رفتن به بالا

بايد تعادل آيت‌الله خامنه‌اي به هم بريزد!

بايد ترتيبي داد كه تعادل آيت‌الله خامنه‌اي به هم بريزد، آن گونه كه اين اتفاق در سال 1997 رخ داد و آقاي خاتمي به طور غير منتظره، گوش به‌زنگ يك طغيان نارضايتي مردمي، رئيس جمهور شد. آنچه كه ما اكنون به آن نياز داريم تكرار رواني واقعه 1997 است.

عدالتخانه – گروه تحلیل بین الملل
ترجمه: امیر دانش

مقدمه مترجم: متن زير ترجمه مقاله‌اي است به قلم رائول مارك گرچت كه در تاريخ 20 فوريه 2008 به عنوان سرمقاله در روزنامه نيويورك تايمز منتشر گرديد. گرچت بين سال‌هاي 1985 الي 1994 به عنوان كارشناس امور خاورميانه در سازمان جاسوسي ايالات متحده خدمت كرده، در سال 2001 مديريت "ابتكار عمل در خاورميانه" به عنوان بخشي از پروژه "قرن جديد آمريكا" را به عهده داشته و هم اكنون علاوه بر سردبيري مجله ويكلي استاندارد براي نشرياتي چون آتلانتيك مانتلي، وال‌استريت جورنال و نيويورك تايمز مقاله‌‌هاي كليدي مي‌نويسد. گرچت هم چنين نويسنده كتاب "سفر يك جاسوس به ايران انقلابي" (1997) مي‌باشد و نظرات وي در مورد مسائل خاور ميانه خط مشي استراتژيك هيئت حاكمه ايالات متحده را تشريح مي‌كند. با اين كه 5 ماه از تاريخ نگارش مقاله گرچت در نيويورك تايمز مي‌گذرد، وقايع اخير در رابطه با مذاكرات ايران با گروه 5+1 و حضور نماينده آمريكا در آخرين دور اين مذاكرات و بحث بازگشائي دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران، اينها و اولتيماتوم‌هاي پي‌درپي عليه ايران به وضوح نشان مي‌دهد كه دولت سلطه‌طلب آمريكا تا حد بسيار زياد از خطوط ترسيم شده در اين مقاله پيروي مي‌كند. 

پراگ – 20 فوريه 

برای آنهائی که مثل من فکر می‌کنند روحانیون در ایران هرگز نمی‌بایست زرادخانه‌ای از تسلیحات اتمی را در اختیار داشته باشند، مسیر اقدامات ایالات متحده می‌بایست روشن باشد: دولت بوش باید گفتگوی مستقیم و بدون شرط ما بین واشنگتن و تهران را ترغیب کند. به لحاظ استراتژیک، سیاسی و اخلاقی، چنین جلساتی به ما کمک خواهد کرد که روشن‌تر فکر کنیم. باز‌های سیاست خارجی به چنین گفتگوهائی می بایست به عنوان تدارک اساسی برای حملات احتمالی نظامی علیه تجهیزات اتمی روحانیون ایران نگاه کنند. 

در میان نخبگان ایران این تفاهم وجود دارد که موضع سرسختانه در مورد مساله هسته‌ای ثمربخش بوده است: غنی‌سازی اورانیوم که بیشترین نیاز بخش صنعتی توسعه سلاح هسته‌ای را شامل مي‌شود، به سرعت پیشرفت کرده است. هم چنین، برآورد غيرمنتظره و خشنودكننده "سازمان‌هاي امنیت ملی" دولت بوش در ماه نوامبر مبنی بر این که "تهران

در پائیز 2003 برنامه تسلیحات اتمی خود را متوقف کرده است" به قاطعیت غرب برای اعمال تحریم‌های اقتصادی فلج کننده لطمه زد، چه رسد به تهدید آمریکا برای استفاده از زور علیه تهران. 

و اين شاید بهترین خبر برای ایران باشد: "قضاوت های کلیدی" طبقه‌بندي نشده برآورد اطلاعاتي آشکار می سازد که سازمان مركزي اطلاعات و سازمان امنیت ملی از منابع انسانی و فنی در دوائر داخلی برنامه هسته‌ای ایران برخوردار نیستند. ملاها كه از وضعيت سازما‌ن‌هاي اطلاعاتي آمريكا كاملا آگاه هستند و شبكه سازمان مركزي اطلاعات(سيا) را قبلا قيمه قيمه كرده‌اند، قطعا متوجه اين موضوع هستند. مناظره بزرگ آمریکائی در مورد این که در خصوص ظرفیت هسته‌ای ایران چه باید کرد، مناظره‌ای که ممکن است بیش از عراق منجر به شکاف بین آمریکائی‌ها و اروپائی‌ها شود، مي‌تواند قبل از سال آینده با تلافي‌جوئي به صحنه باز گردد. اين جريان به سرعت براي دولت بعدي دردسرساز خواهد شد. 

به نظر می‌رسد که مذاکرات تنها طریقی است که ما می‌توانیم قبل از این که خیلی دیر شود برای مواجه با این تهدید به آن متوسل شویم. طریقی که دولت در حال حاضر در پیش گرفته است، عملا جواب نمي‌دهد. چین و روسیه به دلائل خودخواهانه و بدنهادي از تحریم های سخت حمایت نخواهند کرد. چنين موضعي در مورد آلمانی‌های محصور در تجارت و انگلیسی‌ها كه به شکلی فزاينده به خود مشغولند و نسبت به آمريكا به ديده شك نگاه مي‌كنند نيز صادق است. واشنگتن و پاریس نمی توانند نقش پلیس بد را به تنهائی ایفا کنند. اگر بنا بر این داریم که روحیه پیروزی در تهران و تولید سانتریفیوژها در نطنز را تضعيف کنیم، باید كاري كنيم كه قاطعیت تمامی اين نیروها بازسازي شود و با یک سونامی تحریم‌ها به ایران ضربه بزنیم. 

با این وجود، پاسخ بیشترین تعداد از بازهاي آمریکائی به این وضعیت آشفته چه بوده است؟ دعا. آنها اساسا منتظر این هستند که رژیم روحانیت مرتکب عملی احمقانه شود تا آنها بتوانند این آگاهی را در میان مردم آمریکا دامن بزنند که ملاها نباید بمب داشته باشند. صحیح، روحانیون ایرانی اغلب کار‌هاي غلط را در زمان صحیح انجام داده اند، از کمک به بمب گذاران برج‌های الخبر در عربستان سعودی در سال 1996 و سفارتخانه‌های ما در آفریقا در سال 1998 گرفته تا گروگان‌گیری ملوان‌های نیروی دریائی انگلستان در سال گذشته. این امکان وجود دارد که تهران که می‌خواهد در عراق و افغانستان صدمات بزرگي به ما بزند، مجددا از یک حمله تروریستی که باعث کشته شدن تعداد کافی‌ از آمریکائیان خواهد شد، حمایت کند و در اين صورت حملات نظامی پيشگيرانه علیه تجهیزات اتمی ایران، اجباري خواهد شد.
لکن ایرانیان از این امر آگاه هستند. آنها می دانند که در آخرین مقطع از بسط قدرت هسته‌اي قرار گرفته‌اند: آنها احتمالا به اندازه کافی خونسردانه عمل خواهند کرد تا حمله پیشگیرانه را
برای ایالات متحده دشوار کنند. 

بنابراین، بهترین دلیل برای رائه پیشنهاد آغاز مذاکرات به تهران این است که رژیم به احتمال قریب به یقین به هر پیشنهاد جهت عادی سازی روابط دست رد خواهد زد. در اواخر دهه 1990، رئیس جمهور بیل کلینتون تقریبا به رئیس جمهور اصلاح طلب ایران، محمد خاتمی، التماس کرد که به گفتگو بنشینند. ملاها که می‌دانستند آقای کلینتون نقش تهران در بمب‌گذاری برج‌های الخبر را کم اهمیت جلوه می‌دهد، این پیشنهاد را رد کردند. از آن به بعد، سیاست‌های داخلی ایران سخت‌تر شده است. در ماه ژانویه، آیت الله علی خامنه ای، مقام مافوق روحانی ایران، این ایده کاملا محبوب در میان مردم عادي ايران که جمهوری اسلامی می‌بایست با شیطان زنده مجددا رابطه برقرار کند را رد کرد. 

اگر ملاها نخواهند مذاکره کنند، ایرادی ندارد: ارائه پيشنهاد جهت مذاكرات چيزي است كه قبل از اين كه رئيس جمهور بعدي بتواند از نيروي هوائي و دريائي عليه ايران استفاده كند، مي بايست در نظر گرفته شود. براي اين كه تهديد استفاده از زور عليه ايران دوباره از اعتبار برخوردار شود، اين نياز وجود دارد كه بين تعداد بيشتري از دموكراتها و جمهوريخواهان اين تفاهم به وجود آيد كه ايران مجهز به سلاح هسته‌اي غير قابل تحمل است. اگر كاخ سفيد با انرژي بيشتري سعي كند به يك راه حل ديپلماتيك در خصوص تهديد هسته‌اي دست يابد، اگر نشان دهد كه خواست خود را به گوش ايرانيان "عملگرا" و "معتدل" رسانده و باز هم پاسخي را كه مي‌خواسته دريافت نكرده است، آن وقت راه حل نظامي احتمالا براي عده بيشتري از آمريكائيان قانع‌كننده خواهد بود

ممكن است منتقدين هر گونه مذاكرات اين گونه پاسخ دهند كه بعيد نيست ايرانيان از اين روش برخورد استقبال كنند، لكن استقبال آنها صرفا به گفتگو در سطح پائين محدود خواهد بود و شامل مذاكرات در واشنگتن و تهران نخواهد شد. در اين صورت ملاها مي‌توانند ايالات متحده را در مذاكرات بي‌معني و وقت‌گير درگير كنند، و اين در حالي است كه رژيم ايران غني‌سازي اورانيوم را تكميل خواهد كرد، شعاع برد و دقت موشك‌هاي باليستيك خود را افزايش خواهد داد و طراحي كلاهك‌هاي هسته‌اي‌اش را جلو خواهد برد. 

خب كه چی؟ به غير از مذاكرات مستقيم اين همان چيزي است كه كم و بيش هم اكنون دارد اتفاق مي‌افتد. آيا رئيس جمهور مك كين مذاكرات بيهوده را تحمل خواهد كرد؟ احتمالا خير. باراك اوباما يا هيلاري كلينتون چطور؟ شايد. آقاي اوباما و خانم كلينتون ممكن است ترجيح دهند شاهد هسته‌اي شدن حكومت ملاها باشند تا اين كه بخواهند از حملات بازدارنده استفاده كنند. اما اگر اين مسيري است كه آنها در پيش خواهند گرفت، مخالفين‌شان كار زيادي در اين مورد نمي‌توانند انجام دهند. تنها چيزي كه احتمالا مي‌تواند نظر آنها را تغيير دهد مذاكرات در خصوص مسائل بزرگي خواهد بود كه دو كشور را از هم جدا نگهداشته است. ملاقات با رهبران ايران احتمالا بهترين راه براي تبديل كبوترها به بازها است. 

مدت مديدي است كه ايالات متحده از به‌راه انداختن جنگ عقايد عليه ايران در مورد پيشنهادي كه از هر چيز ديگر بيشتر از آن وحشت دارند قصور كرده است: بازگشائي سفارت آمريكا. واشنگتن بزرگترين منبر ترسناك در دنيا را در اختيار دارد و با اين حال ما با دشمني از روحانيون مواجه هستيم كه دائما عليه تهاجم ارزش‌هاي آمريكائي در شريان جامعه ايران طعنه مي‌زند. در بين نخبگان حاكم در ايران تفاوت‌هاي عميق اجتماعي، فرهنگي و سياسي وجود دارد، چه رسد به تفاوت‌هاي اين طبقه با مردم عادي در ايران. برخي از اين تفاوت‌ها ممكن است تأثير اساسي بر پيشرفت برنامه تسليحات هسته‌اي ايران داشته باشد. راه اين كه اين تفاوت‌ها به طور فزاينده تشديد شود اين است كه قدرت نرم و سخت آمريكا به‌كار گرفته شود. 

بايد ترتيبي داد كه تعادل آيت‌الله خامنه‌اي به هم بريزد، آن گونه كه اين اتفاق در سال 1997 رخ داد و آقاي خاتمي به طور غير منتظره، گوش به‌زنگ يك طغيان نارضايتي مردمي، رئيس جمهور شد. آنچه كه ما اكنون به آن نياز داريم تكرار رواني واقعه 1997 است: وارد كردن يك شوك به سيستم روحانيت كه ايران را مجددا به بحث‌هاي جدي باز كند. 

در برخورد با ملاها، هميشه عاقلانه است كه خط يكي از شجاع‌ترين روحانيون مخالف، وزير كشور سابق، عبداله نوري دنبال شود. وي در سال 1999، رژيم را به خاطر ترس ارگانيك از ايالات متحده به تمسخر گرفت. او گفت آيا انقلاب آن قدر ضعيف است كه نمي‌تواند در مقابل برقراري روابط مجدد با ايالات متحده دوام بياورد؟ 

اگر كونداليزا رايس، رژيم ايران را اين گونه به چالش بكشد، در تهران حالت ميخكوب ايجاد مي‌شود. ميليون‌ها ايراني از طريق تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي اين صحبت‌ها را خواهند شنيد: اسلام يك دين بزرگ است، ايالات متحده با تمامي ملت‌هاي مسلمان به غير از جمهوري اسلامي رابطه دارد، ما با هوگو چاوز روابط ديپلماتيك داريم و ديپلمات‌هاي آمريكائي در كوبا حضور دارند. چرا جمهوري اسلامي از ما اين همه هراس دارد؟ آيا رژيم تا اين اندازه شكننده است؟ رئيس جمهور خاتمي به دفعات اظهار داشت كه خواستار "گفتگوي تمدن‌ها" مي‌باشد. ايالات متحده مي‌بايست بالاخره بگويد، "باشد، بيائيد شروع كنيم." 

اگر دولت بوش از اين گونه
ادبيات ديپلماتيك در مقابل روحانيون حاكم بهره بگيرد، دنياي آنها را به هم خواهد ريخت
. خير، اين قطعا بدين معني نيست كه ايران غني سازي اورانيوم را متوقف خواهد كرد، و يا اين كه آن را به تعليق در خواهد آورد. لكن، يك برخورد جديد مطمئنا ايالات متحده را در حالت تهاجمي و ايران را در حالت دفاعي قرار خواهد داد. حداقل، ما بدون شك به لحاظ سياسي و اخلاقي از موقعيت بهتر برخوردار خواهيم شد. از آن جايگاه براي دولت بعدي آسان‌تر خواهد بود كه اگر ناگزير باشد مأموريت ملاها براي دسترسي به بمب را از طريق نظامي متوقف كند.