عدالتخواهي، تاكتيك سياسي يا آرمان حكومت اسلامي؟

محسن مقصودي

آقاي احمدي‌نژاد بايد با همان شجاعت و قدرتي كه در برابر زورگويان و مستكبران خارجي مي‌ايستد، در برابر باج‌خواهي و نفوذ سياست‌بازان دوست‌نما بايستد و آنها را به قدرت نگمارد. چرا كه شايسته‌سالاري لازمه عدالت سياسي است. او بايد بايستد و اين جريان را تصفيه كند تا گفتمان «عدالت» به سرنوشت «آزادي و اصلاحات» و «سازندگي» گرفتار نشود. آقاي احمدي‌نژاد بايد در اين ميان به نقدهاي دلسوزانه نخبگان متعهد توجه بيشتري بكند.

«… بايد سعي شود تا از راه رسيده‌ها و دين به دنيا‌فروشان، چهره كفرزدايي و فقرستيزي روشن انقلاب ما را خدشه‌دار نكنند و لكه ننگ دفاع از مرفهين بي‌خبر از خدا را بر دامن مسئولين نچسبانند.»
امام خميني6/5/66
اين روزها در حالي دومين سالگرد حماسه سوم تير را پشت سر مي‌گذرايم كه بي‌شك فضاي جامعه و گفتمان غالب آن به لطف همان حماسه عظيم تغيير كرده است.
حماسه سوم تير، نه پيروزي احزاب سياسي بود و نه حتي پيروزي شخص آقاي احمدي‌نژاد. سوم تير، پيروزي گفتمان اصيل انقلاب اسلامي يعني «عدالت و معنويت» بود. «عدالتخواهي» آرمان، فراموش شده سالهاي پيروزي انقلاب، يك بار ديگر خواست ملت شد و مردم سرانجام همه فريادهايشان را نسبت به «اسلام مرفهين بي‌درد و اسلام سرمايه‌داران زالوصفت» در برگه رايي به نام «محمود احمدي‌نژاد» نوشتند و به صندوق انداختند، چراكه احساس كردند سخنان و شعارهاي او بوي «اسلام پابرهنگان و فقراي دردمند» مي‌دهد و لذا مردم قاطعانه از او خواستند تا با اجراي «عدالت»، اصلاحات واقعي يعني مبارزه بي‌امان با فقر و فساد و تبعيض را عملي كند.
و چنين بود كه پس از 16 سال حاكميت تكنوكراتها وتفكر ليبرال سرمايه‌داري، بار ديگر نوبت به گفتمان اصيل انقلاب اسلامي رسيد و عدالتخواهان اصولگرا پيروز انتخابات نام گرفتند، تا مردم اميدوارانه چشم انتظار اجراي عدالت باشند. اما از فرداي سوم تير، در عرصه سياسي كشور اتفاقات عجيبي افتاد كه صاحبان اصلي اين حماسه يعني مردم را نسبت به ميزان موفقيت و ادامه راه اين پيروزي بزرگ، نگران ساخت.
البته، يقينا موضع‌گيري‌هاي عناد‌آميز و كينه‌توزانه جريان ليبرال و مدعيان اصلاحات و سازندگي، براي مردم چيز عجيبي نبود، چرا كه نفوذ 16 ساله مافياي قدرت و ثروت در بخش‌هايي از حاكميت، به ناگاه با خطر مواجه شده بود و لذا عكس‌العمل‌ها و كارشكني‌هاي فراوان آنها تا به امروز قابل پيش‌بيني بوده است و اين فضاسازيها، هزينه طبيعي قيام براي عدالت و رفع ظلم و تبعيض است.
اما در اين ميان آنچه براي مردم عجيب مي‌نمود، چرخش يكباره برخي احزاب سياسي به سمت گفتمان عدالتخواهي و حمايت از شعارها و شخص رئيس‌جمهور (البته پس از پايان انتخابات!!) بوده پس از حماسه سوم تير، سياست‌بازان مصلحت‌پرستي كه تا قبل از انتخابات هيچ‌گاه سخني از عدالتخواهي و ساده‌زيستي و مردمي بودن و … نداشتند، يكروزه عدالتخواه و ساده‌زيست شدند! و يقينا بزرگترين ضربه را به حماسه سوم تير و شخص رئيس‌جمهور، همين مزوران بوقلمون صفت زده و خواهند زد.
