نامه سرگشاده 28تن از کارکنان معترض انتشارات سوره مهر خطاب به هنرمندان

مستحضريد که چندي پيش جمع کثيري از کارکنان انتشارات سوره مهر، پس از طي تمامي مسيرهاي ممکن براي اصلاح روند مديريت مجموعه انتشارات، به نشانه اعتراض و براي نشان دادن عمق مشکلاتي که انتشارات با آنها مواجه است، بطور موقت دست از کار کشيدند. گذشته از اينکه مديريت انتشارات و مسؤولين مربوطه به جاي توجه […]

مستحضريد که چندي پيش جمع کثيري از کارکنان انتشارات سوره مهر، پس از طي تمامي مسيرهاي ممکن براي اصلاح روند مديريت مجموعه انتشارات، به نشانه اعتراض و براي نشان دادن عمق مشکلاتي که انتشارات با آنها مواجه است، بطور موقت دست از کار کشيدند. گذشته از اينکه مديريت انتشارات و مسؤولين مربوطه به جاي توجه و اقدام براي حل مشکلات, انواع برخوردهاي زشت چون تهديد، تطميع، عدم پرداخت حقوق معوقه و … را عملي کردند, اما آنچه مهم است دلايل اقدام اين جمع و تکرار اين روند در طول سال‌هاي فعاليت حوزه است؛


نامه سرگشاده 28تن از کارکنان معترض انتشارات سوره مهر
¬¬¬¬¬¬¬¬¬
هنرمندان و نويسندگان محترم حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي
با عرض سلام و احترام؛
مستحضريد که چندي پيش جمع کثيري از کارکنان انتشارات سوره مهر، پس از طي تمامي مسيرهاي ممکن براي اصلاح روند مديريت مجموعه انتشارات، به نشانه اعتراض و براي نشان دادن عمق مشکلاتي که انتشارات با آنها مواجه است، بطور موقت دست از کار کشيدند. گذشته از اينکه مديريت انتشارات و مسؤولين مربوطه به جاي توجه و اقدام براي حل مشکلات, انواع برخوردهاي زشت چون تهديد، تطميع، عدم پرداخت حقوق معوقه و … را عملي کردند, اما آنچه مهم است دلايل اقدام اين جمع و تکرار اين روند در طول سال‌هاي فعاليت حوزه است؛ روندي که متأسفانه طي اين سال ها منجر به حذف نيروهايي شده است که از روي صدق نيت، نهايت تلاش خود را در جهت خدمت به هنر و ادبيات انقلاب کرده‌اند و جالب اينکه در جريان همه اين برخوردها با سيدحسن حسيني ها و قيصر امين‌پورها و … ، در کنار عاملين، حضور پررنگ بايعين, تابعين و يا آناني که به اين حذف‌ها راضي شدند و يا در مقابل آن سکوت اختيار کردند، نيز ديده مي‌شود.
از اين رو, اين نامه جهت تنوير افکار عمومي و بويژه اطلاع شما هنرمندان گرانمايه – که مسائل انتشارات، ارتباط وثيقي با حقوق و انتظاراتتان داشته است – منتشر مي‌شود و اما دلايل اين اقدام:
تسلط نگاه مالي بر حوزه هنري و متعاقب آن انتشارات
افسارگسيختگي معاونت اداري – مالي حوزه هنري و نقش پررنگ اين مجموعه در «اداره» و تعيين اولويت‌هاي حوزه, خطرناک‌ترين و شايد اصلي‌ترين معضلي است که گريبانگير حوزه شده است. تسط افراد بي‌مايه, ناآشنا با فرهنگ و «حجره دار صفت» بر اين مجموعه که معاون اداري مالي حوزه هنري در رأس آنها قرار گرفته است, کار را به جايي رسانده که امروز در حوزه هنري, «کارکنان اداري و خدماتي» بر «هنرمندان» و «آشپزخانه» بر «انتشارات» و « نگاه بنگاهي» بر «نگاه کارگاهي» ارجحيت و اولويت پيدا کرده است. در اين معرکه, مديران دفاتر توليدي حوزه – که سازماندهان اصلي هنرمندان در حوزه‌اند – ناگزيرند امورات مالي, کاري و اداري خود را با کساني تنظيم کنند که هيچ گونه فهمي از فحواي فعاليت‌شان ندارند و چهره‌هايشان گواه بي اطلاعي و در برخي موارد, ضديت‌شان با انديشه‌هاي فرهنگي است.
1. ناتواني مديريت شرکت در اداره امور مالي
اجراي قانون کاپيتولاسيوني اداره امور مالي سوره مهر توسط شرکت اسوه در حدي که مدير مالي –  اداري انتشارات نيز توسط ايشان مشخص مي شود از سويي و عدم اشراف و مسامحه مديرعامل انتشارات در مقابلِ اقدامات نادرست مديران مالي مجموعه، کار را به جايي رسانده است که سال گذشته, علي رغم ورود بيش از يک ميلياردو پانصد ميليون تومان وجه نقد به انتشارات  از محل فروش محصولات و ارائه خدمات، انتشارات از پرداخت حق التأليف ها و در پاره اي اوقات، حقوق کارکنان خود نيز ناتوان بوده است. در واقع «مديريت از طريق اعداد و ارقامِ امور مالي»  در کنار «مديريت از طريق گردش به اطرافِ مديرعامل»، انتشارات را علي رغم فعاليت قابل قبول بدنة آن، به مجموعه اي همواره بدهکار و بدون برنامة مالي تبديل کرده است. لطمه هاي بزرگ ديگري که اين مسآله به شرکت وارد کرده، عبارتند از:
• عدم امکان محاسبه قيمت تمام شده توليدات
• عدم امکان بودجه ريزي و متعاقب آن برنامه ريزي توليد
• ثبت نادرست اسناد مالي و مغايرت هاي شديد مالي در انتهاي هر سال که همواره با تدابير غيرمنطقي مديريتي! حل و فصل مي شود
• بهم ريختگي حساب ها و درگيري متعدد با طرف هاي تجاري به همين دليل
2. بي اطلاعي, چندشغلگي و اداره هيأت مديرة صوري توسط مديرعامل
اعضاي هيات مديره انتشارات که باز متأسفانه توسط معاون اداري مالي حوزه – و اين‌بار در سمت مدير امور مجامع حوزه هنري – منصوب مي‌شوند، همگي در چندشغله بودن، اختصاص کمترين وقت ممکن به مجموعه انتشارات – از هفته اي حداکثر بيست ساعت براي يک عضو صاحبِ امضا تا سالي يک جلسه براي ديگران! – بي‌اطلاعي از روند کاري انتشارات و محتواي آثار، عدم همراهي آرماني با اهداف سوره مهر و عدم درک مسائل بدنه فعال انتشارات مشترکند. و البته به همين دليل مديرعامل انتشارات با پرداخت حقوق ايشان و پاسخگويي به حوائج موردي‌شان چون چاپ کتاب "کجاوه سخن" – که در سال‌هاي اخير به‌دليل برخورد سازمان‌هاي مافوق، تجديدچاپ آن متوقف شد – از ايشان صرفا به عنوان ابزاري براي حفظ وجههٔ صوري انتشارات و تکميل اسناد و مدارک لازم‌الامضاي ايشان استفاده مي‌نمود.
3. عدم همراهي مديرعامل با بدنة فعال انتشارات در برخورد با مشکلات
 مديرعامل انتشارات طي ساليان پيشرفت فعاليت‌هاي اين جمع معترض, همواره به عنوان يک ناظر عمل کرده و در جريان درگيري‌هاي داخلي که گروه با بخش‌هاي مختلف شرکت به‌دليل کارشکني يا ناتواني آنها داشت، همواره در جايگاه وساطت قرار مي‌گرفت و همواره منتظر چيرگي يکي از دو طرف بر ديگري و نهايتاً حمايت از وي بود. اين نوع مديريت اگرچه با آنچه که از يک مديريت حق‌گرا انتظار مي‌رود بسيار متفاوت بود اما به‌هرحال تا زماني که سطح برخوردها از حدِ شرکت فراتر نرفته بود، قابل تحمل مي‌نمود، اما پس از اصلاحات اساسي در داخل و لزوم همراهي مجموعه‌هاي بيروني مؤثر بر امور شرکت (همانند شرکت اسوه و معاونت اداري مالي حوزه هنري) براي تداوم پيشرفت