ماهيت و جايگاه بيت المال در كلام اميرالمومنين علي(ع) (2)

نگرش نهج البلاغه به بیت المال:

بیت المال در نهج البلاغه"در مصرف بيت المال ـ كه در دست توست ـ بنگر! و آن را به عيالمندان و گرسنگان پيرامونت بخش! و به مستمندان و نيازمنداني كه به كمك مالي تو سخت نياز دارند برسان! مازاد را نزد ما بفرست تا در ميان مردم نيازمندي كه در اين سامان هست تقسيم كنيم."

   
ح) نظارت و بازخواست

يكي از مطالبي كه مورد اهتمام و تاكيد فراوان علي عليه السلام بوده بازرسي مستقيم و حسابرسي امور بيت المال است. اين مهم در مدت كوتاه حكومت علوي دوچندان بوده است و بارها در نهج البلاغه بويژه در نامه هاي آن حضرت به واليان مناطق اين حساسيت به چشم مي خورد.

علي عليه السلام نظارت بر بيت المال را از وظايف اصلي و اساسي حاكم اسلامي مي داند. از اين رو دخل و خرج بيت المال را مستقيما تحت نظارت خويش قرار داد و با متخلفان از احكام اسلامي برخورد شديد كرد و از آنان در باره نحوه جمع آوري و چگونگي خرج و هزينه بيت المال پرسيد و از كوچكترين تخلفشان چشم نپوشيد و در مواردي متخلف را عزل مي كرد.

در اين بخش به پاره اي از مطالب نهج البلاغه در اين باره اشاره مي شود.

 

1 ـ حسابرسي از كارگزاران

 

1-1 در نامه چهلم خطاب به برخي از كارگزاران مي نويسد:

بلغني انك جردت الارض فاخذت ما تحت قدميك و اكلت ما تحت يديك ! فارفع الي حسابك ! و اعلم ان حساب الله اعظم من حساب الناس؛ (38).

به من خبر رسيده كه كشت زمينها را برداشته و آنچه را كه مي توانستي گرفته و آنچه در اختيار داشتي به خيانت خورده اي ! پس هرچه زودتر حساب اموالت را براي من بفرست ! و بدان كه حسابرسي خداوند از حسابرسي مردم سخت تر است.

 

2-1 توبيخ پسر اشعث

علي عليه السلام در نامه پنجم خطاب به اشعث پسر قيس ضمن بيان پاره اي از مباحث حكومتي و اهميت و جايگاه و مسووليت در برخورد با بيت المال مي نويسد:

و في يديك مال من مال الله عز و جل و انت في خزانه حتي تسلمه الي و لعلي الا اكون شر ولاتك لك (39)؛

پيش تو مالهايي از ثروتهاي خداي بزرگ هست و تو خزانه دار آنها هستي تا به من بسپاري. اميدوارم براي تو بدترين زمامدار نباشم.

ابن ابي الحديد مي نويسد پس از اينكه نامه به دست اشعث مي رسد ناراحت مي شود و در ميان مردم سخنراني مي كند و مي گويد: «مرا عثمان فرماندار آذربايجان كرده و از علي همان گونه كه از عثمان پيروي مي كردم پيروي خواهم كرد…»

دست آخر اشعث به كوفه آمد و خود را تسليم مولا علي عليه السلام كرد (40)

لازم به يادآوري است كه اشعث بن قيس پيش از خلافت امام علي عليه السلام از سوي عثمان فرماندار آذربايجان شده بود.

آيت الله حسن زاده در ذيل اين خطبه از ابوالفرج چنين گزارش مي كند:

اشعث چون وارد بر مولا علي عليه السلام مي شود شروع به سخن مي كند ولي امام علي عليه السلام با او برخورد شديد مي كند. اشعث عكس العمل نشان مي دهد و با كنايه حضرت را تهديد مي كند. مولا علي عليه السلام در مقابل مي گويد: «آيا مرا از مرگ مي ترساني و يا به مرگ تهديد مي كني به خدا سوگند! باكي ندارم مرگ سراغ من بيايد و يا من به استقبال مرگ بروم !». (41)

ابن ابي الحديد در باره نفاق و فساد اشعث مي نويسد:

اشعث در عصر حكومت امام علي از منافقان و دشمنان بود همان گونه كه عبدالله بن ابي در عصر رسول خدا از منافقان و دشمنان بود.

هر گونه فساد و نگراني كه در حكومت مولا علي پديد مي آمد ريشه اش از سوي اشعث بود. (42)

 

3-1 توبيخ مصقله

علي عليه السلام در نامه چهل و سوم كه بر اساس گزارشي رسيده از مصقله بن هبيره شيباني كارگزار آن حضرت در منطقه اردشير خره (فيروزآباد فارس) صادر شده او را بر رعايت نكردن عدالت توبيخ مي كند و مي نويسد:

بلغني عنك امر ان كنت فعلته فقد اسخطت الهك و عصيت امامك: انك تقسم في المسلمين الذي حازته رماحهم و خيولهم و اريقت عليه دماوهم في من اعتامك من اعراب قومك ! فو الذي فلق الحبه و برا النسمه ! لئن كان ذالك حقا لتجدن لك علي هوانا و لتخفن عندي ميزانا. فلا تستهن بحق ربك و لا تصلح دنياك بمحق دينك فتكون من الاخسرين اعمالا (43)؛

در باره تو به من گزارشي داده اند كه اگر چنان كرده باشي خداي خود را به خشم آورده اي و امام خويش را نافرماني كرده اي. خبر رسيد كه تو غنيمت (بيت المال) مسلمانان را كه نيزه ها و اسبهايشان گرد آورده و با ريخته شدن خونهايشان به دست آمده به عربهايي كه خويشاوندان تو هستند و تو را گزيده اند پخش مي كني ! به خدايي كه دانه را شكافت و پديده ها را آفريد! اگر اين گزارش درست باشد در نزد من خوار و منزلت تو سبك گرديده است. پس حق پروردگارت را لبيك شمار و دنياي خود را با نابودي دين آباد مكن كه زيانكارترين انساني.

آيت الله حسن زاده در ذيل اين خطبه مي نويسد:

مصقله بن هبيره از بزرگان «نجد» و از قبيله «بني شيبان» بوده است. علت توبيخ و سرزنش مولا علي عليه السلام عبارت است از اينكه مصقله بخشي از بيت المال را ميان اقوام خويش تقسيم كرده بي آنكه از امام علي عليه السلام اجازه بگيرد به اين نيت كه اين تقسيم از سهميه آنان از بيت المال به شمار مي آيد.

افزون بر اين مصقله عده اي از جنگجويان عليه مسلمانان را كه در منطقه اهواز اسير شده بودند با هزار درهم از بيت المال مي خرد و آنان را آزاد مي كند ولي پول بيت المال را نمي پردازد. امام علي عليه السلام به محض خبردار شدن او را احضار مي كند و ضمن قسط بندي بدهي او را مجبور مي كند بر پرداخت… (44)

 

2 ـ نظارت بر بيت المال

در خطبه صد و نوزده در باره وظايف و مسووليتهاي حاكم اسلامي مطالبي بيان شده از جمله اينكه نبايد جمع آوري بيت المال مسلمانان را به ديگران واگذار كرد به گونه اي كه حاكم اطلاع و نظارتي بر آن نداشته باشد؛

و لا ينبغي لي ان ادع الجند و المصر و بيت المال و جبايه الارض و القضا بين المسلمين و النظر في حقوق المطال
بين ثم اخرج في كتيبه اتبع اخري اتقلقل تقلقل القدح في الجفير الفارغ (45)؛

و براي من سزاوار نيست كه لشكر و شهر و بيت المال و جمع آوري خراج و قضاوت ميان مسلمانان و گرفتن حقوق درخواست كنندگان را رها سازم آنگاه با دسته اي بيرون روم و به دنبال دسته اي به راه افتم و چونان تير نتراشيده در جعبه اي خالي به اين سو و آن سو سرگردان شوم.

 

3 ـ نظارت بر مخارج امير الحاج

آن حضرت در نامه شصت و هفتم ضمن تبيين وظايف امير الحاج در مكه (قثم بن عباس) مطالبي را بيان مي كند. از جمله مي گويد:

و انظر الي ما اجتمع عندك من مال الله فاصرفه الي من قبلك من ذوي العيال و المجاعه مصيبا به مواضع الفاقه و الخلات. و ما فضل عن ذلك فاحمله الينا لنقسمه في من قبلنا (46)؛

در مصرف بيت المال ـ كه در دست توست ـ بنگر! و آن را به عيالمندان و گرسنگان پيرامونت بخش ! و به مستمندان و نيازمنداني كه به كمك مالي تو سخت نياز دارند برسان ! مازاد را نزد ما بفرست تا در ميان مردم نيازمندي كه در اين سامان هست تقسيم كنيم.

 

4 ـ نظارت بر ميهمانيهاي كارگزاران

امام علي عليه السلام در امر نظارت بر حركات و رفتار كارگزاران حتي مسايل معمولي و پيش پا افتاده را ناديده نمي گرفت و از آنان بازخواست مي كرد. از اين رو در نامه به عثمان بن حنيف كه پس از اين تحت عنوان «الگو بودن حاكم اسلامي» به تفصيل خواهد آمد وي را به جهت شركت در ميهماني بعضي اشراف بصره مورد توبيخ و سرزنش قرار مي دهد و مي گويد:

گمان نمي كردم ميهماني شخصي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندان آنان بر سر سفره و دعوت شده اند! بنگر در كجايي و بر سر كدام سفره مي خوري ! پس آن غذايي كه حلال و حرام بودنش را نمي داني دور بيفكن و آنچه را به پاكيزگي و حلال بودنش يقين داري مصرف كن. (47)

 

ط) الگو بودن حاكم اسلامي.

در اسلام مساله حفظ بيت المال و دقت و احتياط در مصرف آن اهميت ويژه اي دارد. دقت و احتياط رهبران مكتب انسان ساز اسلام در هزينه كردن بيت المال از عبرت انگيزترين امور در زندگي آنان به شمار مي آيد و موجبات تعجب و شگفتي هر خواننده اي را فراهم مي كند.

در ميان ائمه عليهم السلام امام علي عليه السلام به جهت شرايط زماني و مكاني ويژه اي كه در عصر حكومتش وجود داشته؛ در اين امر سرآمد و زبانزد است. تاريخ نمونه هاي زيادي از اين سان رويدادهاي شگفت انگيز را در زندگي مولا علي عليه السلام در سينه خود حفظ كرده است. در اين بخش به چند نمونه از گفتار و كردار آن حضرت در باره اينكه حاكم اسلامي در مصرف كردن بيت المال بايد الگو و اسوه باشد اشاره مي شود.

 

هماهنگي با زندگي طبقه ضعيف

علي عليه السلام دوستي در بصره به نام علا بن زياد (48) دارد. او مريض مي شود و علي عليه السلام به عيادت او مي رود. مولا علي عليه السلام هنگامي كه خانه عريض و طويل او را مي بيند خطاب به او مي گويد:

ما كنت تصنع بسعه هذه الدار في الدنيا و انت اليها في الآخره كنت احوج (49)

با اين خانه وسيع در دنيا چه مي كني در حالي كه در آخرت به آن نيازمندتري

علا سپس شكايت برادرش عاصم را كه گوشه گيري را انتخاب كرده و لباسهاي مندرس پوشيده به علي عليه السلام مي كند. مولا فرمان مي دهد كه او را احضار كنند. وقتي او را مي آورند خطاب به او مي گويد:

اي دشمنك جان خويش ! شيطان بر تو راه يافته و تو را صيد كرده آيا به خانواده ات رحم نمي كني…

عاصم بن زياد عرض كرد: «يا علي ! من از تو پيروي مي كنم.» امام علي عليه السلام در جواب گفت:

ان الله تعالي فرض علي ائمه العدل ان يقدروا انفسهم بضعفه الناس كيلا يتبيغ بالفقير فقره؛

خداوند متعال بر پيشوايان عدل و حق واجب كرده است كه بر خود سخت گيرند و شيوه زندگي را هماهنگ با وضع زندگي طبقه ضعيف مردم قرار دهند تا ناداري و فقر فقير را از جا به در نبرد.

محقق خوئي در ذيل اين خطبه رواياتي را گزارش كرده كه بر لزوم هماهنگي زندگي رهبران ديني با طبقه ضعيف و كم درآمد دلالت دارد.

ايشان به دنبال خطاب مولا علي عليه السلام به عاصم برادر علا بحث مفصلي را درباره مقام در سيصد و هشتاد صفحه مطرح كرده است. (50)

ابن ابي الحديد در باره نفوذ و تاثير كلام امام علي عليه السلام مي نويسد:

پس از فرمايش علي به عاصم وي از مكاني كه در آن نشسته بود حركت نكرد مگر اينكه عاصم لباسهاي كهنه و مندرس را به در كرد و لباس نو پوشيد. (51)

 

پي نوشتها

38 ـ نهج البلاغه نامه. 40

39 ـ نهج البلاغه نامه. 5

40 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 17 ص. 182

41 ـ منهاج البراعه ج 17 ص. 185

42 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 17 ص. 184

43 ـ نهج البلاغه نامه. 43

44 ـ منهاج البراعه ج 20 ص. 82

45 ـ نهج البلاغه خطبه. 119

46 ـ نامه. 67

47 ـ نهج البلاغه نامه. 45

48 ـ ابن ابي الحديد بر اين باور است كه اين شخص ربيع بن زياد برادر عاصم بوده كه مولا علي عليه السلام به عيادت او رفته است (ج 11 ص 35) ولي در بسياري از نسخه هاي نهج البلاغه با عنوان «علا بن زياد» آمده است.

49 ـ نهج البلاغه خطبه. 209

50 ـ منهاج البراعه ج 13 ص. 130

51 ـ شرح ابن ابي الحديد ج 11 ـ 12 ص. 36

 ● منبع: روزنامه – جمهوری اسلامی