پندهايي از تجارب تاريخي

آیا پديده احزاب دولت ساخته در حال تکرار است؟

درباره احزاب دولت ساختهكوچكترين نقدي نسبت به دولت و رئيس‌جمهور با انواع هجمه‌ها و هتاكي‌های بي‌حد و حصر مواجه مي‌شود تا جايي آدمي به ياد لجن پراكني‌ ورق پاره‌هاي شبه‌اصلا‌ح‌طلبان مي‌افتد. برخي طوري رفتار مي‌كنند كه گويي اساس سوم تير يكسره به يد قاهره آنان بوده است و ملت به چراغ هدايت آنان از ضلا‌لت رهايي يافته‌اند!

    
محمدعلي حسيني
پديده <احزاب دولت ساخته> در 18 سال گذشته، بي‌گمان يك واقعيت تاريخي و سياسي است. پديده‌اي كه مي‌توان درتحليل آن، به نامطلوبيت‌هاي بسياري اشاره كرد و از مصائبي سخن گفت كه در اثر نضج گرفتن آن حادث شده است. مي‌توان از بي‌اعتمادي ذهنيت عمومي جامعه به اين احزاب داد سخن سرداد و …
اما چه حاجت است به تكرار مكررات. آن هم مكرري كه تلخ است و شايد هراس آور. هراس از تفوق جزميت انديشي و دگماتيسم نقابدار، هراس از ابزار انگاشتن تمايلا‌ت غالب اجتماعي و سرمايه‌هاي معنوي يك جامعه. اين هراس، نه از سر حب و بغض است و نه از سر سياست‌ورزي‌هاي خاص. بلكه از باب مهر به وطن اسلا‌مي و نظم معنايي ديانت موضوعيت مي‌يابد.
بعد از سوم تير كه به مثابه <تجديد حيات معنوي> جامعه محسوب مي‌شود، توقع ما اخلا‌قي شدن بيش از پيش عرصه سياست و فرهنگي شدن آن بود. توقع ما اين بود كه مطالبات فرهنگي ـ اجتماعي نخبگان اصولگرا جامه عمل بپوشد، مهر خاتمت بر روش‌هاي نامطلوب و فايده گرايانه زده شود. حال اما بهتي به ما مستولي شده كه شايد وصف ناشدني است. عدول‌هايي را از <ذات معنايي سوم تير> شاهديم كه قلب را مي‌فشارد و ذهن را مي‌آزارد.
اگر قرار است از خدمت صادقه به <خلق‌الله> رايحه‌اي طرب‌انگيز برانگيخته شود، چه حاجت به اين است كه اين امر را در سياست خلا‌صه كنيم و بلوك قدرت سامان دهيم؟ آيا قرار است تجربه‌هاي تاريخي احزابي چون كارگزاران و مشاركت در وجهي ديگر تكرار شود؟ برخي طوري رفتار مي‌كنند كه گويي اصل و اساس رويداد مهمي چون سوم تير يكسره به يد قاهره آنان بوده است و ملت به چراغ هدايت آنان از ضلا‌لت رهايي يافته‌اند!
كوچكترين نقد و نقادي نسبت به دولت و رئيس‌جمهور با انواع هجمه‌ها و هتاكي‌ها بي‌حد و حصر مواجه مي‌شود تا جايي آدمي به ياد لجن پراكني‌ ورق پاره‌هاي شبه‌اصلا‌ح‌طلبان در دوران تاريك تفوق اباحه‌گرايان مي‌افتد.
احمدي‌نژاد <نور چشم> ماست، اما ما به عنوان دوستداران او و دولت <حق> داريم از او انتقاد كنيم، چه آنكه تصريح بيانات رهبر حكيم انقلا‌ب نيز بر <حق منتقد بودن> دلا‌لت دارد و امام(ره) نيز مي‌فرمودند نقد و حتي تخطئه از مواهب الهي است؟ آيا حاميان دولت مي‌خواهند رئيس دولت از موهبت نقد بي‌بهره باشد؟ و آيا دكتر احمدي‌نژاد عزيز ما نيز مي‌خواهد سخن برخي ناآگاه را بر توصيه‌هاي منتقدان اصولگرا ترجيح دهد. البته در اين باب، ماحساب منتقدان را از هتاكان جدا مي‌كنيم. بديهي است كه جنگ رواني‌اي كه برخي از روزنامه‌ها به راه انداخته‌اند به هيچ رو با حقيقت و حق‌گرايي سرسازش ندارد و مطامع سياسي در پس آن نهفته است. مراد ما اين است كه چرا دايره اصولگرايي را برخي آن قدر تنگ مي‌كنند كه حتي خودي‌ترين خودي‌ها نيز از آن بيرون مي‌مانند و حتي فراتر از آن به تكفير و توهين دست مي‌يازند؟
اصولگرايان <حق> دارند كه در برابر برخي از تطهيرهاي شبه‌ناك از عملكرد برخي نهادها لب به اعتراض بگشايند و اين <حق> را به واسطه التزام تام به تكاليف خود به دست آورده‌اند، نه از اتصال به منابع قدرت.به هر روي واضح و آشكار است كه رئيس دولت با آن پشتكار در خور تحسين و روحيه انقلا‌بي و ساده زيست و ذهنيت پويا مورد احترام قاطبه اصولگرايان است و اگر نقدي هم ابراز مي‌شود، از سر همين احترام و  نگراني از خدشه‌دار شدن جايگاه او است. اما در عين حال بر ذمه ايشان است كه دايره مشاوران و نزديكان را توسيع دهند و از تجارب متراكم تاريخي استفاده بهينه كنند تا ان‌شاء‌الله <دولت اسلا‌مي> تحقق كامل يابد. 

سیاست روز