پس از پنجاه سال پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین(ع)

احسان بابابي/ تحليلي از ديدگاه‌هاي علامه شهيدي در عاشورا:

اگر جزيي بي عدالتي در اجتماعي پديد آمد و فوري برطرف نگرديد،‌ بيعدالتي‌هاي ديگر را يكي پس از ديگري به دنبال خواهد داشت.. وقتي اصلي در اجتماعي به هم خورد، چه كسي ضمانت مي‌كند كه نسل‌هاي بعد،‌اصل‌هاي ديگر را به نفع خود به هم نزنند؟

احسان بابابي
کتاب در امتداد عاشورا

اهميت قيام امام حسين(ع) عليه نظام اموي و شگفتي از اين حادثه تلخ و فجيع،‌ يعني قتل عام خاندان پيامبر در فاصله اندكي پس از رحلت رسول خدا (ص) آن هم به دست خانداني كه در عصر حيات پيامبر كينه توزترين خاندان با ديانت نبوي بودند و كمي بعد با نام دفاع از آيين محمدي (ص) و خليفه مسلمين، به قتل عام امام حسين و اهل بيت پيامبر اسلام پرداختند،‌ باعث شد تااز دير باز نويسندگان شيعي واهل سنت و حتي در قرون اخير، شرق شناسان و اسلام شناسان غربي به بررسي اين حادثه مهم تاريخ صدر اسلام توجهي جدي نشان داد و در ترسيم ابعاد مختلف آن مساعي فراواني به كار بندند و آثار و نوشته‌هاي گوناگوني تأليف كنند.

مرحوم دكتر سيد جعفر شهيدي از پيشكسوتان پژوهش و مطالعات ديني در كشور است كه شخصيت علمي و فرهنگي او بر كسي پوشيده نبود. او متولد 1297 بود و تحصيلات حوزوي خود را تا مرحله اجتهاد در نجف اشرف و تحصيلات دانشگاهي خود را در تهران تا درجه دكترا ادامه داد و تا زمان وفاتش بيش از دو دهه استاد دانشگاه تهران بود. وي را با تأليفات ارزشمندي در حوزه تاريخ اسلام مي‌شناسند، تأليفاتي مانند تاريخ تحليلي اسلام، زندگاني حضرت فاطمه (س)، زندگاني علي بن الحسين (ع)، شيرزن كربلا، انقلاب بزرگ و … در اين ميان كتاب پس از پنجاه سال، پژوهش تازه پيرامون قيام امام حسين (ع) از جمله كتاب‌هاي مطرح درتحليل واقعه عاشورااست كه به رخدادي كه در سال 61 هجري و درست پنجاه سال پس از وفات پيامبر در سال 11 هجري اتفاق افتاد، مي‌پردازد. دكتر شهيدي تحقيق و نگارش اين كتاب را در سال 1330 انجام داده و كتاب را در سال 1357 با قلمي شيوا، متقن و مستند به منابع اصيل تاريخي مستند ساخت و تا كنون بيش ازسي و دوبار به چاپ رسيده است و هنوز پس از انتشار دهها هزار نسخه از رونق بازنيستاده است هر چند بيان حقايق تاريخي بخش عمده كتاب را تشكيل مي‌دهد اما نوع مواجهه دكتر شهيدي با تاريخ در تحليل حادثه عاشورا نو و بديع است. دكتر شهيدي در اين كتاب بيش از آن كه در جستجوي چگونگي آن رخداد عظيم باشد، به دنبال چرايي حادثه عاشورا بوده است؛«مقصود من از نوشتن اين يادداشت‌ها مقتل نويسي، تبليغ مذهبي و حتي نوشتن تاريخ نيست. من كوشيده ام تا خود بدانم آن چه رخ داد، چرا رخ داد؟» (پس از پنجاه، ص 7)

كتاب پس از پنجاه سال، نه روايت زندگي امام حسين (عليه السلام) بلكه تحليل و علت شناسي عاشوراست. بيان حوادث تاريخ صدر اسلام براي نويسنده چندان موضوعيت ندارد. او تلاش مي‌كند تا به واسطه مرور بر آنچه در اين پنجاه سال بر جامعه مسلمين گذشت، چرايي اين حادثه را بازگو نمايد.

منطق تاريخ
دكتر شهيدي علت فاجعه را فقط در سال 60 و 61 هجري جستجو نمي كند او نقطه عزيمت خود را براي تحليل حادثه، سال‌ها قبل قرار داد و به همين دليل نامي اين گونه براي اثر خويش برگزيد.
دكتر شهيدي اين حادثه تاريخي را به مثابه يك معلول مورد بررسي قرار مي‌دهد و تلاش مي‌كند كه علل و ريشه‌هاي آن رخداد را برجسته نمايد. او براي يافتن علل اين حادثه شگفت، از سال‌ها قبل و از تحولاتي كه قدم به قدم مسير فاجعه را پيمودند سراغ مي‌گيرد.

رويكرد معطوف به علت شناسي و تلاش براي درك چرايي حادثه و پرسش از زمينه‌ها و بسترهاي رخداد عظيم عاشورا از برخي پيش فرض‌هاي دكتر شهيدي در نگارش كتاب پرده بر مي‌دارد كه مؤلف خود نيز به آن اشاراتي داشته است: «حادثه جزيي از تاريخ است، تاريخي كه رويدادهاي آن يكي معلول ديگري است.(پس از پنجاه سال، ص 7)

حادثه‌ها مانند حلقه‌هاي زنجير يكي به ديگري بسته است و نمي توان آنها را ازهم جدا كرد. (پس از پنجاه سال، ص 20)
پديد آمدن هر حادثه، حادثه ديگري را به دنبال دارد. (پس از پنجاه سال، ص 38)

براي دريافت حقيقت تاريخي – هر چند بر اساس مظنه و احتمال هم باشد – خواندن متن تاريخ آن سال‌ها به تنهايي كافي نيست، بلكه بايد تاريخ را با ديگر شرايط از جمله وضع جغرافيايي،‌ اقتصادي و اجتماعي سنجيد.» (پس از پنجاه سال، ص 4)

آنچه كتاب پس از پنجاه سال را از ديگر آثاري كه آنها نيز از صبغه تاريخي برخوردارند جدا مي‌سازد، رويكرد عبرت جويانه آن است. مراجعه به تاريخ كم نيست.آنچه كمياب است، نگاه عبرت جويانه است. در پرتو چنين نگاهي به گذشته است كه تاريخ مشعلي مي‌شود كه مسير آينده را روشن مي‌سازد. تاريخ، گرانبها سرمايه‌ايست كه آن را تنها با نگاه عبرت جويانه مي‌توان به دست آورد.

كتاب پس از پنجاه سال،‌ زماني الهام بخش جوانان پرشور و انقلابي بود، اما دعوت به انقلاب نبود، بلكه هشداري بود براي درس آموزي از گذشته تاريخ، دعوتي بود براي دقت در صيانت و مراقبت از انقلاب و شايد به همين دليل، نسل امروز بيش از نسل گذشته به اين كتاب محتاج باشد. دكتر شهيدي به تكرار پذيري تاريخ و ثبات قواعد حاكم بر كاميابي‌ها و ناكامي‌ها اعتقاد دارد. از همين روست كه بيمناك تكرار سرنوشت تلخ نخستين انقلاب اسلامي است.

«من در اين كتاب از زاويه اي بدين حادثه نگريسته ام كه در گذشته كمتربدان توجه كرده اند. اگر در چنين كوششي توفيق يافته باشم، يقين دارم آنچه به دست آورده ام،‌ عبرتي براي حال وآينده خواهد بود. چه اگر قهرمان حادثه كشته شده است [اما] آنچه او براي آن مي‌جنگيد و آنان كه براي رسيدن به هدف بدو وعده ياري دادند و به وعده خود وفا كردند يا نكردند، در طول تاريخ فراوان بوده و هستند و خواهند بود» (پس از پنجاه سال، ص 8)

استاد شهيدي بر شيوه كار تاريخ نگار] ]>