با تأسيس دفتر بايد در انتظار وقوع انقلاب سوم و تسخير مجدد لانه جاسوسي شيطان بزرگ باشيد

پاسخ به شبهات و اتمام حجت/بیانیه تفصیلی تشکل دانشجویی آرمان درباره احیای روابط و تأسیس دفتر حافظ منافع آمریکا:

بیانیه تفصیلی تشکل دانشجویی آرمان درباره احیای روابط و تأسیس دفتر حافظ منافع آمریکاگفته میشود رهبری بر این مسئله نظارت دارند، مگر رهبری در زمان دولت اصلاحات و تعلیق فعالیتهای هسته ای نظارت نداشتند؟ آیا سیره عملی امام و رهبری که  برپایه دیدگاه فقهی و دینی، تصمیمگیری بر اساس ظرفیت موجود در جامعه  و استفاده از نظر کارشناسی است، هنوز درک نشده؟ تصمیم به پایان جنگ به دلیل خالی بودن جبهه از نیرو و نظر کارشناسی فرماندهان سیاسی و نظامی و توصیه امام به زدن اولین ناو جنگی..

برائة من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین
سیاست خارجی دولت نهم با تغییر ادبیات در سیاست خارجی درمواردی نظیر دفاع از حقوق ملت ابران در زمینه انرژی هسته¬ای، حمله به مبانی دروغین تشکیل رژیم اشغال¬گر قدس(هولوکاست)، تکرار سخن حضرت امام پیرامون محو اسرائیل از روی نقشه، در ابتدای عمر خود موجی از بیداری در سراسر جهان اسلام ایجاد کرد. و البته در اين مسير اتخاذ ديپلماسي فعال و تهاجمي از سوي دولت موفقيتهاي چشمگيري نيز به همراه داشت كه ثابت مي كرد هر كجا مسئولان كشور ديپلماسي فعال و انقلابي را جايگزين ديپلماسي انفعالي كرده اند، علي رغم هياهوي رسانه‏هاي استكباري دستاورد جمهوري اسلامي بسيار چشمگير بوده است.
اما امروز با نهايت تاسف بايد سوال نمود كه اكنون كه ملت و مسئولان ديپلماسي كشور ارزش و كارايي ديپلماسي عزتمندانه و مقاومت در برابر زورگويان جهاني  را  به خوبي لمس كرده اند چرا هر از چند گاهي بار ديگر زمزمه هاي بازگشت به ديپلماسي انفعالي و غربگرا شنيده مي شود؟! اين روزها تاکیدات مکرر مبنی بر شکستن  قطع رابطه  30 ساله با امریکا و مذاکره ملت ایران با آمریکا نگرانی¬های جدی برای فرزندان انقلاب به وجود آورده است. حتی این امر برای کاسه لیسان آمریکا فرصتی را فراهم کرده که بگویند می¬توان موضع گیری تند علیه امریکا داشت، در عین حال هم با او رابطه برقرار کرد.اخیراً نیز زمزمه‏های گشایش دفتر حفاظت منافع آمریکا در تهران به گوش می‏رسد، که بررسی انگیزه‏های مختلف تفکرات وجریان‏های مختلف کشور از طرح این مسئله می‏تواند زوایای مختلف آن را آشکار سازد:
1) عده‏ای از این باب بر طبل افتتاح دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران می‏کوبند که به این دفتر به شکل روزنه‏ای برای ارتباط دو ملت ایران وآمریکا می‏نگرند. این عده که با انگیزه‏های متعالی در قبال مردم آمریکا احساس تکلیف می‏کنند، ساده ‏انگارانه، برقراری این سطح از رابطه را در راستای آشنایی ملت آمریکا با اسلام ناب محمدی (ص) و گامی در جهت ضربه زدن به آمریکا از طریق ساماندهی مخالفین داخلی آمریکا می‏دانند.طرفداران این اندیشه باید پاسخ دهند که جمهوری اسلامی تا به حال از این امکان در کشورهایی که حتی در آنها سفارت هم دارد- نظیر اروپا و یا حتی کشورهای جهان اسلام – تا چه اندازه بهره برده است؟ این در حالی است که دشمنان انقلاب اسلامی همواره ثابت کرده‏اند که در بهره‏گیری از ساز و کارهای دو جانبه‏ی این چنینی همواره پیش قدم بوده‏اند وگوی سبقت را از آقایان وزارت خارجه ربوده‏اند. مذاکرات ایران و آمریکا بر سر مسئله‏ی عراق گواه روشنی بر این مدعاست. به هر حال به جاست که مروجان این طرز تفکر که به نظر می‏رسد از همفکران رئیس‏جمهور هم به شمار می‏آیند، راه‏حل‏های معقولتری برای تحقق چنین انگیزه‏هایی برگزینند. مگر نه این است که رهبری داشتن نمایندگی آمریکا در ایران را تنها محل سازماندهی اقدام علیه ما و رفت و آمد آزادانه و بی¬دغدغه¬ی جاسوس¬ها خواندند؟ نکند که آقایان با انگیزه‏های خیر خواهانه  و از روی ساده‏لوحی آب به آسیاب دشمن بریزند و ایجاد پایگاهی را برای مدیریت انقلاب مخملی در داخل ایران پایه گذاری کنند؟
2) اما گروهی دیگر که ظاهراً از دلسوزان نظام ومدعیان اصولگرایی شمرده می‏شوند، چون به نسبت واقعی ایران وآمریکا واقف نیستند، گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا را بابی در جهت رقابت ایران و آمریکا بر سر منافع خود و مدیریت دشمنی طرفین در راستای ایجاد رضایت دو جانبه بلند مدت ارزیابی می‏کنند، غافل از آنکه انقلاب اسلامی که تجلی حاکمیت خدا در زمین را دنبال می‏کند، در ذات خود نفی استکبار و تمامی مظاهر آن را به همراه دارد. به این معنا که بر اساس مبانی توحیدی، همزیستی انقلاب اسلامی ایران و شیطان بزرگ عملاًغیرممکن و نشدنی است. متأسفانه این باورغلط که سعی دارد رابطه ایران و شیطان بزرگ را به رابطه دو ابر قدرت مثل آمریکا و شوروی تنزل دهد، به شدت در حال گسترش است. غافل از آنکه رابطه ایران و استکبار بر اساس رقابت بر سر منافع نیست، این رابطه همانند رابطه نور و ظلمت است، که بود یکی منجر به نبود دیگری است. و رویارویی متقابل این دو برای حذف یکدیگر اجتناب ناپذیر است، مگر زمانی که یکی از طرفین از هویت الهی و یا شیطانی خود دست بردارد.
اینان که سعی دارند با یکسان شمردن رفتار خصمانه اروپا و آمریکا در قبال ایران، و با شاهد گرفتن رابطه‏ی ایران و اروپا، رابطه ایران و آمریکا – در تمامی سطوح- را نیز تئوریزه کنند، باید بدانند که انقلاب اسلامی در سطح ایدئولوژیک، همان قدر که به نابودی شیطان بزرگ می اندیشد، حذف و نابودی ایادی آن مثل انگلیس، آلمان و یا فرانسه را نیز دنبال می کند. وعلت برقراری رابطه با اروپا در سطوح دولتی از این بابت است که از یک سو این کشورها همچون ایالات متحده به عنوان تجلی تمام عیار استکبار شناخته نمی شوند، و از سوی دیگر اگرچه این کشورها به هر نحو که بتوانند به ایران ضربه می زنند ، ولی این ضربات صبغه رسمی وعلنی ندارد. بنا براین حتی مذاکرات با اروپا نیز تنها زمانی سودمند خواهد بود که در جهت ضربه زدن هر چه بیشتر به آنها پیش رود.
اگر این عزیزان علیرغم شعارهای انقلابی‏شان هنوز در اسارت تحلیل‏های ناتوان سیاسی درمانده‏اند، و توان فهم عمق انقلاب را ندارند، به جاست که رهنمود‏های رهبری را نصب العین قرار دهند، تا لااقل از باب ولایت پذیری هم که شده ناآگاهانه به این انق
لاب الهی خیانت نکنند. به راستی کدام یک از شروط 22 گانه رهبر معظم انقلاب در باب رابطه با آمریکا تغییر کرده است؟ «نشانه¬های قلدری و سلطه¬ی ناحق» به خاموشی گراییده است؟ آمریکا دیگر «مظهر ستم به ملت¬های ضعیف عالم» نیست؟ «دخالت در کار دولت¬ها و کشورها» را ترک کرده است؟ «حمایت از رژیم‏های نامشروع و فاسد» را رها نموده است؟ به «ستیزه با نهضت¬های آزادی¬خواهانه و بیداری ملت¬ها» پایان داده است؟ «دشمنی با ملت مسلمان ایران و ملت¬های به پا خواسته¬ی مسلمان» را از دستور کار خود خارج کرده است؟ «سیاست¬های مبنی بر زور و ظلم و فشار و خشونت با جمهوری اسلامی» را قطع کرده است؟ «پشتیبانی از رژیم صهیونیستی » را ترک کرده است؟ «به اصلاح روش-های غلط» خود مبادرت ورزیده است و به تعبیر امام راحل«آدم شده است؟» دیگر «خود را قیم دنیا» نمی¬داند؟ «دروغ» و «فریب» و «جنایت» را کنار نهاده است؟ «خاطرات جنایت¬ها در مورد مردم ایران و بالاخص زدن هواپیمای مسافربری و مسدود کردن دارایی¬هایی ایران را جبران کرده است؟» «توبه» نموده است؟ «فاجعه آفرینی برای دنیا» را ترک کرده است؟ «رابطه گرگ و میش»ای او با ما از بین رفته است؟ دیگر «خصومت وقیحانه و آشکار»، علیه ما به اجرا در نمی¬آید؟ «ارتباط برابر، متوازن، دوستانه و همراه با احترام متقابل» شکل گرفته است؟ «دخالت در امور داخلی و اعمال نفوذ» را کنار گذاشته شده است؟ جمهوری اسلامی «جهاز تبلیغاتی برای خنثی کردن تبلیغات امریکا» یافته است؟
3) و اما دسته سوم که دو دهه سخن از حل تمام مشکلات از طریق مذاکره¬ی با امریکا می¬زدند، شادمانه تبلیغ به سکوت می‏کنند که مبادا سخنانشان اعتراض انقلابی‏ها را برانگیزد، و پروژه‏ی ارتباط با آمریکا ناکام رها شود.این عده که اساساً به دشمنی ایران و آمریکا معتقد نیستند، وسعی دارند با نهادینه سازی گفتمان لیبرال دمکراسی راه را برای تعاملات جدی با آمریکا باز کنند، باید دریابند که حتی اگر رقبای آنها در جناح مقابل به حاکمیت تمام عیار اسلام در جامعه ایمان نداشته باشند، ملت ایران این مهم را پذیرفته‏اند و دیروز برای تحقق آن شهید داده‏اند و امروز نیز ابایی از جهاد و شهادت ندارند.
می گویند که ما در تحریم و تحت فشاریم، نشنیده¬اند سخن امام راحل را که «اگر درهای تمام دنیا به روی ما بسته شود، باب رحمت الهی باز است.» و این که «ما این انزوا را با آغوش باز استقبال می کنیم… ما باید منزوی شویم تا مستقل بشویم تا آزاد شویم. ما از انزوای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ابداً باک نداریم، برای اینکه میزان، ملت ها هستند و ملت ها با ما هستند.» نشنیده¬اند سخن رهبر فرزانه انقلاب را که «اینطور نیست که وقتی رابطه نباشد همه¬ی راه¬ها به روی ما بسته است» و  این روشنگری که «دادن وام آمریکا به کشورها برای خرید محصولات کمپانی¬های اوست»
گفته می¬شود حمله¬ی امریکا جدی است، به تعبیر رهبری حضرات یا الفبای سیاست را نمی‏دانند یا الفبای غیرت را که نمایش قدرت مانع تهدید دشمن و باعث عقب نشینی اوست! نشنیده¬اند کلام رهبری را که آمریکا به بسیاری از کسانی که با او رابطه دارند بدترین خیانت¬ها را کرده است؟ ندیده¬اند عراقی را که با امریکا رابطه داشت و اشغال هم شد؟ نشنیده¬اند سخن رهبری را که دشمنی با مذاکره حل نمی¬شود، آمریکا به دنبال منافع خود در ایران است و کلام دیگر ایشان که مذاکره در شرایط تهدید اعلام ضعف با صدای بلند است را نشنیده¬اند؟ نخوانده¬اند سخن ایشان را که روابط، مانع سخت¬گیری و ظلم کردن و بد کردن ابرقدرت¬ها نمی¬شود، رابطه برای تحمیل منافع امریکا است آمریکا اگر می¬توانست نظام ما را سرنگون بکند، تا کنون می¬کرد چه آن¬که عمل¬کرد گذشته او به ویژه در پاناما نشان داده وقتی بتواند لحظه¬-ای فروگذار نخواهد کرد. به فرض هم که حمله¬ی نظامی قطعی باشد، راه جلوگیری از آن ایستادگی و تزریق روحیه مقاومت نظیر حزب الله لبنان است یا عقب نشینی؟ آقايان بايد بدانند كه همين ترس از امريكا،خودش از هزار بار مردن بدتر است.وآنها قبل ازمرگ از ترس از مرگ مرده اند.چرا که با توهمات ساخته‏ي آمريكا به سر مي برند و نه با شور وشعور حسيني.
 و اما در میان جریان طرفدار انقلاب با طرح شبهاتی عملا این جریان را فلج نموده‏اند و از عمل به تکلیف انقلابی‏اش بازداشته¬اند؟ شبهاتی نظیر اینکه گفتمان این دولت با دولت¬های قبلی تفاوت کرده¬است؟ سوال این جاست آیا دولت آمریکا فرقی کرده است؟ آیا ما با آمریکا کف مشترکی یافته ایم؟ و آیا این خطر که دلال رابطه با امریکا هم به آن تصریح کرده بود، یعنی "ادبیات تند ضمن سازش با آمریکا"، جدی نشده است؟ ادبیات جدید در سیاست خارجی که به مدد چند موضع گیری شخصی رییس جمهور و یکی دو چهره انقلابی در دستگاه سیاست خارجی ایجاد شده است، آیا این¬چنین رنگ نمی¬بازد؟
حتی بعضی از نیروهای مومن، ساده لوحانه درخواست مذاکره¬ی امریکا از ایران در مورد عراق و مسائل اخیر را نشانه¬ی ضعف امریکا اعلام می¬کنند، و احمقانه¬تر، آن¬ها که با درس نگرفتن از عدم تفاوت موضع مسئولان آمریکایی سخن از نرم¬تر بودن دموکرات¬ها از جمهوری-خواهان و امکان مصالحه¬ی  با آنان می¬رانند! مگر این تصریحات مکرر در زمان بوش پدر و بیل کلینتون تکرار نشده بود و رهبر معظم انقلاب همه¬ی آنها را فتنه نخوانده بودند؟! مذاکره تنها دامی است در دست جمهوری‏خواهان تا دمکرات‏‏ها را به بی ثمر بودن آن متقاعد سازند، و افکار عمومی آمریکا را به سمت برخورد