رفتن به بالا

علی شکوهی: وحدت اصولگرایانه

اصولگرايان بايد فراگير و با سعه صدر عمل کنند. متاسفانه برخي از اصولگرايان چتر فراگيري را نمي گشايند و حتي نيروهاي اصولگراي ديگر را هم تحمل نمي کنند. اين نگاه ، قطعا اصولگرايانه نيست و در سايه آن نمي توان وحدت بادوامي را شکل داد.


بحث انتخابات مجلس هشتم ، اين روزها، نقل محافل سياسي و مطبوعاتي است و دير نيست که ما شاهد جدي تر شدن رقابت هاي انتخاباتي شويم.
آنچه اين روزها جريان دارد، تدارک جناح هاي سياسي براي انتخابات است که اولا به صورت شناسايي نيروهاي همفکر در سراسر کشور پيگيري مي شود و ثانيا در قالب فعاليت هايي مشاهده مي شود که هدف اصلي آن ، ايجاد ائتلاف جبهه اي در جريان هاي همفکر و همسو است.
جريان موسوم به اصولگرا نيز اين روزها، همين دغدغه را دارد و برگزاري جلسات مداوم براي رسيدن به وحدت نظري و عملي در انتخابات مجلس هشتم ، از جدي تر شدن اين دغدغه حکايت مي کند.وحدت اصولگرايان در اين شرايط، چه لوازمي دارد و چگونه شدني است؟
اين پرسش ، نيازمند توجه جدي تر و بيشتري است و خوب است همگان به آن پاسخ دهند؛ چرا که از درون همين پاسخها، خط حرکتي و اصول رفتاري خوبي فراهم مي آيد و وحدت اصولگرايان ، عملي مي شود.
و اما پاسخ بنده به پرسش مربوط به پيش فرض هاي وحدت اصولگرايان:
1- وحدت اصولگرايان بايد مبتني بر اصول ، يعني اصولگرايانه باشد. فرض ما اين است که اصولگرايان ، قدرت را براي خدمت مي خواهند و قصدشان اين نيست که محفل و باند قدرت تشکيل دهند و بنابراين ، ايجاد وحدت عملي براي رسيدن به اکثريت در مجلس هشتم ، بسترسازي براي خدمت است.
داشتن اصول مشخص و مشترک در حيطه ارزشهاي انقلاب و خدمتگزاري به مردم ، بيانگر اين واقعيت است که اصولگرايان ، بر سر کدامين اصول اعتقادي و سياسي ، وحدت کرده اند و با مردم بر سر کدامين مباني ، ميثاق بسته اند.
چنين به نظر مي رسد که توافق بر سر منشور 20ماده اي که اين روزها از آن سخن گفته مي شود، گامي به سوي وحدت اصولگرايانه باشد.
2- اصولگرايان بايد علاوه بر اصول و اهداف مشترک ، به سوي دستيابي به برنامه مشترک هم گام بردارند. ايجاد وحدت عملي حول برنامه کاري و اجرايي مشخص ، يک ضرورت است ، زيرا هميشه وحدت ايجابي ، بسيار کارآمدتر از وحدت بر مبناي سلبي است. اگر اصولگرايان صرفا بر سر رقابت با اصلاح طلبان ، به وحدت برسند، در جريان عمل حتي با فرض پيروزي ، دچار تشتت و تفرقه خواهند شد. برنامه مناسب مشترک در حوزه اقتصاد، سياست داخلي ، سياست خارجي ، حيطه فرهنگ و…مي تواند علاوه بر جلب آراي مردم به سوي برنامه اصولگرايان ، وحدت عملي آنان را نيز موجب شود.منظور ما از برنامه ، دقيقا برنامه است نه شعارهاي کلي که به اهداف ، شبيه ترند تا يک برنامه اجرايي کارآمد. گوش مردم پر از حرفهاي کلي و وعده هاي غيرقابل تحقق است و از جريان هاي سياسي بويژه اصولگرايان حاکم بر دولت و مجلس ، انتظار دارند که به معناي دقيق کلمه ، برنامه هايي را ارائه کنند که به صورت نسبي وضعيت معيشت آنان را سامان دهد و توسعه متوازن را در کنار عدالت اجتماعي و رسيدگي به امور جوانان از جمله ايجاد اشتغال ، به همراه آورد.
3- اصولگرايان بايد به دو نهاد سياسي و اجتماعي ، توجه بيشتري نشان دهند تا هم وحدت آنان ، پشتوانه قوي تري پيدا کند و هم امکان جذب آراي مردم را داشته باشند. اين دو نهاد را احزاب و نخبگان تشکيل مي دهند. احزاب اصولگرا هريک به عنوان سازمان دهندگان گروههايي از مردم و نخبگان به عنوان طيف مرجع ، قطعا در وضعيت آينده اصولگرايان و کاميابي آنان ، نقش تعيين کننده اي دارند. به سراغ مردم رفتن و نظر آنان را متوجه خود کردن و راي آنان را به دست آوردن ، حتما نياز به حلقه هاي واسطي دارد که برجسته ترين آنها را احزاب و نخبگان تشکيل مي دهند. احياي فرهنگ پوپوليستي و مردم گرايي منهاي تشکل ، شايد در کوتاه مدت و در مواردي خاص ، پاسخ دهد اما در همه زمانها و با شرايط دولتهاي مدرن ، پاسخگو نيست و به همين دليل بايد به سازمان ها و احزاب سياسي و نخبگان اجتماعي در جايگاه حقيقي آن ، توجه نشان داد.
4- اصولگرايان بايد از اصلاح طلبان بياموزند. اين آموختن از دو جهت ضروري است.
اول آرمان ها و شعارها و اهدافي که در طيف اصلاح طلبان بدرستي انتخاب شده و در جامعه طرفداراني دارد. دوم خطاها و اشتباهاتي که آنان مرتکب شدند و همين امر موجب از دست رفتن پايگاه اجتماعي آنان شد. اصلاح طلبان نه تماما قابل نقدند و نه تماما قابل تاييد. مهم اين است که اصولگرايان ، به اصلاحات مورد نياز اين مقطع از انقلاب پي ببرند و اصولگرايانه آن اصلاحات را در دستور کار قرار دهند و در عين حال متوجه باشند که همچون جريان موسوم به اصلاح طلبان دچار اشتباه نشوند که اگر چنين شود، از دست رفتن مقبوليت مردمي ، کمترين نتيجه آن است.
5- اصولگرايان بايد فراگير و با سعه صدر عمل کنند. متاسفانه برخي از اصولگرايان چتر فراگيري را نمي گشايند و حتي نيروهاي اصولگراي ديگر را هم تحمل نمي کنند. اين نگاه ، قطعا اصولگرايانه نيست و در سايه آن نمي توان وحدت بادوامي را شکل داد.
اصولگرايان بايد از چنان سعه صدري برخوردار باشند که حتي نيروهاي ارزشي و اصولگراي طيفهاي ديگر از جمله انقلابيون طيف اصلاح طلب را که کم هم نيستند، به سوي خود جذب کنند.

علي شکوهي
× منبع: روزنامه جام جم