اگر پول نداريد، بميريد!

گزارشی از داستان نابساماني در بيمارستان‌هاي دولتي:

رگر پول ندارید بمیرید/ حکایت وضع بد بیمارستانهای دولتیتخت های فرسوده ، ملحفه هایی که سال ها از خریداری آنها گذشته.. هزینه ها و مخارج سنگین درمانی نیز به حدی بالاست که هر سال یک و نیم میلیون ایرانی به همین دلیل زیر خط فقر می روند. از هر 10 مراجعه بستری به بیمارستانها یک مورد منجر به سقوط فرد به زیر خط فقر می شود.

 وارد ساختمان بزرگ اما فرسـوده بیمارستان که می­شوی، بوی نامطبوعی میهمان مشامت می­شود و بعد از چند ثانیه مجبورت می­کند به رغم میل باطنی جلوی بینی و دهانت را بگیری و وارد بخش­ها شوی. اینجا بیمارستانی در جنوبی­ترین قسمت پایـــتخت و هـمسایه ریل­هایی است که مسافران را به شـــهرهای جنوبی می­برند. حال عمومی بیمارستان حتی نزارتر از  بیمارانی است که به امید معالجه در آن بستری شده­اند و فضای سبز بیمارستان زیر انبوهی از برف که مدت­هــای مـدیــدی از بـارش آن می­گذرد، پنهان شده. فلش­هایی که روزگاران گذشته از سفیدی به برف طعنه می زدند به مرور زمان به سمت محو شدن در دل آسفالت­ها می روند و هنوز قرار است نقش راهنمای مراجعه کنندگان را به محوطه داخلی بیمارستان بازی­کنند. مثل همه بیمارستان ها برای رفتن به بخش هایی که در طبقات بالا قرار دارند ناچاری یا از آسانسور استفاده کنی یا پله. اما ظاهرا آسانسورهای این بیمارستان بین ساعات 14 تا 16 که زمان ملاقات است بنای ناسازگاری را نه با  مراجعه­کنندگان که حتی با بیمارانی می­گذارند که قرار است برای ادامه درمان به بخش های مختلف مراجعه کنند. پشت درهای دو آسانسوری که انگار بین طبقات مفقود شده­اند، کودک بیماری که حال خوشایندی ندارد روی تخت دراز کشیده و در سرمایی که راهروی بیمارستان را در آغوش کشیده به گفته همراهانش بیشتر از 10 دقیقه است که منتظر آسانسور مانده تا به رادیولوژی برود اما از آسانسور خبری نیست . تنها وسیله گرمایشی کودک بیمار پتوی نازکی است که به همراه چادر سفید مادر وظیفه گرم کــردن او را به عهده گرفته­اند و به خــوبی نمی­توانند انجام وظیفه کنند و آسانسور ها هم چنان در بین طبقات مفقودند. مادر کودک مضطرب تر از آنی است که بتواند جوابگوی سوالاتمان باشد و به این بسنده می کند که از سرنداری مجبور شده فرزندش را در اینجا بستری کند و بعد از گذشت 5 روز هنوز آثار بهبودی در او دیده نمی شود و به علت این که طبق قانون بیمارستان صبح ها نمی تواند در بخش باشد هنوز نتوانسته دکتر معالجش را ببیند. طبق قانون بیمارستان و به گواهی برگه­هایی که در ابتدای بخش ها روی دیوار زده شده، همراه بیمار از ساعت 30/7 صبح به بعد مجاز نیست در بخش و کنار بیمار بماند و به همین دلیل بسیاری از بیمارانی که نیاز به همراه دارند در این ساعات با مشکل روبه رو می شوند. کمبود نیروی پرستاری نیز که در همه بیمارستان های دولتی مشهود است مزید بر علت می شود و مشکلات بیماران بستری را – خصوصا آن ها که نیاز به همراه دارند –  در مراکز دولتی دو چندان می کند. به رغم محوطه وسیع بیمارستان که اجازه استفاده از هلی­کوپتر امداد را به مرکز اورژانس داده و با وجود ساختمان بزرگ آن، سقف راهروها کوتاه و تعداد لامپ­های کم نوری که روشن هستند، محدودند و این به دلگیری فضای غم بار بیمارستان دامن می زند. درهای اتاق ها انگار سال هاست که رنگ نخورده و دست هیچ نقاشی آنها را لمس نکرده است. درها به قدری در گذر زمان زخم خورده­اند که دیگر هیچ جای امیدی به بهبودی آنها نیست و حتی دستگیره­ای هم برای یاری ندارند. این وضعیت در تمام طبقات و بخش ها به چشم می خورد . تخت های فرسوده ، ملحفه هایی که سال ها از خریداری آنها گذشته، اتاق های بزرگ اما پر از تخت که در ساعات ملاقات دیگر جایی برای نفس کشیدن ندارند و مثل بقیه مراکز درمانی دولتی کمبود پرسنل پرستاری و خدمات کاملا مشهود است و باعث نارضایتی همراهان و بیمارانی که فقط به خاطر هزینه کمتر ناچار شده اند در این مرکز معالجه شان را پیگیری کنند. دکتر فارس نجاری رئیس بیمارستان شهدای هفتم تیر به رغم هماهنگی های قبلی برای انجام مصاحبه پذیرایمان نشد. اما دکتر آل بویه  رئیس سابق این بیمارستان با تائید مشکلات موجود در مراکزدرمانی دولتی در خصوص معضلات این بیمارستان گفت: بیمارستان شهدای هفتم تیر به علت موقعیت سوق الجیشی و پذیرش تعداد زیاد بیماران تصادفی از سراسر تهران با کمبود امکانات اولیه، نیروی پرستاری و تجهزات روبه رو است. وی تاکید کرد، اگر چه قسمت اورژانس بیمارستان تعمیر و بازسازی شده و بسیاری از تجهیزات به روز رسانی شده اند ولی دولت باید برای پرسنل این قبیل مراکز امتیاز خاصی را قابل شود که بعد مسافت و کمبود امکانات را به جان می خرند و باز هم در این بیمارستان کار می کنند. این متخصص بیهوشی عمده ترین مشکلات بیمارستان های دولتی را بحث خودگردانی و عدم تناسب تعرفه های تصویب شده با تورم حاکم بر جامعه می داند و معتقد است، عدم پوشش کامل بیمه واقعی در کنار تعرفه های نامناسب باعث بروز مشکلات در مراکز درمانی دولتی شده است. بحث خودگردانی بیمارستان های دولتی که چند سالی است مطرح و به اجرا گذاشته شده از مهم ترین معضلات بخش بهداشت و درمان است که در کنار کم کاری سازمان های بیمه گر باعث بروز نارضایتی در این بخش شده است و تا زمانی که وضعیت بیمارها و تعرفه ها مشخص نشود این مشکل هم چنان باقی است. نمونه آموزشی یا بیمار اکثر مراجعه کنندگان به مراکز دولتی از سرناچاری و برای فرار از پرداخت هزینه های درمانی در بخش خصوصی به این مراکز روی می آورند اما در اکثر  مواقع نتیجه مطلوبی ازاین سیستم درمانی نمی گیرند. زن جوان کنار تخت مادرش ایستاده و به زور سعی می کند مقداری آب میوه به او بخوراند. از وضع بد رسیدگی به بیماران شکایت می کند و می گوید از صبح که از بخش بیرون رفته ایم تا الان یکی نبوده که یک لیوان آب میوه به مادرم که تازه  جراحی کرده است بد] ]>