رفتن به بالا

مصائب سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

رياست محمدي عراقي بر اين سازمان، شايد از منحصربه‌فردترين دوران در تاريخ باشد. اين دوره، منهاي تلاش‌هاي برخي از مديران و كارشناسان، دستاورد قابل توجهي براي ارايه نخواهد داشت، مگر تورمي از پيام دادن‌ها و امضاي موافقت‌نامه‌ها!

28 سال پيش كه حضرت امام خميني(ره)، مسئله صدور انقلاب و انديشه‌هاي اسلامي را مطرح كردند، در ايران كسي نبود كه منظور ايشان را از صدور انقلاب و راهكارهاي آن متوجه نشود، همان‌گونه كه در دنيا كسي نبود كه بفهمد منظور امام(ره)، لشكركشي و تهاجم گسترده به كشورهاي جهان براي صدور انقلاب و اسلام نيست.

در آن روزها ما به دنبال يافتن راهكار و دستيابي به مكانيزم جديد براي صدور فرهنگ و انقلاب و انديشه‌هاي ديني در جهان بوديم كه جهانيان وقتي از نوع نگاه حضرت امام(ره) به مفهوم صدور انقلاب آگاه شدند و دانستند اين صدور نه نظامي، بلكه فرهنگي است، پيش از اين‌كه ما براي تحقق اهداف مورد نظر قدمي برداريم و يا طرحي و برنامه‌اي را طراحي كنيم، آنان با دو برنامه نظامي و فرهنگي به فكر مقابله افتادند و پيش از اين‌كه ما آغاز كنيم، آنها تهاجم گسترده نظامي و فرهنگي خود را آغاز كردند.

حال كه سال‌ها از آن روزها مي‌گذرد، بسياري از ايده‌ها و انديشه‌ها تغيير يافته و كمتر كسي به موضوع صدور ارزش‌هاي معنوي و فرهنگي انقلاب و گسترش اسلام در جهان به اندازه ضرورت افزايش صادرات غيرنفتي و يا علت و انگيزه افزايش قيمت خيار و گوجه فرنگي فكر مي‌كند.
سازمان تبليغات اسلامي در بخش بين‌الملل وارد عمل شد و وزارت امور خارجه‌مان با ايجاد بخش فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با معاونت امور بين‌الملل خود، گام‌‌هايي برداشتند… .

اما سال‌ها گذشت و اين تجربه به دست آمد كه با ناهماهنگي بين اين ارگان‌ها، كار به سرانجام مطلوب نرسيده و نخواهد رسيد، براي همين همه نهادها و ارگان‌هاي دست‌اندركار امور فرهنگي در خارج از كشور، با درايت رهبر انقلاب در كنار هم قرار گرفتند و چنين شد كه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به وجود آمد. بيش از ده سال نيز از اين همگرايي و فعاليت اين سازمان گذشت. حال آيا مي‌توانيم ادعا كنيم كه ما حتي به نيمي از اهداف فرهنگي‌مان در خارج از كشور دست يافته‌ايم؟ آيا به اندازه نيمي از دغدغه‌اي كه ما براي عملكرد صادراتمان در حوزه‌هاي اقتصادي داريم، در حوزه فرهنگ هم داشته‌ايم؟ اين سازمان كه براي جلوگيري از موازي‌كاري در فعاليت‌هاي فرهنگي در خارج از كشور تأسيس شد، به مرور زمان دچار مسائلي گشت كه اينك از آن تعبير به بيماري و آسيب مي‌شود.

تلفيق دستگاه‌ها در آغاز، مشكلات و ناهمخواني‌هايي به دنبال داشت كه بايد به مديران جديد، اين فورجه داده مي‌شد تا بتوانند مجموعه را همگون سازند.
با گذار از مرحله تلفيق، عملا دو مشي و مشرب براي نحوه حضور در خارج از كشور به چالش گرفته شد. عده‌اي به استفاده از «شيوه‌هاي همه‌جانبه فرهنگي» و عده‌اي به بهره‌مندي از «شيوه‌هاي تبليغي» معتقد بودند؛ اختلاف نظر بين اين دو ديدگاه را مي‌‌توان ريشه اصلي همه تحولات برنامه‌اي، هدف‌گذاري‌ها و به دنبال آن «تسويه‌ها و تصفيه‌هاي پرسنلي» دانست.

در دوران رياست آيت‌الله تسخيري، به دليل آشنا بودنش با مسائل بين‌المللي و به ويژه تخصصش در مسائل فرهنگي جهان اسلام، مي‌توان گفت تعادلي بين هر دو شيوه برقرار كرد؛ البته اگر نگوييم كه كفه كار بر مبناي تبليغ صرف، سبك‌تر هم بوده است.
رياست محمدي عراقي بر اين سازمان، شايد از منحصربه‌فردترين دوران در تاريخ باشد. اين دوره، منهاي تلاش‌هاي برخي از مديران و كارشناسان، دستاورد قابل توجهي براي ارايه نخواهد داشت، مگر تورمي از پيام دادن‌ها و امضاي موافقت‌نامه‌ها!

براي وارد شدن به مبحث اصلي، لازم است به اين نكته اشاره شود كه در حقيقت، محور اصلي كار در اين سازمان، در معاونت بين‌الملل رقم مي‌خورد و بخش عمده‌اي از فراز و فرودهاي مرتبط با در پيش گرفتن استراتژي و تاكتيك در اين معاونت تنظيم مي‌شود، اما متأسفانه بر مبناي باورها و سلايق شخص معاون مربوطه.

روزگاري ابوالحسن نواب با چيدماني از نيروهاي معاونت بين‌الملل سابق وزارت ارشاد و اضافه نمودن جمعي از دانش‌آموختگان مدرسه حقاني و دانشگاه امام صادق(ع) سكاندار بود. پس از آن، علي جنتي با انضباط خاص اداري؛ البته از نوع شخصي و ايده‌آل‌هايش كه معتقد بود اين تشكيلات، كارشناسي فرهنگي ندارد و با يك درجه ارفاق، همه كاردان فرهنگي هستند!
نفر ديگر محمدباقر كريميان؛ او جزو معدود مديراني بود كه گزارش‌ها را كامل مي‌خواند و براي آشنايي بيشتر مديران و كارشناسان، برنامه‌هاي بازديد و سخنراني فرهنگي را سامان‌دهي مي‌كرد.

با نشستن منوچهر متكي بر مسند معاونت بين‌الملل اين سازمان، بيشتر افراد بر اين باور شدند كه حتما مشكل تاريخي وزارت خارجه با تنها دستگاه متولي كار فرهنگي در خارج از كشور حل خواهد شد. البته داشتن دوستان و همكاران قديمي بي‌اثر نبود و متكي را ياري مي‌كردند، ولي اين نمي‌توانست مشكل را به طور اساسي رفع كند، زيرا زماني كه معاونت بين‌الملل سابق ارشاد و بعد سازمان فرهنگ در معرض بدترين بي‌مهري‌ها از سوي وزارت خارجه قرار مي‌گرفتند، وي از مديران ارشد همان وزارتخانه بود و اينك نيز از همان جا مأمور شده بود، براي همين نمي‌توانست براي اين سازمان، خود را به آب و آتش بزند.

در واپسين روزهاي حضور متكي در سازمان فرهنگ، وقتي وي در قالب آبادگران آماده رقابت‌هاي انتخاباتي مجلس هفتم مي‌شد، قرار شد استعفاي تاكتيكي داده و در پشت دست ابوذر ابراهيمي كه از قبل حكم مشاور اجرايي گرفته بود، ك