سعید ساسانیان در وبلاگ«چغک» نوشت:
موضع عجیب و غریب رسایی و تا حدودی دکتر لنکرانی در خصوص برنامه پارک ملت که در آن افروغ کمی متفاوت از قرائت های رسمی و حزبی صحبت کرد٬ محک خوبی بود برای فهم نسبت خیلی چیزها. شاید دوستان جبهه پایداری در کیفیت و سرعت در موضع گیری در خصوص فتنه جلوتر باشند اما نگاهی به رسانه های حامی این جبهه و رسانه های حامی جبهه متحد در خصوص برنامه چالشی پارک ملت٬ گویای بسیاری مسائل است. رجانیوز و بی باک نیوز و ۵۹۸ و … همه در سرکوب رسانه ای افروغ کوشیدند. جهان و الف و فارس و خبرآنلاین و … اما درپی فهم و حفظ افروغ برآمدند. فهم این نسبت اما آن قدر تناقض و دوگانگی دارد که دست یافتن به یک قاعده کلی را مشکل می سازد.
البته لازم به گفتن نیست که «افروغ بما هو افروغ» مهم نیست. مهم نحوه برخورد با حرف مخالف است. ضمن این که اگر رسایی حتی برای یکبار هم کتاب «انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن» را حتی نگاهی انداخته بود٬ به خودش جرات نمی داد اینگونه گستاخانه کسی را هم رده نوری زاد قرار دهد. افروغی که اعتقادش به انقلاب اسلامی و ولایت مطلقه فقیه را بسیار شفاف بیان کرده اما هرگونه تشابه کارکردی با رسایی و امثال ایشان را محکم رد می کند.
این چند خط برای دفاع از افروغ نیست. برای نقد به جبهه پایداری ای است که همه را نسبت به عمق انقلاب اسلامی جاهل می بیند و خود را سردمدار انقلاب اسلامی. راستی اگر اصلاحات هم چنان ادامه داشت٬ کسی می توانست از اعضای فعلی جبهه پایداری جز دعواهای چپ و راست و گیر دادن به قتل های زنجیره ای و آزادی مطبوعات و … انتظار موضع دیگری را هم داشته باشد؟ دوستان جبهه پایداری به جای گیردادن به ساکتین فتنه بد نیست یکبار هم نسبت خود با گفتمان عدالتخواهی که رهبری در زمان اصلاحات بیان کردند را مشخص کنند! تا عمل نکردن به منویات ولی فقیه و اهم کردن چیزهای مهم و مهم کردن امور اهم از سوی آنان مشخص شود. نکته ای که جبهه متحد هم در آن گرفتار است!
مجلس آینده به نظر بعد از مجلس ششم٬ یکی از سیاسی ترین و درعین حال بی اخلاق ترین مجالس خواهد بود. مجلسی که منتسبین به جبهه پایداری در آن می کوشند مچ ساکتین جبهه متحد را بگیرند٬ بسیاری از جبهه متحدی ها پی منافع حزبی خواهند رفت و می خواند رفع اتهام کنند که ساکت نبوده اند و جریان انحرافی هم در صورت حضور٬ در قدرت دهی به مشایی خواهد کوشید! و در این میان٬ امید به نیروهای سالم هر دو جبهه و نیروهای مستقلی است که به سختی وارد مجلس می شوند.
در این شرایط٬ به نظر می رسد به لیست رای دادن که متاسفانه در شهرهای بزرگ نسبتا جا افتاده است٬ کاری عبث است که جز تعطیلی عقل معطوف به آرمان های انقلاب اسلامی در هنگام رای دادن٬ به چیز دیگری نیاز ندارد!









