متن بیانیه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
“نباید از «آزادى» ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل کرد چنانچه نباید بجاى مناظره، به «جدال و مراء»، گرفتار آمد و بجاى آزادى، به دام هتاکى و مسئولیت گریزى لغزید. آن روز که سهم «آزادى»، سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه یکجا و در کنار یکدیگر اداء شود، آغاز روند خلاقیت علمى و تفکر بالنده دینى در این جامعه است … بىشک آزادیخواهى و مطالبه فرصتى براى اندیشیدن و براى بیان اندیشه توأم با رعایت «ادب استفاده از آزادى»، یک مطالبه اسلامى است و «آزادى تفکر، قلم و بیان»، نه یک شعار تبلیغاتى بلکه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است” رهبر فرزانه انقلاب ۱۶/۱۱/۱۳۸۱
آزادی یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است که در سایه آن فرصت رشد و پرورش استعدادهای آدمی پیدا میشود. آزادی و شعوب آن از قبیل آزادی بیان و آزاداندیشی از جمله آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی است که باید در چهارچوب «منطق» و «اخلاق» پیگیری شود تا فرصت رشد اجتماعی، علمی، فرهنگی، سیاسی و .. برای عموم ملت بوجود بیاید.
اما متأسفانه آزادی و شعوب آن از مواردی است که گاه بوسیله ساختار شکنان به معنای هرج و مرج و باز گذاشتن دست دشمنان تفسیر و پیگیری شده و گاه در سکون مردابوار متحجران که تاب تحمل شنیدن سخنان برآمده از تفکر را ندارند ذبح گردیده است.
طی چندین روز گذشته سخنانی از سمت برخی نخبگان سیاسی-فرهنگی کشور مطرح شد که واکنشهای مختلفی را از سمت طیفهای مختلف به همراه داشت. از آنجایی که آزادی و آزادی بیان یکی از اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی است و آزاداندیشی یکی محورهای مطالبات رهبر عزیز انقلاب از دانشجویان کشور میباشد ذکر چند نکته را پیرامون نوع واکنشهای گفته شده ضروری میدانیم و متذکر میشویم که این نکات نه برای نقد و بررسی سخنان این افراد بلکه برای نقد فضایی است که توسط عدهای ایجاد و به جامعه پمپاژ میشود و نتیجهی آن چیزی جز رکود اندیشه و انزوای اندیشمندان نخواهد بود.
- متأسفانه عدهای در کشور مترصد این هستند که فرد یا گروهی نظری مخالف آنها را بیان کند تا بلافاصله سیل انگها و تهمتها را در فضایی هیجانی و احساسی به سمت وی روانه کنند. و متأسفانه این موارد در لوای مفاهیم مقدسی چون “بصیرت”، “ولایتمداری” و … نثار فرد مقابل میگردد. چه خوب است افرادی که به راحتی برچسبهایی چون “ضد انقلاب”، “منافق”، “بیبصیرت” و “ضد ولایت فقیه” را در معرفی و حمله به شخصیتها استفاده میکنند یکبار به تفاسیر همین واژگان از سوی رهبر فرزانه انقلاب نیز مراجعه کنند تا به توهم دفاع از ایشان هر گونه عملی را جایز ندانند. برای مثال رهبر عزیز انقلاب در پاسخ به پرسش نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی از ایشان در مورد تعریف ضد ولایت فقیه میفرمایند:” این برادر عزیزمان میگوید «ضد ولایت فقیه» را معرفى کنید. خوب، «ضد» معلوم است معنایش چیست؛ ضدیت، یعنى پنجه در افکندن، دشمنى کردن؛ نه معتقد نبودن . اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نیستم…. اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضدیت با رهبرى نیست. دشمنى، نباید کرد.”(۱۷/۷/۸۶) و یا برای مثال ایشان در سال ۸۸ در ضمن یک سخنرانی و در مقابل شعار “مرگ بر منافق” و “مرگ بر ضد ولایت فقیه” حضار میفرمایند:” مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر کسى را بمجرد یک خطائى یا اشتباهى گفت منافق ؛ نمیشود هر کسى را بمجرد اینکه یک کلمه حرفى برخلاف آنچه که من و شما فکر میکنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیصها خیلى باید مراقبت کنید.”
- از جمله وظایف رسانه فراهم آوردن زمینهای برای رشد فکری مخاطب و آشنایی با نظرات مختلف میباشد. رسانهها اعم از صدا و سیما، روزنامهها و سایتهای خبری باید آنقدر آزاداندیش باشند که بتواند از افراد معتقد به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی استفاده کرده و آراء علمی و نیز انتقادات این دلسوزان به وضع موجود را به نمایش بگذارد. “رسانه میتواند در نهضت تولید علم و فکر و نظریه و اندیشه در زمینههای مختلف نقش ایفا کند. شما میتوانید خط تولید علم و فکر و نظریه را برنامهریزی شده دنبال کنید و به بحثهای منطقی و مفید دامن بزنید؛ کرسیهای نوآوری را تلویزیونی کنید و چهرههای علمی نوآور و خوب را مطرح کنید.”(رهبر عزیز انقلاب۲/۱/۸۳) رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی تاریخی خود پس از انتخابات پر شکوه سال ۸۸ در بر شمردن جهات مثبت و عیوب مناظرات انتخاباتی میفرمایند:” اگر این جور مناظرهها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتى در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجارى پیدا نمیکند؛ همهى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلى خوب بود.”
- از صدا و سیما که بگذریم روی اصلی سخنان پیرامون اتفاقات چند روز اخیر با سایتهای خبری و روزنامههای سیاستزده و متصل به حلقههای قدرت و ثروت است که رزق سیاسی خود را در فضای هیجانی و سیاستزده بدست میآورند. متأسفانه عدهای با ظاهر ارزشی چنان مسائل را قبیلهای و از دریچه تنگ منافع سیاسی خود وارسی میکنند که هر کس به جز گروه معدودشان محکوم به رمی و تکفیر خواهد بود. و رهبر فرزانهمان در جواب نامهی نخبگان و پژوهشگران حوزه چه زیبا فرمودند که:” متأسفانه گروهى بدنبال سیاست زدگى و گروهى بدنبال سیاست زدائى، دائماً تبدیل فضاى فرهنگى کشور را به سکوت مرداب گونه یا تلاطم گرداب وار، مىخواهند تا در این بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تریبون، بتوانند تأثیرگذار و جریان ساز باشند و سطح تفکر اجتماعى را پائین آورده و همه فرصت ملى را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسایند و درگیرىهاى غلط و منحط قبیله اى یا فرهنگ فاسد بیگانه را رواج دهند و در نتیجه صاحبان خرد و احساس، ساکت و مسکوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان، برکنار و در حاشیه مانده و منزوى، خسته و فراموش شوند. در چنین فضائى، جامعه به جلو نخواهد رفت و دعواها، تکرارى و ثابت و سطحى و نازل مىگردد، هیچ فکرى تولید و حرف تازه اى گفته نمىشود، عدهاى مدام خود را تکرار مىکنند و عدهاى دیگر تنها غرب را ترجمه مىکنند و جامعه و حکومت نیز که تابع نخبگان خویش اند، دچار انفعال و عقبگرد مىشوند”(۱۶/۱۱/۱۳۸۱)
- هر چند که رسانه ملی موظف به انعکاس نظرات مختلف اندیشمندان در چهارچوب اصول اسلام و در برنامههای متناسب با خود میباشد ولی در عین حال معتقدیم که جای طرح مباحثات و مناظرات تخصصی با موضوعات مختلف در کرسیهای آزاداندیشی داخل حوزه و دانشگاه میباشد. و در مسیر تحقق این کرسیها هر چند که موانع مختلفی را میتوان نام برد اما یکی از موانع اصلی تحقق کرسیها عدم وجود روحیه آزاداندیشانه میباشد. مطمئنا روحیههایی که به دنبال جواب دادن به مسائل فکری با جنجالهای سیاسی و رسانهای هستند و مرزی به نام اخلاق و منطق را در آزادی تعریف شده خود متصور نمیشوند نمیتوانند کرسیهای آزاداندیشی را در حوزه و دانشگاه محقق کنند. اگر حوزویان و دانشگاهیان به رسالت اصلی خود پیرامون برگزاری کرسیهای آزاداندیشی پایبند میبودند و اگر مسئولان دانشگاه کمی عرصه را برای برگزاری کرسیهای آزاداندیشی بازتر میگذاشتند، تا کنون فضای نقد و بیان نظرات مختلف و همچنین ادب و منطق استفاده از آزادی در جامعه گسترش میافت و نخبگان میتوانستند به راحتی و به بدون سوء برداشتها و تشنج آفرینی ، حرفهای خود را بزنند.
- همچنین در پایان بار دیگر متذکر میشود که مباحث مطرح شده برای نقد فضایی است که از سمت عدهای به جامعه تزریق میشود به طوری که یکی از نتایج آن خشکیدن شجره آزادی بیان و آزادی اندیشه خواهد بود، نه در تایید یا رد برخی افکاری که این چند روزه بیان شده است.
به امید ظهور عدالت گستر گیتی
جنبش عدالتخواه دانشجویی









بد نیست یه سوزن هم به خود بزنید مدعیان
سلام
زمانی باید شما که ادعای آزادی بیان می کنید ایستادگی می کردید که رئیس جمهور فعلی (البته متاسفانه) جمهوری اسلامی در بین هفتاد میلیون نفر در رسانه میلی شروع به تهمت زدن به این و آن کرد و شما که مات و مبهوت مانده بودید به جای اعلام برائت از این روند به طرفداری از وی پرداختید. و امثالهم همین آقای عماد افروغ را انگ منافق و ضد ولایت فقیه زدید.
به امید روزی که اول خودمان را محکوم کنیم به خاطر اشتباهات بعد به دیگران تذکر دهیم
یا حق
[...] لینک: بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون آزادی بیان و بد… [...]
برادران وخواهران جنبش عدالتخواه دانشجویی!
دقت کردید فقط شعار دادید، آخرشم حرف همون رسانه های سیاست زده رو تکرار کردید؟
۱٫دانشگاه ها که خیلی وقته تک قطبی شده و اصلا مناظره دیگه توش تعریفی نداره.
۲٫رسانه ملی هم که اشتباها از دستش یه چیزی در رفته تکلیفش مشخصه.
۳٫خبر گزاری ها و روزنامه ها هم که پشت سر هم توبیخ میشن.
۴٫مردم عادی هم که تریبونی جز دادن نظر تو خبر گزاریا ندارن اونم اگر چاپ بشه!!!
۵٫شما هم که واسه همه چیز چارچوب گذاشتی.
دیگه پس میشه بفرمایید آزاد اندیشی و آزادی بیان کجاست؟
ما مردم عادی فیلسوف و روشنفکر و نظریه پرداز نیستیم که بفهمیم طرف چی گفته! اما از شما می پرسم این همه سینه چاکی برای آزادی بیان و آزادی اندیشه و آزادی و شجره کذایی و… چیه؟ مگه شما لیبرال دو آتیشه هستید یا یک اومانیست افراطی! سخن باید بر اساس حق و حقیقت و رضای خدا زده بشه و نه چیز دیگر، حالا از طرف هر کسی که می خواد باشه! در ضمن انسانها همواره بین دوراهی حق و باطل قرار می گیرند، نه سه راهی غربگرایی و اصولگرایی و تحجر.
زر نزن
خوبید شما ؟
از یک طرف گلایه میکنید که چرا فقها وارد فقه سیاسی نمیشوند، چرا فقها، مراجع و حوزههای علمیه ما دستی در احکام حکومتی، احکام سیاسی و متناسب با جمهوری اسلامی ندارند، اما از طرف دیگر در انتخاب فقهای مجلس خبرگان، هیچ نقشی ندارند، این باعث شکاف میشود، این پارادوکس است. “( جهان نیوز – ۲۸ دی ۹۰ )
حرفهای بالا که از دهان مطهر آقای افروغ خارج شده است نقد است و آزاداندیشی یا متلک به رهبری ؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من هم مانند بعضی از دوستان احساس میکنم که جنبش از مسیر اصلی خودش در حال انحرافه البته با این بیانیه مشکلی ندارم خوب این عدم آزاد اندیشی متاسفانه درد این ملت هست و به دوستانی که جبهه منفی علیه این بیانیه گرفتند بهتره بدونن که تضارب آرائو اندیشه سبب پیشرفت ما میشه نه اینکه ما به صورت تعصبی و …از یه سری ضروریات دین دفاع کنیم حضرت آقا هم فرمودند که ما باید در این عصر به دنبال فلسفه و کلام و منطق باشیم و نباید احساسی تصمیم بگیریم و مثلا اگر آقای …درمورد فلان قضیه نظر مخالفی داشته باشه که به کام بعضی خوش نیاد بزنیم طرف رو ناکار کنیم یا آبروی اونرو ببریم یا مواضع غیر معقولی بگیریم یا…اگر میگیم مسلمان شیعه ولایتمداریم باید یا دلیل قانع کننده ای جواب بدیم. اگر این تضارب آرا نبود که ما الآن متفکر و فیلسوفی مثل شهید مطهری ها رو نداشتیم .از دوستان جنبش هم میخوهم که تو اولویت هاشون دقت داشته باشن و از هدفش که عدالتخواهی هست فاصله نگیره دوباره برگردید به سابق و برای مردم و برقراری عدالت تلاش کنید نه اینکه مثل بقیه تو دسته های سیاسی و بازی ها ی اونا قرار بگیریم.در ضمن رعایت ادب در کامنت گذاری خیلی مهمه . و من الله التوفیق