همتای قران

همتای قرآن کریم زنهای بزرگ در عالم بسیارند. ابن أبی الحدید در شرح نهج البلاغه می‌گوید: تاریخ قبل از طوفان در دسترس نیست. تاریخ کافران، تاریخ مسیحی‌ها، تاریخ زرتشتیان، تاریخ یهودیان، تاریخ مسلمانها. نه در بین بی‌دین‌ها مردی به بزرگی علی آمد، نه در بین یهودی‌ها، نه در بین مسیحی‌ها، نه در بین زرتشتی‌ها. علی، […]

همتای قرآن کریم
زنهای بزرگ در عالم بسیارند. ابن أبی الحدید در شرح نهج البلاغه می‌گوید: تاریخ قبل از طوفان در دسترس نیست. تاریخ کافران، تاریخ مسیحی‌ها، تاریخ زرتشتیان، تاریخ یهودیان، تاریخ مسلمانها. نه در بین بی‌دین‌ها مردی به بزرگی علی آمد، نه در بین یهودی‌ها، نه در بین مسیحی‌ها، نه در بین زرتشتی‌ها. علی، علی است. و این علی هم‌سنگ و هم‌طراز فاطمه است. اگر کسی خواست ببیند فاطمه چه قدر مقام دارد، باید بگوید: همتای علی است.

شاگرد مستقیم پرودگار

درباره فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها از دو محور باید سخن گفت. یک محور مربوط به تحقیقات علمی است که برای ما ثمره علمی و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه‌ی مسائل اخلاقی، فقهی، حقوقی ما هم هست. محور دوّم آن بخشی است که مستقیماً به ما مربوط است، ما باید تأسّی کنیم، آن را اسوه قرار بدهیم، الگو بدانیم، پیروی کنیم و مانند آن. آن بخشی که مربوط به مسائل اعتقادی است و ثمره علمی دارد بررسی مقام منیع آن بانو است که این همتای قرآن کریم است، همتای نبوّت است، همتای رسالت است، همتای ولایت است. چیزی از ولیّ الله مطلق کم ندارد، اینها یک نورند و مانند آن. سرّ اینکه این بانو سلام‌الله‌علیها حجّت بر ائمه علیهم السَّلام است و اگر علیّ بن ابیطالب سلام الله علیه نبود، اَحدی همتای آن حضرت نبود، آدَم وَ مَنْ دُونَه؛ این است که این مثل خود قرآن کریم در مقام حدوث و بقاء شَکل گرفت. قرآن از زمین برنخاست، از فکر کسی تدوین نشد. هیچ عالم بشری این قرآن را تدوین نکرد و تنظیم نکرد. سُوَرش، آیاتش، معارفش، مفاهیمش را بررسی نکرد و انشاء نکرد. مستقیماً از جهان غیب نازل شد و در طیّ 23 سال ماند و برای اَبد جای خود را تثبیت کرد. این سه کار را قرآن کرد: یعنی از آسمان نازل شد، نزولش هم 23 طول کشید و ماند برای اَبد.

انسان کامل، مخصوصاً فاطمة زهرا سلام‌الله‌علیها هم وقتی هویّتشان را ارزیابی می‌کنیم، می‌بینیم در همین مثلث خلاصه می‌شود؛ او از زمین برنخاست، از آسمان نازل شد و تقریباً همسفر قرآن کریم بود. تا قرآن آیات و سُورش نازل می‌شد، این هم روزانه متکامل می‌شد، ترقّی می‌کرد. و تا قرآن به پایان رسید، عُمر این بی‌بی هم به پایان رسید؛ ولی برای اَبد ماند. گرچه إنَّکّ مَیِّتٌ وَ إنَّهُمْ مَیِّتُون شامل همه انسانهاست.

وقتی وجود مبارک پیغمبر علیه و علی آله آلاف التحیّه والثناء به مقام شامخ نبوّت بار یافتند، به معراج رسیدند، در معراج غذائی میل کردند. وقتی از معراج نازل شدند، به زمین آمدند، دیگر تماسی نداشتند، مگر اینکه آن غذا به صورت نطفه در بیاید؛ ‌آن میوه آسمانی و غیبی و بهشتی.

ضلع دوّم این مثلث آن است که حالا چون 23 سال این قرآن به تدریج نازل شد، این پنج سال اوّل تقریباً مقدّمه بود. برای پیدایش چنین معراجی و چنان میوه‌ای و چنین نطفه‌ای. همراه با نزول آیات و سُور و معارف قرآن کریم، این بانو ترقّی می‌کرد. اگر دو ساله بود در شِعب أبی طالب با آن آیات و مشکلاتی که نازل می‌شد، ترقّی می‌کرد. و اگر چند سال در مکّه تشریف داشتند، با آیات مکّی مترقّی می‌شدند. و اگر چند سال در مدینه تشریف داشتند، با آیات مَدنی مترقّی می‌شدند. وجود مبارک فاطمه سلام الله علیها از چندین راه با قرآن رابطه داشت. گاهی مستقیم، گاهی غیر مستقیم؛ مستقیمش هم دو نحو بود: یک نحو مستقیمش این بود که از وجود مبارک پیغمبر (ص) آیات را، تلاوت آیات را، تعلیم کتاب و حکمت را، تزکیه را؛ این چهار کار را که وظیفه‌ی رسمی پیغمبر بود، فرا می‌گرفت. یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ، یُعَلِّمُهُ الکِتابَ وَالحِکْمَه وَ یُزَکِّیِهِمْ. این چهار برنامه را مستقیماً از مشهد و مکتب و محضر پدر بزرگوارش استفاده می‌کرد. و هر روز این دو شاگرد را به پیشگاه رسول گرامی می‌فرستاد؛ یعنی حسن و حسین سفیران فاطمه بودند.

اینکه در آن قصه است که وجود مبارک امام حسن گزارشی می‌داد، بعد عرض کرد: مادر! امروز گویا یک بزرگواری مرا می‌بیند ، قَلَّ بَیانِی وَ کَلَّ لِسانِی، لَعَلَّ سَیِّدَاً یَرانِی . این قَضیّهٌ‌ فِی واقِعِه نبود که یک روز گزارش داده باشد. هر روز گزارش می‌داد. منتها آنروز وجود مبارک علیّ بن أبیطالب سلام الله علیه از پشت در یا پرده ناظر صحنه بود. هر روز وجود مبارک فاطمه سلام الله علیها حسنین را به مشهد و به محضر و به مکتب پیغمبر می‌فرستاد، بعد از آنها استنطاق می‌کرد که امروز چه آیه‌ای نازل شد؟ پیغمبر چه فرمود؟ آیه را چنین معنا کرد، چنان معنا کرد. این آیه را با آن آیه چگونه هماهنگ کرد؟ اینها گزارش می‌دادند. در تکمیل گزارش با پدر بزرگوارش هم مذاکره می‌کرد‌. سفیر سوّمی که وجود مبارک فاطمه سلام الله علیها داشت، علیّ بن أبیطالب بود که باب مدینه علم بود. آن هم مرتّب گزارش می‌داد: امروز این آیه نازل شد، پیغمبر اینچنین معنا کرد، اینچنین تفسیر کرد و مانند آن. این سه راه را که یکی مستقیم و دو تا غیر مستقیم، وجود مبارک بی بی سلام الله علیها داشت.

راه دیگری که غیر مستقیم است و هر کسی می‌تواند آن را داشته باشد، منتها گرچه در نظام تکوین هر فیضی که به انسان عادی می‌رسد به وسیله آن انسان کامل است که بِیُمْنِهِ رُزِقَ الوَری وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرْضُ وَالسَّماء ، ولی به حسب ظاهر انسان یک راه مستقیمی هم با ذات أقدس إله دارد. آن راه را هم خدا وعده داد که إتَّقُوا الله وَ یُعَلِّمُکُمُ الله. در سوره انفال بالاتر از این را