جواب افروغ به رسایی که عجیبتر بود
بهتره جنبش وارد این بازیها نشه
عزت زیاد
مشکل من سر نقد رهبری و سوال از ایشان نیست که اصلا خود حضرتش اجازه فرمودند که عکسشان را هم پاره کنند اشکال ندارد .مشکل سر این است که خیلی از دوستان پذیرفته اند که بحث سراسر تحقیر و گوشه کنایه آقای افروغ بحث علمی است و باید با منطق علمی بدان پاسخ گفت . مشکل اینجاست که همه نهاد ها در این مملکت از نهاد حوزه گرفته تا برخی نهادهای منتسب به ثروت از نقد مصون هستند وفقط مانده شخص رهبری که باید نقد شود . همه که آوینی و جلیلی نیستند که صدا وسیمای منتسب به رهبری ممنوع التصویرشان بکنند. ومدیران رسانه وقتشان را به افروغ بدهند . باز اسم رهبری که بیاید سر برزمین بسایند . می دانید فرایند چنگ افکندن دوستان ولایت بر چهره امام المسلمین در طول تاریخ چگونه بوده ؟همیشه تناقضات زندگی اجتماعی که فشار می آورد به عقل کوچکمان رجوع که می کنیم ونمی توانیم جواب تناقضات را بدهیم جرات تغییر در ساختار ها را هم نداریم بهترین راه انداختن تقصیر ها بر گردن امام است .بسیاری از اوقات امام المسلمین که نمی تواند استدلال تمام کارهایش را بدهد به ما . سوالات عقل های کوچکمان که بی جواب می ماند باعث پنجه انداختن بر صورت امام می شود . این را می دانم همین سوالات غیر محترمانه بود که خانه علی را خراب کرد و حسن علیه السلام را حتی بعنوان یک سرباز هم حساب نیاوردند . ای کاش همانجور که رهبری را نقد می کردند هاشمی را هم نقد می کردند .
جنبش عزیز
دقت کنید
تقریبا اکثر نقدهای شما مبنایی است،
انتقادی که کرده اید به خود نقد هم وارد است.
در ضمن مواضع لنکرانی و رسایی هم تفاوت جدی داشت.
بسیار دوستتان داریم.
جنبش عزیز
دقت کنید
تقریبا اکثر نقدهای شما مبنایی است، ولی این متن تو فاز شما نیست و انتقادی که کرده به خود نقد هم وارد است.
در ضمن مواضع لنکرانی و رسایی هم تفاوت جدی داشت.
فراوان دوستتان داریم…
با سلام
چند نکته:
۱- اینکه باید فضای باز رسانه ای باشد شکی نیست اما سؤال اینست جایگاه نقد در برنامه زردی مثل پارک ملت بود، یا در برنامه زاویه؟
۲- آقایان مذکور کسی را متهم با ضدیت با ولایت فقیه نکردند لذا مقاله نوشته شده کمی نسنجیده و همراه اتهامهای عوامانه بود.
۳- اینکه جبهه پایداری قرائتی غیر از خود را قبول ندارد نیز حرف اشتباهی بود. می توانید به سایت ایشان مراجعه و با افکارشان بیشتر آشنا شوید.
۴- ظاهراً این جنبش عدالتخواهی است که قرائتی غیر از اسلام خود و استاد افروغ را قبول ندارد ، به این دلیل که در سرتاسر مقاله در نفی دیگران و در تأیید استاد محترم قلم فرسایی نموده است.
۵- سؤال جدی تر اینکه جناب آقای افروغ در دوران فتنه موضعشان چه بود؟
فکر میکنم اگر به بازخوانی افکار ایشان در آن دوران بپردازیم،بهتر مواضع ایشان را نسبت به رهبری خواهیم فهمید.
۶- جالب این است جناب جنبش هیچ موضعی در برابر نامه سرتاسر هتاکانه و بی ادبانه دکتر افروغ موضعی نگرفت ، آن موقع است که دلم برای سالهای پر از شور جنبش عدالتخواهی و نگاه همراه با تقوای آنها تنگ می شود و نشان دهنده سوگیری در نظرات می باشد.
۷- آیا به واقع پایداری برای حفظ دستاوردها و خواستهای ۳ تیر آنقدر بر جنبشیان فعلی سخت می آید. البته می توانید به تاریخ اسلام رجوع منید که ساکتین فتنه بالاخره جلوی ولی خدا ایستادند.
سؤال این است که جنبشی که برای یک برنامه زرد مثل پارک ملت و حواشی آن اینقدر سینه چاک است ، چرا حاضر نشد نسبت به موضع حق و مهم امثال آقایان لنکرانی و رسایی و آقا تهرانی و … دربرابر ساکتین موضع بگیرد؟!!!
۸- با نقد هیچ کس و حتی رهبری عزیزتر از جانم مشکلی ندارم ،ام نباید سؤال ایجاد شود چطور رسانه ملی به استاد عزیز فرصت بیان نظرات به صورت یک جانبه می دهد ولی به خیلی از افراد این فرصت را حتی به صورت دوجانبه نمی دهد(رجوع کنید به اخراج دکتر یامین پور، سالها ممنوع التصویر بودن استاد پناهیان، سالها ممنوع التصویر بودن استاد عباسی و …)
والسلام
از دوست داران جنبش عدالتخواهی “قدیم”