رفتن به بالا

خاموش ازكنارهم عبور ميكنيم4

بعضی از مراكز حوزوی هستند كه در این زمینه دغدغه دارند. و هم‍ّتشان این است كه در این زمینه گامی بردارند. البته این مراكز معدودند و جریان اصلی حوزه هم این نیست و این گونه تجمعها و تشكلها به لحاظ مدیریتی و مالی هم بسیار كم‌توان هستند ولی هستند جوانهایی با عزم و اراده كه معتقدند باید سازندگی كرد و سالیان سال هم هست كه در این جهت فعالیت می‌كنند و تلاش می‌كنند تا گامهایی در این زمینه بردارند و كاری بتوانند انجام بدهند. من صادقانه، بی‌ هیچ نگرانی و هراسی این سخن و مفروض این سؤال را تأیید می‌كنم كه گام مهم، جدی و جا افتاده و مقبولی در این جهت برداشته نشده است.

سوال می شود، بومی‌سازی علوم، جامعه‌شناسی اسلامی، علوم اجتماعی اسلامی، اقتصاد اسلامی. آیا می‌توانیم پس از گذشت 27 سال از اول انقلاب، از این علوم سخن بگوییم و آیا می‌توانید چندین كتاب در این زمینه معرفی كنید؟ علوم اسلامی و مبانی دینی به چه نحو در این رشته‌ها و دیگر علوم فنی مهندسی می‌تواند ریزش پیدا بكند، مگر نه اینكه این امر مستلزم زمینه مشترك علوم می‌باشد؟ زمینه مشترك بین ریاضیات و فنی با علوم اسلامی چگونه است؟ سؤال دیگر این است كه راهكارهای عملی برای اینكه مهندسان وارد بحثهای حوزوی بشوند چیست؟ سؤال دیگر اینكه آیا علم دینی داریم یا می‌توانیم داشته باشیم؟ پیوند بحث وحدت حوزه و دانشگاه با علم دینی چیست؟ آیا علم دینی می‌تواند تأثیری بر بحث وحدت این دو نهاد داشته باشد؟ سؤال دیگر اینكه رابطه جنبش نرم‌‌افزاری و وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟ آیا تقویت یكی منجر به تقویت دیگری می‌شود؟ بعضی از این سؤالها كاملا‌ً بجا و ضروری است و بعضی هم ارتباط وسیعی با هم دارند. از اینجا شروع كنیم كه آیا می‌توانیم بعد از گذشت 27 سال از اول انقلاب، باز از علوم اجتماعی و انسانی اسلامی سخن بگوییم؟ مفروض این سؤال این است كه خ‍ُب، كاری نشده، اتفاقی هم نیفتاده است كه فرض درستی است. بنده فرض ایشان را كاملا‌ً تأیید می‌كنم و كاملا‌ً هم موافقم. كار جد‌ّی و مهمی صورت نگرفته است. بعضی از مراكز حوزوی هستند كه در این زمینه دغدغه دارند. و هم‍ّتشان این است كه در این زمینه گامی بردارند. البته این مراكز معدودند و جریان اصلی حوزه هم این نیست و این گونه تجمعها و تشكلها به لحاظ مدیریتی و مالی هم بسیار كم‌توان هستند ولی هستند جوانهایی با عزم و اراده كه معتقدند باید سازندگی كرد و سالیان سال هم هست كه در این جهت فعالیت می‌كنند و تلاش می‌كنند تا گامهایی در این زمینه بردارند و كاری بتوانند انجام بدهند. من صادقانه، بی‌ هیچ نگرانی و هراسی این سخن و مفروض این سؤال را تأیید می‌كنم كه گام مهم، جدی و جا افتاده و مقبولی در این جهت برداشته نشده است. صادقانه این را می‌گویم كه آدمی نیستم كه كلی‌گویی بكنم و بگویم كه من اطلاع دارم، شما نمی‌دانید، و بعد آن را به آینده محو‌ّل كنم! من معتقد هستم كه با جوان دانشجو نباید این گونه برخورد شود، لذا صریح و صادقانه می‌گویم كه چنین چیزی وجود ندارد. اما مایلم و حق می‌دانم كه بلافاصله اضافه كنم كه آیا می‌دانید جامعه‌شناسی غربی، یعنی جامعه‌شناسی كه ما حاق معرفت می‌دانیم، چند سال است كه تولید شده و به صورت امروزی در آمده است؟ مهم‌ترین گروههای اولیه جامعه‌شناسی در قرن نوزدهم در سالهای 50 ـ 1840 شكل گرفته است. نكته مهم بعدی این است كه نویسندگان اولین نوشته‌ها در این رشته، هیچ‌گاه تصور نمی‌كردند كه این ماجرا و این آثار به یكی از آثار كلاسیك و ماندگار جامعه‌شناسی و اقتصاد تبدیل شود. آنها نظریه‌پردازی می‌كردند و روی موضوعی كار می‌كردند مانند تقسیم كار اجتماعی. این آثار بعدا‌ً جامعه‌شناسی نام گرفت. اقتصاد امروزی مربوط به هزار سال پیش نیست مربوط به قرون اخیر است. فیلسوفانی راجع به ثروت به تأمل نشستند، آثارشان زمینه‌ساز چیزهایی شد كه بعدها در قرن بیستم علم اقتصاد نامیده شد. اگر علم‌شناسی بخوانید این مسائل برای شما روشن می‌شود. این طوری نبود كه كسی مثل آدام اسمیت بنشیند و بنویسد و بگوید حالا من اقتصاددانم. آن فیلسوفان تأمل می‌كنند، بحث و گفت‌وگو می‌كنند، تأملاتش‌ان را بر یك حوزه متمركز می‌كنند از تأمل بر حوزه‌های اجتماعی و حوزه قدرت، نظریات سیاسی استخراج می‌كنند. در تأملات خود متوجه انسان و رفتارهای انسانی می‌شوند كه از آن تأملات روانشناسی پدید آمده است. این طور نیست كه از ابتدا، چند صد سال پیش، كسانی به عنوان جامعه‌شناس یا اقتصاددان و… بودند و هر چیزی را كه نوشتند یكباره جامعه‌شناسی و اقتصاددان و… شدند. تمام آثار اولیه‌ای كه حكم چشمه‌های جوشان دارد مثل آثار كارل ماركس، امیل دوركیم، هگل و… جنبه‌های كلی دارد، یعنی در آن، نظریه‌پردازی انسان‌شناسانه نهفته است یا چنین پیش‌فرضهایی وجود دارد. بنده به عنوان فیلسوف، اول آنها را یك فیلسوف می‌دانم و بعد به عنوان فیلسوفانی می‌دانم كه در زمینه جامعه، اجتماع یا اقتصا] ]>