تحلیل کوشکی از عملکرد صداوسیما

مثلاً ما هیچ وقت ندیدیم که صدا و سیما در حوزه عدالت‌خواهی یک مجموعه دینی بسازد. اصلاً جزو مفاهیم مورد نظر در صدا و سیما، مقوله عدالت‌خواهی نبوده، بحث مبارزه با فساد، انواع و اقسام آن؛ چه مفاسد اخلاقی، چه مفاسد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی.

دینی که از طریق صدا و سیما ارائه می‌شود، دین یک بعدی است؛ دینی که ابعاد مختلف ندارد، عمق ندارد، بسیار سطحی و روبنایی است، محتوای چندانی ندارد و این به دانش کم­سازندگان و برنامه­سازان صدا و سیما در این زمینه برمی­گردد.

  اگر در طول ۲۷ سال گذشته بخواهیم ارزیابی ار عملکرد صدا و سیما داشته باشیم، (با این محوریت که صدا و سیما چه خدمتی به فرهنگ دینی کرده است) شاید بتوانیم بگوییم بخش‌های احیا شده فرهنگ دینی ما در حوزه انقلاب اسلامی را انعکاس داده است.

انعکاس این بخش‌های احیا شده را به خود مردم و در ابعاد شاید خیلی کمتر، به منظر جهانیان رسانید یعنی اینکه در انقلاب اسلامی ثابت شد که یک تحول عظیمی در فرهنگ دینی روی داده و بخشی از فرهنگ دینی جامعه احیا شد و صدا و سیما توانسته در چنین بستری در انعکاس بخشی از این فرهنگ احیا شده موفقیت‌های نسبی داشته است

مواردی ذکر می­کنم که اولویت‌بندی نیست به عنوان نمونه است:

یک اینکه دست­اندرکاران صداوسیما، برداشت درست و دقیقی از دین و مفاهیم دینی نداشتند و ندارند و این قصور در برداشت، موجب شده است که این باورهای کج، غلط و ناقص در بین بسیاری از مردم ترویج بشود.

من می­خواهم به مثالی برای این تصویر ناقص از دین در صدا و سیما اشاره بکنم، مسابقه­ای را در ایام شهادت حضرت امیر (ع) برگزار می­کرد و بیست­ویکم ماه رمضان بود. برای کسی که بهترین تعریف از زهد علوی ارائه کند، یک خودرو از طرف یکی از شرکت‌های خودروسازی هدیه شده بود که خودرو گران‌قیمتی هم بود.

جالب هم این بود که مراسم قرعه­کشی این خودروی گران‌قیمت، که به کدامیک از ارائه­کنندگان تعریف برتر از زهد علوی برسد، تبدیل به یک شو وحشتناک شد که شبیه مسابقات لاتاری و غیره بود.

خود این برنامه مضحکه زهد علوی و مفاهیم دینی بود که دست­اندرکاران صدا و سیما تا این حد پیش رفته بودند بدون اینکه خودشان بخواهند.

مثال دیگر درباره تلقی­ای است که ما از بزرگان دینی داریم؛ صدا و سیما بسیار موفق بوده که حضرت امیر (ع) را صرفاً به عنوان کسی که با صدقه دادن سعی می­کند فقر را در جامعه به نوعی تسکین و ریشه­کن بسازد و عدالت را برقرار سازد، نشان دهد و بسیار موفق بوده. یعنی یک تصویر کمیته امدادی از امام علی (ع).

یعنی یک نگاه کلیشه­ای به مناسک و عبادات دینی که شاید از این مقوله ریشه می‌گیرد که برنامه‌سازان صدا و سیما نه همه آنها، بلکه برخی از آنها مجبور بودند که به این مناسک بپردازند یا به عبارتی بهتر، پرداختی سفارشی و رویکرد سفارشی به مناسک، رفتارها و آداب دینی عملاً بازتابش در مسابقه­ای را در ایام شهادت حضرت امیر (ع) برگزار می­کرد و بیست­ویکم ماه رمضان بود.

برای کسی که بهترین تعریف از زهد علوی ارائه کند، یک خودرو از طرف یکی از شرکت‌های خودروسازی هدیه شده بود. که خودرو گرانقیمتی هم بود در شبکه پنج سیما. جالب هم این بود که مراسم قرعه‌کشی این خودروی گرانقیمت، که به کدامیک از ارائه­کنندگان تعریف برتر از زهد علوی برسد، تبدیل به یک شو وحشتناک شد که شبیه مسابقات لاتاری و غیره بود.

این برنامه بازخوردش در بین جامعه، باعث شده است که یک نگاه خیلی سطحی و کلیشه­ای و نگاه غیرواقعی و غیرجامع از طریق رسانه صدا و سیما بین مخاطبانی پخش بشود که بسیاری از آنها، می‌خواهند از طریق صدا و سیما با دین آشنا شوند و فرهنگ دینی را از منظر صدا و سیما که رسانه رسمی و تریبون جمهوری اسلامی می­دانند، با دین می­خواهد آشنا شوند.

ترویج برداشت‌های ناقص، سطحی، کلیشه­ای و سفارشی. از دین یک آسیب است.