البته از اين طيف سياست‌بازان دسته‌اي كه شامه سياسي قوي‌تري داشتند به تدريج و از سال 83 و پس از مشاهده رويكرد مردم در انتخابات شوراي شهر دوم و مجلس هفتم و انتخاب «گفتمان عدالتخواهي و ساده‌زيستي» سريعتر رنگ عوض كردند و شعار عدالخواهي را به مصلحت خود ديدند. اما پس از حماسه سوم تير، مابقي اين طيف كه يا شامه سياسي ضعيف‌تري داشتند و يا آنقدر به دنبال و رفاه‌طلبي چسبيده بودند كه حتي سخن گفتن از عدالت و ساده‌زيستي (حتي در ظاهر) برايشان سخت و هزينه‌دار شده بود، سرانجام پس از سوم تير به يكباره تنها راه نجات و ادامه حيات سياسي خود را در همرنگ جماعت شدن يافتند و چنان شعار عدالتخواهي، ساده‌زيستي و مردمي بودن سر دادند كه گويا هيچ وقت در سالهاي گذشته، مدافع سرمايه‌داران زالو‌صفت و هم‌پياله مرفهين بي‌درد نبوده‌اند! اما حافظه مردم چيز ديگري از آنها در خاطر داشت و همين خاطرات و سوابق تاريخي بود كه مردم را نگران مي‌كرد.
تاسف‌بارتر از همه آن كه، مردم مشاهده مي‌كنند، همين طيف سياست‌باز كه عدالتخواهي را نه به عنوان يك آرمان حكومتي، بلكه به عنوان يك تاكتيك سياسي براي باقي ماندن در قدرت شعار خود كرده‌اند، در برخي پست‌هاي كليدي دولت نفوذ مي‌كنند و احزابي كه تا روز آخر حاضر نبودند از احمدي‌نژاد حمايت كنند و او را در ميان همه تهمت‌ها و انگ‌ها و فشارهاي تبليغاتي تنها گذاشته بودند، پس از چندي خود را پيروز انتخابات و صاحب اين حماسه معرفي كردند و چنان از دولت باج‌خواهي و سهم‌خواهي نمودند كه گويا مردم به حزب آنها راي داده‌اند!
آري امروز، نه فقط دولتي آقاي احمدي‌نژاد يا مجلس اصولگرا، بلكه «گفتمان عدالتخواهي» در خطر است. گفتمان عدالت، امروز براي آنكه بتواند با گفتمان ليبرال سرمايه‌داري مبارزه كند بايد خط و مسير خود را از سياست‌بازاني كه «شعار عدالت» را براي گرفتن راي مردم و «راي مردم» را براي «قدرت» و «قدرت» را براي «ثروت» مي‌خواهند، جدا كند.
عدالتخواهان واقعي، در نظر و عمل «جنگ فقر و غنا» را باور كرده‌اند و حكومت را نه براي «قدرت و ثروت» كه تنها براي اجراي «قسط و عدالت» مي‌خواهند، همانطور كه خداوند در قرآن هدف از ارسال پيامبران و انزال كتاب و حكمت را، قيام مردم براي قسط و عدالت مي‌داند. از نگاه اسلام و حكومت اسلامي عدالتخواهي يك تاكتيك سياسي براي جلب راي مردم نيست كه آلت دست و لقلقه زبان سياست‌بازان شود و تاريخ مصرف محدودي داشته باشد، بلكه از نگاه اسلام، عدالتخواهي يك آرمان اجتماعي و هدف اصلي تشكيل حكومت اسلامي است، چرا كه از نظر دين، تكامل و تعالي انسان و رشد معنوي او تنها در سايه اجراي عدالت در جامعه محقق مي‌شود، از همين روست كه مقام معظم رهبري نيز، عدالت اجتماعي را هدف اصلي انقلاب معرفي مي‌كنند و مي‌فرمايند: «آمدن پيغمبران براي اين است كه در جامعه قسط باشد