رفتن به بالا

تبعات چنين مذاكره‌اي از دست رفتن پايگاه مردمي ايران و از بين رفتن اهداف جهاني انقلاب اسلامي است

آيا پذيرش اين موضوع به معناي قبول اتهامات آمريكا در مورد نقش ايران در كشور عراق نيست؟ اصولا به چه منظور با نيروي اشغالگري كه به صورت غير قانوني در كشوري اسلامي حضور دارد حاضر به مذاكره شده‌ايد؟

بسيج دانشجويي دانشگاه بوعلي سينا همدان پيرامون موضوع مذاكره با آمريكا بيانيه صادر كرد.

در اين بيانيه آمده است: « در پي اعلام موافقت وزارت خارجه ايران در مورد مذاكره با آمريكا كه در روزهاي گذشته به طور رسمي اعلام شد شاهد واكنش‌هاي متفاوتي در داخل كشور بوديم. برخي از سياسيون با ذوق‌زدگي از آن ياد كردند، برخي ترجيح دادند كه سكوت كنند و عده‌ي معدودي نيز فرياد اعتراض بلند كردند، با توجه به شرايط پيش آمده از مسوولان مربوطه خواستاريم سوالات زير را به طور روشن و صريح پاسخ گويند:

آيا دولت آمريكا نسبت به گذشته خود تغيير كرده كه حاضر به مذاكره شده‌ايد؟ آيا آمريكا گرگ صفتي و زياده‌خواهي‌هاي خود را كنار گذاشته؟ مگر آمريكا در آخرين گزارش خود ايران را بزرگ‌ترين كشور تروريست جهان نخوانده است؟ آيا به تازگي بودجه‌ي ‌١١٠ ميليون دلاري در كنگره‌ي آمريكا براي براندازي جمهوري اسلامي رسما تصويب نشد؟ آنگونه كه مطرح شده موضوع مذاكرات فقط مربوط به امنيت عراق است آيا پذيرش اين موضوع به معناي قبول اتهامات آمريكا در مورد نقش ايران در كشور عراق نيست؟ اصولا به چه منظور با نيروي اشغالگري كه به صورت غير قانوني در كشوري اسلامي حضور دارد حاضر به مذاكره شده‌ايد؟ مگر امام امت در تاريخ ‌٢٩/٤/٦٧ (قبول قطعنامه) نفرمودند: «پس راهي جز مبارزه نمانده است و بايد چنگ و دندان ابرقدرت‌ها و خصوصا آمريكا را شكست و الزاما يكي از دو را انتخاب نمود: يا شهادت يا پيروزي كه در مكتب ما هر دوي آنها پيروزي است و بازهم مگر امام (ره) نفرمود: "اگر هزار بار قطعه قطعه شويم، دست از مبارزه با ظلم برنمي‌داريم".»

در ادامه اين بيانيه تصريح شده است: « ‌٢٨ سال پس از پيروزي انقلاب و در حالي كه حدود ‌٢٦ سال است درخواست‌هاي متعدد آمريكا براي مذاكره را رد كرده‌ايم چه اتفاقي در شرايط حاضر روي داده كه اينگونه دم از مذاكره مي‌زنيد؟ در حالي كه جمهوري اسلامي ايران به عنوان سردمدار مبارزه با استكبار و زورگويي در عرصه‌ي بين‌المللي، در ميان ملت‌ها و توده‌هاي مسلمان و مستضعف در آسيا و آفريقا و آمريكاي جنوبي مطرح است، تبعات چنين مذاكره‌اي قطعا از دست رفتن پايگاه مردمي ايران در ميان كشورهاي منطقه و جهان و از بين رفتن اهداف جهاني انقلاب اسلامي است. در حالي كه سال‌ها ملت‌ها و دولت‌هاي ديگر را به ايستادگي در مقابل سلطه‌ي جهاني آمريكا و اسرائيل دعوت كرده‌ايم حال چه شده كه خود يكي از بانيان مذاكره و رابطه گشته‌ايم؟، آيا در شرايطي كه موضوع پرونده‌ي هسته‌اي به استقامت مسوولان به تثبيت موضع ايران انجاميده و ايران به عنوان كشوري هسته‌يي در جهان شناخته شده نقش اين مذاكرات به معناي كوتاه آمدن و پا پس كشيدن نيست؟»

نويسندگان اين بيانيه اظهار داشته‌اند: « اما سخني با دانشجويان انقلابي و هم آنان كه ادعاي اصولگرايي و آرمانخواهي دارند: آيا اگر اين مواضع توسط دولت قبلي اتخاذ مي‌شد نيز چنين سكوت و همراهي مي‌كرديد و يا اينكه چون دولت اصولگرا دم از مذاكره مي‌زند پس بايد آرمان‌ها را فراموش و مويد اقدامات دولت گشت؟» و سخن آخر با مسوولان تصميم‌گير در عرصه‌ي سياست خارجي: نگذاريد مواضع اصولي انقلاب به فراموشي سپرده شود و در پايان فرياد برمي‌آوريم: فاين تذهبون!»