بحران فلسطین و رازگشایی یک واقعیت!

اقدامات اخیر به خوبی حامل این پیام روشن بود که برای بسیاری از کشورهای عربی، برخلاف القائات و ادعاهایشان، اساسا مساله شیعه و سنی و اختلافات مذهبی موضوعیت ندارد و مساله اصلی و حیاتی، همسویی با سیاستهای ابرقدرتهاست چرا که در غیر این صورت دولت سنی مذهب حماس و مردم سنی مذهب و انقلابی فلسطین […]

اقدامات اخیر به خوبی حامل این پیام روشن بود که برای بسیاری از کشورهای عربی، برخلاف القائات و ادعاهایشان، اساسا مساله شیعه و سنی و اختلافات مذهبی موضوعیت ندارد و مساله اصلی و حیاتی، همسویی با سیاستهای ابرقدرتهاست چرا که در غیر این صورت دولت سنی مذهب حماس و مردم سنی مذهب و انقلابی فلسطین نباید با این خیانتهای آشکار که قبلا به زبانی دیگر و در حاله ای از ابهام توجیه می شد، مواجه شوند.


 

این روزها در مقابل چشم همه، اقداماتی در فلسطین در حال اتفاق است که از چند منظر تامل برانگیز و خصوصا برای مسلمانان درس آموز است. در بطن اتفاقات اخیر فلسطین چند مساله که قبل از این نیز بوضوح مشاهده می شد وجود دارد اما در تحولات اخیر یعنی برکناری دولت وحدت ملی برآمده از رای مردم به حماس، عدم پذیرش مذاکره با جنبش حماس و پذیرش نشست مشترک با رژیم صهیونیستی و برخی سران عرب در شرم الشیخ از جانب محمود عباس بعنوان رئیس تشکیلات خودگردان، مساله ای مهمتر نیز بیش از گذشته نمایان گشته است.

وقتی محمود عباس مورد حمایت آمریکائیها قرار گرفت و با حضور رایس، وزیر امور خارجه آمریکا، در نشستی به مذاکره با اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی پرداخت و همزمان از حمایت عمده کشورهای عربی برخوردار شد، می توانستیم وابستگی او و اعراب حامی اش به بیگانگان و عدم توجه و اتکاء او به اراده مردم مقاوم فلسطین را دریابیم.

وقتی آمریکائیها و سایر کشورهای غربی و عربی به کمک محمود عباس آمدند تا دولت منتخب مردم وابسته به حماس را تحت فشار قرار دهند و وادار به عقب نشینی کنند می توانستیم به خوبی معنای واقعی اعتقاد به دموکراسی در منظر مبلغان اسلحه به دست آن را دریابیم.   

اینک، چنانچه می بینیم این پیامها به طور یک جا در اتفاقات اخیر و البته با وضوحی بیشتر نمایان شده اند. محمود عباس، دولتی که در عربستان طبق توافق طرفین با عنوان دولت وحدت ملی تشکیل شده بود را نیز تحمل نکرد و با عزل اسماعیل هنیه، نخست وزیر فلطسین، خود دست به تشکیل دولتی غیرقانونی و انتصابی زد و در کنار فتح مجهز به سلاحهای غربیها به مقابله مسلحانه با حماس نیز اقدام کرد و نهایتا با رد پذیرش مذاکره با جنبش حماس و قاتل خواندن آنان، در میان کف و سوت آمریکائیها و اروپائیها حضور بر سر میز مذاکره با اسرائیلی ها و خائنان عربی را پذیرفت که اینک مشتاقاته بدنبال عادی سازی روابط خویش با اسرائیل اند!

اما نکته اصلی و مغفول مانده ماجرا، اثبات حقیقتی بسیار مهم است که اگر مسلمانان بیش از پیش بدان توجه کنند بسیاری از مسائل جهان اسلام قابل حل خواهد بود. اقدامات اخیر به خوبی حامل این پیام روشن بود که برای بسیاری از کشورهای عربی، برخلاف القائات و ادعاهایشان، اساسا مساله شیعه و سنی و اختلافات مذهبی موضوعیت ندارد و مساله اصلی و حیاتی، همسویی با سیاستهای ابرقدرتهاست چرا که در غیر این صورت دولت سنی مذهب حماس و مردم سنی مذهب و انقلابی فلسطین نباید با این خیانتهای آشکار که قبلا به زبانی دیگر و در حاله ای از ابهام توجیه می شد، مواجه شوند.

این اتفاقات بیش از هر زمان وابستگی و فساد درونی سران باصطلاح مسلمان کشورهای عربی را نمایان ساخت و نشان داد که دامن زدن به تعصبات مذهبی و تحریک علمای نادان و مردم ناآگاه و سخن گفتن از تشکیل هلال شیعی در منطقه و حمایت از گروههای تروریستی باصطلاح مذهبی … همگی بهانه ای برای انحراف اذهان از ظهور بیشتر این خبث باطنی و پوسیدگی درونی است.

این جریانات نشان داد که انسجام اسلامی تنها راهبرد عزت بخش مسلمانان برای حذف این عناصر خودفروخته و تشکیل دولتهای اسلامی مردم محور معتقد به دوستی و آزادی اقوام و مذاهب گوناگون است.

وبلاگ آرمانخواهي