رفتن به بالا
  • دوشنبه - 4 مرداد 1395 - 18:13
  • کد خبر : ۲۳۲۰۲
  • مشاهده :  160 بازدید
  • چاپ خبر : فیش های حقوقی؛ تقابل صورت و سیرت!
اسماعیل رئیسی

فیش های حقوقی؛ تقابل صورت و سیرت!

سعی می شود مساله فیش های حقوقی، در مجموعه مشکلات کشور، موضوعی کم اهمیت انگاشته شود. اما چنانچه موضوع کالبد شکافی گردد، چنین نیست. موضوع را جناحی و سیاسی نباید دانست، انعکاس تراژیک واقعیتی است که ریشه اش از درون، کشور را می پوساند؛ نه به جهت فساد آن، به دلیلی مهمتر. نه تنها موضوع، […]

سعی می شود مساله فیش های حقوقی، در مجموعه مشکلات کشور، موضوعی کم اهمیت انگاشته شود. اما چنانچه موضوع کالبد شکافی گردد، چنین نیست.
موضوع را جناحی و سیاسی نباید دانست، انعکاس تراژیک واقعیتی است که ریشه اش از درون، کشور را می پوساند؛ نه به جهت فساد آن، به دلیلی مهمتر. نه تنها موضوع، کوچک نیست بلکه بسیار غول آساست. موضوع، تقابل ماهوی ارزش های نظام مادی فوق سرمایه داری با ارزش های اسلامی است.
1- بر خلاف آنچه گفته می شود بخش قابل توجهی از این پرداخت ها نه تنها خلاف قانون نبوده، بلکه درست بر عکس، وفق قانون است.( البته پاره ای نیز غیرقانونی بوده که می توان با آنها برخورد کرد.) پرداخت کنندگان و گیرندگان این وجوه مدعی اند برای ایجاد انگیزش در افراد باید مشوق اعمال نمود، و میزان این مشوق ها متناسب با حجم سود ایجاد شده است. بنابر این مجمع عمومی فلان شرکت یا هیات مدیره فلان بانک تصویب نموده است که باید 3 درصد از سود سالیانه را به مدیران پرداخت کرد. آنان می پرسند کجای این اشکال دارد؟ این روشی متداول است ( که البته درست می گویند). تعلل دولت در برخورد با این پدیده به همین دلیل است، چرا که از همان روز اول مدعی بود باید به نُرم های جهانی بپیوندیم و شنا در خلاف جریان رودخانه دیگر کافی است!
2-اینکه همواره تاکید شده است تقابل ما با نظام سلطه یک تقابل سطحی نیست، بلکه ریشه های بسیار عمیقی دارد، یک بار دیگر، خود را نشان می دهد. هم اکنون محرز شده است که دولت از این پرداخت ها مطلع بوده است. اتفاقا دفاع دولت از اینگونه پرداخت ها، مبتنی بر فلسفه نظری لیبرالیسم اقتصادی که تا بن دندان به آن اعتقاد دارد، تعجب آور نیست ( به اظهار نظر وزیر محترم صنعت و تجارت که گفته اند در تمام دنیا وجود چنین فیش‌هایی مرسوم است، توجه فرمائید )، حیرت از عملکرد فعلی اوست که تصمیم دارد با این پدیده برخورد کند. دولت، مبتنی بر مبانی عقیدتی خود باید محکم می ایستاد و از این فیش ها دفاع می کرد، ولی ظاهرا فشار افکار عمومی به خصوص در سال آخر و در آستانه صندوق رای با کسی شوخی ندارد!
3-ریشه اینجاست که تفکر لیبرال سرمایه داری معتقد است انسان تنها به دنبال سود شخصی و  منافع فردی است، و این عامل اصلی در انگیزش انسان هاست. انسان چیزی جز سود نمی داند و نمی شناسد، بنابر این اگر فعالیتی، منفعت شخصی او را به همراه داشت انجام خواهد داد و در غیر این صورت خیر. منافع جمع در صورتی قابل احترام است که با منافع فردی در تقابل نباشد، در غیر این صورت، آن هم به گوشه ای خواهد رفت. این، صحنه یکی از مهمترین تقابل های نظام ارزشی الهی با نظام ارزشی مادی است. ناتوانی این منطق، روز به روز آشکارتر می شود. به همین دلیل است که پرداخت های میلیاردی به مدیران بانک ها و شرکت ها در آمریکا، حتی صدای اروپائی ها را هم درآورده است.
4-وانگهی این پاداش ها به چه دلیل باید به مدیران پرداخت شود؟ کدام عملکرد مشعشعی داشته اند که باعث تشویق اینان گردد؟ اگر بانک باید در خدمت تولید و صنعت باشند که آمار رسمی میگوید 30% صنایع تعطیل، و 70% زیر ظرفیت کار می کنند. عمده مشکل نیز عدم همکاری سیستم بانکی است. ظاهرا این منطق بانک ها در تمام جهان است، در آمریکا و اروپا نیز در اوج رکود و بیکاری کارگران، این مدیران بانک ها بودند که بی محابا برای خود پاداش های افسانه ای تصویب می نمودند!
5-اما سوال این است که چنین منطق رسوائی در نظام اسلامی چه می کند؟ منطقی که انگیزه تلاش افراد را منافع شخصی، آن هم از نوع مادی آن مانند حرص، رفاه زدگی و لذت جوئی می داند در اتمسفر اندیشه اسلامی که مبنای فعالیت انسان را ایجاد تعالی اجتماعی و تحقق بستر رشد و بالندگی می داند چه جایگاهی می تواند داشته باشد؟ این تفاوت ریشه ای تا به ساقه، شاخه و برگ هم ادامه دارد. به راستی خرد متعارف غربی، می تواند تهرانی مقدم و صدها مانند او خلق کند؟ از هزاران هزار روایتی که انقلاب در این چهار دهه داشته است کدامیک با نگاه لیبرالیزم اقتصادی مبتنی بر منافع شخصی، قابل توجیه که نه حداقل قابل درک است؟ جالب این که امروز همه اعتراف دارند بلندترین گام ها در پیشرفت کشور حتی در زمینه های اقتصادی نیز مربوط به همان دوره است.
6-سیرت انقلاب ما ایجاد جامعه ای آرمانی است که در آن عدالت به عنوان ایجاد بستر تعالی همه انسانها مبنای خلق جهان آینده قرار گیرد. این سیرت هیچ گاه با صورت غربی، مبتنی بر اصالت شکم و زیر شکم قابل جمع نیست.
انتظار این بود که مدافعان لیبرالیسم اقتصادی که هم اکنون به مدد شرایط جدید در دستگاه های اجرائی فراوان اند، می ایستادند و محکم از منطق این اقدام خود دفاع می کردند ولی ظاهرا فشار غیر قابل پیش بینی افکار عمومی، آن هم یک سال مانده به انتخابات، همه را پوپولیست می خواهد، و چه کلمه جذابی است این پوپولیسم!

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه