رفتن به بالا
  • دوشنبه - 15 شهریور 1395 - 02:37
  • کد خبر : ۲۵۹۸۷
  • مشاهده :  87 بازدید
  • چاپ خبر : دیدار جمعی از عدالتخواهان با سید میثم صفائیان، نوکر رانندگان عدالتخواه
گزارش یک دیدار؛

دیدار جمعی از عدالتخواهان با سید میثم صفائیان، نوکر رانندگان عدالتخواه

مسیر طولانی بود. بعد از 7 ساعت رانندگی حدود ساعت 10 رسیدیم پشت درب خانه سید. منتظر بودیم تا گروه دیگر از شیراز و یزد به ما اضاف شوند. سید در را باز کرد. بعد از سلام و احوال پرسی داخل شدیم و در اتاق پذیرایی که دو در داشت و یک طرفش تلویزیون بود […]

مسیر طولانی بود. بعد از 7 ساعت رانندگی حدود ساعت 10 رسیدیم پشت درب خانه سید. منتظر بودیم تا گروه دیگر از شیراز و یزد به ما اضاف شوند.

سید در را باز کرد. بعد از سلام و احوال پرسی داخل شدیم و در اتاق پذیرایی که دو در داشت و یک طرفش تلویزیون بود و از طرف دیگر به آشپزخانه راه داشت، نشستیم. گوشه سمت چپ اتاق یک تابلو فرش با نقش حضرت آقا بود و کنار تابلو “و ان یکاد”. روی زمین نشستیم. آنجا کسی نبود. قبل از صبحانه کمی به صحبت نشستیم. سید ناراضی بود اما همچنان محکم، می گفت؛ این بچه مذهبی ها چرا نیستند و نمی آیند پای کار حرکت.

گویا شب های قبلش در یزد مراسمی بود که سردار قاسمی و دکتر عباسی و حامد زمانی حضور پیدا کرده بودند. آنجا از بس شعار داده بود، گلویش گرفته و صدایش خسته بود. صحبتش این بود که بچه مذهبی ها در این مراسم های پر سروصدا حضور دارند اما پای کارهای اصلی نظام و همانجاهایی که در نظر است نمی آیند.

حقیقتا پای حرف هایش خشکم زده بود. فقط میتوانم بگویم مقابل این مرد بزرگ، از اعماق وجود احساس حقارت داشتم. بزرگی، قوت، انگیزه، اراده، از خودگذشتگی، صبر و … سید میثم باعث شده بود که من خودم را ببازم. آخر حق داشتم؛ مقابل آدمی نشسته بودم که عامل به شعارهایی بود که سالها فریادش را زده بودم. سید میثم بعد از گذشت حدود 100 روز از زندان آزاد شده بود و حالا همگی با هم منتظر دادگاهش در مهرماه هستیم.

photo_2016-09-05_06-57-43

سید میثم یک نماد است؛ نماد فردی که از معاش و زن و سه کودک شیرین خودش برای مبارزه با فساد و نجات انقلاب گذشت.فردی که هم شعار داد، هم هزینه داد، هم زندان رفت، هم توهین و تهمت شنید و هم…فردی که شرایط بغرنج انقلاب را فهمیده، بحران را درک کرده، عدالت را شناخته است.

می گفت: خیلی از مذهبی ها فکر میکنند با حرف مذهبی زدن، اتفاقی میفتد، تمام کسانیکه امروز تیشه بر ریشه انقلاب میزنند استاد حرف های مذهبی هستند. این ها باید در کف میدان خودشان را نشان بدهند.

من آه مظلوم 100 هزار راننده پشت سرم بوده و هست، من را تنها نبینید… به راننده ها موقع اعتراض میگفتم، بعضی رفقا میز و مسئول بزرگ ندیدند، شما فکر میکنید استاندار کیه؟خب اون نوکر مردمه… دنیا، زندان مومن است. شما توی زندان باید جوری خودت را درگیر مبارزه کنی که هر آن بگی خدا، من کی بمیرم تا از دست زندان راحت بشم. باید توی این دنیا(زندان) به مومن سخت بگذره. من توی زندان بودم و حالا یکی از بچه مذهبی های یزد به من نگفت خرت به چند؟ من امیدم واسه اصلاح سیستم فاسد حمل و نقل، به همین لوتی هاست نه خیلی بچه مذهبیا. اگر گمرک درست نشه، خواب و خیاله که تولید جون بگیره…

انگیزه و قدرت و انرژی او به تنهایی از همه ما بیشتر بود. کسی غیر از او نمی تواند راننده ها را برای چنین اعتراضی ساماندهی کند. فساد سیستمی پایه های انقلاب را نابود میکند و او همچنان محکم به دنبال اصلاح فساد و نجات انقلاب و فرمانبری از رهبر است.

امیدواریم که ما بتوانیم کمکی باشیم برایش در این راه ان شاء الله.

 photo_2016-09-05_07-05-24

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه