مذاكره با شیطان و منافع انقلاب اسلامي

تحلیلی در باب مذاکرات پیش روی هسته ای و حضور نماینده آمریکا:

مذاکره با شیطانترس از باتوم آنها مساوی مرگ است و دل سپردن به هویجی که وعده اش را می دهند، باعث منحرف شدن انقلاب از مسیر پایداری خواهد شد و نتیجه در هر دو حالت چیزی به جز شکست انقلاب و برقراری سلطه مجدد استکبار جهانی بر ملت ایران نخواهد بود.

مذاکره با شیطان

حضور معاون وزیر امور خارجه دولت آمریکا در مذاکرات قریب الوقوع دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با گروه 1+5 که هم زمان با احتمال گشايش "دفتر حافظ منافع ايالات متحده آمريكا" در ايران صورت می گیرد، موضوع مذاكره با "شيطان بزرگ" را یک بار دیگر در كانون توجه رسانه‌هاي جمعي و محافل سياسي قرار داده است. ملت نيز با حساسيت و كنجكاوي اين جريان را دنبال مي‌كند.
 
در اين زمينه اشاره به ملاحظاتي چند ضروري مي‌نمايد:

1- مذاکره به طور کلی و فی النفسه "بد"، "خوب"، "منفی" و یا "مثبت" نیست. این واقعیت در مورد مذاکره نیروهای انقلاب با ضد انقلاب نیز صادق است. آنچه که بار ارزشی مذاکره را تعیین می کند، موضوع، محتوی و رویکرد طرفین به مذاکرات و مهم تر از همه، نتایج حاصل از مذاکرات می باشد که بیش از هر عامل دیگر به رابطه نیروها بستگی دارد. بدیهی است مذاکره ای که نتیجه آن تحمیل شرایط نیروهای ضد انقلاب به انقلاب باشد با مذاکره ای که منجر به تثبیت دستاوردها و پیروزی های انقلاب شود، تفاوت ماهوی دارد.

مطابق این چارچوب کلی، جمهوری اسلامی ایران به رغم تهدیدات وسیع حکومت ایالات متحده مبنی بر توسل به زور و تجاوز نظامی، در شرایطی که حاکی از برتری نسبی نیروهای انقلاب در قیاس با شرایط قدرت های سلطه گر می باشد، در دور اخیر مذاکره با کشورهای 1+5 شرکت می کند. شرایطی که مشخصات آن اجمالا بدین شرح است: تکمیل چرخه تولید انرژی هسته ای در ایران، عدم تحقق اهداف آمریکا در تجاوز نظامی به افغانستان و عراق، شکست بی سابقه ارتش صهیونیستی در تجاوز نظامی به لبنان، ادامه پایداری جنبش مقاومت فلسطین، آمادگی انقلاب ایران در پاسخ به تهدیدات نظامی آمریکا، همبستگی عمیق جهان اسلام و کشورهای غیر متعهد با ملت ایران و بالاخره مخالفت افکار عمومی جهان و همین طور در آمریکا با سیاست های جنگ طلبانه حکومت ایالات متحده. مذاکره در چنین شرایطی حاکی از برتری نیروهای انقلاب نسبت به نیروی دشمنان انقلاب می باشد.

2- تصمیم این که مذاکره با آمریکا در چه شرایطی و به چه نحو انجام شود در حیطه اختیارات رهبری انقلاب می باشد. این که این اختیار به بدنه دیگری در حکومت تفویض شود یا نشود نیز از اختیارات رهبر عظیم الشان انقلاب است. سوای این اختیار شرعی و قانونی، تجربه نشان داده است که حفظ استقلال سیاسی جمهوری اسلامی و ملت ایران همواره از دغدعه های اصلی رهبری انقلاب بوده است. با این حال، حق اظهار نظر در این زمینه برای شهروندان و نیروهای سیاسی محفوظ و محترم می باشد. در واقع، طرح ملاحظات نیروهای انقلاب در این رابطه تنها در خدمت پاسداری از منافع انقلاب بوده و باعث تقویت مواضع بر حق جمهوری اسلامی خواهد شد. به همین علت، هشدارهای دلسوزانه نیروهای وفادار به انقلاب در مورد نیت و اهداف استکبار جهانی در مذاکرات مربوط به انرژی هسته ای را می بایست مغتنم شمرد.

3- نیروهای استقلال طلب و عدالتخواه در مورد مذاکرات مربوط به انرژی هسته ای بر چند واقعیت غیر قابل تردید تأکید دارند.

3-1 اول این که، ضديت حكومت آمريكا با انقلاب اسلامي ريشه در پيروزي تاريخي ملت ايران به رهبري امام خميني (ره) بر استبداد سلطنتي دارد. قيام ظفرمند 22 بهمن 1357 حكومت پهلوي را كه پايگاهي مطمئن براي حفظ منافع آمريكا به‌شمار مي‌رفت ساقط كرد و از آن پس هيئت حاكمه ايالات متحده هر آنچه را كه در توان داشته براي ضربه زدن و تحميل شكست به انقلاب اسلامي، به‌كار گرفته است. فعالیت های تروريستي، تحريم اقتصادي، اقدام براي كودتاي نظامي، حمايت از حكومت عراق در جنگ تحميلي و بالاخره تهدید تجاوز نظامی به منظور جلوگیری از حق جمهوری اسلامی برای برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای در این راستا صورت گرفته است. با این وصف، عناد حکومت ایالات متحده با انقلاب اسلامی ایران مقطعی و گذرا نبوده و در موضوع انرژی هسته ای خلاصه نمی شود. سیاست گزاران آمریکائی طی 30 سال گذشته به دنبال انتقام گرفتن از ملت ایران بوده اند و به هیچ چیز کم تر از شکست انقلاب اسلامی و استقرار مجدد حکومتی که مجری برنامه و اراده شان در ایران باشد، رضایت نمی دهند. به این سیاست می بایست با بسیج مستمر مردم مبارز ایران پاسخ گفت. حفظ اصول و منافع انقلاب و سازش ناپذیری در مقابل سیاست های سلطه طلبانه حاکمین کاخ سفید تنها راهکاری است که در مقابله با تهدیدات و تهاجم امپراطوری آمریکا، می توان به آن اطمینان داشت.

ترس از باتوم آنها مساوی مرگ است و دل سپردن به هویجی که وعده اش را می دهند، باعث منحرف شدن انقلاب از مسیر پایداری خواهد شد و نتیجه در هر دو حالت چیزی به جز شکست انقلاب و برقراری سلطه مجدد استکبار جهانی بر ملت ایران نخواهد بود.

در این میان، فریب وعده های پوچ را خوردن خطری جدی تر است، چرا که مردم ایران با سیاست های سرکوبگر دولت آمریکا به اندازه کافی تجربه دارند و راه مقابله با آن را نیز می دانند. لکن، اکنون که تهدیدات قلدر مآبانه راه به جائی نبرده، دشمن از در فریب ظاهر شده و برای رسیدن به اهداف خود "بسته تشویقی" ارائه می دهد، بسته ای که محتوی اصلی آن منصرف کردن ملت ایران از حق مسلم خود جهت برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای است. در مقابل این فریب می بایست کاملا هشیار بود.

3-2 هشیاری در مقابل &qu
ot;بسته تشویقی" به منزله این که به طور مطلق به آن دست رد زده شود نیست. اگر امتیاز و چیزی به درد بخور در این بسته است، می توان و باید آن را پذیرفت. منوط بر این که از هول حلیم در دیگ نیفتیم و به بیان سیاسی بر سر حقوق مسلم ملت که در این جا همان برخورداری از چرخه کامل تولید انرژی صلح آمیز هسته آی است، سازش نکنیم. در این حال، این واقعیت را نیز باید ملحوظ داشت که برتری رابطه نیروها به نفع ایران نه به طور مطلق بلکه نسبی است و مذاکره در چنین شرایطی انعطاف پذیری، حداقل در مسائل فرعی و جانبی را ایجاب می کند.

3-3 انقلاب اسلامی با حکومت ایالات متحده تضاد منافع دارد. مبارزه با سلطه طلبی آمریکا را باید با مذاکره با مقامات آمریکائی در خصوص موضوع انرژی هسته ای، در یک راستا دید. همان طور که تهدیدات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را با نمایش توانمندی رزمی انقلاب و آزمایش موشک های دور برد پاسخ می دهیم، از نفوذ مخرب ایادی اقتصادی و دلالان سرمایه داری جهانی در اقتصاد ایران باید با اقدامات عملی جلوگیری کنیم. باید توجه داشت که خطر اقتصادی پایگاه داخلی نظام سلطه طلب لیبرالیسم نو در ایران کم تر از حضور ناوگان های جنگی آمریکا در مرزهای ایران نیست. آنها با پیچیدن نسخه های مهلک اقتصادی از قبیل لغو تعرفه های حمایت از اقتصاد بومی و خصوصی سازی بی حد و مرز صنایع عمده و شریان های اصلی اقتصادی، که توسط نهادهای اقتصادی تحت نفوذ خود هم چون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برای ما تجویز می کنند، تشدید اختلاف طبقاتی و ایجاد بی ثباتی اقتصادی و اجتماعی در ایران را دنبال می کنند. غفلت از این واقعیت موجودیت انقلاب اسلامی را در معرض خطر واقعی قرار می دهد.

3-4 ضرورت حفظ اتحاد ملت در شرایط مذاکره با دشمن دو صد چندان قابل تأکید است. در این خصوص لازم است علاوه بر بسیج نظامی، سازماندهی ملت برای پیشبرد انقلاب در کارخانجات، روستاها، دانشگاه ها و سایر مراکز آموزشی و هم چنین و بالاخص در محلات شهری تقویت گردد. در این صورت نه تنها موضع جمهوری اسلامی در مذاکرات با دشمن تقویت می شود، بلکه هیچ قدرتی قادر نخواهد بود در صفوف ملت سازمان یافته و متحد شکاف ایجاد کند و چنین ملتی قطعا شکست ناپدیر است.

3-5 مذاکره با حکومتی که سابقه طولانی دشمنی با انقلاب اسلامی دارد، ضرورت گسترده ترین دیپلماسی مردمی را تأکید می کند. حکومت آمریکا و متحدین اروپائی اش این گونه تبلیغ می کنند که توسعه انرژی هسته ای در ایران صرفا خواست حکومت جمهوری اسلامی است. این دروغ بزرگ می بایست برای افکار عمومی جهان افشا گردد. لازم است آزادیخواهان جهان از این حقیقت آگاه گردند که تمامی مردان و زنان استقلال طلب و وطن دوست ایران از حق خود برای برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای دفاع می کنند. در این صورت امکان جلب حمایت صدها میلیون نفر از مردم صلح دوست جهان از خواست به حق ملت ایران فراهم می گردد.

3-6 رئیس جمهور محترم همواره بر این موضع اصولی جمهوری اسلامی تأکید داشته اند که تنها در شرایط برابر و حفظ احترام متقابل حاضر به انجام مذاکره با نمایندگان کشورهای دیگر هستند. ملت ایران از رئیس جمهور استکبار ستیز خود می خواهد که در مذاکرات با نمایندگان حکومت ایالات متحده این موضع قاطع و بر حق را کاملا حفظ کنند.

3-7 رئیس جمهور محترم و تیم مذاکره کننده می بایست حقایق مربوط به مذاکرات را صادقانه و به طور کاملا شفاف در هر مقطع از مذاکرات به آگاهی مردم ایران برسانند. نادیده گرفتن این نیاز مبرم، تریبون های اطلاع رسانی را در اختیار دشمنان انقلاب قرار خواهد داد و باعث بدبینی و دلسردی مردمی خواهد شد که تداوم انقلاب بیش از هر چیز به حمایت و مشارکت فعال آنان نیازمند است.

با طرح این ملاحظات کلی، نویسنده یادداشت حاضر، توفیق دبیر محترم شورای امنیت ملی و سایر اعضاء گروه مذاکره کننده ایرانی را در مذاکرات پیش رو با کشورهای 1+5 آرزومند است.
منبع: عدالتخانه