به یاد فخرالدین حجازی؛ خروشگر انقلاب

به بهانه درگذشت فخر‌الدين حجازي

خروشگر نهضت انقلابي و اسلامي مردم ايران بعد از مدت‌ها تحمل رنج و ناراحتي ملت ايران را با خاطر‌ه‌هايي از نطق‌هاي آتشين تنها گذاشت.

فخرالدين حجازي به سال 1308 در خانواده‌اي روحاني در سبزوار ديده به جهان گشود. تحصيلات خود را در مدارس قديمي شهر، چون حاج ملاهادي سبزواري (اسرار) آغاز كرد و معلم وي در دبستان حاج‌شيخ حسن داورزني بود. پس از پايان دبستان در 1320 شمسي وارد دبيرستان شد اما پس از يك سال و نيم تحصيل به دليل سختي معاش و نياز به كسب درآمد به ناچار دبيرستان اسرار سبزوار را ترك گفت و به بازار كار در تجارتخانه‌هاي معمارزاده، زوار و اسكويي سبزوار روي آورد.
پس از مدتي – در دوره‌هاي مختلف- ادامه تحصيل داد و به صورت متفرقه ديپلم گرفت. در همين دوره بود كه هم از محضر اديب سبزواري، ادبيات عرب مي‌آموخت و هم از حجج اسلام شيخ‌ عبدالله نوراني و فاضلي بهره مي‌جست.

*فعاليت‌هاي سياسي- فرهنگي

درسال 1320 زماني كه كشور پس از تبعيد رضاخان ،آزادي‌هاي نسبي را تنفس مي كرد حجازي قلم به دست گرفت و مطالبي را در روزنامه "اسرار شرق" نگاشت.
همچنين در سال 1324 شمسي در حالي كه 16 سال بيشتر نداشت به عضويت شاخه غرب حزب دموكرات قوام‌السلطنه درآمد ليكن اسناد، در جاي ديگر اين دوره را دوره عضويت در حزب آزادي مردم وابسته به جبهه ملي مي‌داند.
او پس از آنكه مدتي در دبستان ملي پهلوي سبزوار به تدريس پرداخت. در 1328 شمسي به استخدام وزرات فرهنگ درآمد.
همزمان با اوج‌گيري فعاليت‌ جمعيت فداييان اسلام، فخر‌الدين حجازي بااين گروه آشنا و جذب آنان شد. در 1330 ش و پس از بازگشت و محاكمه فداييان اسلام، به تهران سفر كرد و بر مزار شهيد سيد حسين امامي عليه حكومت پهلوي به ايراد سخن پرداخت.
حجازي همچنين قصيده‌اي در مدح فداييان اسلام و نكوهش حكومت سرود كه در روزنامه نبرد ملت به چاپ رسيد. در همين روزها بود كه به فكر تاسيس روزنامه افتاد. اما از آنجا كه سن او به لحاظ قانوني، آن زمان براي دريافت مجوز نشر روزنامه به حد نصاب لازم نرسيده بود امتياز را به نام پدرش شيخ محمد گرفت اين روزنامه كه با همكاري عباسعلي محمودي سبزواري و عزيزالله نوايي راه‌انداز شد « جلوه ‌حقيقت» نام گرفت.
نخستين شماره "جلوه حقيقت" در 31 تير 1331 و در دو صفحه منتشر شد، در اين شماره حجازي در مقاله‌اي آورده است: مرام ما اسلام و حرف ما سعادت جامعه است و سياست ما سياست اسلامي مي‌باشد، چون با خداي خويش پيمان بسته‌ايم كه در راه او از نثار جان خود دريغ ننماييم.
شماره دوم نشريه چهار صفحه داشت و حجازي در سرمقاله آن چنين نوشت: وقت آن است كه به حساب مزدوران داخلي رسيدگي شود.
در اين شماره همچنين مقالاتي در باره قيام امام حسين (ع) و ضرورت درس‌آموزي از دانشگاه عالي آن حضرت و ايستادگي در برابر دسيسه، فريب و حيله‌گري دولت بريتانيا درج شده است.
حجازي در اكثر شماره‌هاي "جلوه حقيقت" مقالات حماسي مي‌نوشت كه برخي از اين مقالات يك صفحه كامل از روزنامه را شامل مي‌شد. اين روزنامه به مقتضاي حال و مقام آن روزگار به موضوعات گوناگوني چون: حمايت از مبارزات ضد استعماري ملت ايران عليه توطئه‌هاي حزب توده، دربار، انگليس، استعمار فرانسه و … مي‌پرداخت و همان گونه كه پيش‌تر نيز گفته شد مرام وانديشه آن اسلامي بود و به فراخوار روز و مناسبت‌هاي آن ،عيدها وسوگواري‌ها، مقالات و اشعاري درج مي‌‌كرد.
جالب توجه آنكه اين روزنامه هم از مبارزات دولت و شخص دكتر مصدق دفاع مي‌كرد و هم با عباراتي مانند:«‌با اشاعه مرام مقدس اسلام براي هميشه ريشه نفوذ اجانبت را قطع كنيد" به دولتمردان تذكر مي‌داد.
در شماره شانزدهم 27/9/1331 در باره نهضت ملي شدن صنعت نفت وعلل موفقيت مردم در اين مبارزه خطاب به دولت آمده است: اگر نهضت‌هاي مقدس ديني و اجتماعات شگرف مذهبي در مساجد و معابد مملكت نبود و اگر هماهنگي پيشوايان اسلامي و بيانات گويندگان ديني و ادعيه خالصانه مسلمانان به درگاه حضرت يزدان نمي‌بود، شما هرگز نمي‌توانستيد دست به كار بزرگ تاريخي زده و با امپراطور قهار بريتانيا كه ساليان دراز چنگال خون‌آلودش به پيكر مسلمين رنج ديده جهان فرو رفته است، دست و پنجه نرم كنيد.
در شماره شانزدهم بهمن 1331 كه مصادف با سالگرد تاسيس دانشگاه در ايران بود ضمن شرح سير تاسيس و كارنامه آن از اين كه دانشگاه در تزكيه و تهذيب اخلاق و عادات فرهنگي موفق نبود و بيگانگان در آن محيط رخنه كرده‌اند اظهار نگراني شده است. آخرين شماره جلوه حققت كه موجود است عدد 32 و تاريخ 3/2/1332 را بر پيشاني دارد اما شواهد نشان مي‌دهد كه اين نشريه تا اواخر مرداد 1332 به كار خود ادامه داده و بساط آن به دست كودتاچيان 28 مرداد برچيده شده است اين عده با حمله به محل روزنامه اموال آن را غارت كردند.
در پي تعطيلي "جلوه حقيقت"‌ فخرالدين حجازي شبانه از سبزوار گريخت و با پاي پياده از مسير كوه‌هاي "عليك و باغجر" خود را پس از چند روز به مشهد رساند. در مشهد، استاد محمد تقي شريعتي به كمك وي شتافت و حجازي موفق شد از اوايل آبان 1332 فعاليت خود را در اداره فرهنگ مشهد از سرگيرد. با حضور فخرالدين حجازي در مشهد، پدرش نيز به اين شهر نقل مكان كرد و خانه‌اي در كوچه منبرگچي خريد. در اين خانه بود كه فخرالدين با خانم روح‌انگيز ظهور سعادت- آموزگار دبستان- ازدواج كرد و تشكيل خانواده داد.
فخرالدين حجازي در 1336 ش و با افتتاح دانشكده ادبيات دانشگاه مشهد، به اتفاق دكتر علي شريعتي وارد اين دانشكده شد و در 1339 ش با اخذ كارشناسي ادبيات فارغ‌التحصيل گرديد.
او دركنار حرم امام رضا (