رفتن به بالا

خلاقیت و سازمان

خلاقيت و سازمان

نويسنده: ابراهيم فياض

دکتر فیاض:خلاقیت و سازمان

1. خلاقيت يك فرآيند است كه از (انسان) شروع مي شود و به (سازمان) ختم مي شود و اين ريشه در (زندگي انساني) دارد؛ زندگي يعني پويائي، و فرهنگ نرم افزار، پويائي و زندگي را تشكيل مي دهد.زندگي زماني كه ايستاد، مرگ رخ داده است و براي حفظ پويائي خود،فرهنگ را خلق مي كند و فرهنگ تا زماني كه پويائي خود را حفظ كند وپويائي زندگي را تامين كند، همراه با زندگي خواهد بود و در چنين فضايي است كه خلاقيت رخ مي دهد.
   
    2. زماني كه فرهنگ تبديل به (سنت) مي شود و داراي (ثبات بخشي) مي شود و اين ثبات بخشي، ضد پويائي حركت مي كند وفرهنگ و سنت در مقابل زندگي قرار مي گيرد؛ چون سنت سكون مي آفريند و زندگي پويائي، پس فرهنگ، ضد زندگي واقع مي شود، جنگ (زندگي و فرهنگ) به نفع زندگي تمام خواهد شد، چون زندگي داراي اصالت است و فرهنگ فرع و نتيجه آن است، پس فرهنگ دچار بحران و تغيير و تحول مي شود كه گاه به (ويرانگري فرهنگي پ، خواهد انجاميد.
   
    3. از سوي ديگر، نوآوري و خلاقيتي كه در زندگي به وجود مي آيد اگرساختارمند و فرهنگي نشود نمي تواند دوام بياورد، بلكه مثل نقش بر آب،خواهد شد، پس نوآوري زندگي محور، بايستي به سرعت در فرهنگ و (سازمان رفتاري)، جاي گيرد و اين يك نوع ساز و كار مي خواهد كه (سياستگذاري) و (برنامه ريزي) و (استراتژي) و (تاكتيك) و(تكنيك) مي طلبد.
   
    4. سياستگذاري به وسيله (رهبران جامعه) و برنامه ريزي به وسيله (دولت) و استراتژي به وسيله (وزارتخانه ها) و تاكتيك ها به وسيله (استان ها) و تكنيك ها به وسيله (شهرستان ها) انجام مي شود، اگر اين سير و فرآيند درست رعايت شود مي تواند نوآوري هاي فردي در سطح اجتماعي دروني و تطابق يافته ايجاد كند و نوآوري به سازمان تبديل مي شود و جنبه عمومي پيدا مي كند و جامعه نيز از (پيشرفت عام وگسترده و تراكمي) برخوردار مي گردد.
   
    5. نوآوري زماني كه تبديل به سازمان شد، (شكل هنجاري) به خودمي گيرد، به عبارتي اجبار غير رسمي و عمومي پيدا خواهد كرد، پس يك (جامعه نوآور) رخ مي نمايد و هر گونه سكون، غير هنجاري (محكوميت عمومي) پيدا خواهد كرد، حال اگر (محتواي نوآوري) تامين گردد،نوآوري عمق پيدا خواهد كرد ولي اگر محتواي لازم به وجود نيايد (ظاهرسازي نوآوري) بسيار زياد خواهد شد.
   
    6. نوآوري محتوا دار فقط يك شكل دارد و آن (نوآوري سنت محور)است، يعني (سنت آوري) جديد و همراه با زمان، سنت كه محتواي يك جامعه از نظر فرهنگي را شكل مي دهد و ثبات بخشي يك جامعه را به عهده دارد، ولي زندگي كه پوياست، بالطبع سنت به عنوان (مغزفرهنگي) نيز بايستي پويا شود و پويائي سنت از درون خودش مي جوشد، ولي اين در اثر تماس با ديگر سنت ها، به وجود مي آيد كه با(زندگي در سنت) براي (پويائي سنت) را مي طلبد.
   
    7. (نوآوري ظاهر گرا) فقط يك شكل دارد و آن (غرب گرايي و غرب زدگي) است، به عبارتي نوآوري در غرب گرايي و سنت گرايي (ضدنوآوري) قلمداد مي شود(تاريخ كشورهاي غير غربي شاهدي بر آن است) غرب، آينده كشورهاي غير غربي، ترسيم مي شود و سپس براساس آن، نوآوري شكل مي گيرد كه گاهي شكل (تجدد و نوسازي) وگاهي شكل (توسعه) و گاهي شكل (جهاني شدن) به خود مي گيرد ونوآوري، اصلاحات، نام مي گيرد.(ارجاع به كتاب سامان سياسي در جوامع دستخوش دگرگوني نوشته ساموئل هانتينگتون)
   
    8. (خود آگاهي سنت محور) اولين قدم نوآوري عمقي است و خودآگاهي سنت محور زماني به وجود مي آيد كه يك (مطالعه ميان سنتي)رخ دهد، يعني سنت ايراني در مقايسه با سنت هاي متفاوت جهاني، موردمطالعه قرار گيرد. و اينجاست كه (سنت ايراني) با (محتواي ايراني) و(صورت هاي جديد جهاني) پا به ميدان مي گذارد. پس سنت ايراني درصحنه جهاني امروز فعال خواهد شد و صورت هاي نو خلق خواهد كرد كه سهم خلاقيت ايراني را در صحنه جهاني به وجود مي آورد.
   
    9. دو جريان افراطي سنت گرايي و غرب گرايي، دشمنان نوآوري مي باشند كه با تعابير متفاوتي در علوم انساني ايراني از آنها به هنر وادبيات و دين و فلسفه و علم ياد شده است و اين دو جريان، (گسل معرفتي و ساختاري ايران) را شكل داده اند و سبب (انحطاط و ركودعلمي و عملي) ايران شده اند (گسل مذكور از مشروطه و از سفارت انگليس شروع شد و به سفارت انگليس ختم شد).
   
    10. مراكز معرفتي ايراني يعني (حوزه و دانشگاه) نقش مثبت ومنفي اي را در رابطه با نوآوري دارند، حوزه هاي علميه با (سنت زدگي غير فعال)، مي توانند از نوآوري و دانشگاه ها با (غرب زدگي غير ناقدانه وبدون تامل) مي توانند از نوآوري سنت، جلوگيري كنند. تاريخ اين دومركز معرفتي ايراني در يكصد و پنجاه ساله اخير، مؤيد و مؤكد بر نكته مذكور مي باشد و گسل بين اين دو حوزه معرفتي نيز، از همين افراط گري بر سنت و مدرنيسم و تجدد نشات گرفته است.
   
    11. (وحدت حوزه و دانشگاه) در يك ساختار معرفتي ـ ساختاري،نوآوري معرفتي ـ ساختاري جامعه ايران را شكل خواهد داد چون (حوزه حامل سنت ايراني) و (دانشگاه حامل سنت غربي) است و ساختاري لازم است كه اين تعامل ميان سنت ايراني و سنت غربي را شكل داده وآن را در جهت فعال شدن سنت ايراني در جهان امروز فعال كند كه اين به وسيله (وزارتخانه جديد وزارت دانش انساني) قابل اجراست.
   
    12. (وزارتخانه دانش انساني) داراي وظيفه، شكل و (سازماندهي سنت ايراني) در جها] ]>