بحث دیگر گسترش ریاکاری و زهدفروشی آن هم به طور نامحسوس. تعدادی از دست­اندرکاران رسانه، عامل به شریعت، دین و احکام دینی نیستند و این دوگانگی را مردم می­بینند که مثلاً بازیگرانی که در یک سریال یا مجموعه­ای بازی می­کنند یا مجریان یا کسانی که در صدا و سیما چهره، دیده یا شنیده می­شوند، وقتی این افراد در موضع رسانه هستند، مثلاً حرف‌های متدینانه می­زنند، رفتار متدین دارند، اما وقتی خود واقعی آنها به نمایش گذاشته می­شوند، مثلاً از طریق رسانه­های مکتوب و نشریات یا حضور در ملأ عام، یک دفعه مخاطب با دوگانگی مواجه می­شود و بعضاً با آدم‌هایی مواجه هستند که خلاف آن ویژگی‌ها و رفتارها و ظواهر در برنامه­های صدا و سیما دارند.

صحبت از این نیست که عمده دست­اندرکاران صدا و سیما –خدای ناکرده- معتقد به شریعت هستند یا نه! ما می­گوییم که این بازتاب و بازخورد در صدا و سیما وجود دارد، ممکن است بسیاری از این مواردی که مطرح می­شود، کارمند رسمی صدا و سیما نباشند و ما که در مورد نیروهای استخدامی صدا و سیما حرف نمی­زنیم.

از آسیب‌های دیگری که توسط صدا وسیما به فرهنگ دینی وارد شده است، این است که دینی که از طریق صدا و سیما ارائه شده است، دین یک بعدی است؛ دینی که ابعاد مختلف ندارد، عمق ندارد، بسیار سطحی و روبنایی است، محتوای چندانی ندارد و این به دانش کم­سازندگان و برنامه­سازان صدا و سیما در این زمینه بر می­گردد.

واقعاً تعداد محدودی هستند که دانش کافی در این زمینه دارند و اگر احیاناً دانش کافی در این زمینه دارند. متأسفانه تخصصی در خصوص رسانه ندارند تا بتوانند از طریق آن، دانش خودشان را منتقل بکنند.

بحث بعدی این است که بسیاری از منکرات، از طریق صدا و سیما معروف شدند و عملاً خود شاکله­ای دینی که در ذهن مردم بود آسیب جدی دید.

مثلاً صدا و سیما
نه تنها قبح اسراف­گرایی و مصرف­گرایی و دامن‌زدن به مصرف­گرایی و تجمل­گرایی را ریخت، بلکه این را ساری و جاری کرد و ترویجش کرد و یکی از دستگاه‌هایی که بسیار بر میزان مصرف مردم و تجمل­گرایی در بین مردم و جامعه تأثیر جدی داشت و رونق داد، صدا و سیما بود.

در طول ۲۷ سال گذشته همیشه سطوح زندگی افرادی که در صدا و سیما پخش می­کند این سطوح از سطح عامه مردم بسیار بالاتر بوده که عملاً تأثیرش بر مخاطب این بود که جامعه و افراد سعی کنند در مصرف­گرایی، تجمل­گرایی و اشرافی­گری خودشان را با الگوی صدا و سیما تطبیق بدهند یا مغفول گذاشتن بسیاری از مفروعات.

مثلاً ما هیچ وقت ندیدیم که صدا و سیما در حوزه عدالت‌خواهی یک مجموعه دینی بسازد. اصلاً جزو مفاهیم مورد نظر در صدا و سیما، مقوله عدالت‌خواهی نبوده، بحث مبارزه با فساد، انواع و اقسام آن چه مفاسد اخلاقی، چه مفاسد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی.

طبیعی است که اختصاص دادن معروفات و منکرات به موارد بسیار محدود که مثلاً کار معروف یعنی اینکه شما صدقه­ای به فقیر بدهید، شادی‌هایتان را تقسیم کنید در این حد و کار منکر هم یعنی تقلیل منکرات به منکرات کلیشه­ای و تقلیل معروفات به معروفات کلیشه­ای، و مغفول و مسکوت‌گذاشتن بسیاری از معروفات و منکرات محوری دین از این موارد است.

اگر بخواهیم مثال بیاوریم، تفاوت فاحش جایگاه موسیقی در دین ما و حتی در استفتائات شرعی که از رهبر انقلاب می­شود که رهبر انقلاب، ترویج موسیقی را کاملاً در منافات با ارزش‌های انقلاب می­دانند اما صدا و سیما بسیار تلاش کرده و موفق بوده که با پرداختن افراطی به موسیقی، به عنوان یک معروف و هنر جلوه بدهد و علناً صدا و سیما یه یک بنگاه خواننده­ساز تبدیل شده و بنگاهی که مصرف­کننده خوانندگانی است که شاید حتی از هنر بهره چندانی نداشته باشند و این جور نمادی در تناقض آشکاری با جهت­گیری‌هایی است که حتی در حوزه فقهی، رهبری انقلاب مشخصاً ارائه کردند که ترویج موسیقی به این شکل اصلاً در زمره اهداف انقلاب نیست و پذیرفته نیست و تازه از لحاظ شرعی منع مشخص دارد.

این نمونه­ها را زیاد می­توان دید. من به طور کلی در یک جمله خلاصه می­کنم که مسکوت گذاشتن، مغفول گذاشتن بسیاری از معروفات و منکرات و جابجا و عوض کردن بسیاری از معروفات به عنوان منکر و بالعکس، و از آن طرف فروکاستن بحث امر به معروف و نهی از منکر و مقوله منکر و حلال به حرام و بالعکس، و مقوله واجب و مستحب، دستورات دینی به موارد جزئی و محدود.

پژوهشگر: دکتر محمدصادق کوشکی

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی