً به اين شکل بود که حلقه بوروکراتيک دولتي را صاحب سرمايه و ثروت مي‌کردند و آن حلقه خود را به سطوح مختلف جامعه بسط مي‌داد و لايه‌هاي متعددي در  پشت اين حلقه تشکيل مي‌شد که اين‌ها تفيلي‌هاي اين حلقه اصلي سرمايه‌داري بودند و بخشي از اين طبقه متوسط مدرن از سرريز سرمايه‌اي که جريان اصلي داشت، استفاده مي‌کرد و به اين ترتيب اينها براي خودشان بدنه اجتماعي ايجاد مي‌کردند.

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه افزود: اين بدنه ي اجتماعي همان بدنه اي است که با روزنامه و انتشارات و … تقويتش کردند و اين همان بدنه اي است که سعي کردند در سال 76 رايش را بگيرند و از رأيش استفاده کنند. لذا نتيجه‌ ي اين حرکت، يک نتيجه سياسي است. يعني اينها آرايش اجتماعي و طبقاتي و اقتصادي ايران را به موازات آرايش فرهنگي تغيير مي‌دادند. اين حرکت در چه مسيري است؟ در همان مسيري که دهه 60 هم قرار داشتند، يعني بر اين مبنا که آرمان‌گرايي انقلابي، شعارهاي عدالت طلبانه و مبارزه با نظام جهاني سلطه را کنار بگذاريم. در حاليکه ما به دليل اين که از منظر عدالت‌طلبي شيعي حرکت مي‌کرديم و تکيه به آرمان‌هاي مکتب امام خميني(ره)  داشتيم و اين مکتب تماماً بر مبارزه با نظام سلطه تاکيد دارد، و رهبر انقلاب نيز بر همين اصول تکيه دارد. اصولي که از شاخصه هاي آن دعوت از مستضعفين و مسلمانان جهان براي مبارزه با نظام جهاني سلطه است، يعني امام خميني نظام دنيا را نظام ظلم و سلطه مي داند و مکرر دعوت مي کند براي بر هم زدن اين نظام ظالم بين الملل بايد هسته هاي مقاومت حزب الله و مستضعفين تشکيل شود. يکي ديگر از شاخصه هاي تفکر امام خميني، آرمانگرايي انقلابي بدون ذره اي چشم پوشي و مسامحه و يک شاخصه ديگر عدالتخواهي است، در حاليکه اين چيزها با سرمايه داري شبه مدرن به هيچ وجه نمي خواند و تعارض آشکار دارد. چرا که وقتي سرمايه داري شبه مدرن را بازسازي مي‌کنيد يک لايه متمول و مرفه بي‌درد ايجاد مي کيند و گسترش مي‌دهيد و که فرهنگ آن لايه فرهنگ سکولار مدرن است، جهان‌بيني اش علوم انساني است و کتاب ها و نشريات روشنفکران را مي خواند و لذا اين لايه با انقلاب اسلامي و مستضعف گرايي و عدالت و حتي ديانت بيگانه است. اين لايه آموزش عالي خودش را شکل مي دهد و مدرک مي گيرد و بعدها به مسووليت و مديريت مي رسد و اين خط بروکراتيک و تکنوکراتيک را ادامه مي دهند.

———

محسن مقصودي، مجري ثريا پرسيد: آيا نفوذ فرهنگي و سياسي که از دهه  60 شروع شده همچنان به دنبال اين است که اکنون در دهه 90 ميوه اش را در نفوذ سياسي بچيند؟

زرشناس در پاسخ به سوال مقصودي گفت: صد درصد؛ اينها حرکتي را از سال 60 شروع کردند که نقطه عطف آن در سال  76 بود. در سال 78 هم وقتي ماجرا  را به 18 تير کشاندند، شکست خوردند و عقب‌نشيني کردند. نتايج انتخابات 84 و 88 هم براي اين‌ها جالب نبود لذا سعي کردند خوشان را در سال 88 احيا کنند چون اين‌ها به اين نتيجه رسيده بودند که ما در اقتصاد قوي هستيم و حرف اول را مي‌زنيم و در فرهنگ هم حضور بسيار پررنگي داريم و با خودشان  فکر مي‌کردند که زمانش فرارسيده که نتيجه و ميوه اين اقتصاد و فرهنگ قوي را در سياست بچينيم و ابتدا بايد سهم خودمان را در سياست بيشتر کنيم و بعد کل سيستم را عوض کنيم.

