رفتن به بالا
  • پنجشنبه - 28 دی 1396 - 11:25
  • کد خبر : ۳۸۶۴۱
  • مشاهده :  188 بازدید
  • چاپ خبر : من به تمام کارهایی که با نیت دفاع از حقوق مردم انجام داده‌ام افتخار می‌کنم
هادی مسعودی قسمتی از متن دفاعیه‌اش را منتشر کرد

من به تمام کارهایی که با نیت دفاع از حقوق مردم انجام داده‌ام افتخار می‌کنم

راه عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی را پیامبران برای تاریخ گشوده‌اند، ما اگر در این مسیر پا گذاشته‌ایم به این دلیل است که “ما” به این راه و به این هدف نیازمندیم، و الا اسلام به امثال من حقیری چه نیازی دارد؟ من به اسلام محتاجم، من می‌خواهم نامم در تاریخ در شمار عدالت‌خواهان ثبت شود، من می‌خواهم برای انسانیت قدمی بردارم، من به این راه محتاجم، چرا که اسلام بود و ما نبودیم و اسلام خواهد بود و ما نخواهیم بود.

به گزارش عدالتخواهی؛

بعد از صدور حکم برای چهار جوان عدالتخواه در شیراز که از فعالین جنبش عدالتخواه دانشجویی نیز هستند، واکنش هایی نسبت به این اتفاق مهم در عرصه کشور رقم خورد. بعد از چند روز از صدور حکم، هادی مسعودی (عضو اسبق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی و یکی از ۴ جوان عدالتخواه شیرازی) در کانال تلگرامی خود دفاعیه ای از خودش منتشر کرد.

متن دفاعیه به قرار زیر می باشد:

ما از امام روح‌الله یاد گرفتیم صریح باشیم، برای سرنوشت اسلام خون دل بخوریم، پای دردهای مردم اشک بریزیم، برای دفاع از حقوق مظلومین بجنگیم و کوتاه نیاییم…

آقای قاضی؛

آن زمان که به همراه مردم مظلوم متقاضی مسکن مهر، مقابل درب مجلس تجمع می‌کردیم و خنده‌های از سر استهزای برخی نمایندگان را می‌دیدیم، خودمان را برای همچین روزی آماده می‌کردیم…

آن زمان که مقابل وزارت نفت در اعتراض به قرارداد ننگین آی پی سی تجمع کردیم و کتک‌خوردن خواهران و برادرانمان را دیدیم، به همچین روزی فکر می‌کردیم…

آن زمان که برای دفاع از حقوق مردم مقابل باغ فرزانه خیابان زند زنجیره انسانی تشکیل دادیم، آن روزی که به ننگ‌نامه برجام اعتراض کردیم، آن روزی که برای جلوگیری از شهر فروشی مقابل شورای شهر تهران تجمع کردیم و … همیشه و هر لحظه به این روزها می‌اندیشیدیم…

جناب قاضی؛

من به تمام کارهایی که با نیت دفاع از حقوق مردم انجام داده‌ام افتخار می‌کنم و اعتقاد قلبی دارم اگر عملی قرار باشد شب اول قبر، به دادم برسد همین فریادهایی است که در این تجمعات بر سر برخی مسئولین فاسد سر داده‌ام…

آقای قاضی؛

به ما می‌گویند شماها صریحید، لحن‌تان تند است، اما شما نبودید زمانی‌که شیون آن خانم ساکن در محله شرغان شیراز را دیدم که به خاطر بی‌پولی پلیس اسبابش را در کوچه می‌ریخت، خودم همان‌جا بودم که فرزندش- که غافل از همه ماجراها بود- تازه از راه مدرسه رسیده بود و از مادرش میپرسید: مامان، چه خبره اینجا؟

تمام این سالها، پشتوانه دوندگی‌هایم همین اشک‌ها و ناله‌ها بوده است، شما چه انتظاری از من دارید؟

مگر ما می‌توانیم در زمانه‌ای که اکثر مردم در فقر به سر می‌برند، عده‌ای نان شب ندارند بخورند، عده دیگری از فرط گرسنگی به تن‌فروشی روی آورده‌اند، بی‌هویتی و بی‌هدفی و دین‌گریزی به منتهای خود رسیده، مقابل بی‌مسئولیتی و بی‌تفاوتی و زندگی اشرافی و بالاشهرنشینی مسئولین و حاکمان جمهوری اسلامی سکوت کنیم و دم بر نیاوریم؟

من با چشمانم دیدم زن کارتن‌خوابی را که میان جمعیت مردان معتاد پرسه میزد، برای بدست آوردن لقمه نانی و اندک قوتی…

مگر می‌شود فکر را محاکمه کرد؟ شاید بتوان کسی را حذف کرد، اما نمی‌توان او را از مسیر برگرداند، کسی که با اعتقاد پا در مسیری می‌گذارد، با تشر و دادگاه و توپ و تانک نه تنها دست بر نمی‌دارد، بلکه استوارتر هم به مسیرش ادامه می‌دهد.

آقای قاضی؛

راه عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی را پیامبران برای تاریخ گشوده‌اند، ما اگر در این مسیر پا گذاشته‌ایم به این دلیل است که “ما” به این راه و به این هدف نیازمندیم، و الا اسلام به امثال من حقیری چه نیازی دارد؟ من به اسلام محتاجم، من می‌خواهم نامم در تاریخ در شمار عدالت‌خواهان ثبت شود، من می‌خواهم برای انسانیت قدمی بردارم، من به این راه محتاجم، چرا که اسلام بود و ما نبودیم و اسلام خواهد بود و ما نخواهیم بود…

این را بدانید که این قبیل رفتارهای چکشی و سخت، قدر یقین عدالت‌خواهان را از طی طریق باز نمی‌دارد، چه آنکه کسانی‌ که امیدشان ظهور حضرت حجت است، با این قبیل بادها، تکانی نمی‌خورند؛ اما اتفاق بد ماجرا این است که هزینه عدالت‌خواهی افزایش می‌یابد و این هزینه‌سازی‌ها برای عدالت‌خواهان، اثرات مخرب تاریخی بر نسل‌های جوان امروز خواهد گذاشت؛ اثراتی که منتج به بی‌تفاوتی و بی‌مسئولیتی در قبال سرنوشت افراد و جامعه شده و عذاب ناشی از این بی‌تفاوتی طبق وعده قرآن دامان همه را خواهد گرفت و دیگر آن روز برای پشیمانی کمی دیر است…

متن دفاعیه‌ام را با این جمله از امام حسین(ع) که بسیار به آن علاقه دارم تمام می‌کنم:
و آنگاه که حسین بن علی – درود خدا بر او- در سرزمین کربلاء مستقر گردید، نامه‌ای نوشت خطاب به برادرش محمدبن‌حنفیه در مدینه؛ با این عبارات:
« بسم الله الرحمن الرحیم. این نامه‌ایست از حسین‌بن‌علی به محمدبن‌علی و دیگرانِ از بنی‌هاشم که نزد او هستند؛ پس از حمد و ثناء الهی، فَكَأَنَّ الدُّنْيَا لَمْ‏ تَكُنْ‏ وَ كَأنَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ اَلسَّلام. گویا دنیا هیچ‌گاه نبوده است و گویا آخرت همیشه بوده است. والسلام»(کامل‌الزیارات ؛ باب ۲۳؛ حدیث ۱۷)

لینک کوتاه:    
http://edalatkhahi.ir/?p=38641

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه