رفتن به بالا
  • جمعه - 22 دی 1396 - 20:04
  • کد خبر : ۳۸۵۹۵
  • مشاهده :  49 بازدید
  • چاپ خبر : باید حرکت عدالت‌خواهی را به یک جنبش عدالت‌خواهی اجتماعی بدل کرد
دکتر زرشناس عنوان کرد:

باید حرکت عدالت‌خواهی را به یک جنبش عدالت‌خواهی اجتماعی بدل کرد

برای تعمیق چنین جنبشی به سه انقلاب اقتصادی، فرهنگی و بازسازی سیاسی نیاز است. اکنون شرایط به گونه‌ای است که انقلاب های سه‌گانه به ضرورت تبدیل شده و در غیر این صورت مسیر حرکت آرمان‌های سال ۵۷ در درازمدت به خطر می‌افتد. اقتصاد انقلاب اقتصادی: اول بازتولید نظری و جدی‌تر، بازتولید عملی نوعی اقتصاد عدالت‌گستر […]

به گزارش عدالتخواهی؛

برای تعمیق چنین جنبشی به سه انقلاب اقتصادی، فرهنگی و بازسازی سیاسی نیاز است. اکنون شرایط به گونه‌ای است که انقلاب های سه‌گانه به ضرورت تبدیل شده و در غیر این صورت مسیر حرکت آرمان‌های سال ۵۷ در درازمدت به خطر می‌افتد.

اقتصاد انقلاب اقتصادی: اول بازتولید نظری و جدی‌تر، بازتولید عملی نوعی اقتصاد عدالت‌گستر و اسلامی است که می‌بایست جایگزین اقتصاد سرمایه‌داری شبه‌مدرن ایران شود. اقتصاد سرمایه‌داری موانع زیادی را بر سر آرمان‌های ما تراشیده است و در یک روایت رادیکال باید در سه محور به مبارزه طلبیده شود.
الف) مقابله با سرمایه‌داری فاسد_ که با حلقه قدرت پیوند دارد_ تا سر حد انهدام.
ب) محدود کردن دامنه نفوذ سرمایه‌داری بزرگ تا مجالی برای سرمایه‌داری متوسط ایجاد شود. زیرا سرمایه‌داری بزرگ به دنبال سهم‌خواهی و قدرت بیشتر است.
ج) توزیع عادلانه ثروت در حد امکان، واضح است که مستضعفین باید تحت پوشش حمایتی دولت قرار بگیرند. هر چند کسانی در ایران آن را اقتصاد صدقه‌ای خواندند ولی می‌دانیم که در کشورهای توسعه‌یافته در دنیا بیمه‌ها و حقوق بیکاری، خدمات درمانی و سایر کمک هزینه‌های اقشار کم‌درآمد را دربرمی‌گیرد.

انقلاب فرهنگی: پیش از هر چیز لازم است بگویم مقصود چیزی شبیه آنچه در سال‌های ۵۹ و ۶۰ اتفاق افتاد نیست. زیرا هسته تئوریک آن حرکت به علم اسلامی را باور نداشت و با نگاهی پوزیتویستی حرکت را محکوم به شکست از درون کرد. رفتارهای فرمالیته، سختگیرانه، خشک‌اندیشانه و ظاهرگرایانه افرادی چون سروش بیشتر به مردم آزاری می‌انجامید. منظور، تحول بنیادی نظام آموزشی است. نظامی که از غربزدگی رنج می‌برد.
توان به فعلیت رساندن ظرفیت‌های خلاقانه و نظریه‌پردازی، خاصه در علوم انسانی را ندارد. در جهت حل مشکلات بومی گام برنمی‌دارد. به علاوه سبقه‌ای سکولاریستی دارد. این نظام باید بدون ظاهرگرایی یعنی مثلاً بسنده کردن به آوردن چند حدیث و آیه در لابه‌لای کتاب‌ها با بدتر عطف توجه به رنگ و اندازه لباس دانشجویان و استادان، به محتوا، ماهیت و جهت‌گیری علوم بپردازد.
کتب درسی بر مبنای تئوری‌های اسلامی بازنویسی شوند و موج جدیدی از استادان تربیت گردند که ضرورت و ظرفیت تولید علوم انسانی را درک کرده باشند. در نهایت اساسی‌ترین کار گام‌ برداشتن به سمت نظریه‌پردازی در علوم انسانی است. یعنی ساحت سکولاریستی علم را بشکافیم تا علوم دیگری پایه‌ریزی کنیم. یک تحول زیربنایی که حتی می‌تواند به تقسیم‌بندی جدیدی از علوم منجر شود تا به سوی تمدن‌سازی حرکت کنیم.

انقلاب بازسازی سیاسی: در این بعد باید جریانی که می‌توان کاست اصولگرایان نامید، قدرت بیشتری بگیرد. کاست اصولگرایان در اینجا به معنی رایج در مردم‌شناسی و تاریخ ادیان به کار نمی‌رود. بلکه در واقع یک طبقه مجازی است که با افق تاریخی و فرهنگی تعریف و تحدید می‌شود. کسانی که افق وجودی‌شان با افق آرمان‌های انقلاب همساز است باید شبکه قدرت لیبرال سکولار را بشکنند.

 

لینک کوتاه:    http://edalatkhahi.ir/?p=38595

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه