اصولگرایان خسرالدنیا و الاخره نشوند…

سایت الف:

اصولا اگر قرار باشد اصولگرایان در زمان تصدی مسئولیت، از مشکلات مردم غفلت کنند، حفظ قدرت و مجلس هشتم را برای چه می خواهند؟ 5+6 چه فایده ای دارد اگر به قیمت معطل ماندن انجام تکالیف پارلمانی و اجرایی تمام شود؟

در ماه های اخیر اصولگرایان مجلس شاهد دو رویداد تدریجی و همزمان بوده اند:

1- تلاش فشرده و تقریبا موفق برای طراحی و اجرای سازوکار وحدت اصولگرایان در انتخابات آتی.

2- ناکام و یا معطل ماندن اجرای شماری از کلیدی ترین مصوبات مجلس هفتم.

نگاهی به عملکرد دو سال اخیر مجلس نشان می دهد ، تلاش پرانگیزه ماههای اولیه مجلس هفتم  در عملی کردن نهضت خدمت رسانی به تدریج به فراموشی سپرده شده است. شاهد مثال روشن برای این مدعا، بی نتیجه رهاشدن برخی از مهمترین مصوبات مجلس هفتم برای عمل به وعده ها و گره گشایی از مشکلات ملت است:

* مصوبه «رفع موانع تولید و سرمایه گذاری»  به دلیل همکاری نکردن دولت در تامین منابع مالی نسبتا اندک آن، به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع شده و  در کمیسیون های آن جا خاک می خورد.

* قانون «تسهیل ازدواج جوانان» ، پس از گذشت 2 سال از تصویب نهایی، عملا روی زمین مانده و فقط بخشی از آن تحت عنوان تسهیلات صندوق مهر رضا در حال اجراست.

* مصوبه «مدیریت خدمات کشوری» پس از ساعتها جلسه و نقض مکرر توافقات برای تصویب نهایی و اجرای آن، عملا به فراموشی سپرده شده و ظاهرا در مجلس دیگر کسی امیدی به احیا و یا حوصله پیگیری آن را ندارد.

* «طرح حذف کنکور» با مقاومت بخشی از دولت متوقف مانده است.

* مصوبه «رسیدگی به اموال مسئولان نظام» پس از رد عجیب آن در شورای نگهبان به مجلس عودت شده و جنازه آن روی دست هیات رئیسه مانده است.

«تبصره 13 بودجه» هم به دلیل اهمیت فوق العاده و حساسیتهای حاشیه ای اش  ، به شیشه عمر اصولگرایان مجلس و دولت تبدیل شده و در دستان لرزانی قرار گرفته است و اجرای آن هم حال و روز خوشی ندارد …

تصویب و اجرای این قبیل مصوبات مجلس در حالی بلاتکلیف یا ناقص مانده که مجلس هفتم، بجای پیگیری اجرای آنها وقت گرانبهای خود را صرف پیگیری طرح های کم اهمیت یا پر مساله ای نظیر تغییر ساعت رسمی، اصلاح قانون انتخابات، جلوگیری قانونی از حضور آقای زریبافان در هیات دولت یا آقای الهام در شورای نگهبان و… کرده است.

تصویر فوق شاید برای برخی اصولگرایان گزنده باشد ولی واقعیتی تلخ و خطرناک در پس آن قرار دارد.

درباره این واقعیت، تذکر چند نکته ضروری است:

1-    نباید فراموش کنیم که  پیروزی پی در پی اصولگرایان در انتخابات شوراهای دوم، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، بیش از هر چیز، ریشه در کارآمدی و اجرای موفق نهضت خدمت رسانی داشت.

با اوج گیری ناکارامدی دوم خرداد در تشخیص و پاسخگویی به خواسته های واقعی مردم، دوره دوم شوراها و شهرداری آقای دکتر احمدی نژاد تصویری کارآمد از اصولگرایان عملگرا ، پاکدست و مردمگرا نشان داد و پیروزی های انتخاباتی اصولگرایان از آن پس شروع شد.

در سالهای اولیه دهه 80 ، در حالی که ملت درگیر مشکلات متعدد بیکاری ، تورم ، تبعیض، فساد و… بود، دوم خردادی ها از تحقق مردمسالاری و گفتگوی تمدنها چنان با شعف و حرارت حرف می زدند که گویی مشکلات و خواسته های واقعی مردم اینها هستند. گزارشهای امروز برخی اصولگرایان از پیشرفت در جلسات 5+6 و رسیدن به وحدت نیز چنان است که گویی حل مشکلات مردم در موفقیت 5+6 خلاصه شده است.

رسیدن به وحدت مهم است اما نه به قیمت کارایی و کم رنگ شدن نهضت خدمت رسانی.
تلاش برای وحدت اصولگرایان مهم است اما تلاش برای رفع مشکلات ملت قطعا مهمتر است.

 
اگر امروز اصولگرایان به حل مشکلات و پاسخ به خواسته های مردم بپردازند، به تکلیف دینی و ملی خود عمل کرده اند. اما اگر از مشکلات و خواسته های اصلی مردم غفلت کنند و صرفا به وحدت بپردازند ، کارامدی و چه بسا نتیجه انتخابات را از دست داده اند. خسر الدنیا و الاخره…

اصولا اگر قرار باشد اصولگرایان در زمان تصدی مسئولیت، از مشکلات مردم غفلت کنند، حفظ قدرت و مجلس هشتم را برای چه می خواهند؟ 5+6 چه فایده ای دارد اگر به قیمت معطل ماندن انجام تکالیف پارلمانی و اجرایی تمام شود؟

فراموش نکنیم که راه مجلس هشتم از مجلس هفتم می گذرد. اگر مجلس هفتم در تشخیص و حل مشکلات مردم موفق باشد، در درجه اول به تکلیف دینی و قانونی خود عمل کرده است. در پس این انجام وظیفه ، اگر ملت بازهم نمایندگی را به اکثریت فعلی مجلس سپرد، چه بهتر از بابت فرصتی دیگر برای خدمت و چه سخت از بابت ادامه حمل این بار سنگین. اگر هم نتیجه انتخابات مجلس هشتم به گونه دیگری رقم خورد، حداقل نمایندگان فعلی تکلیفشان را در تشخیص صحیح و پیگیری حل مشکلات ملت انجام داده اند. نکند اکثریت مجلس هفتم در 5+6 چنان غرق شود که هم از ادای تکلیف نمایندگی باز بماند و هم اعتماد ملت به کارایی اصولگرایان را از دست بدهد؟…