رفتن به بالا
  • شنبه - 1 خرداد 1395 - 05:51
  • کد خبر : ۲۰۴۳۰
  • مشاهده :450 بازدید
  •   
  • PrintFriendly and PDF
میثم
گزارش علت اعتصاب رانندگان در بندرعباس و سرایت آن به دیگر شهرهای کشور؛

گسترش تدریجی حق دلالی و باردزدی‌ها/ تجمع در مقابل نماز جمعه بندرعباس/سید نمی‌توانست فساد را رها کند

در تمام مدت این یک هفته، اعتراض کاملا مسالمت آمیز بوده و هیچ گونه شعار ساختار شکنی داده نمی شود، هیچ سنگی پرتاب نمی شود، هیچ جایی آتش زده نمی شود، و... . برعکس، جمعیت انبوه رانندگان ( 3 تا 5 هزار نفر) شعار های کاملا انقلابی سر می دهند: «ما همه سرباز توایم خامنه ای/ گوش به فرمان توایم خامنه ای» و «خونی که در رگ ماست/ هدیه به رهبر ماست».در طول اعتراضات پایانه باربری بندر عباس، شهر های مهم دیگر هم تا حدودی به این اعتراض می پیوندند، طبق شنیده ها: یزد، سیرجان، شیراز، اصفهان و ... .

جنبش عدالتخواه دانشجویی: 

به گزارش عدالتخواهی، با تو جه به گسترش تدریجی حق دلالی ها و کمیسیون های غیر قانونی و بی نوبتی ها و باردزدی ها، در طی دو ساله اخیر، در بندرعباس، که در ادامه (پیوست 1) توضیح آن مفصلا داده شده و نیز با توجه به کاهش درآمد عمومی رانندگان در دو سه ساله اخیر، و سوء استفاده بعضی باربری ها از این أمر، و حل نشدن مسائل رانندگان علی رغم پیگیری های صورت گرفته، که در پیوست 2 کاملا توضیح داده شد.این مسائل روز به روز باعث رنجش خاطر رانندگان عزیز، نجیب، زحمتکش و مظلوم شد که در نهایت با جرقه شدیدی که در بندرعباس زده شد، که توضیح آن خواهد آمد، این رنجش ها بروز پیدا کرد و شد آن چه شد…

اما اصل ماجرا:

تا حدودی دلایل جمع شدن مشکلات در دل رانندگان، و دیدن آن ها این مشکلات را، و عدم توانایی پیگیری، و در موارد پیگیری هم عدم پاسخ مناسب، توضیح داده شد.حال بشنوید از چرایی زده شدن جرقه در انبار باروت رانندگان، در پایانه بار بندر عباس. توضیح دایدیم که خواب در بندرعباس، به طور معمولی به حدود 12 تا 15 روز رسیده بود.اما این مقدار در زمان تعطیلات نوروز، هر ساله هفت تا ده روز اضافه می شود. یعنی این 15 روز، این بار به 27 روز رسیده بود. رانندگانی که در 22 یا 23 اسفند سال گذشته نوبت زده بودند، اکنون در 18 فروردین 95، در سالن اعلان بار بندر نشسته، بار ها در حال اعلام شدن و رانندگان مشغول انتخاب بودند.

اما اصل ماجرا این جاست:

خبر می رسد که یک باربری، 200 عدد کانتینر (این عدد طبق اطلاعات واصله از رانندگان است، اما اگر کمتر از 200 تا هم در این مورد است، لاأقل تعداد این بار آن قدر زیاد بوده که صدای آن این گونه در آمده، و نیز جدای از این یک مورد، در مجموع 200 عدد بار بی نوبت، در اقلام باری بندر عباس، چیز عجیبی نیست)، از بندرعباس به ماکو، با کرایه 2 میلیون (که در اصل 4 میلیون است، اما بخاطر همان روندی که در پیوست یک توضیح داده شد، باربری 2 میلیون کمیسیون بر می دارد!!!!)، بدون نوبت، بارگیری می کند.

عده ای از رانندگان با سرو صدا از سالن اعلان بار خارج شده و با هم به صحبت می پردازند که این چه اوضاعی است که ما 27 روز برای دریافت بار بخوابیم و عده دیگری بدون رعایت نوبت بار بزنند و … و تازه درد دل هاشان هم باز می شود که آری این روند معمول است و خیلی از باربری ها این کار را می کنند و … و تازه کاشف به عمل می آید که این باربری های این چنینی که در یک قلم 400 میلیون به جیب می زند، سرش می رسد به جنابان مسئولان، رئیس انجمن صنفی و مدیر کل حمل و نقل استان!!!دیگر رانندگان آتش می گیرند و می گویند این جور نمی شود. باید کاری کنیم. خلاصه تصمیم به تعطیلی اعلان بار می گیرند تا مسئولین بیایند و پاسخ دهند.

در این جا سید میثم صفائیان، به آن فرد بزرگتری که صدا به اعتراض بلند کرده می گوید که آیا مدرک داری یا نه؟ اگر مدرک داری اعتراض کنیم، اگر نه بدون مدرک خودمان را ضایع می کنیم. که او می گوید نه مدرک داریم، کس دیگری می گوید بیا این شماره تماس بگیر بگو بار می خواهم، می دهند، آن سومی می گوید فلانی این بار را گرفته است، این شماره ماشینش، چهارمی می گوید بده مدارکت را تا همین الآن بار را برایت بگیرم و … که دیگر همه می فهمند که کار از مدرک گذشته است، و کوس رسوایی فساد به آسمان بلند است. (فیلم بخشی از این ماجرا در کانال تلگرامی موجود است.)

از این جا اعتراض شروع شده و سید به آن ها می گوید توجه داشته باشید که این مسائل ربطی به نظام و رهبری ندارد و تنها باید به همین جا ( فساد در اعلان بار و نوبت دهی) اعتراض کنیم تا مسئولین به میان رانندگان آمده و حرف آن ها را بشنوند و پاسخگو باشند.

خلاصه اعلان بار ظهر روز چهارشنبه 18 فروردین 94 تعطیل می شود.اعلان بار شب هم که رانندگان پاسخ مناسبی از مسئولین نمی شنوند ( یا به عبارتی هیچ گونه پاسخی، و به عبارت دیگر اصلا مسئولین اعتنایی نمی کنند…) در ادامه اعتراض رانندگان تعطیل می شود.

پنج شنبه 19/01/95

روز پنج شنبه هم اعتراض ادامه پیدا می کند، با این تفاوت که در صبح این روز چند تن از نماینده های رانندگان با رئیس پایانه بار، مهندس هاشمی، گفتگو می کنند و سپس ایشان بین رانندگان آمده و صحبت می کند، اما رانندگان قانع نمی شوند.

همچنین ظهر این روز، نماینده ها با مدیر کل حمل و نقل استان (آقای علیرضا مجرد) در بخش اداری پایانه باربری بندر عباس ملاقات می کنند و مشکلات را بازگو می کنند، اما ظاهرا هیچ نتیجه ای نمی گیرند.

بعد از این دیدار اما، طبق شنیده ها اتفاقی بین آقای مجرد و یکی از نماینده های رانندگان می افتد که رانندگان به شدت عصبانی و ناراحت می شوند. این اتفاق، اردنگی زدن آقای مدیر کل به یکی از نماینده های رانندگان است که پس از این اقدام سید آن مدیر کل را به شدت توبیخ می کند که فیلم آن در کانال موجود است.در این روز سالن های اعلان بار کمپرسی و ترانزیت هم به اعتراض رانندگان می پیوندند.

اعلان بار همچنان تعطیل است…

جمعه 20/01/95

در ادامه اعتراض، رانندگان تصمیم می گیرند تا به نماز جمعه رفته و مشکلات خود را با امام جمعه محترم بندر عباس در میان بگذارند، تا شاید از این طریق مسئله حل شود.جالب این جاست که رانندگان، تصمیم به رفتن به نماز جمعه با اتوبوس واحد را دارند، اما چون در اختیار آن ها نمی گذارند، با چهار عدد تریلی لبه دار پر از راننده!!! به سمت نماز جمعه حرکت می کنند.خلاصه…، بعد از اتمام نماز جمعه، انبوه رانندگان به گرد امام جمعه حلقه زده و سید به عنوان نماینده رانندگان با ایشان صحبت می کند، که به دلیل کمبود وقت ایشان، دیدار به یک شنبه موکول می شود.در همین نماز جمعه، نماینده محترم مردم بندر عباس متوجه جمعیت رانندگان شده و به آن ها قول می دهد که آخر شب به پایانه باربری آمده و با آن ها گفتگو کند.

شب ساعت 11 نماینده محترم به پایانه بار آمده و به طبقه فوقانی رفته و از رانندگان می خواهد ابتدا چند نفر نماینده نزد او رفته تا از ماجرا با خبر شود، سپس به میان رانندگان بیاید.

اما در نهایت ایشان به میان رانندگان نیامده و پایانه را ترک کردند.

خلاصه… ، ظاهرا بعد از این ماجرا هم رانندگان راضی نمی شوند و ثمره ای در آن نمی بینند.

اعتراض هنوز ادامه داشته و اعلان بار تعطیل است…

شنبه 21/01/95

در این روز، سه نفر از نمایندهای رانندگان برای بررسی موضوع به استانداری می روند. سید میثم صفائیان ( سخنگو و نماینده رانندگان، مشهور به سید) به دلیل این که اعتقاد دارد بخاطر حفظ حرمت رانندگان، مسئولین باید به کف پایانه بار آمده و مشکلات رانندگان را بشنوند، از رفتن به استانداری امتناع می کند.

ظاهرا پس از بازگشت نمایندگان از استانداری هم، اکثر رانندگان به این نتیجه می رسند که چیزی عایدشان نشده و کماکان به اعتراض خود ادامه می دهند.

اما شنبه شب:

تعداد رانندگان در طول چهار روز گذشته روز به روز بیشتر شده، رانندگان موفق به تهیه باند و بلندگو شده اند، و در طول این چند روز هم به مرور فسادهای بیشتری برای رانندگان روشن شده است.

در این شب، سید، که حالا دیگر همه رانندگان او را به نمایندگی از خود قبول دارند، حدود سه ساعت سخنرانی می کند. از مسئولین می خواهد به رانندگان شریف، احترام گذاشته و به پایانه بار بیایند. از سردار رشید اسلام، حاج قاسم سلیمانی می گوید. با گریه، از رهبری معظم انقلاب خواهش می کند تا دیداری سالانه برای رانندگان هم در نظر بگیرند و … .پس از این سخنرانی، سید در هنگام خروج از پایانه بار ، توسط نیروهای پلیس بازداشت می شود.

 

یک شنبه 22/01/95

رانندگان که سید را نماینده خود می دانستند، به دستگیری او اعتراض داشته و با سر دادن شعارهایی نظیر: «سید می خواهیم، بار نمی خواهیم» و «ما اهل کوفه نیستیم، سید تنها بماند» و …، از مسئولین می خواهند سید را آزاد کنند تا آن ها به اعتراض خود پایان داده و شروع به بارگیری نمایند.

اعتراض کماکان ادامه دارد…

 

دوشنبه 23/01/95

با حضور خانواده سید در میان رانندگان، و بخاطر این که سید نماینده آن ها بوده و اکنون دستگیر شده، رانندگان تا دو روز بعد هم به اعتراض خود ادامه داده و خواهان آزادی سید هستند.

سرانجام در شامگاه سه شنبه 24/01/95 ، رانندگان شروع به فرآیند بارگیری نموده، همان شب خانواده سید نیز بازداشت می شوند. (برادر سید در بازداشت گاه، و خانواده او در نماز خانه کلانتری نگه داشته می شوند.)خانواده سید روز چهارشنبه رفع اتهام شده و آزاد می گردند.شخص سید هم روز پنج شنبه، رفع اتهام شده و بلاقید آزاد می شود.ظاهرا تمامی اشخاصی که نماینده رانندگان بوده اند نیز رفع اتهام می گردند.

 

در تمام مدت این یک هفته، اعتراض کاملا مسالمت آمیز بوده و هیچ گونه شعار ساختار شکنی داده نمی شود، هیچ سنگی پرتاب نمی شود، هیچ جایی آتش زده نمی شود، و… . برعکس، جمعیت انبوه رانندگان ( 3 تا 5 هزار نفر) شعار های کاملا انقلابی سر می دهند: «ما همه سرباز توایم خامنه ای/ گوش به فرمان توایم خامنه ای» و «خونی که در رگ ماست/ هدیه به رهبر ماست» .

در طول اعتراضات پایانه باربری بندر عباس، شهر های مهم دیگر هم تا حدودی به این اعتراض می پیوندند، طبق شنیده ها: یزد، سیرجان، شیراز، اصفهان و … .

 

اما دو نکته:

اول این که رانندگان اصلا بنا نداشته اند هفت روز اعتصاب کنند، اما چون نه تنها پاسخ درستی از مسئولین نمی شنوند، بلکه پاسخ های زننده ای هم می گیرند (نظیر اردنگی به نماینده شان و دستگیری نماینده اصلی شان)  و مسئولین به جای اقناع رانندگان تنها در فکر پایان اعتصاب بوده اند، این جریان طولانی می شود.

و نشانه اش هم این است که حالا هم در بندرعباس، اوضاع اعلان بار و بارهای اعتباری به گونه ایست که رانندگان به شدت ناراضی اند.

نکته دوم این که به لطف الهی، سید به گونه ای این رانندگان عزیز را توجیه کرده بود، که آن ها در عین اعتراض به فساد موجود، به جای شعارهای ساختار شکن مخالف نظام، شعار های کاملا انقلابی می داده اند.خوب، نهایتا سید میثم صفائیان روز پنج شنبه 26 فروردین از بازداشت گاه آزاد شد.اما او نمی توانست مسئله فساد را رها کند.می دانید چرا؟ادامه گزارش و این که چرا سید میثم صفائیان به دنبال مسئله پیگیری فساد بود؟ و جریان بازداشت های وی چیست؟ را در متن بعدی بخوانید…

برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر از ماجرای اعتصاب رانندگان به کانال تلگرامی «سید، نوکر رانندگان عدالت خواه، سرباز ولایت» (@seyyed_ranandegan_velayat)  مراجعه کنید.

جمعه 31/02/95 

پیوست 1:

گسترش تدریجی حق دلالی ها و کمیسیون های غیر قانونی و بی نوبتی ها و باردزدی ها، در طی دو ساله اخیر، در بندرعباس

۱-تا دو سال پیش، رانندگان در بندر، وقتی نوبت میزدنند، معمولا دو تا سه روز یا نهایتا چهار روز طول می کشید تا نوبت آنها شده و اقدام به بارگیری نمایند.

در دو سال اخیر و خصوصا در یک سال و نیم اخیر، بخاطر شرایط اقتصادی کشور، و اوضاع رکود و … چون این مسایل در حمل و نقل به طورمستقیم تاثیر می گذارد، این مدت زمان نوبت زدن تا سر نوبت شدن و حواله بار گرفتن (که در اصطلاح رانندگان، مدت خواب نامیده می شود)، کم کم، از دو تا سه روز،به پنج شش روز، هفت هشت روز، و … تا اینکه در اواخر سال ۹۵، تقریبا به حدود ۱۲ الی ۱۴ روز رسیده بود.

۲- وقتی این روند افزایش مدت زمان خواب شروع شد، و به مرور خواب بندر افزایش پیدا می کرد، طبیعتا عده کمی از رانندگان، ترجیح می دادند به جای پنج روز تا یک هفته و … و به مرور زمان به جای دو هفته خواب، مبلغی را به دلال ها ( کسانی که در فرایند اعلان بار دخیل بودند و توانایی دست بردن در نوبت را داشتند) بدهند، تا بدون وقفه، حواله گرفته و بار بزنند، یعنی فرایند معمولی و قانونی رسیدن نوبت را طی نکنند.

از آن طرف هم دلال ها، به تناسب مدت زمانی که راننده را جلو می انداختند، حق الزحمه از شیر مادر حلال تر خود را!!! بیشتر می گرفتند.

خوب طبیعی است که وقتی روزانه تقریبا حدود 4000 بار اعلام می شود، جا زدن بیست یا پنجاه برگه نوبت، در بارهایی که بعضی اقلام آن، 50 تایی است، کار آسانیست و کسی بویی نمی برد. یک رابطه دو سر برد، و دو سر حرام و دزدی.

3- خوب، حال فرض کنید که به جای دلالان، باربری ها(یی که بامسئولین در ارتباط هستند) اقدام به بارگیری بدون نوبت ماشین ها کنند، و به جای ده بیست تا بار در میان بارهای دیگر، رسما تعدادی اقلام کالا را بدون نوبت به رانندگان و در مواردی به ماشین های خود شرکتشان بدهند. در این حالت دیگر بحث حق دلالی نیست، بحث کمیسیونی است که باربری ها قانونا می توانند به عنوان حق الزحمة، البته تا ده درصد، بگیرند، یعنی کمیسیونی که باید طبیعتا ده درصد گرفته بشود، کم کم و بتدریج و به تناسب افزایش مدت زمان خواب، افزایش یافته و ازده درصد، به بیست، سی و … تا حدودپنجاه درصد می رسد. یعنی راننده، به جای اینکه ۱۲ روز بخوابد (طبیعی است که خواب برای ماشین، تنها منبع درآمد راننده، یعنی عدم درآمد و ضرر)، اگر در قید و بند نان حلال نباشد (که به لطف خدا اکثر قریب به اتفاق رانندگان اهل حلال و حرامند و می خواهند لقمه حلال سر سفره خانواده خود ببرند، اما همان تعداد اندک هم کار را خراب خواهند کرد)، حاضر است که حدود پنجاه درصد مبلغ کرایه را به باربری بدهد، تا ۱۲ روز نخوابد، و فورا بار بزند و برود تخلیه کند و برگردد و دوباره فورا بار بگیرد و… .

خوب، به تناسب افزایش تدریجی زمان خواب، این فرایند سوء استفاده، و سودهای کلان حرام ناشی از آن، نه برای راننده ها، که برای مسئولان فاسد و دلالان و باربری ها، روز به روز بیشتر شده، و میزان پولی که از راننده ها می گرفتند هم بیشتر، و خلاصه بخور بخوری که بیا و ببین.

4- از طرف دیگر، بعضی باربری ها هم، اساسا بارها را به سیستم اعلان بار نمی دادند، یک تعداد ماشین (کم یا زیاد) به نام خود زده اند و بارهایی که به دستشان می رسد را بدون طی فرآیند نوبت دهی به همان ماشین ها می دهند و … و باز این گونه حق رانندگان مظلوم دوباره پامال می شود.

5- از طرف دیگر انجمن صنفی بندر عباس هم که قاعدتا باید پیگیر حقوق صنف رانندگان باشد، بنا به دلائلی، به جای این که از کلیه استان های کشور در هیأت مدیره ی آن عضو باشند، فقط افرادی که اهل بندرعباس هستند توان رأی آوری دارند، و طبق اطلاعات واصله یکی از اعضای همین هیأت مدیره، با سوء استفاده از موقعیت خویش و با هماهنگی با مسئولین فاسد، کانکسی را در گمرک شهید رجایی گذاشته و از آن جا اقدام به باردهی بی نوبت می نماید!!! در حالی که تمامی باربری های دیگر در همان محیط پایانه بار، باربری دارند.

خوب؛ راننده ها کاملا از این اتفاقات با خبر بودند و دقیقا می فهمیدند که چه اتفاقی دارد می افتد، اما به دلیل نجابت و حلال خوری، در حالیکه می توانستند همچون آن جمعیت اندک، بار بی نوبت بزنند، اما اقدام نمی کردند، ولی کینه مسئولان فاسد و باربری ها و دلالان، روز به روز در دلشان بیشتر می شد. مانند انباری که روز به روز در آن باروت جمع می کنند.

 

پیوست 2:

کاهش درآمد عمومی رانندگان در دو سه ساله اخیر، و سوء استفاده بعضی باربری ها از این أمر، و حل نشدن مسائل رانندگان علی رغم پیگیری های صورت گرفته

اما نکته مهم این است که معمولا اکثر رانندگان مبلغی قسط ماهیانه برای خود در نظر می گیرند، زیرا تا یکی دو سال پیش، اگر خوب کار می کردند، علاوه بر مخارج ماهیانه خود، توان پرداخت مبلغی اضافه را داشتند، و با حساب کردن روی این مبلغ؛ برای خود از پیش بدهی درست می کردند که کاری کاملا معمول و منطقی در بین رانندگان است. حال فرض کنید که عده کثیری از رانندگان، از یکسال پیش به قبل، و حتی در همین یک ساله (به امید بهتر شدن کسب و کار) مبالغی قسط برای خود در نظر گرفته اند. مثلا از یک تا … شش یا هفت میلیون تومان در ماه.

حال به عنوان نمونه، بدانید که کرایه بارگیری از شهر خاف به بندرعباس، تا دو سال پیش، 120 هزار تومان به ازای هر تن بوده است. و این مبلغ، در سال گذشته تا حدود 45 هزار تومان هم رسید، یعنی تقریبا یک سوم. و این نبود جز بخاطر رکود، و این که رانندگان، در شرایط بد اقتصادی و کاهش کلی میزان بار در سیستم حمل و نقل، چاره ای جز زدن بار با همین قیمت پایین نداشتند، زیرا رانندگان اتحادیه ای هم ندارند که نرخ مشخصی برای کرایه تعیین کند که از آن پایین تر نیاید، و طبق قانون کمی عرضه و زیادی تقاضا، این روند به مرور باعث کاهش کرایه ها ، آن هم در کل کشور شده است.

یعنی مثال بار خاف به بندر، تقریبا برای کلیه بارها در کشور قابل تعمیم است.

حالا فرض کنید که در همین شرایط کاهش در آمد، هزینه های کامیون داران نیز به شدت افزایش پیدا کرده، از پول گازوئیل و روغن و لاستیک و …، تا هزینه های تعمیرات ماشین و مخارج زندگی

و این در کل یعنی کاهش درآمد عمومی رانندگان کشور.

اما عمده مشکل هم این نیست، عمده این است که در همین فضای رکود، تعدادی از باربری ها (که کم هم نیستند) از این فضای زیادی تقاضا سوء استفاده کرده، و در حالی که خود، از صاحب بار، کرایه کمتری نمی گیرند، اما چون رانندگان تا حدودی مجبور هستند، مبلغی بسیار کمتر از مبلغ کرایه اصلی به رانندگان می دهند و کمیسیون زیادی از آنان أخذ می کنند.

یعنی مثلا بار تهران به مشهد که باید تنی 70 هزار تومان باشد، باربری همین کرایه را از صاحب بار می گیرد، اما به  راننده تقریبا تنی 40 هزار تومان می دهد، یعنی به جای کمیسیون 10 درصدی، گاها تا 50 درصد کمیسیون می گیرند، و راننده ها هم چون توانایی پیگیری قضایی ندارند و لازمه این پیگیری صرف وقت زیاد است (بخاطر شغلشان که دائما در حال حرکت هستند) و بعضی انجمن صنفی ها که یا پیگیری نمی کنند، و یا دست اندرکار فساد هستند، این به مرور زمان عقده ای بر دل آن ها می شود، همان باروتی که در انبار، ذره ذره جمع می شود.

 

و اضافه کنید بر این موارد، این را که در مواردی هم که رانندگان دلسوز، یا انجمن صنفی های پاک، پیگیر این موارد بودند، پاسخ مناسبی دریافت نمی کردند، و مشکل شان حل نمی شد. خصوصا در شهرهایی که اعتصاب و اعتراض و تجمع شد. یعنی با همه پیگیری ها، آش همان آش و کاسه همان کاسه بود.

این گزارش کامل می شود…

انتهای پیام /

لینک کوتاه این مطلب: http://edalatkhahi.ir/?p=20430

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه