تحولات اخير لبنان و جايگاه آن در توازن قدرت در خاورميانه

تحولات اخير لبنان و جايگاه آن در توازن قدرت در خاورميانه نويسنده: سعيد حاج ناصري تاريخچه     يكي از مشهورترين و تأثير گذارترين گروه هاي اسلام گرا كه در دهه هشتاد ميلادي در جهان عرب ظهور و رشد پيدا كرد، جنبش انقلابي (حزب الله لبنان) مي باشد.    در ژوئن سال 1982 ميلادي و در شرايطي […]

تحولات اخير لبنان و جايگاه آن در توازن قدرت در خاورميانه

نويسنده: سعيد حاج ناصري

تاريخچه
    يكي از مشهورترين و تأثير گذارترين گروه هاي اسلام گرا كه در دهه هشتاد ميلادي در جهان عرب ظهور و رشد پيدا كرد، جنبش انقلابي (حزب الله لبنان) مي باشد.
    در ژوئن سال 1982 ميلادي و در شرايطي كه لبنان در آتش جنگ داخلي مي سوخت، ارتش اسرائيل تهاجم گسترده اي را عليه لبنان آغازنمود و نيمي از خاك اين كشور را به اشغال خود در آورد. شكست گروه هاي فلسطيني و احزاب چپ لبنان، در مقابله با اين تهاجم در واقع شكست نظريه هاي (ملي گرايي عربي) و ايدئولوژي چپ (كمونيسم،بعث، ناصريسم و…) را در پي داشت، كه زمينه را براي ظهور گروه هاي اسلام گرا، در ميان اهل تشيع و تسنن لبنان به عنوان تنها گزينه اي كه توان مقابله با اين تجاوز را داشت، آماده كرد. اين حركت جديد كه بعدهانام (حزب الله انقلاب اسلامي لبنان) به خود گرفت، رفته، رفته به يكي از انقلابي ترين تشكل هاي سياسي در جهان اسلام تبديل شد.
    اگر چه حزب الله لبنان به عنوان يك جنبش و در قالب مقاومت،ويژگي هاي يك دولت را ندارد، ولي نفوذ سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين جريان شيعي در كل جامعه لبنان و همچنين تأثير تصميمات اين حزب بر روي تصميمات سياسي و حتي راهبردي دولت ملي لبنان،حزب الله را در معادلات سياسي منطقه خاورميانه به مثابه يك دولت تبديل ساخته است.. روابط ديپلماتيك ايران و حزب الله، از اوايل پيروزي انقلاب اسلامي، با نيرومندترين جريان سياسي كشور لبنان آغاز شد كه از سال 1982 به اين سو و با بروز انقلاب اسلامي در ايران وگسترش نفوذ اين انقلاب در بين يك ميليون مسلمان شيعه لبنان كه بيش از يك سوم جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهند، آرايش نيروهاي لبنان با تلاش مضاعفي تغيير خورد. تاريخ تشيع در لبنان،ريشه در تاريخ پيوندهاي جبل عامل، بعلبك و دره بقاع با حوزه هاي ديني در ايران و عراق داشته و ريشه هاي جنبش حزب الله و در كل،جريان سياسي شيعه در لبنان به جز ايران به عراق و حوزه نجف مي رسد.از نظر تاريخي، شهر مقدس نجف، محل آموزش روحانيون شيعه و مركزعلوم اسلامي بوده است. در نجف روحانيون جوان با آيت العظمي سيدمحسن حكيم، آيت الله سيد محمد باقر صدر (پسر عمومي امام موسي صدر) و امام خميني (ره) ـ كه بيشتر دوران تبعيد خويش (1987 ـ1965) را در آنجا گذرانيد ـ در تماس بودند. در دهه شصت ميلادي امام موسي صدر با محمد مهدي شمس الدين (نايب رئيس سابق مجلس اعلاي شيعيان لبنان) و علامه محمد حسين فضل الله ـ كه نوشته ها وسخنراني هايش چار چوبي عقيدتي را براي حزب الله فراهم كرد ـ حضورسياسي پر رنگي ايفا كردند و نيز در دهه هفتاد ميلادي چهره شاخصي هم چون علامه ابراهيم امين، سيد عباس موسوي، سيد حسن نصر الله،صبحي طفيلي و راغب حرب از رهبران شاخص حزب الله در نجف اشرف مشغول به درس و بحث بودند. حضور امام موسي صدر در مناطق شيعه نشين لبنان در دهه شصت به بعد و تشكيل (الحركه المحرومين اللبنانيه) شامل، نقطه عطف حركت شيعي محسوب مي شود. از اين رواز هم گسيختگي نظام عمومي لبنان در سال هاي 1976 ـ 1975،تجزيه اين كشور، حضور پر رنگ ساف در جنوب لبنان و همچنين نيروهاي چپ گراي لبنان و نيروهاي (سعد حداد)، باعث حمله گسترده اسرائيل ـ در ماه مارس 1978 و اولين تجاوز زميني ـ به بيروت شد، و اين حمله عمليات (اليطاني) نام گرفت، كه تجمع اين تجاوز باعث نارضايتي و نيز آرايش شيعيان در مقابل اسرائيل شد. در اين اوضاع واحوال و حادثه بسيار مهمي اتفاق افتاد كه سرنوشت شيعيان را به شدت تحت تأثير قرار داد.
    1. ناپديد شدن امام موسي صدر در ليبي ؛ 2. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران.
    به دنبال ناپديد شدن امام موسي صدر، مسئله زعامت و رهبري شيعيان لبنان به طور خاص مطرح شد، كه انقلاب اسلامي ايران توانست با درايت و هوشياري تمام اين خلا به وجود آمده را پر كند، لذافردي از مقامات ارشد امل در ايران، يعني مصطفي چمران، با استفاده ازموقعيت سياسي خويش، توجهات انقلاب اسلامي به جنبش شيعي لبنان را جلب كرد. همچنين ارتباط نزديك روحانيون شيعه لبنان با امام خميني (ره) در نجف و استقبال آنها از انقلاب اسلامي ايران، موجب تقويت روابط لبناني ها و انقلاب اسلامي در ايران شد، كه البته اين حوادث تاريخي و نيز تجاوز اسرائيل در عمل راه را براي ايجاد مقاومت اسلامي در لبنان آماده ساخت.
    بعد از امام موسي صدر و حسن الحسيني، نبيه بري به عنون رئيس تشكيلات اين جنبش (1359/1980) انتخاب و در همان سال ميان جنبش امل و ساف اختلاف به وجود آمد، چرا كه اين حزب بر ملي گرايي و مصلحت گرايي و بر لبناني واحد تأكيد داشت، و در مقابل انديشه اي كه بعدها به حزب الله مبدل شد بر حمايت از آرمان فلسطين و انديشه اسلامي تأكيد مي ورزيد. در ابتداي اشغال لبنان، اسرائيلي ها طرح مشخصي در قبال شيعيان جنوب نداشتند از اين رو جنبش ساف تمام تلاش خود را صرف اخراج فلسطينيان و انتخاب يك رئيس جمهورماروني طرفدار اسرائيل كرد و در مقابل اسرائيلي ها با حمايت از نيروهاي سعد حداد در جنوب، موجبات نارضايتي شيعيان را فراهم آوردند، كه سرانجام گسترش اين نارضايتي ها به موضع خصمانه عليه اشغالگري اسرائيل و گسترش مواضع راديكال در ميان شيعيان منجر شد. هنگامي كه رويا رويي مردم لبنان با ارتش اسرائيل به يك واقعيت انكارناپذيرتبديل شد، توان طرفداران طايفه شيعه لبنان اوج گرفت كه اين حركت نتايجي هم چون خروج شيعيان از حالت ركود،خمودگي، بدبيني، يأس وحاشيه نشيني و تب] ]>