صدا و سيما ، رقيب يا مكمل خانواده؟

نقد صدا و سيما در گفتگوي حجت الاسلام نقي پور با رسا :

برنامه‌هاي صدا و سيما بايد ارتباطات عاطفي، رواني، انساني و معنوي خانواده‌ها را بيدار كند نه آنكه رقيب خانواده باشد. ميخكوب شدن افراد پاي تلويزيون و فراموش كردن ارتباطات محيطي يكي از آسيب‌هاي صدا و سيما است. ..


اصل بصيرت و انتخاب ، يک اصل تربيتي مهم اسلامي است که عدم توجه به آن پيامد هاي زيان باري دارد. بررسي و تحليل اين بحث را از استاد حوزه و دانشگاه ، حجت الاسلام نقي پور خواستار شديم. آنچه در پي مي آيد ، گزيده اي از يک گپ علمي است.

رسا: راهبرد آموزش و تربيت سمعي و بصري چيست؟
– آموزش سمعي بصري تأثيرات عميقي دارد به ويژه بُعد تصويري كه از راه قوه تخيل در مفاهيم، نقش تجسمي و عيني دارد. بنابراين اين نوع آموزش مي‌تواند ابزاري در راه حق باشد. صدا و سيما نيز مي‌تواند اين نقش اساسي و الاهي را ايفا كند اما بايد در جهت ارزش‌هاي ديني، استراتژي داشته باشد. ولي ما اين استراتژي را به روشني در صدا و سيما نمي‌بينيم. در تعليم و تربيت بايد اصل اختيار و بصيرت، بر مبناي خدا محوري و آخرت‌گرايي، لحاظ شود به گونه‌اي كه قدرت انتخاب افراد را برابر آگاهي‌هايي كه ارائه مي‌دهد، بيافزايد.

رسا: آيا اين نارسايي در تمام برنامه‌ها مصداق دارد؟
– اين نقش را در برخي برنامه‌ها مي‌بينيم كه به استراتژي ربطي ندارد بلكه بسته به تهيه كننده يا كارگردان و عوامل ديگر بوده است. يعني يك شخص به ايفاي آن نقش محوري انتخاب و بصيرت پرداخته است نه تفكر فراگير.
برنامه‌هايي كه براي كودكان و نوجوانان توليد مي‌شود چقدر آگاهي بخش است؟ تا چه حد به نيازهاي مادي و معنوي كودك و نوجوان، توجه دارد؟ نيازها و آگاهي‌ها بايد متوازن و هماهنگ باشد. مثلاً تغذيه سالم چيست؟ آيا تبليغاتي كه براي درآمدزايي پخش مي‌شود به نياز كودك به غذاي سالم بهداشتي، پاك، حلال و طيب توجه دارد؟ در بعد معنوي نيز آيا به نيازهاي عاطفي، رواني، جنسي توجه مي‌شود؟ آيا آگاهي‌هاي لازم در اين زمينه به نوجوانان داده مي‌شود؟ در مورد نيازهاي معرفتي كه به خودشناسي و ارتباط فرد با خدا و جامعه و طبيعت برمي‌گردد نيز به همين منوال است. در مسابقاتي كه به عنوان برنامه‌هاي انگيزشي توليد مي‌شود، بيشتر فرهنگ بخت و اقبال ترويج مي‌گردد. با پاسخگويي به پرسش‌هاي كم اهميت كه خود محل تأمل است، فرد به كدام يك از نيازهاي خود، آگاهي مي‌يابد و به چه انتخابي مي‌رسد؟ ما به جاي آنكه هيجان‌هاي كاذب كه لازمه فرهنگ غير الهي است را به آگاهي بخشي و بصيرت تبديل مي‌كنيم درست برعكس به اصل شرطي شدن عمل مي‌كنيم كه منكر اختيار و بصيرت است.
اصل شرطي شدن نگاهي شيطاني و ظلم بزرگي به شخصيت انسان است.

رسا: آيا در اين نگاه شيطاني جايي براي انتخاب وجود ندارد؟
– نگاه اسلامي با نگاه شيطاني متضاد است. آنها بر اساس عاطفه، تحريك رواني و دخالت در ضمير ناخودآگاه، به اختيار انسان جهت مي‌دهند. به عنوان مثال، تبليغات تجاري را در نظر بگيريد. اين تبليغات چه معرفتي را نسبت به كالاي مورد نظر در مقايسه با كالاهاي مشابه ارائه مي‌كند؟! به نوع توصيف‌ها از كالا توجه كنيد. اين توصيف‌ها آگاهي بخش نيستند و با بحث انتخاب آگاهانه تناسب ندارند.
تنها مخاطب را تحريك مي‌كنند كه اين جنس را بخرد بدون آن‌كه بيانديشد كه اين خريد در حد امكان و وسع فرد هست يا نه و تا چه حد مي‌تواند نيازهاي او را برطرف كند؟
اين تبليغاتي آگاهي بخش نيست يعني مردم را در جهل نگه مي‌دارد و خلاف اصل بصيرت و گناه كبيره است. اين كار در فرهنگ اسلامي شرك است.

رسا – خاستگاه قرآني بصيرت چيست؟
– اصلاً راه و روش توحيدي اين است كه خدا و پيامبرش تذكر مي‌دهد. در سوره يوسف داريم كه بگو من و پيروانم براساس بصيرت، افراد را به سوي خدا دعوت مي‌كنيم. در همه حوزه‌ها آگاهي‌هاي لازم داده مي‌شود تا فرد با آگاهي، انتخاب كند، در مقابل مي‌فرمايد: «سبحان الله ما انا من المشركين» يعني اگر طريق بصيرت نباشد، شرك است. يعني با جهل و جبر فردي را به كار را داريم.

رسا: اين آسيب چگونه در صدا و سيما قابل تحليل و جبران است؟
– از آنجا كه در برنامه‌ريزي‌ها به اين اصول توجه نمي‌شود ما متوجه گرفتاري‌ها و مشكلات آن نمي‌شويم. آموزه‌هاي ارائه شده نيز چون بدون هدفگذاري است، متناقص و ناهمخوان است. بايد اين‌ها را سر و سامان داد. صدا و سيما بايد با يك گروه كارشناس و خبره كه در زمينه هنر، روان‌شناسي و توسعه اسلامي تخصص دارند يك اتاق فكر تشكيل دهد تا اين مبحث، ساماندهي و سياست‌گذاري شود. صدا و سيما بزرگترين دانشگاه است و مي‌تواند مكمل نقش خانواده باشد. نه آنكه جاي خانواده و روابط عاطفي را بگيرد.
برنامه‌هاي صدا و سيما بايد ارتباطات عاطفي، رواني، انساني و معنوي خانواده‌ها را بيدار كند نه آنكه رقيب خانواده باشد. ميخكوب شدن افراد پاي تلويزيون و فراموش كردن ارتباطات محيطي يكي از آسيب‌هاي صدا و سيما است.

رسا: آيا نشان دادن ارتباطات محيط نمي‌تواند آموزنده باشد؟
– ما در مباني مشكل داريم. زماني كه ارزش‌ها درست تبيين نشد، ارتباطات هم مسئله‌دار مي‌شود. مثلاً همين رابطه پسر و دختر در برنامه‌هاي صدا و سيما، پسر و دختر چشم در چشم هم مي‌گويند و مي‌خندند. خيلي عجيب است كه يك خبرنگار زن به ميان مردان فرستاده مي‌شود و او هم سعي مي‌كند نشاط‌آور مصاحبه كند. يا خبرنگار مرد به جمع‌هاي بانوان اعزام مي‌شود. اين مسائل آسيب‌ها و آلودگي‌هاي اخلاقي در پي دارد و زمينه پرده‌دري و بي‌حيايي را فراهم مي‌كند. رابطه كلامي و رفتاري دختر و پسر، زن و مرد، تبيين نشده است. اين نشان دهنده آن است كه صدا و سيما نسبت به آن جاهل است. اين بي‌توجهي، طمع قلبي در مخا