رفتن به بالا

خودسانسوری یا انتقاد

امروز هدف اصلي انتقاد من کساني هستند که حاکميت مي کنند. من اصلا فرافکني هم بلد نيستم و اتفاقا يکي از بحث هايي که من دارم اين است که چرا شما مدام فرافکنانه برخورد مي کنيد، براي اين است که مردم به شما اقبال نشان بدهند؟ چرا دائما زشتي هاي گذشتگان را به رخ مي کشيد؟ و چرا زشتي هاي خودتان را در نظر نمي گيريد؟

دکتر افروغجلسه نقد وبلاگ "در راه مدرس" روز یکشنبه در سکوت رسانه ای با حضور عماد افروغ در سراي کتاب فرهنگسرای دانشجو برگزار شد.

به گزارش «فردا» در این جلسه عماد افروغ ناگفته هاي خود پس از چهار سال نمايندگي در مجلس هفتم را عنوان کرد. افروغ در بخشي از سخنان ابتدايي خود با اشاره به اين که فکر مي کند در عرصه نقد مي تواند موثر باشد، اظهار داشت: احساس مي کنم حضور من در عرصه نقد و عرصه روشنفکري و روشنگري بايد پر رنگ تر باشد. حضور من در مجلس به عنوان يک معلم به من ثابت کرد که ما بيش از حد نگاه متمرکز به قدرت داريم.

وي تاکيد کرد: يک جاي کار در سياست ورزي ما مي لنگد و قدرت آنچنان که ما انتظار داشتيم در دوران انقلاب اسلامي پخش و منتشر نشده است و قدرت عمومي ناديده انگاشته شده است. افروغ تصريح کرد: با شناختي که از نظام جمهوري اسلامي و قابليت ها و مباني آن دارم نمي توانم قدرت را اين گونه تصور کنم که منحصر در پاستور و بهارستان باشد.

به گزارش خبرنگار «فردا» وی ادامه در مورد کاندیدا نشدنش ادامه داد: گفتند چرا کانديدا نشدي و من گفتم عرصه نقد را بر عرصه مصلحت ترجيح مي دهم چرا که معتقدم چاره کار بازگشتن به عرصه نقد و نقادي است؛ شايد بتوان گفت در دهه نخست انقلاب ما شاهد نقد درون گفتماني پر رنگي بوديم.

افروغ تصریح کرد: شما الآن از نقد صحبت مي کنيد در حالي که در دولت وقت روزنامه ها که يکي از بهترين وسايل ارتباط جمعي براي نقادي هستند و عرصه اي مناسب براي جولان نقادي ها محسوب مي شوند توطئه گر خطاب مي شوند و به عنوان اهالي خدعه از آنان ياد مي شود و اين در حالي است که اين روزنامه هاي متعلق به نظام مقدس جمهوري اسلامي هستند و گاه براي اين که مانند بسياري از روزنامه هايي که سلسله وار بسته شدند تعطيل نشوند خودسانسوري مي کنند تا دوام بياورند. در چنين اوضاعي چه طور مي توان در عرصه نقد و نقادي فعال بود؟ عرصه نقد براي روشنفکران کجاست؟

افروغ ادامه داد: نماينده بايد وکيل ملت باشد. اگر نمايند وکيل ملت نيست پس در فرآيند شکل گيري مجلس يک اتفاقي افتاده است؛ يا فرد شجاع و بصيري خودش را کانديدا نکرده است و يا خط دهي ها مردم را به سمت و سوي ديگري برده است و يا در احراز و تاييد صلاحيت ها اشتباهي رخ داده است. بنده شخصا معتقدم که مجلس بايد معرف جامعه باشد، اگر جامعه تکثر دارد مجلس نيز بايد تکثر داشته باشد.

به گزارش «فردا» وی درباره اوضاع کلی جامعه در حال حاضر گفت: کشور ما به شدت اقتصاد زده و سياست زده شده است و به ويژه بعد از جنگ؛ اصلا صبغه فرهنگي انقلاب و جامعه ما دستخوش اين اقتصاد زدگي و سياست زدگي شده است. کميسيون فرهنگي در طول فعاليت خود يازده طرح فرهنگي تدوين کرد و اين در حالي است که تاکنون دولت هيچ طرح فرهنگي به مجلس تسليم نکرده است و نه تنها اين دولت که حتي دولت هاي پيشين و به ويژه دولت قبل هيچ لايحه مصوب فرهنگي از مجلس بيرون نداد!

وی تاکید کرد: به نکته اي اشاره مي کنم که هر گاه اين نکته به يادم مي آيد آه از نهادم بلند مي شود؛ دو سال مجلس هفتم روي طرحي کار کرد به نام تسهيل ازدواج جوانان؛ اين طرح بسيار جامع بود؛ از احداث مسکن جوانان، وديعه و اجاره مسکن جوانان بهره مند بود تا مباحث اخلاقي و خانوادگي و … که نشان مي داد به شکلي کامل به بحث خانواده از ابتداي تشکيل آن تا بقاء آن در نظر گرفته بود، متاسفانه اين طرح از سوي دولت، به رغم اين که اين طرح از سوي شوراي نگهبان نيز تاييد شده بود اجرایی نشد، زيرا دولت خودش متولي امر ازدواج از طريق اعطاي وام ازدواج بود اما به دليل اين که هيئت رئيسه از شان مجلس به خوبي دفاع نکرد اين طرح در اين دولت، بايگاني شد.

افروغ همچنین خاطرنشان کرد: بعد از مصاحبه اي که من در شب شيشه اي داشتم منجر به آفسايد شدنم شد و در واقع سرنگون شدم. زيرا در آن برنامه مستقيما از من در بار برخي از اشخاص سوالاتي شد و من هم نظر خودم را مستقيم و بي پرده گفتم و همچنين بعد از اين که در سالگرد ارتحال امام صحبتي راجع به حق و مصلحت کردم که در حال خاضر نيز در کتاب مناقشه حق و مصلحت نيز به چاپ رسيده است، بسياري از افراد به اصطلاح ولايت مدا که امروز فقط از ولايت نامي ياد مي کنند من را ضد ولايت فقيه معرفي کردند.

وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: بر اساس اين پيش فرض که هميشه گفته ام روشنفکر هميشه نقد حال مي کند نه نقد گذشته! همچنان هم حرکت می کنم. من ديروز منتقد خيلي ها بوده ام، امروز منتقد آن ها نيستم. من نبش قبر نمي کنم. امروز هدف اصلي انتقاد من کساني هستند که حاکميت مي کنند. من اصلا فرافکني هم بلد نيستم و اتفاقا يکي از بحث هايي که من دارم اين است که چرا شما مدام فرافکنانه برخورد مي کنيد، چرا براي اين است که مردم به شما اقبال نشان بدهند؟ چرادائما زشتي هاي گذشتگان را به رخ مي کشيد؟ و چرا زشتي هاي خودتان را در نظر نمي گيريد؟