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه تهران در ادامه تصريح کرد: آقاي موسوي 5 ، 6 روز قبل از انتخابات 88 در مصاحبه با مجله خارجي “تايم” آشکارا مي‌گويد که من آمده‌ام تا معادلات را در ساختار قدرت بر هم بزنم و وقتي خبرنگار از ايشان مي پرسد که با حضور رهبري چه طور مي‌توانيد اين کار را انجام بدهيد؟ ايشان مي‌گويد وقتي مردم به خيابان مي‌آيند، رهبري هم مجبور است عقب‌نشيني کند که اين موضوع بيانگر اين است که اينها به دنبال مدل و استراتژي کودتا يا انقلاب رنگي بودند.

اين منتقد و پژوهشگر حوزه غرب و مدرنيته با طرح اين سوال که کودتا يا انقلاب رنگي چيست، گفت: ماهيت اين کودتا اين است که يک جناح غرب‌گرا در حاکميت حضور داشته باشد و در عين حال پمپاژ رسانه‌اي پرفشار توسط جريان غرب‌گرا صورت بگيرد و يک بدنه اجتماعي حتي ضعيف که حاضر بود به خيابان بيايد و يک دولت ضعيفي که نتواند جلوي آن‌ها بايستد و اين درحالي بود که در همان زمان ما هم جناح غرب‌گرا و هم پمپاژ رسانه‌اي را داشتيم و اما در اين ميان چيزي که نقشه اين‌ها را به هم ريخت، نظام قوي ما بود؛ وقتي رهبر انقلاب گفتند که من زير بار اين بدعت هاي غيرقانوني نمي روم و وقتي هشدار دادند و ايستادگي کردند توطئه اين ها افشا شد.

وي در ادامه افزود: رهبري در واقع از جمهوريت، اسلاميت، مکتب امام خميني، هويت ملي ما، استقلال ما و عزت ملي ما دفاع کردند يعني اگر توطئه کودتاي رنگي پيروز مي‌شد همه موارد فوق را از دست مي‌داديم و به غرب‌زدگي شبه مدرن در قبل از انقلاب آنهم در ضريبي به مراتب بدتر برمي‌گشتيم.

اين استاد دانشگاه در پاسخ به سوال مقصودي مبني براينکه طراحي اين‌ها بعد از اينکه در اين کودتا و فتنه 88 طرحشان شکست خورد چيست، گفت: آرايششان را عوض کردند چراکه به اين موضوع پي بردند که با آوردن نمايشي مردم به خيابان‌ها نمي‌توانند پيروز شوند و مي‌دانند که اين نظام هم بدنه اجتماعي و حامي دارد و هم اراده قوي و نيروهاي آرمان‌گرايي دارد که پاي انقلا ايستاده اند بنابراين نمي‌توانند با اين شيوه پيروز شوند.

زرشناس در ادامه تصريح کرد: لذا آمدند خط استحاله در بين مسئولين را بيش از پيش استارت زدند، نمونه‌اي از اين حرکت را در دوره 68 داريم؛ منتهي همان خط استحاله در مسئولين با افشاگري‌هاي حضرت آقا و ايستادگي جريان حزب‌الله و به خصوص شکست‌هاي جريان استحاله طلب در حوزه اقتصاد و نتايج شومي که سياست اقتصادي اين‌ها به بار آورد متوقفش شد.

