حكومت، قدرت و خدمت

گفتاري از آيت الله شهيد دكتر بهشتي است در جمع مردم نيشابور

 الآن در صحنه‌هاي نبرد سرنوشت‌ساز جنوب و غرب ايران چه كساني هستند كه حماسه مي‌آفرينند و قهرماني‌هاي جديد تاريخ پرفروغ اسلام را به دنيا عرضه مي‌كنند؟ آنها كه ريشه‌هاي عميق عشق و ايمان به خدا در دل‌هايشان چنان پيش رفته كه همه چيز را بر كف گرفته‌اند، مي‌آيند و مي‌گويند دعا كنيد ما زودتر به سعادت شهادت نايل آييم…

اشاره: متن زير گفتاري از آيت الله شهيد دكتر بهشتي است كه در جمع مردم نيشابور در تبيين رابطه ميان حكومتداري و قدرتمندي و در عين حال خدمت متواضعانه ايراد شده است. انتشار اين سخنراني ارزشمند همزمان با برگزاري انتخابات مجلس هشتم و لزوم بازخواني مجدد انگاره شيفتگي خدمت در مقابل تشنگي قدرت، صورت مي گيرد:

 بسم‌الله الرحمن الرحيم. الحمدالله رب العالمين و الصلوة و السلام علي الرسول الامين و جعل‌الله المتين سيدنا و مولانا خاتم النبيين ابوالقاسم محمد و علي ابن عمه و وصيه من بعده مولانا علي اميرالمؤمنين و علي الائمه الهداه من اهل بيته والخيره من آله السلام علينا و علي عبادالله الصالحين.

 باا تشكر از مردم با ايمان و پر مهر و صميمي نيشابور، شهر تاريخي ايران اسلام، شهر يادگار نوشتن و قلم و ضبط حديث و تشكر از آقايان علماي اعلام اين شهر و لطف آنها و همه‌ي قشرهاي ديگر و عذرخواهي از اينكه بيش از دو جا اعلام اين شهر و لطف آنها و همه‌ي قشرهاي ديگر و عذرخواهي از اينكه بيش از دو جا فرصت نشد، پياده شوم و از برادران عزيزي كه محبت كرده بودند و به استقبال آمده بوند از نزديك همان جا ديدار و تشكر و قدرداني كنم.

موضوع عرايض امروز من «حكومت، قدرت، خدمت» است. حكومت در ميان جامعه‌هاي مختلف آهنگ و رنگ گوناگون دارد. معمولا در جامعه‌هاي بشري و در نظام‌هاي گوناگون، حكومت‌ها بيشتر تجسم تشنگي و تشنگان قدرت بودند. قدرت به صورت يك تمنا و هوي و هوس براي بسياري از انسان‌ها جاذبه دارد. خيلي‌ها دلشان براي قدرتمند شدن و رياست كل مي زند. بسيارند مردمي كه همه‌ي بهره‌مندي‌ها و تمتعات ديگر زندگي را حاضرند، فداي قدرت كنند؛‌ اما بت آنها و مقصود آنها قدرت و رياست است. انگيزه‌ي قدرت طلبي، رييس بودن وشكوه و جلال داشتن، براي حكومت كنندگان سرزمين ما در طول تاريخ چندين هزار ساله‌اش به عنوان انگيزه‌ي درجه‌اول شناخته مي‌شود. كساني بود‌اند كه تشنه‌ي ثروت بودند، كساني بوده‌اند كه عشق و علاقه به هوسبازي و هوسراني داشتند و چون سمند حكومت را براي دستيابي بر ثروت‌هاي باد آورده و زحمت نكشيده و رسيدن به تمنيات نفساني و هوس‌هاي پليد ديگرشان مسند مناسبي مي‌يافته‌اند، تلاش كرده‌اند و حتي قهرماني كرده ‌اند تا به مسند حكومت و قدرت برسند و از آن راه به تمنيات ديگر خود نائل آيند؛ ولي در بيشتر موارد ما مي‌بينيم كساني بوده‌اند كه احيانا از راه‌هاي ديگر مي‌توانستند به ثروت و پول برسند، مي‌توانستند بساط عيش و عشرت بگسترانند، با اين حال از همه‌ي اينها صرف نظر كرده‌آند، تلاش كرده‌اند و شب و روز زحمت و رنج را تحمل كرده‌اند تا به حكومت برسند. من به اينها لقب «تشنگان قدرت» مي‌دهم، مي‌گويم اينها كساني هستند كه هيچ چيز جز جاه و جلال و جبروت قدرت و رياست ارضايشان نمي‌كند. در ميان اينها به چهره‌هايي برخورد مي‌كنيم كه حتي ناموسشان را در راه دستيابي بر رياست و قدرت‌شان داده‌اند. فضيلت‌هاي اخلاقي‌شان را بر سر راه كسب قدرت قرباني كرده‌اند. در اين عبادتگاه و معبد شيطاني قدرت پرستي، همه چيز در راه اين مقصود قرباني شده است.

در نظام اسلام، ‌حكومتي كه آهنگ تشنگي قدرت، جاه و جلال، كبريا و عظمت داشته باشد، اين حكومت، حكومت اسلامي نيست؛ اين حكومت، طبيعتش، ماهيتش، بقائش، همه چيزش، خود به خود ضد اسلام است. علي (ع) در آن خطبه‌ي معروف حقوق مردم بر الي و حقوق والي بر مردم، انگشت روي اين نقطه‌ي ضعف حكومت كنندگان مي‌گذارد. علي (ع) مي‌فرمايد واي بر آن حاكمي كه قصد بزرگي فروختن، بزرگي به خود گرفتن، بزرگي در لباس و تشريفات و عظمت و جلال و كبرياي ظاهر داشتن را داشته باشد. حكومت كننده و والي كه در برابر مردم با ژست بزرگي و عظمت و جبروت و جاه و جلال نمايان شود و بساط تشريفات حكومت كنندگان طاغوتي دنيا را بگسترانند، اين مشرك است، اين موحد نيست، چرا؟ براي اينكه عظمت و كبريا در اين هستي مخصوص ذات لايزال خداوندي است؛ خداست كه عظيم است.

مسلمان!‌ تو كه با كمال خلوص هر روز حداقل 17 بار ركوع مي‌كني،‌خم مي‌شوي و مي‌‌گويي «سبحان ربي العظيم و بحمده»  والا و پاك باد خداي من، خداي عظيم و ستايش و حمد و ثناي من از آن اوست و مخصوص او؛ بايد بداني اين ذكر در هنگام ركوع پرمعناست؛ معنايش اين است كه در جامعه‌ي اسلامي و نظام اسلامي بساط عظمت مخصوص خداي يكتاست و تو كه هر روز حداقل 34 بار پيشاني بر خاك مي‌‌گذاري و سجده مي‌كني و مي‌گويي «سبحان ربي الاعلي و بحمده»  والا و پاك باد خداي من، آن خداي والاترين و بالاترين و ستايش و ثناي من همراه با تسبيح من مخصوص خداي است؛ بايد بداني كه تعالي و علو بالانشيني مخصوص خداست. خدا گواه است اگر در نظام جمهوري اسلامي ما اين اصل خدشه‌دار شود، هر يك از ما كه مسئوليتي را از جانب امت و امام بر عهده داريم، هوس پيدا كنيم كه ما نيز داراي جاه و جلال و جبروت باشيم، ولو به تعداد بسيار كم، آن وقت زاويه‌ي انحرافي از خلق متعالي توحيدي اسلامي در جامعه‌مان پيدا شده و بايد نگران كيلومتر‌ها انحراف از مسير پاك و مقدس و نوراني اسلام باشيم.

در اين سفرها مكرر با اين برادران سپاه پاسداران و برادران خدوم پليس شهرباني اين نكته را ناچار شده‌ام، بگويم. برادران!‌ ماها وقتي در جامعه مي‌آييم و مي‌رويم، قلبمان دوست دارد، همان طلبه‌اي باشيم كه هستيم، با همان شيوه در جامعه آمد و شد داشته باشيم، تشريفات ولو به اندازه‌ي سر سوزن براي آمد و شد ما قائل ن] ]>