لازمه ایستادگی، حرکت آفندی است

سردار سعید قاسمی در جمع طلاب مدرسه معصومیه قم

همین آقایان مانع تراش که اکنون در لاک دفاعی رفته اند، اگر در این خط بودند و حتی در کلام هم همین تفکرات احمدی نژاد را که ورقه ها و شمه هایی از تفکرات حضرت روح الله را زنده کرد است، را پی می گرفتند، ده ها برابر این محبوبیت را در دنیا دارا بودند…


یادواره ی سید شهیدان اهل قلم، با عنوان روایت شیدایی، در مدرسه علمیه معصومیه قم برگزار شد.
به گزارش “عدالتخانه”، در این مراسم که یکشنبه 26/1/1386 به همت بسیج مدرسه معصومیه برقرار شده بود جهانگیر خسروشاهی و سردار مهندس سعید قاسمی سخنرانی کرده و همچنین کلیپ های «روایت شیدایی» و «انفجار اطلاعات» برای حاضرین نمایش داده شد.
در ذیل، بخش هایی از سخنرانی سردار بسیجی حاج سعید قاسمی که به همت طلاب مدرسه معصومیه آماده شده است ارائه می گردد.
بسم الله الرحمن الرحیم
– 110 کیلومتر طول جاده ی آسفالته اهواز – خرمشهر است. در طی چندین مرحله عملیات این منطقه آزاد شد ولی الآن هیچ اثری از مناطق جنگی در این محدوده نیست و به اسم بازسازی، تمام آن آثار را نابود کرده اند.
– وقتی گروه های راهیان نور را به این مناطق می آوریم می گویند چرا اینجا ایستاده ایم؟ برویم طلائیه! می گویم پسرم ! اینجا قدم به قدم درگیری بوده و همان جنگی که در طلائیه داشتیم در اینجا هم بوده، تو چه می دانی؟ می گوید پس کجاست؟ آثار آن چه شد؟ می گویم پسرم ؛ دخترم ، به تعبیر حسن باقری عبور از کارون خودش یک عملیات بود و تازه بعد از اینکه از کارون عبور کردیم در یک شب، این بچه های بسیجی ها با بیست کیلو بار، 27 کیلومتر از پشت کارون تا پشت جاده ی آسفالته اهواز – خرمشهر آمده است، پنج روز در اینجا تن به تانک جنگیدیم و 150 تانک زدیم؛ تانک تی 72.
– بعد بچه ات اینجا یقه ات را می گیرد که بابا اون تانک هایی که زدی کو؟! بعد مسخره ات می کند که دیدی دروغ گفتی؟! آن وقت باید سرت را بیاندازی پائین و بگویی لاشه ی تانکها را آمریکایی ها و عراقی ها برده اند!! نمی شود که بگویی ” این ها رو بردیم کارخانه ی نورد اهواز و به ثمن بخس فروختیم”.در همین شرایط که همه از حفظ آثار دفاع مقدس دم می زنند و همه مسئولین هم خودی هستند.
– در تقاطع کارون – اروند ، ساختمان گمرک آریانا که تیر و ترکش دیوار آن را سوراخ سوراخ کرده بود و در زمان جنگ از آن برای دیده بانی استفاده می شد را جلوی چشم همه با بولدزر خراب کردند! همه مسئولین هم بودند؛ نماینده ی ولی فقیه، استاندار، شهردار، بخشدار و…
– حضرت امام(ره) در خصوص بازسازی می فرمایند : از کلیه مسئولین می خواهم که یک شهر یا چند شهر را به همان حال و هوا نگه دارند تا نسل های آینده وقتی می آید، مستندات واقعی جنگ برایش ملموس باشد.
– حتی در سنندج، باشگاه افسران را هم شخم زده اند! در و دیواری که مرمی گلوله ها روی آن بود و پانزده روز در آنجا مقاومت صورت گرفت را خراب کرده اند و یک ساختمان جدید درست کردند و اسمش را هم گذاشته اند ” بنیاد حفظ ارزش ها و آثار دفاع مقدس”! در هیچ جای دنیا این کار را نمی کنند. اصلش را خراب کردیم و پلاستیکی و فایبر گلاسش را گذاشتیم آنجا! مثل اینکه تخت جمشید و پاسارگاد را خراب کنی و پلاستیکی اش رو بگذاری آن جا و بگویی این یکی را ببیند! چه جماعتی هستیم ما؟ چرا این گونه عمل می کنیم؟ با بولدزر مظاهر افتخارمان را شخم می زنیم… در فکه، در سوسنگرد، در دهلاویه، در هویزه، شلمچه، اهواز، آبادان و… این اتفاقات افتاده است.
– سید مرتضی آوینی با این همه استعداد می توانست یک آر.پی.جی زن خوب باشد، می توانست یک تک تیر انداز خوب یا یک اطلاعات-عملیاتی خوب باشد و حتی می توانست یک فرمانده ی خوب باشد، چرا دست به هیچ کدام از این کارها نزد و دوربین را برداشت؟ چرا دوربین را برداشت و خودش را در معرض تمسخر ما قرار داد؛ هر کسی که در گردان دوربین بر می داشت می گفتیم این ها بچه های تبلیغات هستند! می گفتند این ها جگر جنگیدن ندارند و دوربین بر می دارند و می گویند لبخند بزن عکس بگیریم! اما اکنون، همه پیوسته دنبال یک فریم از آن عکس ها و دنبال ده دقیقه، پنج دقیقه و حتی یک دقیقه از آن فیلم ها هستند. سید مرتضی می دانست چنین روزهایی پیش می آید. در فکه وقتی با ما آمد ، وقتی لباس ها و پیراهن های روی سیم خاردارها و تکه استخوان ها را روی زمین دید، گفت چقدر خوب می شد که پدر و مادر آنها اجازه می دادند و به این قتلگاه دست نمی زدیم. دورش یک حریم می کشیدیم و همه را به دست نمی زدیم به اینجا می آوردیم، دیگر اصلاً احتیاج به ذکر مصیبت نبود. سیدمرتضی می گفت می آیند جماعتی که بعداً ما را زیر سؤال می برند و می گویند: دروغ است که اینها روی مین می رفتند؛ مگر عقل نداشتند؟! مگر اژدر بنگال نداشتند که راه را باز بکنند؟! …و البته همین طور گفتند. می دانست که چنین روزهایی پیش می آید و آن فریم ها طلایی می شوند.
– در تاریخ داریم که 90 روز نبرد در استالینگراد اتفاق افتاده است؛ هر سال چندین فیلم در این باره درست می کنند؟ یک سال تمام مردم آبادان در محاصره بودند و فقط یک باریکه در بهمن شیر برای تدارکات رسانی بود. مادر خشاب پر می کرد و بچه اش را جلو می فرستاد، خواهر پانسمان می کرد و پدر جنازه چال می کرد. همه در این خط، یک سال مقاومت کردند ولی اینها را نگفته اند، نباید هم بگویند. می بایست در بهترین ساعات تلویزیون، سریال هایی بی محتوایی همچون ترش و شیرین و این دست هجویات پخش کنند و فیلم های آوینی باید در بدترین زمان ممکن و انتهای شب پخش شود.
عزیزی پرسید: شما فکر نمی کنید در اقلیّت هستید و این در این فرهنگ جایی ندارید؟ مردم همین طور دوست دارند، می خواهند شاد و خوش باشند و شما دمادم کوس جنگ می زنید! گفتم آری این گونه است، اما شانزده سال است که این ذائقه ی انحرافی را برای ما ساخته اند و به ما تزریق کرده اند. ذائقه فرهنگي جامعه تحت تاثير تبليغات سوء و برنامه هاي نامناسب صدا و سيما اين گونه تغيير يافته و هر روز اين انحراف افزايش می يابد
– یکی از مشکلات ما این است که حافظه تاریخی نداریم. بعضی از این افرادی که به مملکت خیانت ها کردند، باز هم آمده اند و اشکال تراشی می کنند. در جریان اخیر 15 تفنگدار انگلیسی، چقدر سعی در مانع تراشی در امر را داشتند؟ حال اینکه مردم دیگر این ها را کنار گذاشته اند. انگلیسی ها می گویند در دنیا مرز مائیم! نقشه مائیم! خط تالوگ مائیم! Gps مائیم! ماهواره مائیم! این یعنی چه؟ این یعنی تمام دنیا در اختیار و برای ماست و وقتی که می بینند پنج متر به مرز ایران تجاوز کرده اند و دریابانان جمهوری اسلامی ایران بازداشت شان کرده اند، احساس حقارت می کنند. 25 روز به زیبایی هرچه تمام، ایران مرکز فرماندهی دشمن را در یک حرکت تهاجمی کنترل کرد. اگر در طول این 16 سال گذشته، همین آقایان مانع تراش که اکنون در لاک دفاعی رفته اند، اگر در این خط بودند و حتی در کلام هم همین تفکرات احمدی نژاد را که ورقه ها و شمه هایی از تفکرات حضرت روح الله را زنده کرد است، را پی می گرفتند، ده ها برابر این محبوبیت را در دنیا دارا بودند. برای ایستادگی در این خط لازم است که حرکت ها آفندی باشد. چون در خط پدافندی، مداوم باید عقب نشینی کنید. همان چیزی که مقام معظم رهبری(حفظه الله) فرمود که آقایان یک جا را بایستی به عنوان حد یقف داشته باشند و روی این خط با هم توافق کنند.
– خدا رحمتت کند سید مرتضی، می دانستی باید این مستندها را بسازی، تا به امروز نرسیم که دانشجو به من بگوید استاد! راست است که جنگ را شما پاسدارها شروع کردید؟ رفتید عراق را با خمپاره زدید و صدام به یکباره تصمیم گرفت با دوازده لشگر به ایران حمله کند!! استاد، درست است که امام می خواست جنگ را بعد از فتح خرمشهر تمام کند و شما نگذاشتید؟! صد بار هم که جواب بدهی جواب از رسانه ها پخش نمی شود که نمی شود.