رفتن به بالا
  • جمعه - 25 تیر 1395 - 17:25
  • کد خبر : ۲۲۴۹۸
  • مشاهده :  133 بازدید
  • چاپ خبر : اصل 44 و این 44 نفر
در باب چیستی بخش خصوصی:

اصل 44 و این 44 نفر

در خصوص ضرورت واگذاری اقتصاد به بخش خصوصی بسیار گفته می شود، ولی کمتر در این مورد می شنویم که به راستی این بخش خصوصی کیانند؟ چرا در مطبوعات، صدا وسیما و در محیط های دانشگاهی از چرائی بخش خصوصی گفته می شود ولی از چیستی آن نه؟ همه واقعیت را می دانند ولی از بیان آن در نزد مردم دوری می کنند؟ بخش خصوصی نامی است شیک و زر ورق شده ولی برای چه کسانی؟!

به گزارش عدالتخواهی پیرامون اصل ۴۴ قانون اساسی در طول‌ سال‌های پس از جنگ حرف و حدیث فراوان آمده است، موضوعات مربوط به آن به‌ویژه از چند سال قبل که ابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ صورت گرفت وارد فاز جدیدی شد. رکن محوری این اصل و پس از آن ابلاغ سیاست‌های کلی نظام در این خصوص مانند بسیاری موارد مشابه محیطی را به‌وجود آورد که ماهیگیران حرفه‌ای سرمست از مشکلات اقتصادی کشور در شهر و خیابان «اورکا، اورکا» گویان نسخه لیبرال دموکراسی را بر اقتصاد کشور تحمیل نمایند، البته گفته‌اند «ارشمیدس» در آن حال که در کوی و برزن می‌دوید عریان بود.

1- دراصل 44 قانون اساسی آمده است : ” نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی با برنامه‌ریزی منظم و صحیح استوار است”
2- اغلب و البته به درستی تاکید می شود اقتصاد دولتی که هم اکنون در کشور جاری است اشکالات بسیاری دارد که سرآمد آن انحصاری بودن است. سایر انتقادها نظیر عدم کارآئی، اتلاف منابع و …  مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از همین موضوع دانسته می شود. برای خارج نمودن اقتصاد از انحصار دولت ها باید زمینه واگذاری امور به بخش غیر دولتی فراهم گردد. طرفداران بازار آزاد سپس نتیجه می گیرند که بخش خصوصی همان داروی شفابخشی است که با واگذاری اقتصاد به آن، دردها درمان و کارها بسامان خواهد شد.
3- نجات اقتصاد از انحصار دولت، واگذاری امور مردم به مردم، پنجه دولت بر گلوی اقتصاد و … تنها بخشی از مفاهیمی است که هر روز در جامعه ما پمپاژ می شود. بورس باید با واگذاری اقتصاد به شبه دولتی ها مخالفت کند، واگذاری ها باید واقعی باشد نه صوری، ضرورت فروش شرکت ها به بخش خصوصی واقعی، دولتی ها نرفته شبه دولتی ها آمدند و ده ها و صدها نمونه مشابه مطالبی است که سالهاست هر روز می بینیم و می شنویم.
4- بر این اساس چنین ترسیم می شود که با سپردن امور به بخش خصوصی، اقتصاد از انحصار خارج شده و این مردم هستند که اقتصاد را در دست می گیرند.
5- اما آیا به واقع چنین است؟ سوال این جاست آیا واگذاری اقتصاد از دولت به آنچه امروز بخش خصوصی نامیده می شود خروج اقتصاد از انحصار است یا جابه جائی انحصار گران؟!
6- البته در خصوص ضرورت واگذاری اقتصاد به بخش خصوصی بسیار گفته می شود، ولی کمتر در این مورد می شنویم که به راستی این بخش خصوصی کیانند؟ چرا در مطبوعات، صدا وسیما و در محیط های دانشگاهی از چرائی بخش خصوصی گفته می شود ولی از چیستی آن نه؟ همه واقعیت را می دانند ولی از بیان آن در نزد مردم دوری می کنند؟ بخش خصوصی نامی است شیک و زر ورق شده ولی برای چه کسانی؟!
7- آیا بخش خصوصی نام وطنی همان 1% های معروف که به گفته ژوزف استیگلیتز (اقتصاد دان برنده نوبل اقتصاد ) 93% ثروت آمریکا تعلق به آنان دارد نیست؟
8- آقای محترمی که هم اکنون نقش پر رنگی در دولت دارد در یک برنامه تلویزیونی در خصوص واگذاری کشتیرانی با صراحت گفت : “وقتی از بخش خصوصی صحبت می کنیم که کسی می آید و کشتی از ما می خرد، باید بدانیم از یك آدم یه لا قبا حرف نمی زنیم!”
 نکته دقيقا همین جاست؛ از میان 75 میلیون ایرانی که ظاهرا همه یه لا قبا هستند! و صد البته قرار است اقتصاد متعلق به اینان باشد چند نفر چنین توانی دارند؟ آیا واگذاری اقتصاد به آنکه مدعی است یک در صد تولید ناخالص ایران در دست اوست انحصار نیست؟! تعداد این ها بیشتر است یا دولتی ها؟ حداقل این است که دولتی ها را مستقیم یا غیر مستقیم مردم انتخاب می کنند ولی اینان چطور؟ پنج نفر ورثه “سام والتون ” بنیان گذار فروشگاه های زنجیره ای “وال مارت” امریکا، صاحب ثروتی معادل 70 میلیون امریکائی اند؛ کدامیک انحصارگرند؟ آن 70 میلیون یا این 5 نفر؟ آیا راهی که آقایان در کشور تجویز نموده اند همین مسیر نیست؟ 8 هزارمیلیارد تومان از معوقات بانکی تنها در اختیار 84 نفر است، آیا 75 میلیون ایرانی ثروت بیشتری دارند یا این84 نفر؟ هیئت مدیره محترم اتاق بازرگانی ایران 44 نفرند؛ چه درصدی از تولید ناخالص داخلی متعلق به آنهاست؟ برگزاری اجلاس مشترک میان وزرای اقتصادی دولت و اینان با چه هدفی است؟ آیا منظور از واگذاری اقتصاد به بخش خصوصی این بود؟ تبعات حکمرانی اینان بر اقتصاد کشور را چه کسی پاسخگوست؟ چرا گزارش عملکرد بخش خصوصی در سونامی ارزی سال گذشته منتشر نمی شود؟ چه کسانی میلیاردها دلار به قیمت 1226 تومان گرفتند و آن سوی خیابان 3600 تومان فروختند؟ به راستی فرماندهان اقتصاد مقاومتی این ها خواهند بود؟ آیا اینان بیش از 1% مردم هستند؟ یا آن گونه که استیگلیتز به درستی تاکید دارد یک دهم درصد از مردم؟! سلطان شکر، سلطان چای، سلطان پتروشیمی، و هر روز سلطانی، به راستی اینکه هر یک از این سلاطین وقتي تصمیم می گیرند بخش خود را کمی قلقلک دهند، زندگی مردم زیرورو می شود را چه کسی پاسخگو است؟ و اگر با هم تصمیم بگیرند آنگاه چه قیامتی خواهد شد؟
یک بار دیگر نیک بیاندیشیم “آیا با دست خود اسب تروا برای انقلاب نساخته ایم؟!”
9- نکته آخر : حضرت امام و مقام معظم رهبری که بر واگذاری اقتصاد به مردم تاکید نمودند مرادشان این بود؟ اصل 44 می گوید اقتصاد باید در اختیار مردم باشد یا 44 نفر؟ آقایان اشتباه نگیرید؛ 44 شماره ای است در قانون اساسی، نه تعداد افرادی که باید اقتصاد را به آنان سپرد!
نویسنده :

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه