رفتن به بالا

نوکیا به جای شهدا

مصرف‌گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است. اسراف روز به روز شكاف‌هاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميق‌تر مي‌كند… مصرف‌گرايي، جامعه را از پاي درمي‌آورد… انسان‌ها را مي‌توان فاسد كرد و مي‌توان زيبايي‌هاي دنيا را از طريق نامشروع در جلوِ چشم آنها به رژه درآورد و دل‌هايشان را برد؛ طوري كه همة ارزش‌ها را دور بريزند و در مقابل جلوه‌هاي مادي قرباني كنند.

موضوع: جمع‌آوري تصاوير شهدا از بزرگراه تهران ـ قم

محضر مبارك رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني (روحي له‌الفداء)

سلام عليكم؛ محترماً به استحضار عالي مي‌رسانم، بر حسب اظهارات افسران كارشناس تصادفات پليس راه ژاندارمري جمهوري اسلامي ايران، تصاوير شهداي معظم روحانيت از ابتداي نهضت اسلامي تا پيروزي انقلاب و همچنين شهداي گران‌قدر جنگ تحميلي كه در كنار برادران خود با نثار جان به ديدار معبود شتافته‌اند، در وسط بزرگراه تهران ـ قم نصب گرديده و علي‌رغم اينكه از لحاظ تبليغاتي بسيار مؤثر است و بيانگر شركت مستقيم جامعة عزيز روحانيت در سراسر تاريخ انقلاب مي‌باشد، لكن اين تصاوير، توجه رانندگان را به خود جلب نموده و موجب بروز تصادفات زيادي گرديده و مي‌گردد. علي‌هذا مستدعي است نظرية حضرت‌عالي را در اين زمينه امر به ابلاغ فرمايند تا همان نحو اجراي امر شود. در پايان، طول عمر همراه با سلامتي براي آن امام بزرگوار از درگاه ايزد منان مسئلت نموده و اميدوارم ساية پر مهر و محبت آن امام همام را بر سر جامعة مسلمين جهان و همچنين اين سازمان مستضعف مستدام بدارد. ان‌شاءالله.

سرباز كوچك شما: علي اكبر آشتياني 26/1/68

 

باسمه‌تعالي

عكس‌ها را از بزرگراه جمع نموده و در صورتي كه از نظر كارشناسان تصادفات اشكالي نداشته باشد در ميادين شهر قم نصب نمايند.

روح‌الله الموسوي الخميني(1)

 

و به اين ترتيب عكس شهدا از اتوبان تهران ـ قم جمع‌آوري و انبار شد. اما هر چه مي‌گردم تا جواز نصب بيلبوردهاي تبليغاتي در اتوبان تهران ـ قم را از اين مرقومة شريف دو خطي پيدا كنم، راه به جايي نمي‌برم!

حتي هر چه فكر مي‌كنم تا دليل درست و حسابي براي اين مطلب كه چرا نصب تصاوير شهدا از نظر كارشناسان تصادفات خطرناك است، اما نصب تابلوهاي تبليغاتي خطرناك نيست، فكرم به جايي قد نمي‌دهد به جز مطالبي چند:

آنچه مسلّم است اين است كه ريشة اين بحث در «توسعة اقتصادي» نهفته است و يا بهتر بگويم نطفة اين تغيير صدوهشتاد درجه‌اي در رَحِم توسعة حيات مادي بسته شده و از اين نظر جاي شگفتي نيست. «توسعه، بيان ديگر همان نظرية پيشرفت و اصل ترقي تاريخي است. يعني ارائة تعبيري فرموله و عقلاني از يك دغدغة آدمي براي دگرگون كردن وضع مادي زندگي خود در مسير سودطلبي بيشتر و بيشتر. خود اين دغدغه زماني بر وجود آدمي حاكم مي‌گردد كه گوهر وجودي آدمي نه با روحانيت كه با نفسانيت و نه با نفس مطمئنه كه با نفس اماره تعريف گردد. بنابراين براي پيدا شدن امري به نام اصل پيشرفت و تئوري توسعه بايد مقدمتاً بشر جديدي پديد مي‌آمد كه ساحت ناسوتي وجود او بر وجه روحاني‌اش غلبه مي‌كرد و اين موجود نه با دغدغه‌هاي روحاني و معنوي، كه با نيازهاي جسماني و حيواني‌اش تعريف مي‌شد»(2) و همة آنچه گفته شد بايستي قدم‌به‌قدم و آرام‌آرام به صورت خزنده ايجاد شود؛ يعني ابتدائاً مي‌بايست تمامي آنچه مظهر معنويت و نفس مطمئنه است، نه تنها از عالم خارج، بلكه از صفحة اذهان مردم نيز پاك شود و سپس خواسته‌هاي جنبة مادي و حيواني انسان را به او نشان داده و با اضافه كردن اسانس‌هاي خوش‌رنگ‌وبو او را مست و سرخوش، به عالم كاذب و خيالي مدرنيته هدايت كنند. به ديگر معنا، حقيقت را مجاز و مجاز را حقيقت جلوه نمايند؛ يعني مثل همان كاري كه كانون تبليغاتي صهيونيسم و امپرياليسم مي‌كند.

اصل مطلب را فراموش نكنيم كه ما كاري به درست يا غلط بودن جمع‌آوري تصاوير شهدا نداريم، و بي‌شك وقتي كارشناسان به اين نتيجه رسيدند كه اين تصاوير جان رانندگان و مسافران را به خطر مي‌اندازد امام قبول كردند و نخواستند فردا هر اتفاقي كه در اتوبان مي‌افتد ديواري كوتاهتر از شهيد نيابند و نسبت به نام و عكسشان بي‌حرمتي شود، بلكه بحث ما دربارة آن تابلوهايي است كه جايگزين چنين ارزش‌هايي شده كه نه تنها همه مهر سكوت بر لب زده بلكه در برابر فرهنگ ايثار و شهادت، فرهنگ تجمل و مصرف‌گرايي غرب يعني درست نقطة مقابل فرهنگ شهداست.

در همين لحظه، جعبة جادويي خود (تلويزيون) را روشن كنيد و تمام آن كانال‌هاي رنگارنگ را گشته و تجسمات خود را با آن قياس كنيد. به نظر مي‌رسد حالا منظور از تغيير ارزش‌ها و هنجارها را دريافته باشيد.

تبليغات كه سر جاي خود، حتي سريال‌ها و فيلم‌هاي سينمايي را هم كه دقت مي‌كنيد، اكثراً جنبة اسراف و مصرف‌گرايي دارد. اگر محاسبه كنيد مي‌بينيد كه در شبانه‌روز چندين ساعت صرف تبليغات كالاهاي لوكس داخلي و خارجي مي‌گردد، اما آيا به اندازة يك‌صدم آن وقت صرف وصيت‌نامة يك شهيد مي‌شود!

اين همان تغيير ارزش‌ها و تغيير فرهنگ عمومي ملت در كلام مقام معظم رهبري است. «مصرف‌گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است. اسراف روز به روز شكاف‌هاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميق‌تر مي‌كند. دستگاه‌هاي مسئول بخش‌هاي مختلف دولتي، به خصوص دستگاه‌هاي تبليغاتي و فرهنگي ـ به ويژه صدا و سيما ـ بايد وظيفة خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‌گرايي و تجمل‌گرايي سوق ندهند، بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازة لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‌روي و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‌گرايي، جامعه را از پاي درمي‌آورد .»(3) «بله انسان‌ها را مي‌توان فاسد كرد و مي‌توان زيبايي‌هاي دنيا را از طريق نامشروع در جلوِ چشم آنها به رژه درآورد و دل‌هايشان را بر

د؛ طوري كه همة ارزش‌ها را دور بريزند و در مقابل جلوه‌هاي مادي قرباني كنند».(4)

راستش را بخواهي با وجود ارزش‌هاي والاي انساني جايي براي نفس كشيدن سرمايه‌دارهاي غربزدة فلك‌زده باقي نمي‌ماند. بر همين اصل و مبناست كه تصاوير شهدا بيش و پيش از آنكه دل و هواس رانندگان را پرت كند، هوش و حواس (شما بخوانيد چُرت و هوس) سرمايه‌داران را مي‌پراند.

و اينها تماماً جز بهانه‌اي بيش نيست؛ چرا كه حداقل تلويزيون را نمي‌شود به هنگام رانندگي نگاه كرد. چرا كه در گوشه‌اي از تلويزيون عكسي از شهدا نيست. چرا به ازاي هر صد پيام بازرگاني يك پيام از شهدا نيست. البته تا حدودي جوابش روشن است. تصور كنيد هنگام تماشاي يك برنامه طنز زيرنويسي از پيام خون يك شهيد رد شود… تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل…

ذائقة ما تغيير كرده است و اگر بيش از اين بگذرد و ما همچنان در خواب غفلت باشيم، ترس آن مي‌رود كه تمامي هويت انقلابي خودمان را نيز مسخ‌شده ببينيم! و قضايايي مثل فاجعة دفن شهدا در دانشگاه شريف، جزء عادي‌ترين مسائل براي ما باشد…

و هشدار آن پير جماران را به فراموشي بسپاريم كه فرمود: «شايد بسياري گمان كنند كه رفاه مادي و دارا بودن در بانك‌ها، اموال، يا دارا بودن زمين يا پارك‌ها و امثال اينها براي انسان سعادت مي‌آورد. اين يك اشتباهي است كه انسان مي‌كند و سعادتمند آنهايي بودند كه در كوخ‌ها بودند، آنهايي كه در كاخ‌ها هستند، سعادتمند نيستند. ما بايد كوشش كنيم كه اخلاق كاخ‌نشيني را از اين ملت بزداييم. اگر بخواهيد ملت شما جاويد بماند و اسلام را به آن‌طوري كه خداي تبارك و تعالي مي‌خواهد، در جامعة ما تحقق پيدا كند، مردم را از خوي كاخ‌نشيني به پايين بكشيد. اين ملتي كه الآن كوخ‌نشينانش مشغول فعاليت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها، اين كوخ‌نشينان را زحمت بكشيد كه به همين حال خوي كوخ‌نشيني و خوي اينكه توجه به كاخ‌ها نداشته باشند نگه داريد تا بتوانيد ادامه دهيد زندگي صحيح اسلامي را.»

مادامي كه اين ملت، اين حالي كه الآن دارند كه توجه به معنويات تا يك حدودي و اين جوان‌هاي ما توجه به معنويات دارند و اين تحول عظيم پيدا شده است در آنها كه شهادت را با جان و دل مي‌خرند، مادامي كه اين محفوظ است، اين جمهوري اسلامي محفوظ است و هيچ كس نمي‌تواند به او تعدي كند. آن روزي كه زرق و برق دنيا پيدا بشود و شيطان در بين ما راه پيدا كند و راهنماي ما شيطان باشد، آن روز است كه ابرقدرت‌ها مي‌توانند در ما تأييد كنند و كشور ما را به تباهي بكشند. هميشه اين كشور به واسطه اين كاخ‌نشين‌ها تباهي داشته است. ما بايد آدم تربيت كنيم،‌ نه شكمباره. اسلام مي‌خواهد انسان درست كند. اسلام مي‌خواهد كه استقلال محفوظ باشد و استقلال با توجه به دنيا ممكن نيست حاصل بشود. اين توجه به زرق و برق دنيا انسان را از آن احساس انساني‌اش مي‌برد؛ يك حيوان است در بين مردم راه مي‌رود. كوشش كنيد معنويت را تقويت كنيد در بين اين ملت. با معنويت كه شما مي‌توانيد استقلال خودتان را حفظ كنيد و آزادي خودتان را حفظ كنيد و به مراتب كمال برسيد.»(5)

پي‌نوشت:

1. صحيفة امام، ج 1، ص 351.

2. توسعه، شهريار زرشناس، ص 21.

3. مقام معظم رهبري، 15/9/81.

4. مقام معظم رهبري 15/10/73.

5. صحيفة امام، ج 17، ص 373-378.

منبع : وبلاگ نون و قلم

ارسال دیدگاه