رفتن به بالا

خاموش ازكنارهم عبور ميكنيم3

ما برخی از غرب‌زده‌ترین افراد را در حوزه می‌شناسیم، آن هم در سطوح بسیار بالا، نه در سطوح میانی و پایین. من برخی از غرب‌زده‌ترین افراد را در حوزه و هم‌زمان برخی از ارزشمندترین و باتقواترین آدمها را در حوزه سراغ

اما در صحبت از محور سوم بحث موانع وحدت حوزه و دانشگاه را ذكر خواهم كرد. پاسخ من به این مشكلات بسیار ساده است. پاسخ همان است كه در سه محور بخش اول سخنانم بدانها اشاره كردم. یعنی جدایی و همپوشانی بسیار اندك بین حوزه‌‌های معرفتی یعنی حوزه‌ها و دانشگاهها، یكی از موانع وحدت است. عدم تعامل فكری پژوهشی مانع بزرگ دیگری است. سومین مانع، نگرشها و قضاوتهایی است كه حوزویان نسبت به دانشگاهیان و دانشگاهیان نسبت به حوزویان دارند. عده‌ای هم فكر می‌كنند كه هر كس در لباس روحانیت باشد دیگر مجسمه تقواست! كی این حرف را زده است؟! این طوری نیست! ما برخی از بی‌تقواترین آدمها را در این لباسها می‌شناسیم. باید این حرفها را بزنیم. باید این مسائل را از هم تشخیص بدهیم. باید جرئت كنیم و بگوییم كه متأسفانه برخی از بی‌تقواترین آدمها را در این لباسها سراغ داریم و عكس آن نیز صادق است كه برخی از متقی‌ترین آدمها را در لباس شخصی و میان دانشگاهیان سراغ داریم. این تعرض به نوعی نگرش حوزویان و دانشگاهیان است. اعتبار و خدماتشان نسبت به فرهنگ كه مشخص است. ارتزاقشان هم مشخص است. منبری می‌روند و نمازی می‌خوانند و كار به آن صورتی ندارند و اینها نگرشهای رایج نسبت به حوزویان است و عكس آن هم می‌گویند كه این دانشگاهی مجسمه علم و دانش است یا اینكه مجسمه معاصی و گناه و فساد است! در صورتی كه این طور نیست. ما باید با نگرشها و قضاوتهای قالبی و فرمالیستی مبارزه بكنیم. این طور نیست كه هر دانشگاهی، غرب‌زده و فاسد است و هر كس حوزوی است اصیل، ارزش‌مدار و اهل دیانت است. اصلا‌ً این طور نیست. ما برخی از غرب‌زده‌ترین افراد را در حوزه می‌شناسیم، آن هم در سطوح بسیار بالا، نه در سطوح میانی و پایین. من برخی از غرب‌زده‌ترین افراد را در حوزه و هم‌زمان برخی از ارزشمندترین و باتقواترین آدمها را در حوزه سراغ دارم و عكسش را هم در دانشگاه سراغ دارم. یعنی برخی افراد دانشگاهی مخالف با غرب و اندیشه‌های غربی و متعصب به ارزشهای دینی می‌شناسم. هدف من از طرح این مسائل این است كه از این لباسها بیرون بیایید و معیار و میزان شما وابستگی نهادی یا لباس نباشد. هم در حوزه تقوا دیده می‌شود هم در دانشگاه. بی‌تقوایی، جهل و تحجر هم در حوزه پیدا می‌شود و هم در دانشگاه. از این قالبها باید بیرون بیاییم. این یكی از موانع بزرگ وحدت حوزه و دانشگاه است. یعنی همین نگاههای قالبی كه به همدیگر داریم از موانع اصلی است در صورتی كه ما از كنار آن به راحتی می‌گذریم. اما راهكارهای راهبردی ایجابی جهت تعمیر و بسترسازی وحدت حوزه و دانشگاه وجود دارد كه برای استمرار و تحكیم انقلاب اسلامی به شدت به اجرای این راهكارها نیازمند هستیم. وحدت حوزه و دانشگاه برای استمرار و تحكیم انقلاب اسلامی ضروری و حیاتی است، خیلی لازم است، نمی‌گویم از نان شب واجب‌تر است. من در شش محور این راهكارها را ذكر می‌كنم: 1) مبارزه جدی جهت تعدیل و تغییر نگرشها و قضاوتهای متقابل. یعنی به طور یك‌پارچه، با برخوردها و قضاوتهای ناشایست و نافیانه برخورد كنیم. من خودم هر جا می‌نشینم یا در جمعی شركت می‌كنم كه برخوردهای نافیانه ویرانگر نسبت به حوزه یا دانشگاه وجود دارد بلافاصله برخورد می‌كنم. شما هم به سهم خود می‌توانید در تغییر و تعدیل این نگرشها و قضاوتها مؤثر باشید كه هستید. با این دسته از افراد و نگرشها باید جدی بر] ]>