برعکس آنچه که تکنوکرات ها تبليغ مي کنند وابستگي به نظام سلطه در هيچ کجا باعث رفاه نشده است

 وي ادامه داد: اين‌ها دوباره با هماهنگي امپرياليزم جهاني به اين نتيجه رسيدند که فشار اقتصادي و فشار تحريم‌ها را بر مردم اعمال کنند تا از اين طريق بر اعصاب مردم پا گذاشتند و مدام در رسانه ها اعلام کردند اگر مي خواهيد از اين فشار اقتصادي آزاد بشويد بايد با نظام جهاني کنار بياييد و اينگونه القا کردند که نظام جهاني حرف بدي نمي زند بلکه نظام جهاني اهل گفتگو و عقل است و اينگونه القا مي کردند که بريم با اين نظام حرف بزنيم و مشکلات را حل کنيم چراکه مجموعه اي از سو تفاهم ها بين ماست و اگر صحبت کنيم اين سوء تفاهم ها حل مي شود و فشار ها هم برداشته مي شود.

وي در ادامه گفت: سپس آمدند انقلابي گري و آرمانگرايي را که عين مکتب امام و فراتر از آن عين تشيع و اسلام حقيقي است (و اينکه اين ويژگي سنت ديرينه جامعه ماست چرا که از ويژگي هاي مردم ما هميشه عدالت گرايي بوده و اتفاقا اگر مي خواهيم به رفاه برسيم بايد از راه عدالت برسيم نه از راه وابستگي و دست نشانده خارجي شدن)، را عوض کردند يعني صورت مسئله را عوض کردند و به مردم اينگونه القا کردند که ما مشکل اقتصادي داريم، چرا؟ چون مي خواهيم مستقل باشيم و مقابل نظام سلطه قرار نگيريم پس بايد به اين سمت برويم که استقلال را رها کنيم و نظام جهاني را بپذيريم تا مشکلاتمان حل شود.

اين پژوهشگر حوزه غرب ادامه داد: اين صحبت‌ها چند دروغ دارد يکي اين که تمام تجربه تاريخي کشورهاي مختلف مانند پرو، مکزيک، هايتي، اکوادور، آرژانتين و بنگلادش نشان مي‌دهد که اگر وابسته قدرت‌هاي استکباري و امپرياليستي باشيد اين وابستگي لزوماً براي شما وضعيت رفاه اقتصادي در پي نخواهد داشت.

زرشناس با بيان اينکه کشور پرو و هايتي حيات خلوت آمريکاست، تصريح کرد: همان‌ هايتي و پرو در درجه بندي جهاني که اينها براي سطح رفاه دادهد در پايين‌ترين سطح قرار دارند و به مراتب وضعشان از ايران که هيچ از بدترين کشورها نيز بدتر است؛ اگر قرار بود وابستگي به آمريکا و تحت سلطه بودن، اين دستاوردها را داشته باشد چرا براي اين‌ها نياورده است؟ چرا در اندونزي شرکت نايک به دختري 12 ساله 80 سنت در روز مي‌دهد که نايک سودهاي کلاني ببرد.

نسخه اقتصادي تکنوکراتها، بازگشت به نسخه هاي اقتصاد شبه مدرن رضا خان بود!

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه بيان داشت: جالب است که خيلي از نابساماني هاي اقتصادي که داريم و اينها را به اسم تحريم تمام کرده اند بخاطر همين مدلهاي ليبرال اين دولت ها بوده است. اساساً تاريخ اقتصادي ما تقريباً به طور مشخص مي‌شود گفت کمي زودتر از رضاشاه و به طور خاص دوره رضاشاه با محوريت داور و برخي مديران سياسي ديگر، اقتصادي براي ما طراحي شد که اسم اين اقتصاد را شبه مدرن مي‌گذارم؛ ما امروز هنوز مبتلا به اين اقتصاد هستيم که چند ويژگي دارد يکي اينکه تک محصولي است و دوم اينکه ماهيت اقماري دارد يعني کاملاً در چارچوب نظام جهاني قرار مي‌گيرد و سرمايه کمي توليد مي‌شود و بخش عظيمي از آن سرمايه کم هم در کشورهاي اصلي سرمايه‌داري متروپل مي رود.

