امام خميني مثل بقيه نبود

علم مي‌گويد ماهي به خاطر دورشدن از آب، به دلايلي طبيعي، مي‌ميرد. اما هر كس يك بار بالا و پايين پريدن ماهي را ديده باشد، تصديق مي‌كند كه ماهي از بي آبي به دلايلي طبيعي نمي‌ميرد. ماهي به‌خاطر آب خودش را مي‌كشد! امام مثل بقيه نبود. با همه فرق مي‌كرد. امام مثل هوا بود. همه […]

علم مي‌گويد ماهي به خاطر دورشدن از آب، به دلايلي طبيعي، مي‌ميرد. اما هر كس يك بار بالا و پايين پريدن ماهي را ديده باشد، تصديق مي‌كند كه ماهي از بي آبي به دلايلي طبيعي نمي‌ميرد. ماهي به‌خاطر آب خودش را مي‌كشد!


امام مثل بقيه نبود. با همه فرق مي‌كرد. امام مثل هوا بود. همه آن ‌را تجربه مي‌كردند. به نحو مطبوعي، عميقاً آن ‌را در ريه ‌ها فرومي‌بردند. اما هيچ ‌وقت لازم نبود راجع به آن فكر كنند. هوا ماندني است. امام دريا بود. ماهي حتي اگر نهنگ هم باشد، دركي از خارج آب ندارد. امام مثل آب بود. ماهي ‌ها به ‌جز آب چه ‌مي‌دانند؟ تمام زندگيشان آب است. وقتي ماهي از آب جدا شود، روي زمين بيفتد، تازه زميني كه آرام‌تر از درياست، شروع مي‌كند به تكان‌خوردن. ماهي دست و پا ندارد! وگرنه مي‌شد نوشت كه به ‌نحو ناجوري دست و پا مي‌زند. تنش را به زمين مي‌كوبد. گاهي به اندازه طول بدنش از زمين بالاتر مي‌رود و دوباره به زمين مي‌خورد. علم مي‌گويد ماهي به خاطر دورشدن از آب، به دلايلي طبيعي، مي‌ميرد. اما هر كس يك بار بالا و پايين پريدن ماهي را ديده باشد، تصديق مي‌كند كه ماهي از بي آبي به دلايلي طبيعي نمي‌ميرد. ماهي به‌خاطر آب خودش را مي‌كشد!
ارميا / رضا اميرخاني