بی تفاوتی و بی اعتمادی جنبش دانشجویی، تهدیدی برای هر نظام است ولو مقدس و دینی!

نامه سرگشاده دانشجویان پیگیر مبارزه با زمین خواری سیرجان به دبیر شورای امنیت ملی

بی تفاوتی بدنه دانشجویی نظام، تهدید بالقوه ای است که بیش از هر چیز به نفع استکبار جهانی و دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام ناب محمدی(ص) خواهد بود. سکوت و صرف تماشاگری شورای امنیت ملی و علی الخصوص خواص و نخبگان جامعه، چیزی جز جولان بیشتر جریان های خزنده مفاسد را به همراه نخواهد داشت…

جناب آقای دکتر جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی!
عدم برخورد قاطع و ریشه برانداز با قضات متخلف، برخورد و تهدید نمایندگان مجلس از سوی برخی جریانهای مشکوک در دستگاه قضایی، بی اهتمامی برخی نهادهای نظارتی و بازرسی در برخورد با مفسدین اقتصادی و مسئولین متخلف، مصلحت سنجی های غیر منطقی برخی نهادها و ارگانها در برخورد با متخلفان و از سویی دیگر برخورد با نیروهای ارزشی و عدالت طلب، محدود کردن فضای انتقاد و آزاد اندیشی در جامعه اسلامی، برخوردهای غیر اخلاقی و حذفی و حذف صورت مسأله مفاسد اقتصادی برخی مسئولان متخلف، هزینه مند کردن شدید فعالیت های انتقادی و حتی دانشجویی، برخورد با فعالان دانشجویی و تشکلهای دانشجویی منتقد و مستقل متعهد، عدم مجوز دادن به تشکلهای دانشجویی منتقد از سوی وزارت علوم پرمدعا و انتقادناپذیر، برخورد با عدالتخواهان و منتقدان و معترضان ارزشمدار از سوی نیروهای دولتی و امنیتی دولتی و حکومتی بدون پاسخگویی و ارائه دلایل قانع کننده، تماس با خانواده های دانشجویان معترض و منتقد متعهد و تهدید آنها به اخراج از دانشگاهها، توهین به منتقدان و برنتافتن هر گونه انتقاد و اعتراضی و حتی مخالف و معاند دانستن آنها از سوی برخی مسئولان دولتی و حکومتی! و دامن زدن به فضای بی تفاوتی به انقلاب اسلامی، کشور و نظام جمهوری اسلامی، نمونه کوچکی از مسائلی بود که ما بارها آنها را طی این سه سال و در دوران روی کار آمدن دولت نهم در جامعه و دانشگاه ها مشاهده کرده ایم.
تسامح و تساهل با متخلفان دولتی و حکومتی، نظارت ضعیف بر عملکرد آنها و همچنین عدم برخورد قاطعانه با متخلفین و مفسدین اقتصادی باعث شده است که آنها جولان بیشتری در جامعه بدهند. آنچه که در تاریخ، همه این اعمال و رفتارها، به اشتباه، به پای اصولها و ارزشها و گفتمان عدالت نوشته می شود. آنچه ما را بر آن داشت تا نامه ای سرگشاده برای شما بنویسیم نگرانی و دغدغه و تهدیدات بالقوه و حتی بالفعل شده ای است که مدتهاست تلاشی جدی برای رفع آنها صورت نگرفته است. اگرچه شاید این نامه، برای شما و دیگر مسئولین تلخ و تند باشد اما شنیدن و خواندن آن، برای هر مدعی عدالت و پایبند به اصول اسلامی و ارزشی، ضروری و حیاتی است و علی الخصوص از دولت و دولتمردانی که با شعار عدالت گستری و مبارزه با مفاسد روی کار آمدند!
از منظری دیگر، این نامه هم از باب اینکه جنابعالی بر ضرورت اعتمادسازی حاکمیت، گسترش دیپلماسی مردمی و نقش عظیم امید و اعتماد مردم به حکومت و همراهی شان در پیشبرد اهداف آن حکومت تأکید می کردید و از نقش هر کدام از عوامل تقویت کننده بنیانهای هر حکومت مطلعید، برایتان نگاشته می شود. امید که شما و همکارانتان، امنیت ملی و تهدیدات ملی را از این منظر هم مورد توجه قرار دهید و در صدد اصلاح این گونه سیاست ها و رویکردها و برخورد با عملکردهای غلطی بر آئید که نقش و حضور مجموعه تحت امرتان در حل و فصل آنها، انکار نشدنی است. پیش از این هم نامه های سرگشاده ای خطاب به رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه و رئیس دادگاه ویژه روحانیت نوشته شده است و ادامه خواهد یافت تا مسئولان کشور بدانید همواره جمعی از دانشجویان منتقد و ارزشی، همواره آرمانهای انقلاب و اسلام را از آنها مطالبه می کنند، و همگان در قبال اتفاقی که در کشور می افتد و لو جزئی و ناچیز، با شدت و ضعف، مستقیم و غیر مستقیم، به نوعی مسئولند و مورد بازخواست قرار می گیرند.
جناب آقای جلیلی!
بهانه اصلی سخن، ماجرای زمین خواری سیرجان، برخورد با معترضین و طلاب و دانشجویان و جوانان عدالت طلب این منطقه، عدم برخورد با زمین خواران و مفسدین این شهر و کوتاهی و مسامحه و شاید همکاری مسئولین دولتی و امنیتی منطقه و استان کرمان است. قضیه زمین خواری سیرجان و پیگیری های علیرضا جهانشاهی، طلبه انقلابی و متعهد این منطقه، چند سالی است که رسانه ای شده و پیگیری آن به یکی از مسائل مهم جریان عدالتخواه و ارزشمدار کشور، تبدیل شده است. مسئولان مختلفی آن هم در سطوح مختلف وعده پیگیری دادند ولی کو تا عمل!
مسئولان منطقه و استانی، زمین خواری صورت گرفته برخی دستگاههای دولتی و امنیتی منطقه و استان را تأیید کردند که در رسانه های کثیرالانتشار و خبرگزاری ها و سایتهای خبری تحلیلی منتشر شد. اما دریغ از برخورد با زمین خوران و مسئولان متخلف و مسامحه کار منطقه و استان!

دبیر شورای امنیت ملی!
نام جهانشاهی را شاید این طرف و آن طرف، شنیده اید همو که تمام تلاشهای قانونی وی و همراهانش در این چهارسال اخیر نتیجه لازم را نداده و فقدان عزم و اراده در برخورد با مفسدین و زمین خواران این منطقه را بر همگان آشکار کرده است! اما وی اینطور نبوده که به خاطر بی ارادگی و سکوت مسئولان، پیگیری هایش را متوقف کند! راهها و شیوه های مختلفی را امتحان و اجرا کرد، نشد ولی عزمش جزم تر و اراده اش قویتر شد که تا پای جان خویش بر سر این مسأله پافشاری کند که صد البته چنین کرد.
خلاصه اینکه، او کوتاه نمی آید تا اینکه برخی نهادهای دولتی و امنیتی این شهرستان و حتی استان از وی شکایت می کنند و وی به جرم "تشویش اذهان عمومی" ـ یعنی همان عدم سازشکاری ـ به زندان می افتد، بدون اینکه جرمش را به وی و خانواده اش به صورت رسمی اعلام کنند و شاکیانش را به وی معرفی کنند. پنجاه روز زندانی می شود. همگان فکر می کردند که وی با یک زندان رفتن و برگشتن، مبارزه با فساد