وي اظهار داشت: ويژگي ديگر اين سيستم ناعادلانه، ناکارآمد، مبتني بر فساد و رانت‌خواري و ارتشاع است که ذات اين سيستم است. براي اينکه از اين وضعيت خلاص شويم راه حل آقايان نئوليبرال‌هاي ما که از سال 68 در قوه مجريه حضور داشتند اين است که به همين مدل برگرديم؛ اين مدل که نتايج شوم خودش را نشان داده و کشاورزي ما را در دهه 40 ويران کرد و فقر و بي‌عدالتي ايجاد کرد و کاري کرد که ما در آستانه انقلاب تا بن دندان وابسته بوديم؛ اين مدل اگر مي‌خواست معجزه کند همان موقع مي‌کرد.

زرشناس با بيان اينکه اين آقايان همان مدل 68 را با يک روايت نئوليبرال اجرايي کردند، تصريح کرد: نتيجه‌ اين کار اين بود که در سال 74 به حدي ميزان فشار روي جامعه از نظر نابرابري و فشارهاي طبقاتي زياد شده بود که خودشان مجبور شدند اين سياست تعديل را تاحدي تغيير دهند؛ نتيجه‌اش همين رانت‌خواري و فساد است که فساد گسترده نتيجه مستقيم ساخت اقتصادي ماست. اگر شما مي‌خواهيد عدالت و رفاه بياوريد بايد اين ساخت را عوض کنيد.

در ايران ما براي دشمن اتوبان نفوذ باز کرده ايم! هم در اقتصاد و هم در آموزش عالي و فرهنگ

در ادامه مقصودي به برنامه مستند مزه مذاکره اشاره کرد و گفت: در مستندي که ديشب پخش کرديم يکسري روزنه‌هاي نفوذ و مدل فروپاشي شوروي، هجوم برندهاي آمريکايي و غربي، رواج فرهنگ و  سبک زندگي غربي و  همچنين بحث هايي که در آموزش عالي اتفاق افتاده بود که مثلا خانم مادلين آلبرايت ميگويد بيش از 60 درصد کابينه‌هاي کشورهاي منطقه تحصيل‌کرده آمريکا و غرب هستند که اين موضوع مي‌تواند به اينکه سياست هاي آمريکا در آنجا تبليغ شود کمک کند؛ نظر شما وضعيت فعلي کشور ما چگونه است؟ آيا بايد دنبال روزنه‌هاي نفوذ بگرديم؟ يا مدل هاي نفوذ تغيير کرده اند؟

اين عضو هيئت‌علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در پاسخ به سوال مجري برنامه گفت: در مورد بحث روزنه هاي نفوذ بايد گفت که اين مباحث درست است البته بايد توجه داشت در مورد شوروي مسئله فراتر از مک دونالد و کوکاکولاست؛ مسئله اين بود که يک اقتصاد ثانوي در شوروي ايجاد مي‌شد، يک اقتصاد معادل همين فساد اقتصادي ما که داشت دامن مسئولين را مي‌گرفت و بحث تجمل‌گرايي است و اين مسئله خود زمينه‌ساز اين شد که مسئولين سست شوند و به آرمان‌ها، ايده‌ها و ايدئولوژي بي‌اعتقاد شوند و در رويارويي با غرب به انفعال بروند. ما در اين شرايط وضعمان خيلي خطرناک است چون از 68 به بعد اساساً مدل اقتصادي ما به سمت بازسازي همان اقتصاد شبه مدرن با همان جوهر سرمايه‌داري، بي‌عدالتي، رانت‌خواري، فساد ذاتي و ناکارآمدي رفت  (البته بعد از انقلاب در سالهاي 57 تا 68 که بيشتر مدل اقتصادي ما اقتصاد روزمره بود و بازسازي چنداني در برنامه اقتصادي نبود) اما بعد از 68 اقتصاد ما به اين سمت رفت که  در بدترين شکل خود يعني شکل نئوليبرال بازسازي شود.

اينکه عده اي آب خوردن مردم را هم وابسته به تحريم مي کنند، نتيجه ي اقتصاد نئوليبرال است!

لذا اين اقتصاد نئوليبرال بزرگ‌ترين اتوبان نفوذ در اقتصاد است. مسئله، کوکاکولا نيست، مسئله اين است که هر گامي که در مسير اقتصاد شبه مدرن برمي‌داريد و سعي مي‌کنيد دگرگون کنيد چون اين اقتصاد ذاتاً وابسته طراحي‌شده، نيازمند سرمايه خارجي مي‌شويد؛ آن وقت يک نفر مي‌آيد و به ما مي‌گويد که تحريم‌ها را برداريد که مشکل آب مردم حل شود که علت اين امر اين است که در مسير اقتصادي غلط گام مي زند است و همت نمي‌کنند که اين مسير را عوض کنند.

** اقتصاد مقاومتي تنها راه سد کردن اتوبان نفوذي است که اقتصاد نئوليبرال ايجاد کرده است

زرشناس تصريح کرد: مقام معظم رهبري اقتصاد مقاومتي را مطرح مي‌کنند چرا که اقتصاد مقاومتي باز طراحي اقتصاد ما است و ساخت اقتصادي را عوض مي‌کند و مي خواهد مرکز ثقل اقتصاد ما را مي خواهد به درون ببرد. در واقع اقتصاد مقاومتي مي خواهد اين اتوبان نفوذي که با نسخه هاي اقتصاد نئوليبرال براي ورود دشمن ايجاد شده را مسدود کند.

وي اظهار داشت: اقتصاد شبه مدرن ما ذاتاً عدم توازن ساختاري بين بخش مولد و غيرمولد دارد؛ اين اقتصاد را به گونه اي طراحي کردند که بخش غيرمولدش دايما تشديد مي شود. شما اگر جريان تحريم‌ها را برداريد همه سرمايه دنيا را هم بفرستيد اينجا نتيجه‌اش فقط تشديد تورم و رکود است چون وارد مدارهاي اقتصادي ما مي‌شود و مدام بخش غيرمولد را تقويت و  بخش مولد را ضعيف‌تر مي‌کند پس راه حل مسئله باز طراحي اقتصاد است که همان اقتصاد مقاومتي است.

** متأسفانه در عرصه فرهنگ هم اتوباني براي مهاجمين فرهنگي ساخته‌ايم!

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه تهران افزود: در حال حاضر وضع اقتصادي ما که متأسفانه مسئولين نيز در همان مسير قبل راه مي‌روند و ظاهراً هيچ حرکتي در جهت تغيير ندارند اين حرکت به مثابه يک اتوبان‌سازي براي نفوذ اقتصادي دشمن است اما چيزي که از نفوذ اقتصادي مهم‌تر است و حضرت آقا هم بر آن تاکيد مي‌کنند نفوذ فرهنگي است ؛ متأسفانه ما در عرصه فرهنگ مان هم اتوباني براي مهاجمين فرهنگي ساخته‌ايم.

اين منتقد و پژوهشگر حوزه غرب و مدرنيته گفت: يک جنگ نرم تمام‌عيار عليه انقلاب اسلامي و نظام اسلامي و هويت شيعي ما عليه استقلال و ديانت ما وجود دارد و ظاهراً مسئولين وزارت ارشاد اصلا متوجه ماجرا نيستند.

آموزش عالي و وزارت ارشاد اتوبان نفوذ فرهنگي براي دشمن ايجاد کرده اند!

زرشناس بيان داشت: اجازه بدهيد من در حوزه نفوذ فرهنگي به نقش کم کاري و بستر سازي دو وزارتخانه ارشاد و وزوارت علوم اشاره کنم. در حيطه وزارت ارشاد مي‌بينيد که ميداني که براي تحرک روشنفکران معاند در عرصه کتاب (که رهبر انقلاب مي گويند جناح روشنفکر معاند، لجوج و پيگيردر عرصه فرهنگي) براي تحرک اينها ميداني که ايجاد شده به خصوص بعد از برجام و دو سال اخير فضايي که ايجاد شده است، بي نظير است.

