خمینی و دیگر هیچ

به قلم جوانی از نسل سوخته:

چرا با این همه روزنامه جشنواره و کانال تلویزیونی و همایش و بسط ولایت فقیه و … چرا برای نسل ما خمینی دیگر زنده نیست؟ جوابش برایم گنگ و ناپیدا بود. تا آنکه به دانشگاه قدم نهادم…

برای من که نسلش به قول ملاقلی پور نسلی سوخته است شناخت خمینی خیلی اهمیت دارد. نسلی سراسر شک و ابهام نسلی که پل میان آرمان گرایی و  مصلحت اندیشی و دنیا گرایی است. نسلی که خمینی را نه خیلی خوب که اصلا نشناخته است. نسلی شعار زده که دورتا دورش

 تضادهای بی پایان است. خمینی کبیر

اولین خاطره ای که از آقا روح الله دارم، از رادیو خانه مان بود که ساعت ۷ چایی شیرین صبحانه را برایمان زهر مار کرد. آن روز اولین روزی بود که مدرسه مان تعطیل شد و من خوشحال نشدم. چطور می توانستم خوشحال باشم و گریه خواهرم و مادرم را نبینم. من وقتی نام خمینی را دانستم که او دیگر نبود. و فقط نامش برایم باقی مانده بود. و دیگر هیچ.

از همان بچه گی روحیه ای به شدت انتقادی داشتم و جستجوگر. در نوجوانی هیچ گاه قانع و یا مطیع نشدم. اما آقا روح الله برایم هیچ گاه علامت سوال و یا انتقادی ایجاد نکرد. و همیشه و در همه چیز خود را مطیع کامل احساس می کردم و این خاصیتی بود که در مقابل خدا هم نداشتم. صحیفه را تنها می شد در کتابخانه مرکزی شهرمان پیدا کرد می خواندم و بیشتر مشتاق می شدم می خواندم احساس می کردم کمتر می شناسمش.

ولی همیشه یک سوال آزارم می داد. که چرا با این همه روزنامه جشنواره و کانال تلویزیونی و همایش و بسط ولایت فقیه و … چرا برای نسل ما خمینی دیگر زنده نیست؟ جوابش برایم گنگ و ناپیدا بود. تا آنکه به دانشگاه قدم نهادم. از قبل می دانستم که اسلاف بچه های انجمن اسلامی  همان دانشجویان پیرو خط امام بودند که سفارت را اشغال کردند. برای همین به نزد آنها رفتم. گفتم گمان می کنم امام حلقه گمشده جوانان امروزی است که تضادها را پاسخ می دهد و … یادم می آید جمله ام را نگذاشتند تمام کنم گفتند امام نظرات خوبی داشت از آزادی صحبت می کرد استبداد ستیز بود اما مربوط به زمان خویش بود. ما شعار عبور از خاتمی را هم داده ایم. برگشت به گذشته و امام ارتجاع نیست؟

انجمن را رها کردم، بسیجی ها بیشتر مذهبی بودند مسجد می آمدند، دعا می خواندند، ریش داشتند، و دخترانشان چاردی بودند. مظاهر بیشتر رعایت می شد. نزد مسئول آن وقت بسیج رفتم. گفتم همان را که با انجمنی ها گفتم و جواب شنیدم بله صد البته و خوب پیشنهادتان چیست؟ گفتم به سراغ صحیفه می رویم و یک سیر مطالعاتی حداقل پیرامون جلد ۲۱و این دو سه جلد آخر کمترین کاری است که می توانیم بکنیم. البته مسئول بسیج مانند برادر انجمنی‌مان رک و صریح نبود ایشان فرمودند: البته تفکر امام، تفکر خوبی بوده است و بسیار انقلابی بودند ایشان، اما ما الآن ولی فقیه داریم رهبر داریم، خدا رحمت کند امام را به هرحال الآن آن تفکرات انقلابی دیگر گیرایی ندارد و در ثانی تمرکز بیش از حد در مورد امام و غفلت از رهبری باعث نزول شأن آقا می شود. آقا خودش هر موردی را که بخواهد می تواند دوباره تکرار کند بعضی از تفکرات ایشان را نمی شود امروز در جامعه گسترش داد . نا آخر حرفش را خواندم التماس دعایی گفتم و بیرون آمدم . البته یادم هم نمی رود همان مسئول بسیج هنگامی که رهبری در سال ۸۱ از جنبش دانشجویی خواستند با مصادیق فساد اقتصادی برخورد کنند می گفت: خوب حرف آقا تفسیر دارد.

جواب سوالم را خیلی خوب دریافتم. جوانی که اولین مسئولیتش ریاست بسیج دانشجویی دانشگاه  است که ۴ عضو  بیشتر نداشت امام را اینگونه به موزه عبرت می فرستاد. از لاریجانی که بر اریکه سمع و بصر ایرانیان تکیه داده بود چه انتظاری می رفت. این چنین است که آقا روح الله نه برای من که برای نسل ما امام نیست.

منبع: وبلاگ ربذه