افروغ: امام راحل به حق رهبر و نظريه ‌پرداز رنسانس ‌جديد هستند

در گفتگو با خبرگزاری فارس مطرح شد

مردم كساني كه حرفهاي زيبا بزنند و به آن عمل نكنند، زياد ديدند اما عالم به عمل و انديشمندي كه جام زهر مي‌نوشد و با صراحت تمام مي‌گويد جام زهر است و بنا به مصلحت آن را شهد شيرين معرفي نمي‌كند، كمتر ديدند.

عماد افروغ، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس، علت علاقه و دلدادگي ملت ايران و اكثريت مسلمانان به امام(ره) را جامعه انديشي و نوع نگاه و محتواي فكري و انديشه‌اي امام راحل عنوان كرد و گفت: علت علاقه مردم به حضرت امام به جامعه انديشي و نوع نگاه و محتواي فكري و انديشه‌اي ايشان بر مي‌گردد كه كاملاً به گونه‌اي اين مضمون با آرزوها و آرمانهاي فكري و اكتسابي مردم توسط انبياء و بزرگان دين همخوان و سازگاري دارد.
وي افزود: قطع نظر از جامعه انديشي و منظومه فكري امام، آن‌ چيزي كه براي مردم جالب است، اين است كه مردم با فردي روبرو هستند كه عامل به اين انديشه‌ها است.
افروغ ادامه داد: مردم كساني كه حرفهاي زيبا بزنند و به آن عمل نكنند، زياد ديدند اما عالم به عمل و انديشمندي كه جام زهر مي‌نوشد و با صراحت تمام مي‌گويد جام زهر است و بنا به مصلحت آن را شهد شيرين معرفي نمي‌كند، كمتر ديدند.
افروغ تصريح كرد: امام به عنوان يك رهبر انقلابي فردي بود كه دوشادوش پيروان و امت خويش بود و حتي در زندگي اقتصادي و اجتماعي خودش جانب متوسط مردم و يا پايين‌تر از متوسط مردم را مي‌گرفت و عملاً پايبندي كاملي را نسبت به شعارهاي ارزشهاي خودش بروز مي‌داشت.
نماينده تهران در مجلس با بيان اينكه براي مردم يك آرزوي ديرينه بوده است كه فردي مرد و مردانه رهبري اين ملت را در جهت رهايي از يوغ استكبار برعهده بگيرد و ملت و كشور را آزاد بكند، اظهار داشت: براي ملتي كه سابقه استقلال و آزادي خواهي داشته و در برابر تحقير ملي واكنش نشان مي‌داده، بسيار سخت بوده است كه به دليل بي‌كفايتي‌هاي مسئولين خود شاهد وابستگي روزافزون به غرب و سلطه فزاينده استكبار بر اين زاد و بوم باشد.
وي افزود: در چنين شرايطي شعارهاي امام چه درخصوص استقلال‌طلبي و آزاديخواهي و چه درخصوص شعارهايي كه به‌گونه‌‌اي حكايت از يكه شدن و كمالي دارد كه در آموزه‌هاي ديني و تاريخي او به گونه‌اي مستتر است، نبايد ناديده گرفت.
افروغ با تاكيد بر اينكه حضرت امام را نبايد صرفاً رهبر سياسي و اقتصادي ديد،گفت: حضرت امام، رهبر معنوي اين ملت و جهان كنوني است؛ براي اينكه مي‌كوشد انسان را بار ديگر به ماوراء طبيعه و دنياي ديگر وصل كند و انسان را از روي زمين جدا كرده و به عروج برساند؛ رهبري كه تمام تلاشش اين است كه به انسان بگويد تنها نبايد به اين دو روزه دنيا اعتبار كرد.
نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اينكه عظمت امام به دليل شعارهاي پيامبرگونه اوست، افزود: گزاف نگفتيم اگر بگوئيم خميني پيامبر زمان همه ما بود.
وي گفت: امام راحل به حق رهبر و نظريه ‌پرداز رنسانس ‌جديد برتر است؛ زيرا اگر در رنسانس معروف، انسان جايگزين خدا مي‌شود و از خدا منفصل مي‌شود، در رنسانس خميني(ره) انسان بار ديگر كوچك شده، خدا مي‌شود و به خدا وصل مي‌شود.
افروغ با تاكيد بر اينكه امام حقيقت گرايي است كه تحت هيچ شرايطي حاضر نيست حق و حقيقت پيش پاي مصلحت ذبح شود، اظهار داشت: هيچ مصلحتي بالاتر از حقيقت در نزد امام جلوه‌گري نمي‌كند و همانند مولايش حضرت علي(ع) كه وقتي به تصميمات تاريخي مولا توجه مي‌كنيم كه چگونه در برابر معاويه كه دستش بسته بود، او هم مي‌توانست دست به نيرنگ ببرد اما اين كار را نكرد و پيروزي دو روزه دنيا را كنار گذاشت و يك پيامي براي ابديت براي بشر بجا گذاشت، خميني نيز آنجايي كه قرار بود جام زهر بنوشد آن را تبديل به جام شيرين نكرد بلكه به عينه و آشكارا گفت اين جام زهر است.
وي افزود: اين حركت مولا علي(ع) و امام خميني(ره) امروز براي همگان درس تاريخي و يك محك و معيار است.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس تصريح كرد: فراموش نكنيم ما در نظامي زندگي مي‌كنيم كه قرار است حقيقت در آن حاكم باشد و نه مصلحت‌هاي جناحي، فردي و گروهي؛ لذا در چنين نظامي چنين نشود كه از در و ديوار كشور با ريزش مصلحت روبرو باشيم اما بگويند حقيقت است.
وي ادامه داد: علاوه بر ابعاد وجودي حضرت امام از جمله اخلاص، ايمان عشق،عرفان،تفكر فلسفي،جامعه نگري و سازش ناپذيري او در اندشه امام جاي مصلحت و حقيقت خلط نمي‌شود و راز و رمز بقا و جاودانه بودن حضرت امام در همين نكته اساسي است.
افروغ گفت: امام يك الگوي تمام عيار براي همه انسانها در هر سطح و رده‌اي است حتي الگويي براي رهبران سياسي است البته اين الگو يك پروژه تمام يافته نيست بلكه يك پروژه تمام نايافته است و بايد آنرا كشف و فهم كرد و از لابلاي موضع‌گيري‌هاي تاريخي او منطق او را بيرون كشيد و كمال بخشيد.
وي افزود: البته راه براي كمال بخشيدن به انديشه‌هاي امام هم وجود دارد و كسي نمي‌خواهد امام را مطلق و معصوم جلوه دهد اما آنچه كه مهم است در مسير كمال بودن است كه امام در اين مسير بود و به ما راه و چاه و ورود در اين مسير را ياد داد و ما نيز بايد با امام در اين مسير باشيم و طي طريق كنيم.
نماينده تهران اظهار داشت: در اين مسير شايد ما هم بتوانيم به افق‌هايي دست يابيم كه اين افق‌ها براي امام دست يافته نبود اما بايد با تأسي از او و صراط او و عزم جزم او و نگاه او در اين مسير افتاد.
افروغ گفت: امام در واقع ترجماني از بزرگان و پيشينيان خود است. امام يك لحظه منقطع از تاريخ نيست، امام متصل به گذشتگان و مفاخير تاريخي ما است. امام به خدا، انبياء ‌و عرفا وصل است كه اگر آن گذشتگان و مفاخير نبودند، امام، امام نبود.
وي با بيان اينكه امام غرق در خدا بود
و رمز موفقيت اين رهبر در همين نكته بود، اظهار داشت: فرق امام با بسياري رهبران در اين است كه امام اولاً وصل به گذشته است و ثانياً خودي نمي‌شناسد. آنگاه كه خرمشهر آزاد مي‌شود مي‌گويد خرمشهر را خدا آزاد كرد.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس در بخش ديگري از سخنان خود مقام معظم هبري را جانشين شايسته‌اي براي حضرت امام خواند و اظهار داشت: از سال 68 تاكنون كه قريب به 18 سال از رحلت امام مي‌گذرد، رهبر معظم انقلاب به‌خوبي توانستند جامعه را از تندباد حوادث نجات دهند و اين نشان مي‌دهد كه ايشان علاوه بر قابليت‌هاي شخصي خودشان، شاگرد خوبي براي امام بودند و ظرفيت‌هاي لازم را براي پذيرش درسها و عبرتهاي امام داشتند؛ هر چند كه نمي‌شود به‌ طور صد در صدي اين دو بزرگوار را مثل هم پنداشت.
وي افزود: البته فراموش نكنيم كه حضرت امام مسير رهبري را براي حضرت آيت الله خامنه‌اي هموار كردند؛ به طوري‌كه اگر حضرت امام (ره) نبودند و آن جايگاه شاخص را چه در نگرش صدرايي و چه در مرجعيت تقليد و چه در مبارز بودن، به خودشان اختصاص نداده بودند، مسلم بدانيد كه رهبري معظم انقلاب اسلامي اين اندوخته عظيم را براي تداوم رهبري در نظام جمهوري اسلامي ايران در اختيار نداشتند.
افروغ گفت: قطع نظر از قابليت‌هاي حضرت آيت الله خامنه‌اي و عبرت‌آموزي ايشان از درسهاي اين انقلاب، قهراً سختي‌ها و مشكلات امام به هيچ وجه قابل مقايسه با سختي و مشكلات مقام معظم رهبري نبود.
وي افزود: البته از يك نكته هم نبايد غافل بود كه شور و اشتياقي كه مردم نسبت به امام راحل نشان دادند، مسير را براي رهبري امام راحل هموارتر مي‌كرد و اين شور و اشتياق به طور طبيعي با ارتحال رهبر اول انقلاب تا حدي كم‌رنگ شد؛ بنابراين از جهت شور و اشتياق مردم به رهبر فعلي، كار كمي سخت‌تر بود اما از جهت تجربه رهبري انقلاب اسلامي در برابر حوادث مشابه موضع گيري‌هاي امام راحل به موضع‌گيري رهبري كمك شاياني كرد.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس گفت: به نظر من مقام معظم رهبري مصلحت گراتر از امام راحل هستند و امام حقيقت‌گراتر بود و كمتر تعارف و رعايت مصلحت مي‌كردند.
وي افزود: دليل حقيقت گرا بودن امام راحل شايد به اين دليل بود كه زمانه اينچنين اقتضا مي‌كرد و شايد شرايط روحي و رواني و قابليت‌هاي دروني مردم نسبت به ايشان، اين اقتضاء را راحت‌تر مي‌كرد و شايد محدوديت‌ها و فشارها به رهبر انقلاب مانع از بيان مواضع حقيقي باشد و ايشان از روي اضطرار مجبور به اتخاذ مواضعي از روي مصحلت باشند.
اين استاد جامعه شناس دانشگاه گفت: توقع ما اين است كه رهبر انقلاب اسلامي با توجه به جامعه‌نگري و ابعاد شخصيتي و قابليت‌هاي دروني و ابزارهاي اداره كشور بتوانند موضوع شناس خوبي باشند و بتوانند شرايط زماني، مكاني، اقتصادي و سياسي حال و آينده را خوب فهم كنند و نه تنها به اين شرايط تن دهند، بلكه اين شرايط را با موضع‌گيري خوب و دقيق خودشان متحول كنند.
وي اظهار داشت: در مجموع مي‌توان گفت رهبر انقلاب در زمينه فهم شرايط فعلي و آتي با توجه به جميع محدوديت‌ها، قابليت‌ها و شرايط توفيق خوبي داشتند و معلوم نبود اگر ايشان رهبر انقلاب نبودند، كسي ديگري اين قابليت را ‌داشت كه همانند ايشان جامعه را اداره و پيش ببرد.
نماينده مردم تهران در مجلس با اشاره به جمله‌اي از حضرت امام « هر فرد از افراد ملت حق دارد كه مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانع‌كننده‌ بدهد، در غير اين صورت اگر بر خلاف وظايف اسلامي خود عمل كرده باشد و خودبخود ازمقام زمامداري معزول است و ضوابط ديگري وجود دارد كه اين مشكل را حل كند (جلد 5 صحيفه نور، صفحه 409) » گفت: ما نبايد به سمتي برويم كه جاي نقد و سوال بسته‌ و جاي نصيحت امام محدود شود.، ما نبايد فكر كنيم حال اگر رهبري جايگاه خطير را از آن خود كرده است، اين جايگاه او را عاري از هرگونه نقد، داوري، نظركارشناسي مي كند. ما نبايد به هيچ وجه به اين سمت و سو حركت كنيم و نبايد جايگاه متعالي معصوم مقدس را به او اطلاق كنيم كه جاي هيچ اعترافي ولو اعتراض دلسوزانه نباشد.
افروغ با بيان اينكه مهم‌ترين شاخصه نظام‌ ما ولايت فقيه است، گفت: مسلم است كه نقد و ارزيابي و داوري، غالب، شيوه و محمل خودش را دارد و با توجه به اين غالب، شيوه و محمل بايد جاي نقد باز باشد و سازوگارهايي تعبير شود كه افراد حرف‌هاي خودشان را بزنند و جواب بشنوند؛ زيرا چه بسا نقدهاي بي‌موردي باشد؛ لذا ما بايد اين ابهام را برطرف كنيم.
وي با اشاره به ارتباط حقيقت و مصلحت در نظام جمهوري اسلامي گفت: جواب ساده اين ارتباط كه جواب پيش ‌پا افتاده‌اي است، اين است كه قبل از تشكيل نظام اسلامي بايد حقيقت‌گرا بود اما بعد از تشكيل نظام بايد مصلحت را تعيين كرد.
افروغ با تاكيد بر اينكه مصلحت‌گرايي و جامعه‌گرايي بيش از حد نبايد ما را از حقيقت گرايي باز بدارد، اظهار داشت: نسبت حقيقت و مصلحت يك نسبت بارزي است كه بايد در محافل علمي و آكادميك ما بحث شود و ما بايد اين نسبت را براي اداره صحيح جامعه بدور از هر گونه تنش، فهم كنيم.

 منبع: خبرگزاری فارس