وي ادامه داد: شما ببينيد انبوه مترجمين و نويسندگان آثار چاپ شده و نشده خود را فعال کردند که فضا را از يک نوع سکولاريسم و نئوليبرال اشباع مي‌کنند و سبک زندگي سکولار را در زندگي ما تعريف مي‌کنند و ريشه اعتقادي ما را مي‌زنند.

دعوت زرشناس از مسوولان وزارت ارشاد براي مناظره در خصوص بستر سازي نفوذ در حوزه نشر کتاب

وي تاکيد کرد: من از همين جا خدمت معاون فرهنگي وزارت ارشاد عرض مي‌کنم که اگر صحبت‌هاي ما را قبول ندارند من حاضر به مناظره هستم و انبوهي از کتاب‌هايي که مجوز چاپ گرفتند را به اينجا مياورم و با خود ايشان در اين خصوص  بحث مي‌کنم اگر واقعاً اشتباه مي‌کنم براي من توضيح دهند. من در مناظره اين کتابها را که با مجوز وزارت ارشاد منتشر شده، يکي يکي مي آورم و توضيح خواهم داد که بسياري از کتاب‌ها در عرصه تئوريک و عرصه ادبيات و شعر و ادبيات نمايشي مروج سبک زندگي نئوليبرال و انديشه‌هاي نئوليبرال و آرمان‌گريزي و سکولاريسم آشکار و بخش کوچي هم الحاد آشکار است.

مجري ثريا هم اعلام کرد ما آمادگي برگزاري اين مناظره را در برنامه ثريا داريم و از مسوولان وزارت ارشاد دعوت مي کنيم.

کتاب هاي درسي دانشجويان ما در علوم انساني متعلق به جريان نفوذ است!

دکتر زرشناس همچنين در خصوص نفوذ فرهنگي از طريق وزرات علوم هم گفت: واقعا دليل عدم دقت مسئولين در حوزه وزارت علوم را در اين خصوص نمي‌دانم، اظهار داشت: دانشجوي علوم سياسي براي پاس کردن واحد درسي خود بايد آثار و کتابهاي نويسندگاني مانند هانا آرنت و دکتر حسين بشريه را  بخواند. حسين بشيريه کيست؟ بشريه جزء تئوريسين هاي انقلاب رنگي و دشمن انقلاب است و سال 90-89 از ايران رفت و در انديشکده آمريکايي عليه ما فعاليت مي‌کند و دانشجوي علوم سياسي ما در دانشگاه بايد کتاب درسي آقاي همايون کاتوزيان را بخواند! همايون کاتوزيان کيست؟ او کسي است که تئوريسين نئوليبرال ساکن انگلستان و استاد دانشگاه کنت که اساسا معتقد است ايران يک فضاي استبدادي دارد، ولايت‌فقيه مظهر استبداد است و ما بايد به  سمت يک مدل انگليسي برويم. او در کتاب اقتصاد سياسي مشروطه اش سعي مي‌کند رضاشاه و وثوق‌الدوله را  که قرارداد 1919 را منعقد مي‌کند، تطهير مي‌کند و مي‌گويد او رجال سياسي عاقل و قهرماني بوده است و نگاه او اين‌چنين است و اين نگاه در نظام آموزش عالي ما درس داده مي‌شود. نه يک نفر فقط همايون کاتوزيان نيست، فقط هانا آرنت نيست، فقط هابرمارس و بشيريه نيست. انبوهي از اين کتاب ها به عنوان منبع درسي دانشگاه هاي ما وجود دارد.

