رفتن به بالا
  • شنبه - 19 دی 1394 - 17:07
  • کد خبر : ۱۷۲۷۴
  • مشاهده :21 بازدید
  •   
  • PrintFriendly and PDF
deffult

تلخ تر از اعدام آیت الله نمر!

یادداشت// حسین شهبازی زاده، دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی   اگر مواظبت نکنیم دیری نخواهد پایید که به نقطه ای برسیم که لر ها به ترک ها و ترک ها به عرب ها و سپید ها به سیاهان و شیعیان به اهل سنت و مو دارها به تاس ها و شیرازی ها به اصفهانی ها و پرسپولیسی ها به استقلالی ها و ...
جنبش عدالتخواه دانشجویی: 

یادداشت// حسین شهبازی زاده، دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی

 

اگر مواظبت نکنیم دیری نخواهد پایید که به نقطه ای برسیم که لر ها به ترک ها و ترک ها به عرب ها و سپید ها به سیاهان و شیعیان به اهل سنت و مو دارها به تاس ها و شیرازی ها به اصفهانی ها و پرسپولیسی ها به استقلالی ها و طلاب به دانشجویان و “همه به همه” فحش بدهند و برای هم جوک بسازند و یکدیگر را به سخره بگیرند.

 

بنا ندارم فعلا کند و کاو کنم که دلیل این انشقاق همه جانبه چیست؟ اما به نظر میرسد، این قوم پرستی ، رنگ پرستی، نژاد پرستی، شهر پرستی و قبیله پرستی و در یک کلمه “خود گنده پنداری” و “استکبار” به طرز مشکوک و سرطانی در حال رشد و شاخ و برگ زدن است.

 

در واقع ایجاد یک نزاع پیوسته و هماره با همه کس! و در تمام سطوح… ما بالاخره با هر شخصی که در خیابان از کنارمان میگذرد و نمیشناسیمش به احتمال فراوان مشکل داریم : یا به دلیل مذهبش، اگر نشد به دلیل رنگ پوستش ،اگر نشد به دلیل لهجه اش اگر نشد به دلیل تیم مورد علاقه اش….

 

هر فرد با تمام افراد جامعه مشکل دارد و جامعه ای “اختلاف محور” متشکل از افراد برتری طلب را پدید می آورد که زمینه اتحاد را به هر شکلی به طور کلی از میان میبرد. و از جانب دیگر شرایط را برای تبدیل جامعه به “رینگ ” و “تاتامی” پدید می آورد.

 

در سطوح و شرایط مختلف پدیده های گونه گونی را ایجاد میکند و مثلا در نزاع فرقه ای و مذهبی به تکفیر می انجامد که نگارنده در این باب شدیدا معتقد است اتفاقا یکی از دلایل اصلی پیدایش داعش و جنبش های متعدد تکفیری در منطقه محصول انفعال مفرط ما نسبت به انشقاق و بی برنامگی ما برای اتحاد است.

 

در باب اتحاد اسلامی فقط به نکته ای اشاره کنم و بگذرم: اتحاد؛ فقط نماز جمعه مشترک نیست! به واقع در این مفهوم به مانند بسیاری از مفاهیم دیگر به گونه حیرت آوری عقب افتاده ایم… از وحدت اسلامی چه میفهمیم؟!یعنی چه؟به چه دردی میخورد؟!

 

اوایل انقلاب تنها برداشت سلبی از “وحدت” این بود که شیعیان و اهل سنت مثلا همدیگر را منفجر نکنند…زیر ماشین یکدیگر بمب نگذارند…به هم در خیابان ها و معابر تنه نزنند…الآن و پس از سی و چند سال باز هم همین است… به لحاظ ایجابی هم نهایتش این میشد که شیعیان و اهل سنت با هم نماز بخوانند و ازدواج کنند …. و کماکان پس از سی و چند سال باز هم همین است… یک نوع عقب ماندگی و بلاهت در استفاده از تئوری پیشرفته ی وحدت… آیا این مفهوم نمیتوانسته هیچ توسعه عملیاتی پیدا کند؟! آیا یک میلبیارد نفر مسلمان نمیتوانند یک تصمیم مشترک فرهنگی بگیرند؟!

 

مثلا یک فستیوال سینمایی برای آن که _نه فقط آثار فیلم سازان مسلمان در جهت معرفی چهره ای حقیقی از آیین محمد (ص) _بلکه یک عرصه محیا برای اکران آثار عموم سینماگران دگر اندیش جهان که به سیاق هالیوود و اسکار و خرس نقره ای و خروس قندی و این بساط ها کافر شده اند و شوریده اند و ساز دیگری را کوک کرده اند….؟! یا مثلا با تکیه بر آموزه بلند “وحدت” یک تصمیم اقتصادی مشترک بگیرند و از دولت هایشان مطالبه کنند تا پیمان پولی جدیدی میان ملل اسلامی برقرار گردد و دهان کجی بکنند به سیطره و سلطه دلار بر جهان… و به همین منوال در فرهنگ و هنر و سیاست و اقتصاد و ورزش و و و و… ما هنوز در ابتداییات وحدت مانده ایم و کماکان داریم به شبهه پاسخ میدهیم که نماز با برادران اهل سنت را باید قضا کرد یا خیر؛ غافل از این که چه آثار بلند و شگفت آوری میتوانیم از تئوری “وحدت” انتظار داشته باشیم…

حال آن که ما “وحدت ” را آن چنان خوار و سبک میبینیم که در آخرین مرحله فقط میتواند جلوی بمب گذاری را بگیرد و به شهروندان مسلمان توصیه میکند دست در چشم یکدیگر نکنند…

 

 

از انشقاق حداکثری به سوی اتحاد حداکثری

 

امیر ع به مالک(و نیز به کل مردم در کل تاریخ) امر میفرمایند(نقل به مضمون): با مردم خوب باش چرا که یا هم کیش تو هستند یا هم نوع تو… حضرت به وضوح اشاره بر این نکته دارند که دنبال بهانه بگرد برای دوستی و محبت؛نه برعکس! منتها جامعه ای که ما در آنیم به وضوح توصیه میکند دنبال اختلاف و عناد به هر بهانه ای باشید؛ نه برعکس! تا آن جا که بر نگاه بین المللی ما سایه می اندازد و با پدیده های فرامرزی نیز از همین دریچه نظر میکنیم اختلافی که هم از درون،هم از بیرون، ما را از یکپارچگی حد اکثری به سمت چند پارگی حد اکثری سوق میدهد مردمی که خوشان با خودشان قهرند و منطقه ای که ملت هایشان با یکدیگر دشمن هستند.

 

این نقیصه گاه به گاه هزینه روی دست ما میگذارد و سر بسباری از بزنگاه ها بروز میابد اخیرا و در ماجرای تلخ اعدام شیخ نمر به واقع فرصتی پیش آمده بود تا ملت ها به صورت منسجم بر حکومت جائر و ستمگر پادشاهی و قبیلگی عربستان بشورند که چطور با افتخار و در روز روشن در مقابل دیدگان همه سر از بدن یک رهبر دینی_مردمی جدا میکند که به ناگاه و به صورتی تلخ در ابعاد وسیع ملت ها شروع به تمسخر هم کردند.

 

شهادت شیخ نمر همانند حیات پر برکتش فرصتی بزرگ در اختیار توده هاست. با این وجود به دیده تاسف شاهد آنیم که در خلا اقدامات موثر و قابل توجه دولتی، رسانه ها و مردم ، به جای تمرکز بر جنایت حکومت عربستان و دولت های همراهش و تاکید بر این که با تکیه بر توان داخلی و اراده توده ها و با اعتماد به نصرت الهی از رفتن هیچ سفیری و بروز هیچ تهدیدی باکی نداریم ،گاهی دست به تمسخر اعراب منطقه و تکه پرانی به ملت های هم جوار و فخر فروشی های غیر معقول به دلیل وسعت کشور میزنند. که مثلا فلان کشورکوچک است و ایران بزرگ است…فلان کشور چهل سال تاریخ دارد و ایران چند هزار سال ، آن ها از فلان نژادند و ما از بهمان نژاد .. به واقع از کدام برتری سخن میگوییم و فخر میفروشیم؟

 

آیا جز آنست که تمامی مصلحان و پیامبران و آرمان خواهان تاریخ آمدند تا قوای بشر را متمرکز و متحد کنند برای حمله ای مبارک و مقدس به کاخ های زیاده خواران و استیلا جویان و حاکمان جور؟ یعنی ایجاد یک اتحاد راهبردی و کلان برای دنیدن در آتش اصیل ترین دوقطبی و جنگ تاریخ یعنی مواجهه مستضعفین با مستکبرین…. مواجهه پابرهنگان و مظلومان با شکم بارگان و زیاده خواران … و فراموش کردن تمامی درگیری های انحرافی و تقلبی و بی فایده اگر چنین است_که حتما هست_یقیقنا بیشتر از اعدام شیخ نمر این نژاد پرستی و تفرعن که اخیرا از پیام های برخی افراد تا تیتر های روزنامه ها و اظهار نظر های شخصیت ها و اهالی کوچه و بازار را در برگرفته است حال انسان را خراب میکند و به واقع پیام شیخ نمرهای تاریخ را شهید میکند.

 

منبع: خاکریز تا ساندیس

انتهای پیام /

لینک کوتاه این مطلب: http://edalatkhahi.ir/?p=17274

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه