متن کامل سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای بسیج دانشجویی

من، شما دانشجوهاى بسيجى را توصيه مى‏كنم به اين كه محافظه‏كار نشويد و همواره دانشجو و بسيجى – به همان معناى مثبت و پُرخون و پُرتپش – باقى بمانيد. البته دنباله‏ى اين كه مى‏گوئيم «محافظه‏كار نشويد» اين است كه «ولى هوشيار هم باشيد». اين جلسه‏ى بسيار عزيز و شما جوانان عزيز، يكى از شيرين‏ترين نعمتهاى […]

من، شما دانشجوهاى بسيجى را توصيه مى‏كنم به اين كه محافظه‏كار نشويد و همواره دانشجو و بسيجى – به همان معناى مثبت و پُرخون و پُرتپش – باقى بمانيد. البته دنباله‏ى اين كه مى‏گوئيم «محافظه‏كار نشويد» اين است كه «ولى هوشيار هم باشيد».

اين جلسه‏ى بسيار عزيز و شما جوانان عزيز، يكى از شيرين‏ترين نعمتهاى خدا بر اين بنده‏ى حقير است. جمع دانشجويان بسيجى، نيروهاى زنده، فعال، هوشمند و در حقيقت سربازان آماده‏به‏كار و كمربسته‏ى اسلام و انقلاب، براى هر مسئولى – بلكه براى هر احدى از آحاد كشور كه به سرنوشت اين كشور علاقه دارد – مايه‏ى سپاس و مايه‏ى مباهات است.

مطالبى را برادران و خواهرمان بيان كردند. اگر وقت مى‏بود و براى من و جلسه ممكن بود، ترجيح مى‏دادم كه اين يك ساعت ديگر را هم از مطالب و نظرات شما بشنوم؛ ولى همين مقدارى كه شما عزيزان آمديد و مطرح كرديد، بنده را خيلى خرسند مى‏كند. آن چيزى كه هميشه من آرزو داشتم، از خدا مى‏خواستم و براى آن تلاش مى‏كردم، در بيانات شما جوانان عزيز بسيجى به‏طور مجسم مشاهده كردم و آن عبارتست از: وجود يك ذهنيت شفاف و روشن، يك درك متعالى از مسائل كشور و مسائل جهان، اهميت بسيج و اهميت حضور جوان در محيط علمى و در محيط سياسى. نقطه‏نظرهايى كه من هميشه تلاش مى‏كردم كه جامعه‏ى جوانِ مؤمن و انقلابىِ ما، به آنها توجه كنند و در آنها پيشرفت كنند، در بيانات عزيزانى كه صحبت كردند، فى‏الجمله مشاهده كردم. مطمئنم اگر تعداد بيشترى هم صحبت مى‏كردند، اين باور و اين احساس بيشتر مى‏شد.

ابتدا اشاره‏اى كوتاه به برخى از مطالبى كه برادران و خواهرمان در اينجا بيان كردند مى‏كنم؛ بعد هم چند جمله‏اى در جمع‏بندى مسائل بسيج و بسيج دانشجويى و مسائل كلى كشور عرض خواهم كرد.

اولاً اين كه جوان بسيجى بيايد و درباره‏ى اين‏كه: «خوب است دولت مشكلات صنفى دانشجويان را – كه به آسانى قابل حل است – حل بكند» صحبت كند يا از اين كه: «كار علمى در ميان بسيج، حمايت و پشتيبانى لازم را پيدا نمى‏كند» گلايه بكند، اين من را خوشحال مى‏كند؛ اين همان توقعى است كه ما از بسيج داريم. بسيج يعنى آن عنصر دلسوزى كه كشور را متعلق به خود و آينده را وابسته‏ى به تلاش خود مى‏داند؛ نگران است،چون صاحبخانه است. اگر در خانه يك شيشه بشكند، ممكن است مهمانها و تماشاكن‏ها خيلى اهميتى ندهند، اما براى صاحبخانه فرق نمى‏كند كه شيشه‏ى كدام اتاق بوده و نگران مى‏شود؛ صاحبخانه است ديگر. اين نگرانى را من در شما مجموعه‏ى جوان بسيجى، قدر مى‏دانم.

راجع به مسأله‏ى ورود در سياست بحث شد. من حالا مطالبى عرض خواهم كرد و اميدوارم كه اين معنا روشن بشود. به نظر من سئوال ندارد! مگر مجموعه‏ى بسيجى – آن هم بسيجىِ انقلاب و دانشجوى انقلاب – مى‏تواند نسبت به مسائل سياسى كشور بى‏تفاوت يا بدون موضع و بدون نظر باشد؟! مگر چنين چيزى ممكن است؟! من، شما دانشجوهاى بسيجى را توصيه مى‏كنم به اين كه محافظه‏كار نشويد و همواره دانشجو و بسيجى – به همان معناى مثبت و پُرخون و پُرتپش – باقى بمانيد. البته دنباله‏ى اين كه مى‏گوئيم «محافظه‏كار نشويد» اين است كه «ولى هوشيار هم باشيد». كاملاً هوشيار باشيد. شعار مى‏دهيد: دانشجو بيدار است! بله، همين توقع هست؛ من مى‏خواهم به شما عرض بكنم: بيدار باشيد. بيدارى دانشجو هم فقط بيزارى از امريكا نيست. امريكا چيست؟ امريكا به معناى يك منطقه‏ى جغرافيايى يا يك ملت مطرح است؟ يا نه، به عنوان يك حجم و هويت سياسى، امنيتى، تشكيلاتى، فرهنگى كه به چشم ديده نمى‏شود؟ آن هم تشكيلاتى با پشتوانه‏ى عظيم مالى و تجربه‏ى فراوان در كار تبليغات و جنگ روانى. بيزارى از اين، بيدارى مضاعف لازم دارد. مثل بيدارى در ميدان جنگ نظامى نيست كه شما اگر در سنگر بيدار باشيد، به مجردى كه دشمن كوچكترين تحركى نشان داد، او را هدف قرار بدهيد. در جنگ فرهنگى، در جنگ سياسى، در جنگ امنيتى، تحرك دشمن را درست نمى‏توان ديد. گاهى اوقات، دشمن كار را به گونه‏اى ترتيب مى‏دهد كه حرف حقى، از زبان يك نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى‏خواهد اين حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مى‏خواهد پازل خودش را كامل كند. اين پازل از صد يا دويست قطعه تشكيل شده؛ يك قطعه‏اش هم همين حرف حقى است كه آن شخص بايد بزند تا اين پازل را كامل كند! اينجا اين حرف حق را نبايد زد. پازل دشمن را كامل نبايد كرد. در اين حد هوشيارى لازم است! بله، وارد سياست بشويد و فكرِ سياسى كنيد؛ اما بسيار هوشيار. دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت و اظهار و موضعگيرى شما استفاده كند. اين، اصل اول و يك خط قرمز است.

چه‏طور دشمن را بشناسيم؟ چه‏طور تمايلات او را كشف كنيم؟ چه‏طور بفهميم كه اين كار به نفع دشمن يا به ضرر دشمن است؟ اين همان نقطه‏ى اساسى است. اين همان جايى است كه به اهتمام كامل، مطلقاً سهل‏انگارى نكردن و هوشيارى و بيدارى كامل احتياج دارد. اگر هم در جايى براى انسان مطلب روشن نيست، آن جا نبايد حركت كند. اگر ديديد زير پا محكم است، پا بگذاريد؛ اگر ديديد مشكوك است، پا نگذاريد. بنابراين محافظه‏كار نباشيد، اما هوشيار باشيد؛ اين، آن خط سياسى است. البته سخت است و آسان نيست؛ اما شما هم مرد كارِ سختيد؛ بسيجى هستيد و بايد اين كار سخت را به عهده بگيريد.

ممكن است فلان تشكل ديگر دانشگاهى اين ظرفيت را نداشته باشد كه حتّى اين حرف را بشنود؛ اما شما بعنوان بسيج، بايد اين ظرفيت را داشته باشيد كه اين كار را بكنيد؛ تفاوت شما اينقدر است. دانشجوى عزيز تبريزى‏مان، خيلى خوب و جمعبند