اين يعني اينکه ما وزارت علوم را اتوباني براي تهاجم فرهنگي براي معاندين فرهنگي کرديم؛ وزارت ارشاد  را اتوبان نفوذ در عرصه کتاب و مطبوعات کرديم و بعد  انتظار چه چيزي  را داريم؟  اقتصاد و فرهنگ  راه نفوذ شده اند براي دشمن و اين‌ها به دنبال اين هستند که با ايجاد اين فضا يعني با ترويج سکولاريسم نئوليبرال در جامعه و ترويج نگاهي که آرمان گريز است و اعتقاد چنداني به انقلاب ندارد و تضعيف پايه‌هاي دين‌داري جامعه از طريق ترويج سکولاريسم شرايط را براي اين که نهايتاً در عرصه سياسي – که البته الان هم حضور دارند و شريک قدرتند –  توازن قوا را به نفع خود به هم بزنند و قدرت را کاملا به دست بگيرند.

وي ادامه داد: ممکن است صورت جمهوري اسلامي را ممکنه حفظ کنند و يک معمم هم در راس آن حضور داشته باشد (همانطور که رهبر انقلاب فرمودند) اما سيرتش را عوض کنند؛ اين‌ها با اينکه ما اسلام داشته باشيم مشکلي ندارند با اسلام طالباني مشکل ندارند با اسلام عربستان مشکل ندارند اينجا هم با اسلامي که جهاد و مبارزه عليه صهيونيسم و آمريکا نباشد، عدالت‌طلبي و توجه به مستضعفين در آن نباشد مشکلي ندارند اتفاقا دقيقا دنبال اين هستند.

جريان نئوليبرال مثل بازرگان متدين است، اما اعتقادي به مبارزه با نظام سلطه ندارد!

شما اگر خوب نگاه بکنيد مي بينيد اتفاقا آمريکا خوب جرياني را در ايران پيدا کرده است: خط نئوليبرال ها  در ايران. نئو ليبرال ها هم همين نوع اسلام را مي خواهند. ما نئوليبرال‌هايي داريم که تدين دارند و واقعا متدين هستند، مگر بازرگان متدين نبود و امام(ره) نمي‌گفت بازرگان نماز شب مي‌خواند اما حضرت امام(ره)  در خصوص همين بازرگان مي‌گويد او بدتر از منافقين و خطرناکتر است و مي گويد اگر من نباشم او کشور را به دست آمريکا مي‌دهد و لذا ما با همين جريان روبه رو هستيم.

ما با جريان نئوليبرالي مواجه هستيم که ظاهر متدين دارد و واقعا هم متدين است، اما اين جريان اعتقادي به آرمان‌هاي انقلابي و اعتقادي به مکتب امام(ره) و مبارزه با نظام جهاني سلطه ندارد و معتقد است بايد تابع نظام جهاني باشيم.

دشمن به دنبال استحاله از درون جمهوري اسلامي

دکتر شهريار زرشناس در پاسخ به سوال پاياني محسن مقصودي مبني براينکه پس از برجام چه اتفاقي مي‌افتد که حضرت آقا روي بحث نفوذ تکيه بيشتري مي‌کنند و اين نزديکي از طريق مذاکره چه مخاطراتي دارد و چه قدر بايد حواسمان جمع باشد، گفت: آمريکايي‌ها روشي را در مورد چين و شوري به کار بردند اين روش اين است که در جاهايي که احساس کنند که  يک جريان منفعل و آمادگي به تمايلات غرب‌گرايي در يک کشور وجود دارد از طريق ديپلماسي و مذاکره سعي مي‌کنند آن جريان را فعال کنند و فضا بدهند و ميدان تحرک را بالا ببرند. خطي که دنبال آن هستند همين است و فهميدند جمهوري اسلامي را با شورش مردمي و اعتراض از پايين و کودتا نمي‌شود سرنگون کرد بلکه جمهوري اسلامي را بايد از درون دچار استحاله کرد.

اين عضو هيئت‌علمي دانشگاه تاکيد کرد: وقتي خودشان مي‌گويند که سرآغاز سقوط شوروي توافق‌هاي هلسينکي 1977 با آمريکا است؛ در توافق هلسينکي امتيازات زيادي هم در موشک‌هاي سالت به شوروي دادند اما درعين‌حال شوروي را ملزم به تعهد دادن به برخي شرايط در داخل کشورش کردند که فضا ايجاد کنند براي فعاليت نويسندگان و مطبوعات نئوليبرال (که آن موقع بيشتر ليبرال کلاسيک بودند)  فضا ايجاد کنند در واقع براي چين هم همين کار را کردند.

ايران با همه فشارها، نقشه ي خاورميانه بزرگ آمريکا را ناکام کرده است

مجري ثريا به عنوان آخرين سوال پرسيد با توجه به اينکه از اوايل انقلاب اين شريک نئوليبرال هميشه براي جمهوري اسلامي وجود داشته و بعضاً در لايه‌هاي حاکميت هم بوده و سعي کرده ضربه بزند، چرا با همه ايننقشه ها انقلاب اسلامي توانسته به نوعي الهام‌بخش کشورهاي مستقل و خار چشم  همه مستکبران جهان  باشد و آنها باز هم نقشه‌هاي زيادي براي نابودي اين انقلاب مي‌کشند؟

اين منتقد و پژوهشگر حوزه غرب و مدرنيته در پاسخ اظهار داشت: براي اينکه انقلاب اسلامي تمام استراتژي آمريکا و منافع آمريکا را در خاورميانه و حتي در مقياس کشورهاي اقماري که معروف به جهان سوم هستند به‌هم‌ريخته است؛ جدا از اين که انقلاب اسلامي انقلاب طليعه‌دار است و در مقياس جهاني بحث بازگشت به دين و معنويت و عبور از سکولاريسم را مطرح کرده است به لحاظ سياسي و اقتصادي کل ساخت منطقه را به ضرر آمريکا تغيير داده و انقلاب اسلامي بزرگ‌ترين پشتيبان جريان‌هاي عدالت طلب، مقاوم و مبارز ضد صهيونيستي و ضد آمريکايي در منطقه است.

زرشناس اظهار داشت: مسئله اين است که آمريکا چرا نتوانست طرح خاورميانه بزرگش را عملي کند؟ دقيقاً به دليل وجود ايران است وگرنه آمريکا به راحتي عراق را سرنگون کرد و افغانستان را اشغال کرد اما ظريفت مقاومت ايران و جاذبه ايدئولوژيک و اعتقادي ايران و قدرت بسيجي که براي مستضعفين و مسلمانان منطقه و جهان دارد و توان الهام بخشي ايران باعث شد نقشه خاورميانه بزرگ آمريکا عملي نشود.

وي بيان داشت: آمريکا پايگاه بزرگ خودش را در خاورميانه از دست داد خاورميانه براي آمريکا يک منطقه فوق استراتژيک است؛ به جهت اين که آمريکا با تسلط بر خاورميانه مي‌تواند به جنگ قدرت‌هايي که در شرق دور برخواهند آمد يعني روسيه و چين برود، او بايد يک مقر محکمي در  غرب آسيا داشته باشد ايران اين مقر را گرفته ايران اصلي‌ترين فرزند نامشروع غرب يعني اسرائيل را ناامن کرده و جنبش‌هاي مقاومت منطقه را فعال کرده است.

وي در پايان خاطر نشان کرد: ايران اصلي‌ترين کانون حمايت و دفاع از انقلاب جهاني است و اين مسئله اين‌ها را متزلزل و نگران مي‌کند. اين را هم بگويم در صورتي که جريان حزب‌الله در ايران اگر بسيج آگاهانه و خوش‌فکر بشود و آگاهانه و جدي وراد جنگ نرم بشويم مقابله با اين جريان هاي نفوذ هيچ دشواري ندارد اما مشکل اصلي اين است که مسئولين حمايت‌هاي  لازم‌ را انجام نمي‌دهند.

گفتني است برنامه زنده ثريا چهارشنبه شب ها ساعت 19:30 از شبکه يک سيما پخش مي شود. لينک فيلم کامل برنامه زنده اين هفته و مستندهاي پخش شده در اين برنامه در سايت برنامه ثريا به آدرس  sorayatv.ir موجود است.

 

منبع: ثریا تی وی

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه